به گزارش خبرگزاری ایمنا، سازمان بینالمللی کار در ژانویه ۲۰۲۶ تصویری دوگانه از وضعیت اشتغال جهانی ارائه داده است، در حالی که نرخ بیکاری جهانی در حدود ۵ درصد تثبیت شده و بهظاهر نشانههایی از بهبودی پس از پاندمی کووید -۱۹ را نشان میدهد، لایههای زیرین این آمار داستان متفاوتی روایت میکنند، داستانی از نابرابری عمیق، فرصتهای از دست رفته برای نسل جوان و تحولی بنیادین در ماهیت کار که جوامع را به چالش میکشد.
در پس این رقم به ظاهر امیدوارکننده، ۱۸۶ میلیون نفر در سراسر جهان همچنان در جستوجوی کارند یا به کلی از بازار کار کنار رفتهاند. اما واقعیت تلختر از این آمارها است. بیش از ۲.۱ میلیارد نفر در بخش غیررسمی اقتصاد مشغول به کارند، جایی که امنیت شغلی، حقوق مناسب و حمایتهای اجتماعی تنها رویایی دستنیافتنی به شمار میرود، میلیونها نفر از این شاغلان با کمتر از ۳ دلار در روز زندگی میکنند، واقعیتی که مفهوم «فقر شغلی» را به یکی از بحرانهای پنهان قرن بیستویکم تبدیل کرده است.
شکاف عمیقی میان اقتصادهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه وجود دارد، در حالی که کشورهای ثروتمند نرخ بیکاری پایینتری را تجربه میکنند و فرصتهای کاری با امنیت بیشتری ارائه میدهند، بسیاری از کشورهای در حال توسعه همچنان در تله اشتغال غیررسمی گرفتار ماندهاند، این ناهمگونی منطقهای نشان میدهد که بازیابی اقتصادی پس از پاندمی بهطور یکسان در سراسر جهان توزیع نشده است، اما شاید نگرانکنندهترین بخش این گزارش، وضعیت نسل جوان باشد.
جوانان بین ۱۵ تا ۲۴ سال با نرخ بیکاری حدود ۱۳ درصد روبهرو هستند، رقمی که حدود سه برابر نرخ بیکاری بزرگسالان است (این تنها بخشی از معادله است)، در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۰.۴ درصد از جوانان جهان در وضعیت NEET قرار داشتند، یعنی نه در آموزش بودند، نه در اشتغال و نه در کارآموزی. این نسل در لبه پرتگاه قرار دارد، نسلی که نهتنها از فرصتهای شغلی محروم است، بلکه از مسیر توسعه مهارت و آموزش نیز عقب مانده است، در مناطقی چون کشورهای عربی آسیای جنوبشرقی و بخشهایی از آفریقا، این آمار حتی بدتر است و نشاندهنده بحرانی است که میتواند پیامدهای اجتماعی و سیاسی گستردهای در دهههای آینده داشته باشد.

نابرابری جنسیتی نیز همچنان یکی از چالشهای اساسی بازار کار جهانی است، زنان نهتنها کمتر از مردان در بازار کار حضور دارند، بلکه بیشتر در موقعیتهای شغلی با امنیت پایین و حقوق کمتر مشغول به کارند. در مناطقی همچون آفریقای شمالی و برخی نقاط آسیا، این شکاف بهقدری عمیق است که پیشرفت در این زمینه مقداری ناچیز به نظر میرسد، این نابرابری نهتنها یک مسئله اخلاقی، بلکه یک اتلاف عظیم منابع انسانی و پتانسیل اقتصادی است.
در همین حال، انقلاب فناوری دوگانگی دیگری به بازار کار تحمیل میکند. هوش مصنوعی و اتوماسیون در حال نابودی مشاغل سنتی هستند، بهویژه آن دسته که وظایف تکراری دارند، اما تحلیلگران پیشبینی میکنند که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۹۷ میلیون شغل جدید در حوزههای مرتبط با فناوری، دادهکاوی و امنیت سایبری ایجاد شود، مسئله اینجاست که این مشاغل جدید نیازمند مهارتهایی هستند که نیروی کار فعلی ممکن است آنها را نداشته باشد، و این شکاف مهارتی میتواند خود به منبع جدیدی از نابرابری تبدیل شود.
سازمان بینالمللی کار پیشبینیهای خود را برای رشد اشتغال در سال ۲۰۲۵ نیز تعدیل کرده است. بهجای ۶۰ میلیون شغل جدید که پیشتر پیشبینی شده بود، اکنون انتظار میرود تنها حدود ۵۳ میلیون شغل ایجاد شود. کندی رشد اقتصادی جهانی و تنگناهای تجارت بینالملل دلایل اصلی این کاهش هستند و نشان میدهند که بازار کار جهانی همچنان بهشدت آسیبپذیر و حساس به شوکهای اقتصادی است.
این گزارش در نهایت فریادی است برای اقدام فوری. افزایش سرمایهگذاری در مهارتآموزی و آموزشهای فنیوحرفهای، ایجاد فرصتهای شغلی با امنیت و حقوق مناسب برای جوانان و زنان، تدوین سیاستهای فعال برای مدیریت تأثیرات اتوماسیون و ارتقای مشارکت زنان در بازار کار دیگر گزینه نیستند، بلکه ضرورتهایی هستند که تعیینکننده آینده اجتماعی و اقتصادی جهان خواهند بود. در غیر این صورت، کاهش نرخ بیکاری کلی تنها پوششی نازک بر بحرانهای عمیقتری خواهد بود که در دل بازار کار جهانی در حال شکلگیری هستند.



نظر شما