به گزارش خبرگزاری ایمنا، در سال ۲۰۲۶، تجارت جهانی دیگر تنها بر اساس عرضه و تقاضا شکل نمیگیرد. نقشه جغرافیایی، بیش از هر زمان دیگری، به نقشه راه تجارت تبدیل شده است. در حالی که اقتصاد جهانی همچنان در مسیر رشد قرار دارد، این رشد دیگر یکنواخت و قابل پیشبینی نیست. جغرافیا، ژئوپلیتیک و تنشهای منطقهای بهطور همزمان در حال بازنویسی قوانین بازی هستند و مسیرهای تجاری را به میدانهای رقابت قدرت تبدیل کردهاند. این واقعیت جدید تجارت جهانی است که در آن موقعیت جغرافیایی میتواند به اندازه توان اقتصادی تعیینکننده باشد.
سازمان تجارت جهانی در پیشبینیهای اخیر خود نشان داده که رشد تجارت کالاها در سال ۲۰۲۶ ممکن است تا ۰.۵ درصد کاهش یابد. این رقم به ظاهر کوچک، روایتگر داستانی بزرگتر است، داستان فشارهای ژئوپلیتیکی که بهطور مستقیم بر جریان کالا، سرمایه و انرژی در سراسر جهان تأثیر میگذارد، این کاهش نه نتیجه رکود اقتصادی، بلکه محصول بازآرایی عمیقتری است که در آن کشورها و شرکتها مجبور شدهاند استراتژیهای تجاری خود را با واقعیتهای جغرافیایی و سیاسی هماهنگ کنند.
تنشهای ژئوپلیتیک به یکی از عوامل اصلی تغییر در توافقهای بینالمللی و بازآرایی مسیرهای تجارت تبدیل شده است. رقابت قدرتهای بزرگ، بهویژه میان ایالات متحده و چین، دیگر تنها یک مسئله سیاسی نیست، بلکه به یک عامل اقتصادی تبدیل شده که نااطمینانی را در بازارها افزایش میدهد و شرکتها را وادار میکند زنجیرههای تأمین خود را دوباره طراحی کنند، این تنشها موجب شده تا بسیاری از کشورها به دنبال شرکای تجاری جدید باشند و وابستگی خود را به یک منطقه جغرافیایی خاص کاهش دهند، در نتیجه نقشه تجارت جهانی در حال تغییر است و مناطقی که پیش از این در حاشیه بودند، اکنون به مراکز جدید تجاری تبدیل میشوند.
سیاستهای تجاری نیز بیش از گذشته بر ساختار تجارت جهانی تأثیر میگذارند. تعرفهها، محدودیتها و توافقنامههای تجاری دیگر ابزارهای صرفاً اقتصادی نیستند، بلکه به اهرمهای ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند که کشورها از آنها برای پیشبرد اهداف استراتژیک خود استفاده میکنند. مذاکرات برای کاهش تعرفهها میتواند مسیرهای تجارت را تثبیت کند، اما افزایش تنشهای تجاری میتواند به سرعت این مسیرها را تغییر دهد. این پویایی پیچیده موجب شده تا شرکتها و دولتها مجبور شوند نه تنها به شرایط اقتصادی، بلکه به تحولات سیاسی و جغرافیایی نیز توجه ویژهای داشته باشند.
اما جغرافیا نه تنها بهعنوان یک عامل سیاسی، بلکه بهعنوان یک واقعیت فیزیکی نیز نقش تعیینکنندهای دارد. مسیرهای آبی مهم همچون تنگه هرمز، تنگه مالاکا و مسیرهای اقیانوس هند همچنان شاهراههای اصلی تجارت انرژی و کالا هستند. بخش اعظم تجارت دریایی جهانی از این گذرگاهها عبور میکند و هرگونه اختلال در این مسیرها میتواند تأثیرات گستردهای بر زنجیرههای تأمین جهانی داشته باشد. کشورهایی که در کنار این مسیرهای حیاتی قرار دارند، قدرت و اهرم بیشتری در معادلات تجاری جهانی پیدا میکنند.
تغییرات اقلیمی نیز در حال تغییر نقشه جغرافیایی تجارت هستند. ذوب شدن یخهای قطب شمال مسیرهای دریایی جدیدی را باز میکند که میتواند مسیرهای سنتی را کوتاهتر و کمهزینهتر کند. اما این فرصت جدید، همزمان رقابت ژئوپلیتیک را برای کنترل این مسیرها افزایش میدهد. قدرتهای بزرگ در حال رقابت برای حضور و نفوذ در منطقه قطب شمال هستند، و این رقابت میتواند به تنشهای جدیدی منجر شود که خود بر تجارت جهانی تأثیر خواهد گذاشت. این نمونه نشان میدهد که چگونه جغرافیا، اقلیم و سیاست بهطور درهمتنیده بر تجارت جهانی تأثیر میگذارند.
یکی از مهمترین تحولات سال ۲۰۲۶، ادامه بازآرایی زنجیرههای تأمین جهانی است. شرکتها و دولتها تلاش میکنند وابستگی خود را به یک منطقه جغرافیایی خاص کاهش دهند تا در برابر شوکهای ناگهانی همچون تنشهای سیاسی، بحرانهای بهداشتی یا اختلالات لجستیکی مقاومتر شوند. این روند موجب شده تا سرمایهگذاریها و تأمین کالاها به سمت مناطق متنوعتری همچون جنوبشرق آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین حرکت کند. این مناطق که پیش از این نقش محدودتری در تجارت جهانی داشتند، اکنون به مراکز تولید و توزیع جدید تبدیل میشوند.

جنوبشرق آسیا در این بازآرایی نقش ویژهای دارد. کشورهای این منطقه با ارائه نیروی کار ارزان، زیرساختهای در حال بهبود و موقعیت جغرافیایی مناسب، به جایگزینهای جذابی برای تولید و صادرات تبدیل شدهاند. آفریقا نیز با منابع طبیعی غنی و جمعیت جوان، پتانسیل بزرگی برای تبدیل شدن به یک بازیگر مهم در تجارت جهانی دارد، اما این تحولات به معنای پایان نقش مناطق سنتی همچون شرق آسیا نیست، بلکه نشاندهنده تنوع بیشتر و توزیع متوازنتر قدرت تجاری در سطح جهان است.
این بازآرایی زنجیرههای تأمین، خود تأثیر مستقیمی بر توزیع تجارت جهانی دارد، شرکتها مسیرهای جدیدی برای انتقال کالا، مواد اولیه و نیروی کار ایجاد میکنند و این مسیرهای جدید، الگوهای تجاری جهانی را تغییر میدهند. کشورهایی که در این مسیرهای جدید قرار دارند، فرصتهای بیشتری برای رشد اقتصادی پیدا میکنند، در حالی که کشورهایی که در حاشیه این مسیرها قرار میگیرند، ممکن است از فرصتهای تجاری محروم شوند.
توزیع منابع طبیعی نیز همچنان یکی از عوامل کلیدی در تعیین مسیرهای تجاری است. کشورهای دارای ذخایر عظیم انرژی، مواد معدنی یا منابع کشاورزی، همچنان نقش محوری در تجارت جهانی دارند، اما در سال ۲۰۲۶، این منابع به تنهایی کافی نیستند. زیرساختهای حملونقل، قدرت پردازش و توانایی اضافه کردن ارزش به مواد خام نیز اهمیت پیدا کردهاند، کشورهایی که میتوانند این زیرساختها را توسعه دهند، موقعیت بهتری در زنجیره ارزش جهانی خواهند داشت.
در نهایت، سال ۲۰۲۶ شاهد همگرایی ژئوپلیتیک و جغرافیا بهعنوان دو عامل تعیینکننده در تجارت جهانی است. مسائل سیاسی و نظامی میتوانند به سرعت روابط تجاری را تغییر دهند، مسیرهای تجاری را مسدود یا باز کنند و حتی شکل جدیدی از رقابت اقتصادی ایجاد کنند، جغرافیا بهعنوان عامل پایدارتر، همچنان تعیین میکند که کدام کشورها و مناطق نقش کلیدی در تجارت جهانی خواهند داشت، کشورهایی که در نزدیکی منابع انرژی، مسیرهای حملونقل یا بازارهای بزرگ مصرف قرار دارند، سهم بیشتری در تجارت جهانی دارند و میتوانند از این موقعیت استراتژیک برای پیشبرد اهداف اقتصادی و سیاسی خود استفاده کنند.
تجارت جهانی در ۲۰۲۶ دیگر صرفاً یک بازی اقتصادی نیست، بلکه به یک شطرنج ژئوپلیتیکی تبدیل شده که در آن جغرافیا، صفحه بازی را تعیین میکند، مسیرهای حملونقل تنشهای منطقهای، تنوع در زنجیره تأمین و موقعیت استراتژیک کشورها، همگی نقشهایی حیاتی در شکلدهی به آینده تجارت ایفا میکنند، در این میدان جدید، برندگان کسانی خواهند بود که بتوانند واقعیتهای جغرافیایی را با استراتژیهای اقتصادی هماهنگ کنند و از فرصتهای ایجادشده در این بازآرایی بهره ببرند.



نظر شما