کتاب صوتی «همسفر آتش و برف» منتشر شد

کتاب صوتی «همسفر آتش و برف» توسط انتشارات روایت فتح با همکاری سماوا تولید و منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، انتشارات روایت فتح، همزمان با فرا رسیدن اعیاد شعبانیه، کتاب صوتی «همسفر آتش و برف» را با همکاری سماوا تولید و منتشر کرد.

این کتاب روایتی هنرمندانه از زندگی پر فراز و نشیب سردار شهید سعید قهاری سعید به روایت همسر است که به قلم فرهاد خضری به نگارش در آمده و اخیراً مفتخر به دریافت تقریظ مقام معظم رهبری شد.

نسخه صوتی این اثر با صدای معصومه عزیزمحمدی اجرا شده و تجربه‌ای شنیداری ماندگار را برای مخاطبان ایجاد می‌کند.

کتاب صوتی «همسفر آتش و برف» هم‌اکنون از طریق اپلیکیشن و وب‌سایت سماوا و سایر اپ ها در دسترس عموم قرار دارد.

به گزارش ایمنا، کتاب «همسفر آتش و برف» اثری مستند و متفاوت است که زندگی و مجاهدت‌های سردار شهید سعید قهاری‌سعید را با بیانی انسانی و تأثیرگذار روایت می‌کند. این کتاب به قلم فرهاد خضری و بر اساس روایت‌ها و خاطرات واقعی از زندگی شهید به‌ویژه از زبان همسر او، فرحناز رسولی تدوین و منتشر شده است.

«همسفر آتش و برف» یک رمان مستند است؛ در واقع داستان با حفظ اصل واقعیات تاریخی و زندگی واقعی فرد، نوشته شده است، اما برای جذابیت و عمق بیشتر، نویسنده از برخی تکنیک‌های ادبی بهره برده تا زندگی شهید را با زبانی روایی از زاویه‌ای انسانی و عاطفی به تصویر بکشد. این کتاب، تصویری کامل و قابل لمس از یک فرمانده، همسر، پدر خانواده و انسانی مؤمن و باایمان ارائه می‌دهد.

موضوع و ساختار اثر

موضوع اصلی کتاب روایت زندگی سردار سعید قهاری‌سعید است؛ فرمانده‌ای که سال‌ها در جبهه‌ها و مناطق مختلف ایران برای دفاع از ارزش‌ها و امنیت کشور تلاش کرد و در نهایت در چهارم اسفند ۱۳۸۵ در درگیری با گروهک‌های ضدانقلاب به شهادت رسید. این روایت در کنار یک گزارش نظامی به زندگی شخصی، روابط خانوادگی و صبر و استقامت خانواده شهید نیز می‌پردازد.

از ویژگی‌های مهم این اثر می‌توان به تمرکز کتاب بر نقش خانواده به‌ویژه همسر شهید در حمایت و همراهی او اشاره کرد. عنوان «همسفر آتش و برف» نیز نمادی است از یک زندگی پرفراز و نشیب که در سختی‌ها و چالش‌های بسیار، همراهی و هم‌دلی باعث پایداری و قدرت بخشیدن به مسیر جهاد و مقاومت شده است.

شخصیت‌ها

در کتاب، شخصیت شهید قهاری‌سعید به‌گونه‌ای ترسیم شده که چهره‌ای انسانی، قوی، متعهد و پر از ایمان و شجاعت دارد. نویسنده تلاش می‌کند خواننده را با روحیات، دغدغه‌ها و تصمیم‌های او در موقعیت‌های مختلف زندگی آشنا کند، از اولین روزهای زندگی مشترک، تا لحظات دشوار جنگ و جدال با مشکلات شخصی و اجتماعی. این ترکیب واقعیت تاریخی با روایت فردی و عاطفی باعث می‌شود کتاب برای مخاطب ایرانی به‌ویژه نسل جوان جذاب و تأمل‌برانگیز باشد.

کتاب به نقش همسر شهید و اهمیت همراهی او در مسیر دشوار زندگی قهرمانانه نیز توجه ویژه‌ای دارد. روایت زندگی مشترک، فداکاری‌ها، تلاش برای حفظ خانواده در شرایط سخت و حفظ ایمان و امید، از جمله موضوعات مهم اثر محسوب می‌شود.

جایگاه فرهنگی و تأثیر

از جمله نکات برجسته درباره این اثر می‌توان به تقریظ رهبر انقلاب اسلامی اشاره کرد که نشان می‌دهد این کتاب از نظر فرهنگی و ادبی نیز مورد تقدیر قرار گرفته و پیام‌هایی فراتر از یک داستان جنگی ساده به خواننده منتقل می‌کند.

در مجموع، «همسفر آتش و برف» کتابی است که با ترکیب واقعیت تاریخی، روایت شخصی و تکنیک‌های ادبی توانسته داستانی انسانی، الهام‌بخش و آموزنده ارائه دهد. این اثر به خواننده فرصتی می‌دهد تا با زندگی یک شهید برجسته و همراهانش آشنا شود و ارزش‌هایی چون فداکاری، ایثار و پایبندی به آرمان‌ها را بهتر درک کند.

بخشی از کتاب هم سفر آتش و برف

«شب است و سعید، در نور پرغبار ماشین، درِ آهنیِ خانه‌اش را به روی تو باز می‌کند و تو پا به حیاط بزرگی می‌گذاری که هیلمنی در گوشه‌اش پارک شده. از کنار بشکه‌های نفت می‌گذری و می‌رسی به در. این در را هم سعید باز می‌کند. چراغ‌های پذیرایی یکی‌یکی روشن می‌شوند. از دلبازیِ آن‌جا و آن سه اتاق و دری که به آشپزخانه باز می‌شود، جان تازه می‌گیری. نگاهت به تابلوی عکسی خیره می‌ماند که از دیدنش و بودنش غرق در سکوت و تعجب و شادمانی می‌شوی.

اصلاً امکان نداشت خبری از دکتر بهشتی توی روزنامه یا کتاب یا تلویزیون باشد و من آن را نشنیده باشم. رَد به رَد پی‌اش را می‌گرفتم. حتا می‌دانستم توی چه روز و چه ساعتی کجا سخنرانی داشته، چه چیزهایی گفته، با چه کسانی چه‌جوری و گاهی با چه ابهتی حرف زده. از اعتماد به نفسش و انگلیسی حرف زدنش و لبخندش و حتا آن دندان افتاده‌اش خوشم می‌آمد. آن روز که خبر شهادتش را شنیدم، آن روز که با چشم خودم جنازهٔ سوخته‌اش را از تلویزیون سیاه و سفیدمان دیدم، از خواب و خوراک افتادم. تا یک روز اصلاً خودم نبودم. این‌ها را به سعید هم گفتم. همان روزی که عکس قاب‌گرفتهٔ دکتر بهشتی را روی دیوار خانه‌اش دیدم.»

کد خبر 942696

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.