به گزارش خبرگزاری ایمنا، آیا تحرکات نظامی اخیر ایالات متحده در منطقه را باید نشانهای جدی از احتمال درگیری نظامی دانست یا این اقدامات تنها در چارچوب جنگ روانی و فشار سیاسی قابل تحلیل است؟ این پرسشی است که با افزایش حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا، آزادسازی نیروهای وابسته به داعش و تحرکات مشکوک در اطراف محور مقاومت، بیش از گذشته در محافل سیاسی و رسانهای مطرح میشود.
از یکسو، سابقه رفتار آمریکا در رویارویی با کشورهایی همچون ونزوئلا، این گمانه را تقویت میکند که واشنگتن همچنان به «ضربه سریع»، ایجاد شوک امنیتی و القای پیروزی قاطع در کوتاهمدت فکر میکند، الگویی که برپایه فشار همزمان اقتصادی، بیثباتسازی داخلی و تحرکات محدود نظامی است.
از سوی دیگر، این سناریو با بعضی واقعیات میدانی و حتی سیاستهای پیشین آمریکا در تضاد قرار دارد، چراکه واشنگتن بهخوبی میداند هرگونه قرار گرفتن در تیررس مستقیم جمهوری اسلامی ایران، هزینهای سنگین و غیرقابل پیشبینی برای آن بههمراه خواهد داشت و آسیبپذیری پایگاهها و نیروهایش در منطقه، انکارناپذیر است.

با این حال، اگر چنین جنگی رخ دهد، نمیتوان آن را یک درگیری کلاسیک و تکبعدی تلقی کرد. جنگ احتمالی علیه ایران بهطور قطع ماهیتی چندوجهی خواهد داشت.
تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی ایران پیشاپیش برای چنین سناریوهایی اندیشیده و هزینههای آن را محاسبه کرده است. رویارویی پیشین، از جنگ سخت تا جنگ ترکیبی، گواه آن است که برهم زدن موازنه به نفع آمریکا، نه ساده است و نه بدون تبعات سنگین، از همینرو، بررسی دقیق اهداف، محاسبات و محدودیتهای طرف مقابل، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند، تحلیلی که میتواند تصویری واقعبینانهتر از احتمال جنگ یا تنها تداوم فشار و تهدید ارائه دهد.
آمادهبودن برای جنگ، عقلانیترین انتخاب ایران در شرایط آشفته روابط بینالملل است
حمید محمدی، کارشناس مسائل نظامی و امنیتی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: آماده بودن برای جنگ، برای همه واحدهای سیاسی ایران در این اوضاع آشفته روابط بینالملل، عقلانیترین کار ممکن است.
وی افزود: اگر بخواهیم از لحاظ نظری نگاه کنیم، اصلیترین کارویژه واحدهای سیاسی این است که جان و امنیت شهروندان را تأمین کنند. اینکه واحدهای نظامی آمادگی هرگونه درگیری را داشته باشند، امری بسیار طبیعی است. نیروهای مسلح باید آمادگی داشته باشند، همیشه مسلح باشند و نقاط ضعف را شناسایی و رهگیری کنند.
کارشناس مسائل نظامی و امنیتی گفت: تحرکات آمریکا در منطقه از چند زاویه قابل بحث و بررسی است. نخستین زاویه این است که از اساس ترامپ به ناآرامیهای داخلی و نیروهایی که سرویسهای جاسوسی در ایران دارد، امید بسته و میخواهد در روز مبادا از آنها استفاده کند. در همین مبنا و راستا تلاش میکند که سایه جنگ را بر سر جمهوری اسلامی نگه دارد.
محمدی تصریح کرد: اگر بخواهیم با دید وسیعتری نگاه کنیم، ترامپ به تحریمهایی که در هفتههای اخیر تشدید کرده و تعرفههایی که بر کشورهای دیگر اعمال کرده، کشورهایی که با جمهوری اسلامی مراوده دارند، امید بسته است. او امیدوار است که این فشارهای اقتصادی به نحوی دیگر خودش را در جامعه نشان دهد و بتواند وارد عمل شود و تغییر نظام را عملیاتی کند.

مردم ماهیت اقدامات آمریکا را متوجه شدند
کارشناس مسائل نظامی و امنیتی خاطرنشان کرد: به نظر میرسد مردم جمهوری اسلامی ایران، بهویژه بعد از اغتشاشات، ماهیت اقدامات ایالات متحده را متوجه شدهاند و این قضایا ملغی خواهد شد.
محمدی ادامه داد: اما اگر بهطور مشخص بخواهیم در مورد لشکرکشی صحبت کنیم، علاوهبر نگه داشتن سایه جنگ بر سر ایران، به نظر میرسد آنها بهدنبال این هستند که جمهوری اسلامی ایران را عصبانی کنند و همین موجب شود تصمیمی عجولانه و در لحظه گرفته شود. تصمیمی که در زمان عصبانیت گرفته شود، بر مبنای منطق نخواهد بود.
آمریکا، در انتظار عصبانیت و تصمیم عجولانه ایران
کارشناس مسائل نظامی و امنیتی گفت: آنها منتظر خواهند بود که جمهوری اسلامی تصمیمی برپایه عصبانیت بگیرد و آمریکا هم از این فرصت سوءاستفاده کند برای ورود به جنگ.
محمدی با بیان اینکه در سه جبهه میشود این مسئله را تحلیل و ارزیابی کرد، افزود: اول، گسیل بیش از ۳ هزار فرمانده و داعشی زندانی در سوریه به سمت عراق، دوم حضور ناوگان دریایی و حضور ناو هواپیمابر در منطقه و حضور هواپیماها در پایگاههای منطقه است که با توجه به توانایی جمهوری اسلامی در پاسخ دادن، به نظر میرسد آمریکا آن عقلانیت را به خرج بدهد و به این زودیها شاید اقدام خصمانهای در این لحظه انجام ندهد.
به گزارش ایمنا، در نهایت، آنچه میتواند موازنه این رویارویی پیچیده را به نفع ایران تغییر دهد، تنها توان نظامی یا محاسبات امنیتی نیست، بلکه حضور آگاهانه مردم در صحنه است، جنگ و درگیری، همیشه به شکل کلاسیک و نظامی رخ نمیدهد؛ گاهی در قالب فشار اقتصادی، عملیات روانی، ناامیدسازی اجتماعی و اختلافافکنی داخلی خود را نشان میدهد. شواهد موجود نشان میدهد احتمال ورود به یک دوره پرتنش و درگیری چندلایه، بیش از گذشته جدی شده است.
در چنین شرایطی، غفلت اجتماعی و فریب خوردن از روایتهای تحریفشده، میتواند همان نقطه ضعفی باشد که دشمن روی آن حساب باز کرده است. تجربههای پیشین نشان داده هر جا مردم صحنه را ترک کردهاند، هزینهها سنگینتر شده و هر جا جامعه با درک درست از شرایط، هوشیار و فعال باقی مانده، محاسبات طرف مقابل به هم خورده است. به بیان دیگر، در این میدان، نبودن مردم مساوی با باخت است و ماندن آگاهانه در صحنه، بخشی از بازدارندگی واقعی کشور را شکل میدهد.



نظر شما