به گزارش خبرگزاری ایمنا، ازدواج یکی از مهمترین و حساسترین تصمیمات زندگی هر فرد است که میتواند سرنوشت او را دگرگون سازد. این پیوند مقدس، مکتبی برای تربیت و کمال است که دو انسان را در کنار هم قرار میدهد تا با هم رشد کنند. ضرورت نگاه صحیح به ازدواج زمانی آشکار میشود که بدانیم انتخاب شریک زندگی، انتخاب سبک زندگی، تفکر و حتی آینده است و ورود به این مسیر باید با نگاهی عمیق، مسئولانه و دور از هیجانات زودگذر و ملاحظات سطحی صورت گیرد تا پایههای زندگی بر سنگی محکم بنا شود.
در این مسیر پرچالش، نقش والدین به عنوان مشاوران دلسوز و راهنمایان باتجربه غیرقابل انکار است؛ والدین با تجربههایی که از گذر زمان کسب کردهاند، میتوانند چراغی باشند که مسیر تاریک انتخاب را روشن کنند. آنها باید با ایجاد فضایی صمیمی و بدون قضاوت، فرزندان خود را به گفتوگو تشویق کنند و تجربیات خود را به صورت پیشنهاد و نه دستور، ارائه دهند. دخالت مستقیم و تحمیل خواستهها، نه تنها کمکی نمیکند، بلکه باعث مقاومت و دوری فرزند میشود، اما همراهی دلسوزانه و مشورت خردمندانه، میتواند از بسیاری از خطاهای احتمالی جلوگیری کند.
از سوی دیگر، فرزندان نیز مسئولیت سنگینی بر عهده دارند و باید با آغوش باز به حرفهای والدین گوش دهند و از خرد جمعی استفاده کنند. آنها باید بدانند که عشق و احساسات، هرچند مهم هستند، اما کافی نیستند و برای ساختن آیندهای مشترک، نیاز به عقلانیت و دوراندیشی دارند. احترام به تجربه والدین و بهرهگیری از راهنمایی آنها، نشانه بلوغ و مسئولیتپذیری فرزند است و فرزندان باید با مطالعه و کسب آگاهی، خود را برای این مسئولیت آماده کنند.
مهمترین پیششرط برای ورود به زندگی مشترک، شناخت دقیق و عمیق از خود و طرف مقابل است. این شناخت نباید تنها محدود به ظاهر، وضعیت مالی یا تحصیلات باشد، بلکه باید به لایههای عمیق شخصیت، باورها، ارزشها و سبک زندگی نفوذ کند. انسانها مانند کوههای یخ هستند و بخش کوچکی از آنها در دید اول قابل مشاهده است و بخش عظیمی از شخصیت و رفتارها در زیر آب پنهان است و شناخت این بخشهای پنهان، نیازمند زمان، دقت و هوشیاری است تا از غافلگیریهای ناخوشایند پس از ازدواج جلوگیری شود.

نقش والدین و فرزندان؛ سفر مشترک به سوی انتخابی هوشمندانه برای ازدواج / آنچه زندگی را پایدار میکند، تلاش، مسئولیتپذیری و همراهی زوجین است
احمد پدرام، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه درباره مسائل اقتصادی باید تأکید کرد که زندگی مشترک سالم، نتیجه ساختن است نه تنها داشتن و امکانات مالی مهم است، اما تعیینکننده نهایی نیست، به خبرنگار ایمنا میگوید: آنچه زندگی را پایدار میکند، همت، تلاش، مسئولیتپذیری و همراهی دو نفر در مسیر رشد است و زندگی که با تلاش مشترک ساخته شود، معنا و عمق بیشتری خواهد داشت.
وی با بیان اینکه در موضوع ازدواج و انتخاب همسر، یکی از اساسیترین نکاتی که باید به آن توجه شود، تفکیک درست مفاهیم است، میافزاید: بسیاری از اختلافها و سردرگمیها از جایی شروع میشود که مفاهیم را با هم اشتباه میگیریم و این موضوع به ویژه وقتی صحبت از سنت میشود، بیشتر دیده میشود.
روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به اینکه سنت به هیچوجه به معنای تحمیل، دستور دادن یا تصمیمگیری یکطرفه برای فرزند نیست، تصریح میکند: اینکه پدر یا مادر تصور کند که مجاز است برای فرزند خود بدون توجه به شرایط امروز تصمیم بگیرد، نه تنها کمکی به فرزند نمیکند، بلکه مانع رشد او میشود.
شناخت؛ کلید طلایی ازدواج آگاهانه / فرایند شناخت باید با آگاهی، گفتوگو و همراهی خانواده انجام شود
پدرام با اشاره به اینکه سنت در واقع رفتاری است که در طول زمان امتحان خود را پس داده، کارآمد بوده و به فرهنگ تبدیل شده است، ادامه میدهد: در مسئله ازدواج، آنچه اهمیت دارد شناخت است و تفاوتی ندارد که معرفی فرد مقابل توسط خانواده یا خود فرزند صورت بگیرد.
وی با اشاره به اینکه مهم این است که فرایند شناخت با آگاهی، گفتوگو و همراهی خانواده انجام شود، میگوید: این موضوع، همان چیزی است که هم سنت از آن حمایت میکند و هم علم روانشناسی و مشاوره خانواده آن را تأیید میکند و والدین باید این دیدگاه که تصور میکنند بدون گفتوگو، شناخت، صحبت کردن و تحقیق اطلاع دارند که چه چیزی برای فرزندشان بهتر است را اصلاح کنند.
روانشناس و مشاور خانواده اضافه میکند: در مورد کودکان و نوجوانان، به ویژه در سنین پایین مانند ۱۲ سالگی، باید بسیار دقیق عمل کرد و والدین باید توجه داشته باشند که صحبت درباره آینده، امید، پیشرفت و موفقیت بسیار مفید است، اما وارد شدن به جزئیات ازدواج، همسر و تشکیل خانواده در این سن، نه تنها زودهنگام است، بلکه میتواند باعث اضطراب و سردرگمی کودک شود.

دوران نامزدی؛ آزمایشی واقعی برای شناخت زوجین / چرا شناخت صحیح و دقیق، پایه اصلی زندگی مشترک است؟
محسن دهقانی، روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به وجود تفاوت میان زوجین و با بیان اینکه تضادها بخش جداییناپذیر هر رابطه انسانی هستند، به خبرنگار ایمنا میگوید: آنچه اهمیت دارد، محل بروز این تضادها است؛ تضاد در ملاکهای اصلی مانند فکر و فرهنگ، زنگ خطر جدی محسوب میشود، اما تفاوتهایی مانند سطح تحصیلات، شغل یا ویژگیهای ظاهری، در صورت وجود مهارت حل تعارض، قابل مدیریت هستند.
وی با بیان اینکه بررسی نحوه برخورد طرف مقابل با اختلافنظرها، شیوه گفتوگو، میزان پرخاشگری یا کنارهگیری، از مهمترین نشانههایی است که در دوره نامزدی باید مورد توجه قرار گیرد، میافزاید: دوره نامزدی فرصتی طلایی برای شناخت شخصیت، الگوهای رفتاری و توانمندیهای ارتباطی است.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه هرچه این شناخت عمیقتر، آگاهانهتر و علمیتر باشد، احتمال شکلگیری یک زندگی مشترک سالم، پایدار و رضایتبخش به مراتب افزایش خواهد یافت، تصریح میکند: مسائل اقتصادی یکی از حوزههایی است که در بسیاری از زندگیهای مشترک به عنوان عامل اختلاف مطرح میشود، اما این موضوع اغلب به اشتباه تنها به میزان درآمد تقلیل داده میشود.
اقتصاد و مباحث مالی در ازدواج از کدام منظر اهمیت دارد؟
دهقانی با بیان اینکه اقتصاد خانواده ابعاد گستردهتری دارد، ادامه میدهد: از جمله این ابعاد میتوان به شیوه خرج کردن، نوع نگاه به پول، وابستگی مالی به خانوادهها و حتی انتظار حمایت مالی از اطرافیان اشاره کرد که هر یک از این عوامل میتواند در صورت نبود شفافیت، زمینهساز تعارضهای جدی در زندگی مشترک شود.
وی با بیان اینکه سطح درآمد اگرچه جزو ملاکهای اصلی ازدواج محسوب نمیشود، اما یکی از عوامل پیشبینیکننده موفقیت ازدواج است، میگوید: آنچه اهمیت بیشتری دارد، توانمندی فرد در مدیریت اقتصادی است.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه داشتن انگیزه کار، نگاه متعادل به خرج و پسانداز و توان برنامهریزی مالی، نقش تعیینکنندهای در آرامش و ثبات زندگی دارد، اضافه میکند: تدبیر اقتصادی به معنای افراط در پسانداز یا چشمپوشی کامل از لذتهای زندگی نیست، بلکه ایجاد تعادل میان نیازهای امروز و برنامهریزی برای آینده است.

دوران نامزدی، فرصتی طلایی و بیبدیل برای این شناخت عمیق و آگاهانه است؛ این دوران نباید صرف خوشگذرانیهای سطحی شود، بلکه باید به یک دوره آزمایشی واقعی تبدیل شود که در آن دو طرف با شرایط واقعی زندگی روبهرو میشوند. در این زمان، باید دید که طرف مقابل در مواجهه با مشکلات، خشم، فشارهای مالی و اختلاف نظرها چگونه رفتار میکند، آیا او میتواند گفتوگو کند یا میتواند عذرخواهی کند و پاسخ این سوالات، کلید پیشبینی آینده زندگی مشترک است.
ضرورت آگاهی در این دوران به این معنا است که طرفین باید با چشمان باز و واقعبینانه به یکدیگر نگاه کنند. عشق اغلب چشمها را میبندد و نقصها را پنهان میکند، اما آگاهی و معرفت، چشمها را باز میکند. باید بدانیم که هیچ فردی کامل نیست و هر کسی نقصها و محدودیتهای خود را دارد و آگاهی یعنی پذیرش این واقعیت و بررسی اینکه آیا میتوان با این نقصها کنار آمد یا خیر و این بررسی شفاف و صادقانه، مانع از ایجاد توهمات مخرب میشود که پس از ازدواج تبدیل به ناامیدی میشوند.
در دوران نامزدی باید معیارهای اصلی زندگی مشترک مورد بحث و توافق قرار گیرد که این معیارها شامل سبک مدیریت مالی، محل زندگی، میزان ارتباط با خانوادههای اصلی، برنامههای فرزندآوری و حتی تفریحات مشترک است و گفتوگو درباره این موضوعات ممکن است در ابتدا سخت باشد، اما ضروری است و توافق بر سر این اصول، نقشه راهی است که در آینده از بروز بسیاری از چالشها و دعواهای خانوادگی جلوگیری میکند و مسیر زندگی را هموار میسازد.
هدف از تمام این شناختها، آگاهیها و گفتوگوها، ورود به زندگی مشترکی است که بر پایه شناخت و پذیرش متقابل بنا شده باشد. ازدواج موفق، ازدواجی نیست که دو نفر کامل همدیگر را پیدا کردهاند، بلکه ازدواجی است که دو نفر ناقص، اما آگاهانه تصمیم گرفتهاند با نقصهای یکدیگر کنار بیایند و یکدیگر را کامل کنند و بهرهگیری از مشورت و شناخت صحیح، میتوان امیدوار بود که این پیوند، درخت تنومندی شود که سایه آن بر سر دو خانواده و نسلهای آینده، امن و آرام باشد.



نظر شما