به گزارش خبرگزاری ایمنا، در گستره کویرهای استرالیا، کامیونهای غولپیکر بدون راننده شبانهروز در حال جابهجایی سنگآهن هستند، در ارتفاعات شیلی، سامانههای هوش مصنوعی، زمان تعمیر تجهیزات معدنی را پیش از وقوع خرابی پیشبینی میکنند و در معادن آفریقای جنوبی، انرژی خورشیدی بهتدریج جایگزین ژنراتورهای دیزلی شده است.
این تصویرها نشانههایی از آینده دور یا آزمایشهای محدود فناورانه نیستند، بلکه نشاندهنده این واقعیت است که صنعت معدن جهانی وارد مرحلهای تازه شده است که این صنعت از یک فعالیت سنتی، پرخطر و آلاینده به یکی از بازیگران کلیدی اقتصاد سبز و دیجیتال قرن بیستویکم تبدیل میشود.

وابستگی به فلزات خاص در دوره گذار انرژی
ریشه این تحول به تغییرات عمیق ساختار اقتصاد جهانی برمیگردد زیرا جهان در آستانه یک گذار بزرگ انرژی قرار دارد که هدف آن کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و حرکت بهسوی اقتصاد کمکربن است.
این گذار برخلاف تصور عمومی، بهمعنای کاهش مصرف منابع معدنی نیست، بلکه وابستگی به نوع خاصی از فلزات را بهشدت افزایش داده است، مس برای شبکههای برق و انتقال انرژی، لیتیوم و کبالت برای باتری خودروهای برقی و ذخیرهسازهای انرژی، نیکل برای تولید آلیاژهای پیشرفته و فولادهای خاص، و مجموعهای از فلزات دیگر برای زیرساختهای دیجیتال و مراکز داده، به عناصر حیاتی اقتصاد آینده تبدیل شدهاند.

افزایش تقاضا برای این فلزات با سرعتی رخ داده که بخش عرضه هنوز با آن همگام نشده زیرا توسعه یک معدن جدید فرایندی زمانبر و پرهزینه است و از مرحله اکتشاف تا بهرهبرداری تجاری، گاه بیش از یک دهه زمان و میلیاردها دلار سرمایه نیاز است.
رقابت فشرده برای دسترسی به منابع معدنی
از سوی دیگر پروژههای انرژی پاک، خودروهای برقی و زیرساختهای دیجیتال با شتابی بسیار بیشتر در حال گسترش هستند، این ناهماهنگی میان عرضه و تقاضا به افزایش قیمتها، نگرانی از کمبودهای ساختاری و شکلگیری رقابتی فشرده برای دسترسی به منابع معدنی منجر شده است. در چنین شرایطی فلزات حیاتی نهتنها کالاهای صنعتی، بلکه داراییهای راهبردی تلقی میشوند و امنیت تأمین آنها به اولویتی همتراز امنیت انرژی و غذایی برای بسیاری از دولتها تبدیل شده است.
فشار تقاضا، صنعت معدن را ناگزیر به بازتعریف روشها و ساختارهای خود کرده است. معدنی که برای دههها نماد کار یدی سنگین، خطرات ایمنی و تصمیمگیری مبتنی بر تجربه بود، اکنون به یکی از فناوریمحورترین صنایع جهان بدل شده است.
استفاده از حسگرهای پیشرفته، دادههای زمان واقعی، تحلیل کلانداده و هوش مصنوعی، امکان شناخت دقیقتر ذخایر، کنترل بهتر فرایند استخراج و افزایش بهرهوری را فراهم کرده است. وسایل نقلیه خودران و روباتها نهتنها هزینههای عملیاتی را کاهش دادهاند، بلکه با حذف خطاهای انسانی، ایمنی محیط کار را بهطور محسوسی بهبود بخشیدهاند، سامانههای پیشبینی خرابی تجهیزات، نگهداری پیشگیرانه را جایگزین تعمیرات اضطراری کرده و از توقفهای پرهزینه تولید جلوگیری میکنند، در نتیجه این تحول فناورانه، مفهوم «معدن هوشمند» بهتدریج به استاندارد جدید صنعت تبدیل شده است.
شرط بقا در بازارهای جهانی معدن
در چنین معادنی تصمیمها بر پایه تحلیل داده و مدلهای پیشبینی گرفته میشود و تکیه به حدس و تجربه فردی کاهش پیدا میکند. این تغییر آنقدر عمیق است که توسعه معدنی بدون بهرهگیری از فناوریهای نوین در بسیاری از مناطق جهان دیگر از نظر اقتصادی رقابتی به شمار نمیآید، سرمایهگذاری در نوآوری نه یک هزینه اضافی، بلکه شرط بقا در بازار جهانی معدن است.

در کنار دگرگونیهای فناورانه، فشارهای زیستمحیطی و اجتماعی نیز صنعت معدن را به سمت اصلاح عملکرد خود سوق دادهاند. معدن برای سالها بهعنوان یکی از آلایندهترین صنایع شناخته میشد؛ مصرف گسترده آب و انرژی، تخریب زیستبومها، تولید پسماندهای سمی و انتشار گازهای گلخانهای، هزینههای پنهانی بودند که نادیده گرفته میشدند اما تشدید بحران اقلیمی، افزایش آگاهی عمومی و تغییر رویکرد سرمایهگذاران، این وضعیت را دگرگون کرده است.
ضرورت اقتصادی توجه به محیط زیست
شرکتهای بزرگ معدنی اکنون اهداف مشخصی برای کاهش انتشار کربن تعیین کردهاند و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در سایتهای استخراج بهسرعت در حال گسترش است. بازیافت آب کاهش پسماند و حتی استفاده مجدد از باطلههای معدنی برای استخراج فلزات باقیمانده نیز به بخشی از عملیات استاندارد تبدیل شده و این تغییر رویکرد بهصرف پاسخی اخلاقی یا زیستمحیطی نیست، بلکه ضرورتی اقتصادی است.
سرمایهگذاران نهادی و صندوقهای بزرگ جهانی معیارهای زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی را بهعنوان شرط اصلی تأمین مالی در نظر میگیرند و شرکتهایی که نتوانند عملکرد خود را با این استانداردها تطبیق دهند، با محدودیت دسترسی به سرمایه و کاهش ارزش بازار روبهرو خواهند شد.
در این شرایط پایداری به یکی از عوامل تعیینکننده رقابتپذیری در صنعت معدن تبدیل شده و بازتاب این تحولات در چشمانداز اقتصادی صنعت نیز قابل مشاهده است. برآوردها نشان میدهد که ارزش بازار جهانی معدن و فلزات در مسیر رشدی پایدار قرار گرفته و در دهه آینده بهطور قابلتوجهی افزایش خواهدپیدا کرد. این رشد تنها حاصل افزایش تقاضا نیست، بلکه نتیجه مستقیم سرمایهگذاری در فناوری، بهینهسازی فرایندها و کاهش ریسکهای عملیاتی است. شرکتهایی که زودتر به این تغییرات پاسخ دادهاند، توانستهاند با هزینه کمتر، تولید پایدارتر و کیفیت بالاتر، جایگاه خود را در بازار جهانی تقویت کنند.
چالشهای ساختاری معادن
با این حال، صنعت معدن همچنان با چالشهای ساختاری جدی روبهرو است، توسعه پروژههای جدید پیچیده، پرریسک و زمانبر باقی مانده و بسیاری از ذخایر کشفشده در مناطق دورافتاده با زیرساختهای محدود قرار دارند همچنین تأمین انرژی، آب و شبکههای حملونقل در این مناطق هزینهبر است و میتواند سودآوری پروژهها را تحت تأثیر قرار دهد.

از سوی دیگر، مقاومت جوامع محلی، پیچیدگیهای حقوقی و مقرراتی و افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، نبود قطعیت را در این صنعت تشدید کردهاند، رقابت دولتها برای کنترل منابع حیاتی و اعمال محدودیتهای تجاری یا سرمایهگذاری، ریسکهای جدیدی را به بازار تحمیل میکند.
صنعت معدن در نقطه عطفی تاریخی قرار دارد. جهان برای تحقق گذار انرژی، توسعه فناوریهای نوین و حفظ رشد اقتصادی، به فلزات حیاتی وابسته است و این وابستگی نقش معدن را بیش از هر زمان دیگری برجسته کرده است، با این حال ایفای این نقش تنها در صورتی ممکن خواهد بود که استخراج با نوآوری فناورانه، مسئولیتپذیری زیستمحیطی و مدیریت حرفهای همراه شود. آینده معدن نه در بازگشت به روشهای گذشته، بلکه در هوشمندتر، پاکتر و پاسخگوتر شدن آن رقم خواهد خورد که نشانههای آن از همین امروز در معادن جهان قابل مشاهده است.



نظر شما