به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، با ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی، معماری وارد مرحلهای تازه شد که در آن معنا و کارکرد، همزمان با زیباییشناسی مورد توجه قرار گرفت. برخلاف بسیاری از سنتهای پیشین که بناها را بیشتر بهعنوان نماد قدرت سیاسی یا سلطنتی میدیدند، معماری اسلامی بر اجتماع، معنویت و نظم تأکید داشت.
یکی از مهمترین دستاوردهای اسلام در معماری، شکلگیری مسجد بهعنوان یک الگوی نوین ساختمانی بود. مسجد صرفاً محلی برای عبادت نبود، بلکه کارکردهای آموزشی، اجتماعی و حتی سیاسی را نیز در بر میگرفت. عناصری مانند جهتگیری دقیق بنا به سوی مکه، صحنهای وسیع برای گردهمایی، منارهها بهعنوان نشانههای شهری و محراب بهعنوان نقطه تمرکز معنوی، بعدها به شاخصهای معماری اسلامی در سراسر جهان تبدیل شدند. مساجدی چون مسجد جامع دمشق، مسجد قرطبه و الازهر قاهره، نمونههایی هستند که الگوی آنها در مناطق مختلف تکرار و بومیسازی شد.
در حوزه تزئینات و زیباییشناسی، معماری اسلامی تحولی بنیادین ایجاد کرد. پرهیز از تصویرگری انسانی در فضاهای مذهبی، باعث شد معماران و هنرمندان به سراغ هندسه پیچیده، نقشمایههای گیاهی و خوشنویسی بروند. این رویکرد، نهتنها به خلق الگوهای بینهایت و هماهنگ انجامید، بلکه پیوندی عمیق میان معماری و ریاضیات برقرار کرد. بسیاری از مورخان هنر بر این باورند که پیشرفتهای هندسی در معماری اسلامی، بعدها از طریق اندلس و سیسیل به اروپا راه یافت و بر تزیینات و تفکر معماری دوره رنسانس اثر گذاشت.

نور نیز در معماری اسلامی نقشی فراتر از یک عنصر فنی پیدا کرد و به مفهومی نمادین تبدیل شد. استفاده هوشمندانه از نور طبیعی از طریق حیاطها، گنبدها، پنجرههای مشبک و عناصر سایهانداز، فضایی آرام و معنوی ایجاد میکرد که با اقلیمهای گرم و خشک نیز سازگار بود. این نگاه به نور بهعنوان عنصری معنابخش، بعدها در بسیاری از بناهای مذهبی و حتی معماری مدرن الهامبخش شد.
اسلام همچنین بر شکلگیری شهرها تأثیر عمیقی گذاشت. شهر اسلامی بر اساس مقیاس انسانی، حفظ حریم خصوصی، سازگاری با اقلیم و پیوند نزدیک میان کاربریهای مختلف شکل میگرفت. کوچههای باریک، خانههای حیاطدار، بازارهای سرپوشیده و نزدیکی فضاهای مسکونی به مراکز مذهبی و تجاری، ساختاری را ایجاد کرد که امروز از آن بهعنوان نمونهای پیشرو از شهرسازی پایدار یاد میشود. شهرهایی چون اصفهان، قاهره و سمرقند، نمونههای شاخص این الگو به شمار میآیند.
از سوی دیگر، معماری اسلامی نقش مهمی در حفظ و انتقال دانش معماری تمدنهای پیشین ایفا کرد. معماران مسلمان با بهرهگیری از میراث یونانی، رومی، بیزانسی و ایرانی، فنون ساخت طاق، گنبد و سازههای پیچیده را توسعه دادند و این دانش را از طریق جهان اسلام به اروپا منتقل کردند. بسیاری از پژوهشگران، این روند را یکی از زمینههای شکلگیری معماری رمانسک و گوتیک در غرب میدانند.
امروزه نیز تأثیر معماری اسلامی در رویکردهای نوین طراحی قابل مشاهده است. تأکید بر پایداری، استفاده از الگوهای هندسی پیشرفته، توجه به نور و اقلیم و اولویتدادن به فضاهای جمعی، مفاهیمی هستند که ریشه در سنت معماری اسلامی دارند و در آثار معماران معاصر جهان بازتاب یافتهاند.

معماری اسلامی از همان آغاز، نور را صرفاً یک عنصر فنی نمیدانست، بلکه آن را ابزاری برای ایجاد معنا، آرامش و تجربه فضایی میپنداشت. در متون معتبر، از جمله آثار اولگ گرابار، نور به عنوان نمادی از حضور الهی معرفی شده و نقش آن در شکلدهی به فضا و حرکت و تجربه معنوی انسان برجسته شده است. این نگاه فلسفی بعدها در معماری مدرن بازتاب یافت، جایی که معماران به جای تکیه بر تزئینات، به خلق معنا از طریق فضا و نور پرداختند.
یکی از ابتکارات مهم معماری اسلامی، استفاده از نور فیلتر شده و غیرمستقیم بود. عناصر معماری مانند مشربیهها، مقرنسها، گنبدها و صحنهای مرکزی، نور خورشید را به گونهای نرم و تدریجی وارد فضا میکردند و با ایجاد بازی سایه و روشنایی، تجربهای آرام و دلنشین برای کاربران فراهم میآوردند. این روش بعدها توسط معماران مدرن برای ایجاد فضاهای بدون نور مستقیم و یکنواخت و خلق حس آرامش و سکون در بناها به کار گرفته شد.
حیاطهای مرکزی نیز از جمله نوآوریهای شاخص معماری اسلامی بودند که نور را به مرکز ساختمان هدایت میکردند و امکان ایجاد فضایی روشن و در عین حال خصوصی را فراهم میآوردند. در معماری مدرن، استفاده از حیاطهای داخلی در موزهها، دانشگاهها، ساختمانهای دولتی و مجتمعهای مسکونی نشاندهنده اقتباس مستقیم از این مفهوم است و امروز به عنوان یکی از راهبردهای روشنایی طبیعی و طراحی پایدار شناخته میشود.
نقش معماری اسلامی در انتقال این مفاهیم به اروپا و جهان مدرن از طریق مناطق اندلس و مدیترانه نیز قابلتوجه است. بناهایی همچون الحمرا نمونههای بارزی از مهارت در مدیریت نور با استفاده از بازتاب، سایه و ریتم فضایی هستند که معماران اروپایی با دیدن آنها ایدههای نوینی در طراحی روشنایی و فضاهای داخلی گرفتند.

این تأثیرگذاری نه تنها در سبکهای مدرن اروپا و آمریکای شمالی، بلکه در آثار معماران شاخص قرن بیستم مانند لوکوربوزیه، لوئیس کان و تادائو آندو نیز قابل مشاهده است. لوکوربوزیه پس از سفر به شمال آفریقا در نوشتههای خود به اهمیت سایه و روشنایی، بازی نور و حجم اشاره کرد، لوئیس کان مفهوم «نور به عنوان حضور فضا» را به کار گرفت و تادائو آندو نیز با استفاده از دیوارهای ضخیم و بازشوهای کنترلشده، اصول نورپردازی اسلامی را در معماری مینیمالیستی ژاپنی بازتاب داد.
اصول مدیریت نور در معماری اسلامی به معماری پایدار و طراحی اقلیمی مدرن نیز راه یافت. کنترل نور، کاهش نیاز به روشنایی مصنوعی و ایجاد تهویه طبیعی در ساختمانها، همگی نمونههایی از انتقال اندیشههای سنتی اسلامی به جهان معاصر هستند.

نور و فضا در مسجد القرویین فز؛ الهامبخش معماری مدرن
مسجد القرویین که در سال ۸۵۹ میلادی تأسیس شد، نهتنها محلی برای عبادت بلکه مرکزی برای آموزش و فعالیتهای اجتماعی بود. این مسجد با توسعه تدریجی خود، شامل حیاطهای لایهای و گذرگاههای باریک شهری شد که امکان ورود نور به فضای داخلی را فراهم میکرد و در عین حال، بافت شهری متراکم اطراف را مدیریت میکرد. این طراحی به معماران این امکان را میداد که فضاهای داخلی روشن و دلنشین باشند بدون آنکه نور مستقیم و آزاردهنده وارد شود یا حریم افراد نقض شود.
یکی از ویژگیهای شاخص این مسجد، استفاده از پنجرههای مشبک و شبکهای است که نور خورشید را به آرامی و به صورت پراکنده وارد فضا میکند. این تکنیک باعث ایجاد بازی سایه و روشنایی میشود که در طول روز تغییر میکند و تجربهای معنوی و آرامشبخش برای نمازگزاران و دانشجویان فراهم میآورد. در عین حال، این پنجرهها حریم خصوصی فضاهای آموزشی و مذهبی را حفظ کرده و از تابش مستقیم و حرارت بیش از حد جلوگیری میکنند.

حیاطهای داخلی نیز نقش کلیدی در هدایت نور به عمق ساختمان دارند و مانند چاههای نوری عمل میکنند که حتی فضاهای دور از نورگیرهای خارجی را روشن میکنند. این راهکار علاوه بر تأمین نور، در تعدیل دمای محیط و ایجاد آسایش حرارتی نیز مؤثر است و نشاندهنده درک دقیق معماران اسلامی از شرایط اقلیمی منطقه است.
تأثیر این شیوه طراحی در معماری مدرن به وضوح دیده میشود. امروزه بسیاری از ساختمانهای دانشگاهی، مجتمعهای مسکونی و فضاهای عمومی از حیاطهای مرکزی به عنوان منابع نور طبیعی استفاده میکنند. همچنین پنجرههای مشبک و نماهای فیلترکننده نور که در معماری پایدار به کار میروند، الهام گرفته از همان تکنیکهای سنتی اسلامی هستند که در مسجد القرویین به کار گرفته شده است.
معماران بزرگی مانند تادائو آندو و لوئیس کان نیز از این ایدهها بهره بردهاند؛ جایی که نور بهعنوان عنصری تعیینکننده برای تعریف فضا، حرکت و احساس در ساختمان به کار میرود و تنها برای روشنایی صرف استفاده نمیشود. مسجد القرویین نشان میدهد که معماری اسلامی نهتنها زیبایی و معنویت بناها را شکل داده است، بلکه با ارائه مفاهیم دقیق نورپردازی و طراحی فضایی، الهامبخش نسلهای بعدی معماران و بنیانگذار اصولی است که در معماری مدرن و پایدار امروز نیز کاربرد دارد.

نور و هندسه در مسجد اعظم کوردوبا؛ الهامبخش معماری رنسانس و مدرن
مسجد کوردوبا که در دوران خلافت اموی در قرن هشتم میلادی ساخته شد و در قرون بعدی توسعه یافت، دارای یک شبستان ستوندار وسیع است که با صدها ستون و طاقهای قرمز و سفید متناوب پوشیده شده است. این طراحی نهتنها از نظر سازهای استادانه است، بلکه تعامل نور و سایه در فضای داخلی را به شکلی منحصر به فرد فراهم میکند. نور خورشید از طریق پنجرههای بالایی و همچنین حیاطهای مرکزی وارد فضا میشود و پس از عبور از ستونها و طاقها، روشنایی ملایم و پراکندهای ایجاد میکند که فضایی آرام و معنوی برای نمازگزاران و بازدیدکنندگان فراهم میآورد.
الگوی تکراری ستونها و طاقها باعث میشود نور به بخشهای مختلف فضای شبستان تقسیم شود و سایهها به صورت ریتمیک روی کف و دیوارها حرکت کنند، حس بینهایت و آرامش را در ذهن بیننده تداعی میکند. علاوه بر این، رنگهای قرمز و سفید طاقها عمق بصری و ریتم فضایی را تقویت میکند و نور را منعکس میکند و حرکت آن در طول روز را زنده میسازد.

این شیوه نوآورانه در مدیریت نور و فضا، تأثیر عمیقی بر معماری اروپای رنسانس گذاشت. معماران اسپانیایی و ایتالیایی با الهام از مسجد کوردوبا، مفهوم فضاهای وسیع با طاقهای تکراری و نور ملایم را در کلیساها، کاخها و سالنهای عمومی خود به کار بردند. استفاده از نور غیرمستقیم و کنترل شده در فضاهای معنوی، یکی از ویژگیهایی بود که از مسجد کوردوبا به معماری مدرن و معاصر منتقل شد.
مسجد اعظم کوردوبا نشان میدهد که نور و هندسه در معماری اسلامی نهتنها به جنبههای زیباییشناسی محدود میشود، بلکه وسیلهای برای ایجاد فضاهای معنوی، ریتمیک و تجربهمحور است. این دستاوردها، الهامبخش نسلهای بعدی معماران در اروپا و جهان شده و همچنان در طراحی فضاهای مدرن و مساجد معاصر بازتاب دارد.



نظر شما