به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در سالهای اخیر، آسمانخراشها در خاورمیانه به نمادی فراتر از معماری بدل شدهاند؛ سازههایی که نهتنها خط افق شهرها را دگرگون کردهاند، بلکه به ابزاری برای رقابت شهری، نمایش قدرت اقتصادی و بازتعریف جایگاه جهانی شهرها تبدیل شدهاند. آنچه در نگاه نخست بهعنوان «مسابقه ساخت بلندترین برج» دیده میشود، در واقع بخشی از یک راهبرد عمیقتر برای بازآفرینی هویت شهری و آیندهنگری اقتصادی در منطقه است.
آغاز این رقابت را میتوان به اوایل دهه ۲۰۰۰ و جهش عمرانی شهرهایی مانند دبی نسبت داد؛ جایی که برج خلیفه با شکستن رکورد ارتفاع، نام این شهر را در صدر اخبار جهانی قرار داد. موفقیت دبی در استفاده از یک آسمانخراش بهعنوان موتور گردشگری، جذب سرمایه و برندینگ شهری، الگوی جدیدی را در منطقه ایجاد کرد. پس از آن، شهرهایی همچون ریاض، جده، دوحه، ابوظبی و کویت نیز با پروژههای عظیم عمودی وارد این میدان شدند تا سهمی از توجه جهانی و سرمایه بینالمللی به دست آورند.
در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، آسمانخراشها مستقیماً با سیاستهای تنوعبخشی به اقتصاد و کاهش وابستگی به نفت گره خوردهاند. برجهای بلند اغلب بهصورت مجموعههای چندمنظوره طراحی میشوند که دفاتر مالی، هتلها، واحدهای مسکونی لوکس و مراکز تجاری را در خود جای میدهند. این سازهها بهعنوان هستههای جدید فعالیت اقتصادی عمل کرده و نقش کلیدی در شکلگیری مناطق مالی و تجاری نوین ایفا میکنند؛ مناطقی که قرار است چهره اقتصاد آینده شهرها را بسازند.

در کنار کارکرد اقتصادی، بعد نمادین آسمانخراشها اهمیت ویژهای دارد. این برجها حامل پیامهای سیاسی و فرهنگی هستند و بهعنوان ابزار «قدرت نرم» عمل میکنند. کشورها از طریق معماری عمودی، روایتهایی از پیشرفت، ثبات و توان مهندسی خود به جهان ارائه میدهند. در عربستان سعودی، توسعه برجهای شاخص در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ معنا پیدا میکند؛ برنامهای که هدف آن بازتعریف تصویر این کشور در عرصه جهانی است. در قطر نیز رشد سریع خط آسمان دوحه، همزمان با میزبانی رویدادهای بینالمللی، بخشی از همین راهبرد بوده است.
با این حال، رقابت آسمانخراشها در خاورمیانه بهتدریج از تمرکز صرف بر «ارتفاع» فاصله گرفته است. در سالهای اخیر، معیارهایی مانند نوآوری معماری، پایداری زیستمحیطی، پاسخگویی به اقلیم گرم و ایجاد فضاهای شهری باکیفیت، اهمیت بیشتری یافتهاند. نماهای هوشمند، فرمهای پیچیده و تلاش برای کاهش مصرف انرژی نشان میدهد که شهرها بهدنبال تمایز کیفی، نهفقط رکوردشکنی عددی هستند.
همزمان، این روند با نقدهای جدی نیز روبهرو شده است. کارشناسان شهری نسبت به پیامدهای زیستمحیطی، مصرف بالای انرژی، خطر مازاد عرضه در بازار املاک و فاصله گرفتن این پروژهها از نیازهای واقعی شهروندان هشدار میدهند. همین انتقادها موجب شده است که بعضی شهرها در رویکرد خود بازنگری کنند و آسمانخراشها را بهعنوان بخشی از یک سیستم شهری گستردهتر ببینند؛ سیستمی که باید با حملونقل عمومی، فضاهای عمومی و کیفیت زندگی روزمره هماهنگ باشد.
امروز «رقابت آسمانخراشها» در خاورمیانه بیش از آنکه یک نبرد ساده برای بلندتر بودن باشد، به رقابتی راهبردی برای تعریف آینده شهرها تبدیل شده است. در این مرحله، پیروزی نه از آن شهری است که بلندترین برج را دارد، بلکه متعلق به شهری خواهد بود که بتواند معماری عمودی را با پایداری، اقتصاد متنوع و زندگی شهری متعادل پیوند بزند.

مسیر متفاوت عمان در رقابت عمودی خاورمیانه
در حالی که بسیاری از شهرهای خاورمیانه طی دو دهه گذشته وارد رقابتی آشکار برای ساخت آسمانخراشها شدهاند، عمان مسیری متفاوت و محتاطانهتر را برگزیده است. این کشور، بهویژه در پایتخت خود مسقط، آگاهانه از پیوستن به «مسابقه ارتفاع» پرهیز کرده و بهجای آن، بر حفظ هویت تاریخی، پیوستگی منظر شهری و توسعهای متناسب با اقلیم و فرهنگ بومی تمرکز کرده است؛ رویکردی که عمان را به استثنایی قابلتوجه در منطقه تبدیل کرده است.
برخلاف شهرهایی مانند دبی، ریاض یا دوحه که آسمانخراشها به ابزار اصلی برندینگ شهری آنها بدل شدهاند، سیاستگذاری شهری در عمان همواره بر کنترل ارتفاع ساختمانها استوار بوده است. در مسقط، قوانین شهرسازی بهطور سنتی ارتفاع بناها را محدود کردهاند تا خط آسمان شهر تحتتأثیر کوههای اطراف، بافت سنتی و رنگهای هماهنگ معماری باقی بماند. این سیاست نهتنها از منظر زیباییشناسی، بلکه بهعنوان بخشی از راهبرد حفظ هویت ملی و فرهنگی دنبال میشود.
نگاه عمان به توسعه شهری، بیش از آنکه مبتنی بر نمایش قدرت اقتصادی از طریق سازههای عظیم باشد، بر «آرامش شهری» و کیفیت فضا تأکید دارد. معماری مسقط عموماً کمارتفاع، گسترده و متناسب با اقلیم گرم و خشک طراحی میشود؛ الگویی که مصرف انرژی را کاهش میدهد و با شرایط زیستمحیطی سازگارتر است. در این چارچوب، حتی پروژههای بزرگ تجاری و دولتی نیز بهجای ارتفاعگیری، در پهنه زمین گسترش مییابند و بافت اطراف را تحتالشعاع قرار نمیدهند.

با این حال، این رویکرد به معنای فاصله گرفتن عمان از توسعه اقتصادی یا نادیده گرفتن تحولات منطقهای نیست. در سالهای اخیر و همزمان با برنامههای تنوعبخشی به اقتصاد، نشانههایی از بازاندیشی محدود در سیاستهای ارتفاعی دیده میشود. در بعضی مناطق جدید شهری و پروژههای خاص، ساختمانهای بلندمرتبهتری نسبت به گذشته مجاز شدهاند، اما این تغییرات همچنان کنترلشده و بهدور از رقابت نمادین با همسایگان منطقهای است.
عمان بهجای استفاده از آسمانخراشها بهعنوان نماد پیشرفت، بر تقویت گردشگری فرهنگی، طبیعی و تاریخی تکیه کرده است. این کشور تلاش میکند تصویر خود را نه بهعنوان یک کلانشهر عمودی، بلکه بهعنوان مقصدی اصیل، آرام و ریشهدار در سنت معرفی کند. در این روایت، شهرها باید مکمل طبیعت و تاریخ باشند، نه رقیب آنها؛ دیدگاهی که بهوضوح در سیاستهای معماری و شهرسازی مسقط منعکس شده است.
در نهایت، تجربه عمان نشان میدهد که رقابت شهری در خاورمیانه الزاماً به معنای ساخت برجهای بلندتر نیست. این کشور با انتخاب آگاهانه یک مسیر متفاوت، الگویی از توسعه ارائه کرده است که در آن هویت، پایداری و انسجام منظر شهری بر جلوهگری عمودی ترجیح داده میشود. در دورانی که بسیاری از شهرهای منطقه در حال بازنگری در تبعات اقتصادی و زیستمحیطی آسمانخراشها هستند، رویکرد عمان میتواند بهعنوان نمونهای از توسعه متوازن و محتاطانه مورد توجه قرار گیرد.

اردن و مسیر میانه در رقابت آسمانخراشهای خاورمیانه
در حالی که رقابت بر سر ساخت آسمانخراشها در بخشهایی از خاورمیانه به نمادی از قدرتنمایی اقتصادی و برندینگ شهری تبدیل شده است، اردن رویکردی میانه و محتاطانه در پیش گرفته است. این کشور، بهویژه در پایتخت خود اَمان، نه بهطور کامل وارد مسابقه ارتفاع شده و نه مانند بعضی همسایگان، سیاست محدودسازی سختگیرانه مشابه عمان را دنبال کرده است. نتیجه این رویکرد، شکلگیری الگویی از بلندمرتبهسازی کنترلشده است که تلاش میکند میان رشد اقتصادی، واقعیتهای بازار و هویت شهری تعادل برقرار کند.
اَمان شهری با توپوگرافی خاص است؛ پایتختی که روی تپهها و درههای متعدد شکل گرفته و همین ویژگی، از ابتدا نقش مهمی در سیمای شهری آن داشته است. این ساختار طبیعی باعث شده که حتی ساختمانهای با ارتفاع متوسط نیز تأثیر بصری قابلتوجهی بر خط آسمان شهر بگذارند. از همین رو، برنامهریزی شهری در امان همواره نسبت به ساخت برجهای بسیار بلند با احتیاط برخورد کرده و بیشتر بر تمرکز کاربریها در مناطق مشخص تأکید داشته است.

در دهههای اخیر، با رشد جمعیت شهری، افزایش تقاضا برای فضاهای اداری و تجاری و تلاش برای جذب سرمایه، ساختمانهای بلندمرتبهتری در اَمان و برخی شهرهای دیگر اردن ساخته شدهاند. نمونههایی مانند برجهای اداری و هتلهای مرتفع در غرب اَمان نشان میدهد که کشور بهطور کامل از معماری عمودی فاصله نگرفته است. با این حال، این پروژهها بیشتر کارکردی هستند تا نمادین؛ هدف اصلی آنها پاسخ به نیازهای واقعی بازار، نه رقابت با شهرهایی مانند دبی یا ریاض در شکستن رکوردهای ارتفاعی است.
برخلاف برخی کشورهای نفتخیز منطقه، اردن منابع مالی گسترده برای پروژههای عظیم و نمادین ندارد و همین مسئله بهطور طبیعی رویکرد واقعگرایانهتری را به سیاستگذاری شهری تحمیل کرده است. در این چارچوب، آسمانخراشها نه ابزار قدرت نرم، بلکه بخشی محدود از راهبرد توسعه شهری محسوب میشوند. تمرکز اصلی بر بهبود زیرساختها، کارایی زمین و جذب سرمایهگذاری پایدار است، نه خلق نمادهای پرهزینه و پرریسک.
در عین حال، هویت تاریخی و فرهنگی اردن نیز نقشی تعیینکننده در این مسیر دارد. نزدیکی به محوطههای باستانی، اهمیت منظر شهری و حساسیت نسبت به میراث تاریخی باعث شده است که توسعه عمودی با ملاحظات فرهنگی همراه باشد. در بسیاری از مناطق، ارتفاع ساختمانها بهگونهای تنظیم میشود که بافت تاریخی و دید بصری به آثار شاخص شهری تحتالشعاع قرار نگیرد.
امروز اردن را میتوان نمونهای از کشوری دانست که در میانه رقابت آسمانخراشهای خاورمیانه ایستاده است؛ نه شیفته ارتفاع و نمایش نمادین قدرت و نه کاملاً مخالف معماری عمودی. این رویکرد میانهرو، بازتابی از شرایط اقتصادی، ساختار شهری و اولویتهای فرهنگی کشور است و نشان میدهد که در منطقهای پر از برجهای شاخص، مسیر توسعه شهری میتواند بر پایه تعادل، نیاز واقعی و هویت محلی تعریف شود.

دوحه؛ رقابت آسمانخراشها در سایه توسعه شهری و رویدادهای جهانی
در قلب خاورمیانه، دوحه پایتخت قطر نمونهای از شهری است که در دو دهه اخیر، با تمرکز بر توسعه آسمانخراشها و پروژههای بلندمرتبه، تلاش کرده جایگاه خود را در نقشه جهانی شهرهای مدرن تثبیت کند. این شهر با هدف نمایش قدرت اقتصادی و مدرن بودن، بهویژه در آستانه میزبانی رویدادهایی بینالمللی مانند جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲، آسمانخراشهای متعددی ساخته و شبکه شهری خود را بازتعریف کرده است.
دوحه از همان ابتدا، توسعه شهری و معماری عمودی را با یک راهبرد بلندمدت شهری ترکیب کرده است. آسمانخراشهای مرکز مالی و منطقه بندری، مانند برجهای West Bay، نه صرفاً نمادهای دیداری، بلکه هستههای اقتصادی و اداری شهر به شمار میآیند که بخش بزرگی از فعالیتهای مالی، هتلداری و تجارت بینالمللی را در خود جای دادهاند. این برجها، به همراه توسعه زیرساختهای حملونقل و فضاهای عمومی، بخشی از برنامهای جامع برای جذب سرمایه و ایجاد منطقهای رقابتی در سطح جهانی هستند.

با این حال، دوحه تلاش کرده است توسعه عمودی را با ملاحظات شهری و اقلیمی تلفیق کند. برجها با رعایت اصول طراحی مقاوم در برابر گرمای شدید و تابش خورشید، استفاده از نمای خنککننده و ایجاد فضاهای سبز در ارتفاع، ضمن حفظ زیبایی بصری، مصرف انرژی و اثرات محیطی را کنترل میکنند. علاوه بر این، شبکه حملونقل عمومی و مسیرهای پیاده و دوچرخهسواری در اطراف این برجها، نشاندهنده تلاشی برای ایجاد یک تجربه شهری متعادل است.
نقش شبکههای اجتماعی نیز در شکلدهی تصویر دوحه پررنگ است. آسمانخراشها و فضاهای مدرن شهر به سرعت در پلتفرمهای دیجیتال شناخته شدند و توجه گردشگران و سرمایهگذاران را جلب کردند. این موضوع باعث شد مدیریت شهری به تدوین راهبرد دیجیتال برای معرفی فضاهای شهری و معماری روی آورد تا تصویر آنلاین با اهداف توسعه پایدار و برندینگ ملی همراستا باشد.
تجربه دوحه نشان میدهد که در خاورمیانه، برخی شهرها مانند دبی و ریاض به رقابت بلندمرتبهسازی نمادین میپردازند، در حالی که دوحه مسیر ترکیبی را انتخاب کرده است؛ ترکیبی از آسمانخراشهای شاخص، توسعه اقتصادی و طراحی شهری هوشمند. این رویکرد به دوحه امکان میدهد هم در عرصه جهانی رقابت کند و هم بافت شهری و محیط زیست خود را بهعنوان یک شهر مدرن و زنده حفظ نماید.



نظر شما