۵۰ سال فراق؛ مادر و دخترانی که سرانجام به هم رسیدند

مادری ۸۶ ساله که بیش از ۵۰ سال از سه فرزند دختر خود بی‌خبر بود، پس از سال‌ها فراق سرانجام توانست با کمک ثبت احوال آن‌ها را پیدا کند و در آغوش گرم خود بگیرد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از کردستان، قصه‌ها و داستان‌هایی که با واژه مادر گره می‌خورد همیشه شنیدنی و خواندنی است، به ویژه اینکه اگر حکایت از سال‌ها فراق داشته باشد، این بار داستان زندگی مادری را می‌خوانیم که بیش از ۵۰ سال فراق سه فرزند دخترش را تجربه کرده است و پس از این همه سال موفق می‌شود آن‌ها را دوباره دیدار کند.

این مادر (کنیز خوشکاب) نام دارد و متولد سال ۱۳۱۸ است؛ دیدارمان با او در اتاق مدیرکل ثبت احوال استان کردستان رقم خورد، آرام و صبور روی صندلی نشسته و در دست راست عصایی را گرفته بود.

با اینکه بیش از ۴۰ سال است در شهر سنندج زندگی می‌کند، اما بیشتر به زبان عربی صحبت می‌کند، دخترش (اخلاص) هم همراه او است و با او به صورت روان عربی تکلم می‌کند.

از این مادر می‌خواهم که داستان زندگی خود را برای ما شرح دهد، تا هرکجا که حافظه یاری می‌کرد با زبان کُردی صحبت کرد و گهگداری نیز با کمک دخترش جملاتی را به زبان عربی به کلامش اضافه می‌کرد.

۵۰ سال فراق؛ مادر و دخترانی که سرانجام به هم رسیدند

از ایران تا نجف؛ سال‌های ابتدایی زندگی مادر

خانم خوشکاب می‌گوید: با مادرم که اصالتاً اهل مشهد بود در زمان کودکی به نجف عراق عزیمت کردیم، پدرم در آنجا فوت کرد و مادرم هم بین ایران و عراق در رفت آمد بود، در سن ۱۰ سالگی شوهرم دادند، همسرم هم ایرانی بود اما با هم اختلاف زیادی داشتیم و از زندگیم راضی نبودم.

وی ادامه می‌دهد: سه فرزند دختر (نوریه، لیلی و خیریه) از این همسرم داشتم و در حالی که فرزند دختر چهارمم (امل) را باردار بودم به خانه یکی از اقوام مادرم پناه بردم، آنجا کم کم خیاطی می‌کردم، فرزندم هم به دنیا آمد و سپس از همسرم جدا شدم.

این مادر می‌گوید: پس از مدتی برای بار دوم ازدواج کردم و مجبور شدیم به ایران بیاییم، چون در زمان عبدالسلام (رئیس‌جمهور وقت عراق) ایرانی‌ها را از نجف اخراج و به ایران وارد کردند و از همسر دومم که سنندجی الاصل نیز بود، پنج فرزند دختر دارم.

شرح ۵۰ سال فراق و شوق دیدار دوباره

وی می‌گوید: حدود ۵۰ سال بیشتر است که فرزندان همسر اولم را ندیده‌ام و اکنون که می‌خواهم آن‌ها را ببینم بسیار خوشحال هستم؛ در عین حال اشک از گونه‌هایش سرازیر می‌شود و می‌گوید قسمت بر این بوده است که حالا آن‌ها را ببینم.

خوشکاب اضافه می‌کند: سازمان ثبت احوال بسیار کمک کرد که فراق ما بعد از سال‌ها پایان پیدا کند، آن‌ها بودند که به ما خبر دادند دخترانم پیدا شده‌اند و بسیار از آن‌ها تشکر می‌کنم‌.

رد ادامه صحبتش را نمی‌تواند بگیرد و می‌گوید توان بازگویی این همه سال رنج و فراق برایم امکان‌پذیر نیست.

۵۰ سال فراق؛ مادر و دخترانی که سرانجام به هم رسیدند

دختران همسر دوم، سنگِ صبور مادر

دخترش «اخلاص» که از همسر دومش است، او را در ادامه صحبت‌های مادر همراهی می‌کند، اخلاص با مادر عربی صحبت و برای ما ترجمه می‌کند؛ وی می‌گوید: از اداره ثبت احوال با گوشی مادرم تماس گرفتند و اطلاع دادند که دخترانش پیدا شده‌اند، ما واقعاً از زحمات اداره ثبت احوال کردستان به‌ویژه آقای جوکار مدیرکل ثبت احوال استان تشکر می‌کنیم که زحمات زیادی در این راه کشیدند.

وی ادامه می‌دهد: مادرم شاید فکر می‌کرد دخترانش در عراق ماندگار شده‌اند و هیچ خبری از آن‌ها نداشت، هرچند در سال‌های گذشته هم با پدرم پیگیری کرده بودند تا خواهرانم را پیدا کنند، اما موفق نشده بودند.

اخلاص عنوان می‌کند: اینکه می‌خواهم بعد از سال‌ها دوری، سه خواهری را که تاکنون ندیده‌ام ببینم تمام بدنم به لرزه افتاده است، خیلی خوشحال هستم و لحظه شماری می‌کنم تا آن‌ها را ببینم؛ اخلاص هم اشکِ چشمان، راه صحبتش را برای لحظانی می‌بندد.

یکی از نکات جالب توجه دیگر که او اشاره کرد این بود که مادرم سه سال قبل و پس از ۸۵ سال، چهار برادر و یک خواهر خود را در تربت حیدریه پیدا کرد که در حال حاضر تنها خواهرش در قید حیات است.

خانم خوشکاب، پنج فرزند از همسر دوم خود به نام‌های (نزال، بتول، عایده، اخلاص و زمانه) دارد و کوچکترین فرزندش زمانه اکنون ۳۴ ساله است؛ در ادامه این فرزندان هم به جمع اضافه شدند. فقط جای «امل» خالی بود که او هم از همسر اول خانم خوشکاب بوده است، اما در کنار این پنج فرزند بزرگ شده است و اکنون در خارج از کشور زندگی می‌کند.

لحظه دیدار مادر و سه فرزند برای اولین‌بار بعد از نیم قرن

طی بیش از نیم قرن جدایی، تا این لحظه مادر و سه فرزند دخترش (نوریه، لیلی و خیریه)، هیچگونه صحبت و یا دیداری حتی تلفنی نیز با یکدیگر نداشته‌اند. کم کم خبر دادند که دختران گمشده از راه رسیده‌اند و نگاه‌ها کمی مضطرب و پر استرس شده بود تا اینکه دختران از در وارد شدند و یکی یکی مادر را در آغوش گرفتند.

شاید این جمع به حدود ۳۰ نفر هم می‌رسید، کمتر کسی اشک شوق از چشمش سرازیر نشده بود و همه با گریه‌های مادر و دختران اشک ریختند، پس از این لحظات فرزندان محو تماشای مادر شده بودند و انگار پایان سال‌ها دلتنگی برایشان قابل باور نبود؛ مادر هم یکی یکی اسم‌هایشان را صدا می‌زد و به آن‌ها لبخند نثار می‌کرد.

۵۰ سال فراق؛ مادر و دخترانی که سرانجام به هم رسیدند

چگونگی پیگیری یافتن نشانی از مادر

از لیلی که کار پیگیری را انجام داده است، خواستم که در مورد آن برایم توضیح دهد، وی عنوان می‌کند: من در انزلی زندگی می‌کنم، خواهران دیگرم «نوریه» در رشت و «خیریه» هم در تهران. ما با هم در ارتباط و رفت‌وآمد هستیم و از حال یکدیگر باخبر بوده‌ایم.

وی ادامه می‌دهد: خواهرانم نمی‌دانستند که پیگیر پیدا کردن مادرم شده‌ام، ماجرا وقتی آغاز شد که به ثبت احوال استان تهران مراجعه کردم، در آنجا متوجه شدم که اسم مادرم در سیستم ثبت نشده است، در حالی که اسمش در شناسنامه‌ام بود.

لیلی می‌افزاید: آقای لطفی در ثبت احوال تهران در این مسیر نقش بسیار مهمی ایفا کردند، از من پرسیدند «مادرت کجاست؟ گفتم مادرم در عراق است و من در ایران زندگی می‌کنم؛ سپس پرسیدند اگر مادرت را ببینی، او را می‌شناسی که گفتم چهره جوانی مادرم را همیشه در ذهن دارم، اما حالا که سنش بالا رفته، ممکن است تغییر کرده باشد.

لحظه‌ای مکث می‌کند و می‌گوید: پس از این صحبت‌ها، تصویر مادرم را روی صفحه مانیتور نشانم دادند، وقتی عکسش را دیدم، مطمئن شدم که او مادرم است، چون در صورت مادرم، خودم و خواهرانم را دیدم؛ آن لحظه دیگر هیچ شکی نداشتم و مطمئن شدم که او خود مادرم است.

لیلی ادامه می‌دهد: بعد از آن با آقای جوکار مدیرکل ثبت احوال استان کردستان تماس گرفتیم و با ایشان در ارتباط بودیم که واقعاً زحمات و مردانگی ایشان در این مسیر قابل تقدیر است.

۵۰ سال فراق؛ مادر و دخترانی که سرانجام به هم رسیدند

وی اضافه می‌کند: در ابتدا به خواهرانم چیزی از پیگیریم و پیدا شدن مادرم نگفته بودم، چون گفتم شاید این خبر صحت نداشته باشد چرا دلشان خوش شود و سپس ناامید شوند، این خبر را گذاشتم تا لحظه آخر که قطعی شد و وقتی مطمئن شدم که مادرم پیدا شده است با خواهرانم تماس گرفتم و این خبر بعد از ۵۰ سال برایشان بسیار خوشحال کننده بود.

لیلی که دختر دوم مادر خود است، می‌گوید: من ۶۴ سال دارم، نوریه ۶۶ ساله و خیریه نیز ۶۲ ساله است، ۹ ساله بودم که به ایران آمدیم، چون ما اصالتاً ایرانی بودیم، اما در زمان حکومت حسن بکر رئیس‌جمهور وقت عراق، ایرانی‌ها از عراق اخراج شدند و مجبور به ترک آن کشور شدیم، در آن زمان بود که مادرمان را گم کردیم و همیشه فکر می‌کردیم که مادرمان هنوز در عراق است.

وی در مورد توصیف لحظه شنیدن پیدا شدن مادرش عنوان میکند: وقتی خبر پیدا شدن مادرم را به من دادند، همان لحظه نتوانستم خودم را کنترل کنم و بی‌اختیار شروع به گریه کردم؛ بیرون رفتم، یک جا روی زمین نشستم و بسیار گریه کردم، آن لحظه اصلاً برایم قابل توصیف نیست.

لیلی در مورد وضعیت فعلی خود می‌گوید: الان سه نوه دارم، عروس و داماد دارم؛ خواهرانم هم همینطور، برای من دیدار دوباره مادرم، مهم‌ترین اتفاق زندگی‌ام است.

او می‌گوید: این اولین‌بار است که به سنندج آمده‌ام و اصلاً فکر نمی‌کردم روزی، چنین مسیری مرا به اینجا بکشاند، اما دیدن دوباره مادرم، یک دنیا برایم ارزش دارد.

۵۰ سال فراق؛ مادر و دخترانی که سرانجام به هم رسیدند

سهولت در پیگیری اطلاعات هویتی با سامانه‌های نوین ثبت احوال

علی جوکار، مدیرکل ثبت احوال استان کردستان به خبرنگار ایمنا ادامه می‌دهد: قضیه از این قرار است که یکی از فرزندان این خانم برای تعویض شناسنامه خود به اداره ثبت احوال مراجعه و اظهار می‌کند مادری دارد که بیش از ۵۰ سال است او را ندیده است و از سازمان درخواست می‌کند که در صورت امکان مادرشان را پیدا کنند.

وی می‌افزاید: با توجه به پروژه‌ای که همکاران ما در حال اجرای آن هستند با استفاده از سامانه سببی نسبی، درخواست ایشان پیگیری شد.

مدیرکل ثبت احوال کردستان ادامه می‌دهد: در حال حاضر سامانه سببی نسبی به صورت شجره‌نامه‌ای تمام اطلاعات خانوارهای کشور را در خود دارد و به کمک چنین درخواست‌هایی می‌آید؛ این سامانه به طور کامل اطلاعات پدر، مادر، همسر و فرزندان را ذخیره کرده است و به کاربران این امکان را می‌دهد که به راحتی اطلاعات مرتبط با اعضای خانواده خود را جست‌وجو کنند، به همین دلیل اطلاعات مربوط به مادر این خانم به سرعت قابل دسترسی و شناسایی بود.

جوکار تصریح می‌کند: با استفاده از این پایگاه اطلاعاتی، فرزند این خانم پس از بیش از ۵۰ توانست به راحتی اطلاعات مربوط به مادر خود را پیدا کند، اطلاعاتی که شامل آدرس و تمام مشخصات شناسنامه‌ای مادرش بود و از طریق سامانه سهیم در اختیار ایشان قرار گرفت.

وی اضافه می‌کند: این سامانه به طور کامل اینترنتی و موبایل‌محور است، به نحوی که هر فرد می‌تواند به راحتی وارد این سامانه شود و اطلاعات خانوار خود را مشاهده کند.

مدیرکل ثبت احوال کردستان تاکید می‌کند: پروژه سامانه سببی نسبی در حال حاضر خدماتی را که در گذشته تنها به صورت حضوری در اداره ثبت احوال انجام می‌شد در بستر فضای مجازی و اینترنتی فراهم کرده است، این سامانه به افراد این امکان را می‌دهد که از خدمات ثبت احوال به صورت راحت‌تر و سریع‌تر استفاده کنند.

به گزارش ایمنا، این داستان حکایت از صبر و امیدی داشت که پس از سال‌ها نتیجه داده و امید است این اتفاق برای همه کسانی که در جست‌وجوی عزیزان خود هستند، بیفتد و الهام‌بخشی برای یافتن گمشده‌ها باشد.

کد خبر 943320

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.