به گزارش خبرگزاری ایمنا، در سالهای اخیر محور مقاومت مسیر متفاوتی را نسبت به گذشته طی کرده است. اگر در مقاطع پیشین، هر یک از اضلاع این محور بیشتر بهصورت مستقل و متناسب با شرایط داخلی خود واکنش نشان میدادند، امروز نشانههای روشنی از حرکت به سمت همافزایی و هماهنگی دیده میشود، این تغییر رویکرد، حاصل تجربههای میدانی و هزینههایی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی در نقاط مختلف منطقه متحمل شدهاند.
طی ماههای گذشته بهویژه در روزهای اخیر گروهها و رهبران مقاومت بارها و بهصورت علنی حمایت خود را از جمهوری اسلامی ایران اعلام کردهاند. این حمایتها تنها در سطح پیامهای سیاسی باقی نمانده، بلکه بهتدریج به بخشی از معادله بازدارندگی تبدیل شده است. در نگاه محور مقاومت، ایران نهتنها یک بازیگر منطقهای، بلکه ستون اصلی این جبهه و تکیهگاه راهبردی آن محسوب میشود.

در همین چارچوب، تشدید تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، بهویژه ادبیات مستقیم علیه رهبر معظم انقلاب اسلامی، واکنشهای کمسابقهای را در میان رهبران مقاومت به دنبال داشته است. دبیرکل حزبالله لبنان با صراحت اعلام کرده است که تهدید علیه رهبر انقلاب، تهدید علیه میلیونها انسان و در نتیجه تهدید علیه کل محور مقاومت است؛ موضعی که پیام روشنی دارد: این تهدید نمیتواند بیپاسخ بماند.
آیت الله عیسی قاسم رهبر شیعیان بحرین نیز روز گذشته با صدور بیانیه ای اعلام کرد آیتالله خامنهای شخصیتی است که از نظر علمی، معنوی و سیاسی در اوج قلههای رفیع قرار دارد؛ رهبری که میلیونها نفر از مردان و زنان بزرگ در ایران جان خود را فدای او میکنند و فرمان او را فرمان دین میدانند که تخلف از آن جایز نیست.
وی همچنین ترامپ را عامل هراس گسترده جهانی دانست و سیاستهای افسارگسیخته رئیسجمهور آمریکا و رویکرد ویرانگر همهجانبه او برای تحقق سلطهجویی استکباری بر جهان را خطری جدی برای جهان عنوان کرد.

علاوه بر این انصارالله نیز یمن اعلام کرد درصورت حمله آمریکا به ایران، تمام ناوگان و شناورهای آمریکا در دریای سرخ را غرق خواهیم کرد.
این جنبش همچنین همزمان با نزدیک شدن ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن آمریکا به نزدیکی آب های سرزمینی ایران، برای اولین بار تصاویری از حملات هوایی خود به نفت کش انگلیسی صهیونیستی مارلین در سال گذشته منتشر کرد.
چرا پاسخ منسجم اهمیت دارد؟
واقعیت این است که دشمنان محور مقاومت همواره تلاش کردهاند اضلاع این جبهه را از یکدیگر جدا کرده و هرکدام را بهصورت مستقل تحت فشار قرار دهند. تجربه نشان داده است که هر زمان این راهبرد موفق بوده، هزینههای سنگینی به مقاومت تحمیل شده و هر زمان که پاسخها هماهنگ و همزمان بوده، طرف مقابل ناچار به عقبنشینی شده است.
پاسخ منسجم به این معناست که تجاوز یا تهدید علیه هر عضو محور مقاومت، از لبنان و فلسطین گرفته تا ایران و یمن، بهعنوان تهدید علیه کل این جبهه تلقی شود. چنین رویکردی هزینه تصمیمگیری نظامی را برای آمریکا و رژیم صهیونیستی بهشدت افزایش میدهد و احتمال خطای محاسباتی را کاهش میدهد.
پیام وحدت به آمریکا و اسرائیل
یکپارچگی محور مقاومت، پیش از آنکه به معنای آغاز درگیری باشد، ابزار جلوگیری از جنگ است. وقتی دشمن بداند هر اقدام او میتواند واکنش همزمان و چندلایه در جبهههای مختلف را بهدنبال داشته باشد، از ماجراجویی پرهیز خواهد کرد. به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند وحدت عملی مقاومت، مهمترین عامل بازدارندگی در شرایط فعلی منطقه است.

سیدرضا صدرالحسینی، کارشناس مسائل غرب آسیا در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: امروز محورهای متعدد جبهه مقاومت به سطحی از آمادگی کامل در دفاع از حریم خود و مجموعه جبهه مقاومت دست یافتهاند. این آمادگی در شرایطی شکل گرفته که طی هفتههای اخیر، تهدیدات لفظی آمریکا علیه امالقرای اسلامی افزایش یافته است.
آمادگی کامل جبهه مقاومت در برابر تهدیدات آمریکا
وی افزود: پیروزی ملت ایران در جنگ دوازدهروزه برابر رژیم صهیونیستی و آمریکا، بهروشنی به مردم منطقه و جهان نشان داد که جریانهای مقاومت از انسجام، توان و اراده لازم برخوردارند. در همین راستا، رهبران شاخص جبهه مقاومت با صدور بیانیهها، ایراد سخنرانیها و ارسال پیام به رهبر معظم انقلاب اسلامی، آمادگی خود را برای انجام وظیفه در مسیر حفاظت از امالقری اعلام کردهاند.
پیام رهبران مقاومت؛ دفاع از امالقری یک مسئولیت فرامنطقهای است
کارشناس مسائل غرب آسیا گفت: در این میان میتوان به سخنرانیهای سید بدرالدین و شیخ نعیم قاسم اشاره کرد که با شجاعت و صراحت، ضمن ارائه تحلیلی دقیق از شرایط نظام بینالملل و تحولات منطقه، بر ضرورت تقویت جبهه مقاومت در راستای حفظ امالقری تأکید کردند. این مواضع نشاندهنده استقلال تصمیمگیری و شجاعت جبهه مقاومت در رویارویی با آمریکا است.
استقلال راهبردی مقاومت؛ عبور از هژمونی آمریکا
صدرالحسینی تصریح کرد: تجربه تهاجمات گذشته آمریکا و رژیم صهیونیستی بهخوبی ثابت کرده است که هر یک از اضلاع جبهه مقاومت توان دفاع مؤثر از خود را داشته و در موارد متعدد، قدرت و اقتدار خود را به دشمنان تحمیل کردهاند.
شکست میدانی آمریکا در برابر محور مقاومت
وی خاطرنشان کرد: نمونه بارز این واقعیت، رفتار دولت ترامپ در ماههای گذشته است؛ جایی که آمریکا برای جلوگیری از تداوم ضربات شکننده ارتش ملی یمن، موضوع آتشبس را مطرح کرد و برای مدتی حمایتهای خود از رژیم صهیونیستی را کاهش داد، چراکه در مدت کوتاهی چندین ناوچه، ناو و پهپاد آمریکایی دچار آسیب جدی شدند.
عقبنشینی تحقیرآمیز آمریکا از برد موشکهای یمن
این کارشناس مسائل منطقه تأکید کرد: حتی رئیسجمهور وقت آمریکا ناچار شد برای دور شدن از موشکهای دقیق و نقطهزن ارتش ملی یمن، فاصلهای نزدیک به هفت هزار مایل از موقعیت پیشین خود عقبنشینی کند؛ اقدامی که نشاندهنده عمق آسیبپذیری نیروهای آمریکایی در منطقه است.

جنگ روانی آمریکا؛ نمایش قدرت بدون توان واقعی
صدرالحسینی اظهار کرد: در شرایط کنونی، تهدیدات آمریکا و نمایش تحرک ناوها و هواپیماهای نظامی بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، تلاشی برای ایجاد سایه جنگ روانی علیه ملت ایران است؛ موضوعی که حتی با انتقادهای جدی مخالفان داخلی آمریکا، از جمله جریانهای همحزبی جمهوریخواهان، روبهرو شده است.
بازدارندگی عملی ایران و مقاومت؛ سد راه ماجراجویی نظامی
وی گفت: با توجه به شرایط موجود، آمادگی همهجانبه جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت به سطحی رسیده که هرگونه تهاجم نظامی را با بازدارندگی عملی روبهرو میکند و همین واقعیت، اصلیترین عامل جلوگیری از ماجراجوییهای نظامی علیه ایران است.
جنگ همچنان باید با آمادگی برای جنگ پاسخ داده شود.
در همین راستا مهدی خانعلی زاده پژوهشگر و کارشناس مسائل منطقه نیز در یادداشتی نوشت: در ادبیات آکادمیک روابط بینالملل، آن چیزی که جلوی وقوع جنگ را میگیرد، «آمادگی برای جنگ» است؛ یعنی برخلاف روایت عمومی در فضای سیاسی داخل کشور که «دیپلماسی» را مسیر جلوگیری از وقوع جنگ معرفی میکند، این «میدان» است که پیشرو در تحقق صلح است.

وی افزود: در همین راستا و با بررسی اخبار روزهای اخیر در زمینهی تنش میان ایالاتمتحده و ایران، مشخص شد آن چیزی که فعلاً رئیسجمهور آمریکا را از اقدام نظامی - حتی به صورت محدود - علیه ایران منصرف کرده، اعلام رسمی تهران مبنی بر مقابلهی واقعی و حتی پیشدستانه با آن بوده است. در بیانیهی شورایعالی دفاع به صورت شفاف بیان شده بود که نه تنها «هر اقدام» بلکه هرگونه «تلاش برای اقدام» را هم با پاسخ مستقیم نظامی و میدانی ایران روبرو خواهد شد.
این کارشناس مسائل منطقه تاکید کرد: همین رویکرد صحیح و منطبق بر علم روابط بینالملل بود که زمینه را برای تغییر فاز دونالد ترامپ علیه کشورمان فراهم کرد و فرآیندی که خبر از یک جنگ قطعی در منطقه را میداد، در لحظه تعلیق کرد. اما این دستاورد را نباید دائمی و قطعی ارزیابی کرد.
خانعلی زاده یادآور شد: در واقع هرگونه کوتاهی در ادامهی این راهبرد درست که منجر به ایجاد بازدارندگی برای کشورمان شده، میتواند دوباره انگیزههای طرف غربی برای تهاجم به منافع ملی ایران را شعلهور کند. باید تاکید کرد که هر اقدامی که منجر به شُل شدنِ راهبردِ دست به ماشه علیه منافع آمریکا در منطقه شود، کمک به شکلگیری جنگ دوم علیه ایران خواهد بود. در این زمینه، هشیاری کامل دستگاه دیپلماسی به منظور دوری از تلههایی مانند مذاکرات جدید هستهای را نیز باید یادآوری کرد. جنگ همچنان باید با آمادگی برای جنگ پاسخ داده شود.
وی تصریح کرد: اقدام نظامی آمریکا یا اسرائیل علیه لبنان، عراق یا یمن آغاز اقدام نظامی علیه ایران است، یعنی اولین روز جنگ علیه بیروت، بغداد و صنعا اولین روز در مسیر آماده سازی جنگ علیه تهران خواهد بود. بر همین مبنا اگر طی روزهای آینده شاهد اقدام نظامی واشنگتن علیه این کشورها بودیم، نباید آن را نشانه دور شدن جنگ از کشورمان بدانیم.
این کارشناس مسائل منطقه تاکید کرد: جنگ ایران و آمریکا آغاز شده و باید نسبت به رویدادهای منطقه هم واکنش جنگی داشت. امکان دارد که راهبرد جنگ فراگیر ایران طرف آمریکایی را به این نتیجه برساند که ابتدا با تهدید و ایجاد فضای رسانه ای تهران را منفعل کند و سپس به سراغ اعضای شبکه مقاومت برود، در برابر این طراحی باید هوشیار بود.
به گزارش ایمنا، مجموع مواضع رهبران جبهه مقاومت و تحلیلهای کارشناسی نشان میدهد منطقه در حال ورود به مرحلهای تازه از بازدارندگی است؛ مرحلهای که در آن، وحدت به مهمترین ابزار مهار تهدید تبدیل شده است. تأکید بر واکنش منسجم، نه به معنای گسترش جنگ، بلکه تلاشی برای افزایش هزینه هرگونه تجاوز و جلوگیری از خطای محاسباتی آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
در چنین فضایی، حمایت علنی و مستمر محور مقاومت از ایران و رهبری آن، پیامی روشن به دشمنان مخابره میکند: تهدید علیه یک ضلع این جبهه، بهمثابه تهدید علیه کل منظومه مقاومت تلقی خواهد شد. به نظر میرسد همین فهم مشترک، عامل اصلی حفظ بازدارندگی و جلوگیری از ورود منطقه به یک بحران فراگیر جدید باشد.



نظر شما