به گزارش خبرگزاری ایمنا، در دل مرودشت استان فارس، بزرگمردی زندگی میکرد که شاگردانش نه تنها درس ریاضی و فارسی میآموختند، بلکه درس ایمان، شجاعت و انسانیت را نیز از او میگرفتند؛ او حسین بابری بود، معلمی که هر روز با لبخند و صدای آرام و دلنشینش، قلب دانشآموزان را فتح میکرد و هر کلاسش پر از شور و انگیزه بود.
نامش ابتدا پژمان بود؛ نامی نیکو. اما عشق، عجیبترین تصمیمها را در انسان میپروراند. عشق به آن سید کربلا، آن فرزند علی، که تشنهلب بر لب فرات ماند. او عاشق آن قهرمان تشنه بود.
آنقدر عاشق که تصمیم گرفت هویت خود را با هویت او گره بزند. نامش را تغییر داد و شد حسین. آیا او میدانست که این تغییر نام، سرآغاز یک تغییر سرنوشت است؟ آیا میدانست که روزی باید مثل نام نویدش، با لب تشنه و بدنی زخمی، درس ایثار و فداکاری را به ما بیاموزد؟ این تغییر نام، یک انتخاب ساده نبود؛ این یک پیمان بود، پیمانی بسته با خون شهیدان که حالا نوبت خود حسین بود تا وفا کند.
حسین بابری متولد سال ۱۳۷۵ بود و از همان کودکی علاقهای ویژه به علم و تعلیم داشت. او با پشتکار و ایمان، مسیر زندگی خود را به سمت خدمت به مردم و تربیت نسل آینده سوق داد. همکارانش از او به عنوان معلمی صبور، مؤمن و خلاق یاد میکنند که همیشه میگفت کار ما فقط آموزش درس نیست؛ ما باید به دانشآموزان یاد بدهیم که ایمان، شجاعت و صداقت، مهمتر از هر مدرک و رتبهای است.
حسین علاوه بر اینکه معلمی متعهد بود، فعالیتهای فرهنگی و مذهبی مدرسه را نیز با جدیت دنبال میکرد. حضور فعال او در برنامههای فرهنگی، اعتکاف و آموزشهای دینی باعث شده بود شاگردانش نه تنها در یادگیری دروس، بلکه در تربیت اخلاقی و معنوی نیز رشد کنند و مدیرکل آموزش و پرورش استان فارس درباره او گفت: «او از معلمان بسیار خوشاخلاق، صالح و مخلص استان بود که همواره آرزوی خدمت و حتی شهادت در راه آرمانهای انسانی را داشت.»
همکارانش نیز بارها از علاقهمندی حسین به پرورش دانشآموزان به عنوان انسانهای با ایمان و مسئولیتپذیر سخن گفتهاند. او برای هر شاگرد، نه فقط آموزگار بلکه یک راهنمای اخلاقی و معنوی بود.
شهید بابری فراتر از یک معلم و نماد ایثار و شجاعت در جامعه است
در جریان اغتشاشات اخیر در مرودشت، حسین بابری به جای عقبنشینی، در کنار مردم ایستاد و او با جسارت و مسئولیتپذیری، تلاش کرد تا امنیت شهر و آرامش مردم حفظ شود. هوا گرگ و میش بود و بوی باروت در هوا پیچیده بود که در آشوبهای دیماه تیر به پهلوی راستش اصابت کرد، او را به یکی از حسینیههای مرودشت منتقل کردند، راه بیمارستان قرق شده بود و در حسینیه دارویی در دسترس نبود، اما حسین از پا ننشست، درد لحظهای رهایش نمیکرد.
اما انگار او از همان زمانی که نامش را از پژمان به مولایش حسین تغییر داد، ایستادگی را تمرین کرد تا در هجدهم دیماه ۱۴۰۴ در آشوبی ناجوانمردانه به درد هم لبخند بزند و در کمال امیدواری و ایستادگی با زبان روزه و لبهای تشنه در اوج مظلومیت به ارباب شهیدش بپیوندد و خم به ابرو نیاورد تا درسی بزرگ بیاموزد به دختران و البته دانشآموزان مدرسه قرخلو درودزن.
وزیر آموزش و پرورش کشور در واکنش به شهادت حسین گفت: شهادت معلم بسیجی حسین بابری، نه تنها برای خانواده او، که برای همه جامعه آموزشی و فرهنگی ایران تسلیت است. او نماد تمامعیار یک معلم فداکار است که با ایمان و شجاعت خود، الهامبخش نسلهای آینده شد.
پیکر مطهر شهید حسین بابری با حضور گسترده مردم، فرهنگیان، همکاران و شاگردانش در مرودشت تشییع شد و جمعیت با چشمانی اشکبار و قلبی شکسته، نشان داد که شهید بابری فراتر از یک معلم، نماد ایثار و شجاعت در جامعه است.
در این مراسم، مدیرکل آموزش و پرورش استان فارس گفت: حسین بابری نه تنها معلمی نمونه، بلکه انسانی مؤمن و دلسوز بود که در شرایط سخت، جان خود را در راه حفظ امنیت و آرامش جامعه فدا کرد. یاد و خاطره او همیشه در دل مردم و جامعه آموزشی زنده خواهد ماند.
مهربانی، فروتنی و ایمان راسخ حسین
حالا نام حسین بابری بیش از یک شخص است؛ نمادی از ایمان، ایثار و معلمی متعهد. شاگردانش، خانواده و همکارانش، هر روز از او یاد میکنند و تلاش میکنند درس زندگیاش را ادامه دهند. رسانهها و شبکههای فرهنگی نیز با انتشار مطالب، تصاویر و نقلقولهای او، نشان میدهند که شجاعت و فداکاری یک انسان میتواند جامعه را الهامبخش کند.
همچنین در گفتوگو با همکاران و شاگردانش، همه از مهربانی، فروتنی و ایمان راسخ حسین سخن میگویند. او به همه آموخت که زندگی بدون فداکاری و مسئولیتپذیری، نیمهکاره است و هر انسانی میتواند با انتخاب درست، مسیر دیگران را روشن کند.
حسین بابری رفت، اما داستان او باقی ماند؛ معلمی که در کلاس درس شاگردانش را تربیت کرد و در جامعه، امنیت و آرامش مردم را پاس داشت. او به ما یادآوری میکند که شجاعت، ایمان و انسانیت، ارزشمندترین درسهای زندگی است و کسی که با این اصول زندگی کند، حتی پس از رفتن، در دلها و تاریخ زنده میماند.
امروز یادداشتی از این شهید در رسانهها به چشم میخورد که وصیتنامه این شهید بزرگوار برای بدهکاریهایی است که در خود را مدیون آنها میداند و در این بین، قابل توجهترین خط این یادداشت، حلالیت گرفتن از صاحب یک زمین است که نشان از خلوص و پاکی این شهید دارد.




نظر شما