به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، رشد عمودی شهرها با سرعتی فراتر از برنامهریزیهای شهری پیش میرود. آسمانخراشهایی که اغلب با هدف جذب سرمایه، نمایش قدرت اقتصادی یا پاسخ به تقاضای بازار املاک ساخته میشوند، در عمل پیامدهایی فراتر از ظاهر چشمگیر خود به همراه دارند. یکی از مهمترین چالشها، برهم خوردن مقیاس انسانی شهر است. خیابانهایی که در سایه برجهای عظیم فرو میروند، از نور طبیعی محروم میشوند و فضاهای عمومی به محیطهایی سرد، پر باد و غیرقابلدعوت برای عابران پیاده تبدیل میشوند.
افزایش ناگهانی تراکم جمعیت در محدودههای محدود نیز فشار سنگینی بر زیرساختهای شهری وارد میکند. شبکههای حملونقل، آب، برق و فاضلاب که برای چنین حجمی از مصرف طراحی نشدهاند، بهسرعت دچار فرسودگی و اختلال میشوند. نتیجه این روند، ترافیک سنگین، قطعی خدمات شهری و کاهش کیفیت زندگی برای ساکنان قدیمی و جدید است؛ مشکلی که در بسیاری از کلانشهرها بهوضوح دیده میشود.
از منظر اقتصادی و اجتماعی، آسمانخراشها الزاماً به معنای حل بحران مسکن نیستند. بخش قابلتوجهی از برجهای بلند به واحدهای لوکس یا داراییهای سرمایهای تبدیل شدهاند که یا خالی میمانند یا تنها در اختیار اقشار پردرآمد قرار میگیرند. این وضعیت باعث افزایش قیمت زمین و مسکن در اطراف شده و به جابهجایی ساکنان بومی و تشدید نابرابریهای شهری میانجامد.
پیامدهای زیستمحیطی نیز از دیگر نگرانیهای جدی هستند. ساختمانهای بلند به دلیل وابستگی شدید به آسانسورها، سیستمهای سرمایش و گرمایش و نماهای شیشهای، مصرف انرژی بالایی دارند. افزون بر این، تجمع برجها میتواند الگوهای باد را تغییر دهند، پدیده «تونل باد» در سطح خیابان ایجاد کند و گرمای شهری را تشدید کند؛ عواملی که مستقیماً بر سلامت شهروندان اثر میگذارند.

در بعد فرهنگی، منتقدان معتقدند که گسترش بیرویه آسمانخراشها به یکنواخت شدن چهره شهرها منجر شده است. بسیاری از شهرها، با از دست دادن بافتهای تاریخی و محلههای هویتمند، به مجموعهای از برجهای شیشهای شبیه به هم تبدیل میشوند؛ روندی که حافظه تاریخی و هویت محلی را تضعیف میکند.
کارشناسان تأکید میکنند که مشکل اصلی، «ارتفاع» بهخودیخود نیست، بلکه نبود برنامهریزی جامع و نگاه انسانمحور در توسعه عمودی شهرهاست. به باور آنان، آسمانخراشها تنها زمانی میتوانند بخشی از راهحل باشند که در چارچوب یک طرح شهری بلندمدت، همراه با توسعه زیرساختها، حفظ محلههای میانمرتبه و توجه به عدالت اجتماعی ساخته شوند.
در نهایت، تجربه شهرهای مختلف نشان میدهد که آینده پایدار شهری نه در رقابت برای بلندتر ساختن ساختمانها، بلکه در ایجاد تعادل میان رشد، کیفیت زندگی و هویت شهری نهفته است؛ تعادلی که در صورت نادیده گرفتن آن، آسمانخراشها میتوانند بهجای نماد پیشرفت، به عامل فرسایش شهرها تبدیل شوند.

پاریس برای رفاه شهروندان در برابر آسمانخراشها ایستاد
در حالی که بسیاری از کلانشهرهای جهان برای ساخت برجهای بلند و تغییر خط آسمان خود با یکدیگر رقابت میکنند، پاریس مسیری متفاوت را برگزیده است؛ مسیری که در آن حفظ کیفیت زندگی شهروندان، هویت تاریخی و مقیاس انسانی شهر بر بلندمرتبهسازی اولویت دارد و سیاستهای محدودکننده ساخت آسمانخراشها به بخشی جداییناپذیر از مدیریت شهری تبدیل شده است.
تجربه پاریس در مخالفت با آسمانخراشها به دهه ۱۹۷۰ بازمیگردد؛ زمانی که برج «تور مونپارناس» به ارتفاع ۲۱۰ متر در قلب شهر ساخته شد. این برج که تنها آسمانخراش مرتفع در محدوده مرکزی پاریس به شمار میرود، موجی از اعتراضهای عمومی را برانگیخت. شهروندان و متخصصان شهرسازی معتقد بودند این سازه نهتنها چشمانداز تاریخی شهر را مخدوش کرده، بلکه با ایجاد سایههای سنگین، جریانهای نامطلوب باد و قطع ارتباط بصری با بافت سنتی، به کیفیت فضای شهری آسیب زده است. همین واکنشها به نقطه عطفی در سیاستهای شهرسازی پاریس تبدیل شد.
پس از این تجربه، مدیریت شهری پاریس محدودیتهای سختگیرانهای برای ارتفاع ساختمانها اعمال کرد. در بیشتر مناطق مرکزی شهر، سقف ارتفاع به حدود ۳۷ متر، معادل شش تا هفت طبقه، محدود شد و در نواحی تاریخی حتی ضوابط سختتری به اجرا درآمد. هدف از این سیاست، حفظ مقیاس انسانی، دسترسی به نور طبیعی و تداوم حیات اجتماعی در سطح خیابانها بود؛ عواملی که از نگاه مسئولان شهری، نقش مستقیمی در سلامت روانی و اجتماعی شهروندان دارند.

پاریس در عین حال بهطور کامل توسعه عمودی را کنار نگذاشت، بلکه آن را به خارج از محدوده تاریخی شهر منتقل کرد. شکلگیری منطقه تجاری «لا دفانس» در حاشیه شهر نمونهای از این رویکرد است. در این منطقه، برجها و ساختمانهای بلند در کنار زیرساختهای حملونقل عمومی متمرکز شدهاند تا ضمن پاسخگویی به نیازهای اقتصادی و اداری، فشار ناشی از تراکم جمعیت و ترافیک به محلههای مسکونی وارد نشود. این تفکیک عملکردی به پاریس اجازه داده است همزمان شهری پویا و قابلزندگی باقی بماند.
کارشناسان معتقدند سیاست ضد آسمانخراش پاریس پیامدهای مثبت متعددی برای شهروندان داشته است. حفظ نور و تهویه طبیعی، کاهش پدیده تونل باد در خیابانها، حمایت از کسبوکارهای محلی در طبقات همکف و کاهش مصرف انرژی نسبت به مناطق مملو از برجهای شیشهای از جمله این دستاوردهاست. همچنین تمرکز بر ساختمانهای میانمرتبه، زمینهساز شکلگیری محلههایی با ترکیب اجتماعی متنوعتر شده و از گسترش مسکن لوکس و خالی از سکنه جلوگیری کرده است.

با این حال، مقاومت اجتماعی در برابر ساخت برجهای جدید همچنان ادامه دارد. پروژههایی مانند «تور تریانگل» طی سالهای اخیر با مخالفتهای گسترده شهروندان و اعضای شورای شهر مواجه شده و بارها به تعویق افتاده است. منتقدان این طرحها بر این باورند که هرگونه بلندمرتبهسازی باید توجیه روشن اجتماعی، زیستمحیطی و شهری داشته باشد، نه صرفاً انگیزههای اقتصادی یا نمادین.
تجربه پاریس نشان میدهد که توسعه شهری الزاماً به معنای رقابت برای بلندتر ساختن ساختمانها نیست. این شهر با انتخاب آگاهانه سیاستهای محدودکننده، ثابت کرده است که میتوان بدون آسمانخراشهای فراوان نیز شهری پویا، اقتصادی و در عین حال انسانی داشت؛ الگویی که امروز مورد توجه بسیاری از شهرهای جهان قرار گرفته است.
کیوتو؛ الگوی آسیایی توسعه شهری بدون آسمانخراش
در شرایطی که بسیاری از شهرهای آسیایی با شتاب به سوی بلندمرتبهسازی و تغییر خط آسمان حرکت میکنند، شهر کیوتو در ژاپن رویکردی متفاوت را برگزیده است؛ رویکردی که با اعمال محدودیتهای سختگیرانه بر ارتفاع ساختمانها، تلاش میکند میان توسعه شهری، حفظ میراث فرهنگی و کیفیت زندگی شهروندان تعادل برقرار کند.
کیوتو که قرنها پایتخت امپراتوری ژاپن بوده، از نظر تاریخی و فرهنگی یکی از حساسترین شهرهای این کشور به شمار میرود. با افزایش فشارهای اقتصادی و توسعهای در دهههای پایانی قرن بیستم، مدیران شهری این شهر به این جمعبندی رسیدند که گسترش بیرویه ساختمانهای بلند میتواند بهطور برگشتناپذیری هویت شهری و شرایط زیست شهروندان را تحت تأثیر قرار دهد. بر همین اساس، سیاستهای کنترلی سختی برای ارتفاع ساختمانها به اجرا گذاشته شد.

بر اساس ضوابط شهرسازی کیوتو، ارتفاع اغلب ساختمانها در مناطق مرکزی بین ۱۵ تا ۳۱ متر محدود شده و در محلههای تاریخی، اطراف معابد، زیارتگاهها و مناطق مسکونی سنتی، این سقف حتی پایینتر است. این قوانین نهتنها جنبه توصیهای ندارند، بلکه بهصورت جدی اجرا میشوند و هرگونه تخطی از آنها با واکنش قانونی و اجتماعی مواجه میشود.
مطالعات انجامشده به سفارش شهرداری کیوتو نشان داده است که آسمانخراشها میتوانند پیامدهایی چون کاهش نور طبیعی در خیابانهای باریک، تشدید جریانهای نامطلوب باد، افزایش گرمای شهری، فشار بر زیرساختها و افزایش قیمت زمین و مسکن را به همراه داشته باشند. به همین دلیل، سیاستگذاران شهری ترجیح دادهاند به جای تمرکز بر برجسازی، توسعه متراکم اما کمارتفاع و میانمرتبه را دنبال کنند؛ مدلی که امکان پیادهمحوری، تعامل اجتماعی و پایداری محلهها را حفظ میکند.
نقش شهروندان در این تصمیمگیریها برجسته بوده است. انجمنهای محلی، ساکنان و گروههای حافظ میراث فرهنگی بهطور رسمی در فرآیندهای برنامهریزی شهری مشارکت دارند و در موارد متعددی، مخالفتهای مردمی باعث لغو یا تغییر اساسی پروژههای بلندمرتبه شده است. این مشارکت فعال، توسعه شهری را به فرآیندی پاسخگو و مردممحور تبدیل کرده است.

در کنار محدودیت ارتفاع، کیوتو ضوابط دقیقی برای نمای ساختمانها، رنگها، مصالح و حتی شکل بامها وضع کرده تا ساختمانهای جدید بر مناظر طبیعی اطراف، از جمله کوهها و بناهای تاریخی، غلبه نکنند. این سیاستها به حفظ هویت بصری شهر و کاهش فشار روانی ناشی از تراکم عمودی کمک کرده است.
از نظر اقتصادی نیز تجربه کیوتو نشان میدهد که مخالفت با آسمانخراشها الزاماً مانع رشد و پویایی شهری نمیشود. این شهر همچنان یکی از قطبهای مهم گردشگری، آموزش و فناوری در ژاپن است و فعالیتهای اقتصادی در محلههای فشرده اما انسانی توزیع شدهاند؛ امری که به کاهش نیاز به سفرهای طولانی و حفظ زندگی محلی کمک کرده است.
کیوتو بهعنوان یک نمونه موفق آسیایی ثابت کرده است که توسعه شهری میتواند بدون تسلط برجهای بلند نیز محقق شود. تجربه این شهر نشان میدهد که با برنامهریزی هوشمندانه و توجه به رفاه شهروندان، میتوان میان رشد، هویت و پایداری شهری توازن برقرار کرد؛ الگویی که امروز مورد توجه بسیاری از برنامهریزان شهری در آسیا قرار گرفته است.



نظر شما