فراموشی هنر اندیشیدن در سایه هوش مصنوعی

ورود هوش مصنوعی به عرصه آموزش فرصت‌های بی‌نظیری را ایجاد کرده است، اما استفاده افراطی و وابستگی به این ابزار می‌تواند تهدیدی جدی برای تفکر انتقادی، خلاقیت و مهارت‌های اجتماعی باشد و جایگزینی ذهن انسان با ماشین، یادگیری را سطحی می‌کند و آینده شغلی و هویت نسل آینده را به خطر می‌اندازد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، ورود هوش مصنوعی به عرصه آموزش، تحولی شگرف را ایجاد کرده است، اما استفاده بی‌رویه و افراطی از این ابزار می‌تواند تهدیدی جدی برای بنیان‌های شناختی و تربیتی نسل نوجوان و دانش‌آموز باشد. این فناوری که قرار است یاری‌گر انسان باشد، در صورت استفاده نادرست می‌تواند به جای تقویت کننده هوش، به جایگزین تفکر تبدیل شود. چالش اصلی امروز نه در خود ابزار، بلکه در نوع تعامل و وابستگی است که دانش‌آموزان با آن شکل می‌دهند که این وابستگی می‌تواند مرز بین یادگیری و دریافت اطلاعات سطحی را از بین ببرد.

یکی از عمیق‌ترین تأثیرات منفی این فناوری، تضعیف تفکر انتقادی در نوجوانان است، هوش مصنوعی به طور معمول پاسخ‌ها را به صورت آماده و قطعی ارائه می‌دهد و فرایند چالش‌گری و سوال‌پردازی را حذف می‌کند. دانش‌آموزی که عادت می‌کند بدون شک و تردید، پاسخ‌های تولید شده توسط ماشین را بپذیرد، به مرور قدرت تحلیل، ارزیابی و قضاوت منطقی را از دست می‌دهد و این وضعیت نسلی را تربیت می‌کند که قادر به بلعیدن اطلاعات هستند، اما توانایی هضم و بررسی اعتبار آن‌ها را ندارند.

مسئله دیگری که در سایه استفاده زیاد از هوش مصنوعی نادیده گرفته می‌شود، کاهش خلاقیت ذاتی و نوآوری است؛ خلاقیت زمانی رشد می‌کند که ذهن انسان با محدودیت‌ها دست‌وپنج نرم کند و راه‌حل‌های جدید و غیرمنتظره‌ای بیابد و وقتی دانش‌آموزان برای حل مسائل هنری، ادبی یا علمی به سراغ هوش مصنوعی می‌روند، در واقع از فرایند دشوار ایده‌پردازی فرار می‌کنند و این امر باعث تولید آثار کلیشه‌ای و تکراری می‌شود که روح انسان و نوآوری در آن‌ها موجود نیست و مانع از شکوفایی استعدادهای منحصربه‌فرد می‌شود.

فراموشی هنر اندیشیدن در سایه هوش مصنوعی؛ قربانیان بی‌صدای عصر تکنولوژی

ناتوانی و سردرگمی در برابر چالش‌های واقعی زندگی در سایه وابستگی به هوش مصنوعی

مائده سلیمی، روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه استفاده بیش از حد از هوش مصنوعی در میان نوجوانان و دانش‌آموزان می‌تواند به آتروفی شناختی منجر شود، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: در آتروفی شناختی توانایی‌های ذهنی مانند تفکر انتقادی، حل مسئله و خلاقیت به دلیل تکیه مداوم به ماشین‌ها کاهش می‌یابد و وقتی یک دانش‌آموز برای انجام تکالیف، نوشتن مقاله یا حل مسائل ریاضی همیشه از ابزارهای هوش مصنوعی کمک می‌گیرد، مغز او دیگر درگیر فرایند دشوار پردازش اطلاعات نمی‌شود. این وابستگی باعث می‌شود که نسل آینده در مواجهه با چالش‌های پیچیده واقعی که پاسخ آماده‌ای برای آن‌ها وجود ندارد، دچار ناتوانی و سردرگمی شود.

وی با بیان اینکه یکی از آسیب‌های جدی هوش مصنوعی، تضعیف مهارت‌های نوشتاری و بیان شخصی دانش‌آموزان است، می‌افزاید: متون تولید شده توسط هوش مصنوعی اگرچه از نظر دستوری صحیح و روان هستند، اما فاقد لحن، احساسات و تجربیات منحصربه‌فرد نویسنده انسان هستند و نوجوانانی که مدام از این متون استفاده می‌کنند، به مرور سبک نوشتاری خود را از دست می‌دهند و دچار تنبلی ذهنی در بیان افکارشان می‌شوند. این امر باعث می‌شود که در آینده نتوانند احساسات عمیق و ایده‌های اصیل خود را به شکلی مؤثر با دیگران به اشتراک بگذارند.

روانشناس بالینی کودک و نوجوان با اشاره به اینکه مسئله دیگری که نگرانی‌های زیادی را به همراه دارد، مسئله اعتماد به اطلاعات و تشویق به تقلب علمی است، تصریح می‌کند: هوش مصنوعی ممکن است با اطمینان کامل، اطلاعات نادرست یا تاریخ‌گذشته‌ای را ارائه دهد و دانش‌آموزی که مهارت بررسی منابع را ندارد، آن را حقیقت تلقی می‌کند و علاوه بر این، استفاده از این ابزارها برای انجام تکالیف، مرز بین یادگیری و تقلب را از بین می‌برد. این رفتار باعث می‌شود که دانش‌آموزان به جای تلاش برای یادگیری مفاهیم، به دنبال راه‌های میانبر برای نمره گرفتن باشند و ارزش علمی و اخلاقی تحصیل را زیر سوال ببرند.

چت‌بات‌های هوشمند؛ جایگزینی برای دوستی‌های واقعی / وقتی آینده شغلی تهدید می‌شود

سلیمی با بیان اینکه هوش مصنوعی با ایجاد محتوای شخصی‌سازی شده و الگوریتم‌های اعتیادآور، می‌تواند زمان زیادی از وقت نوجوانان را بگیرد و آن‌ها را از فعالیت‌های فیزیکی و تعاملات اجتماعی واقعی دور کند، ادامه می‌دهد: غرق شدن در دنیای مجازی و چت‌بات‌های هوشمند می‌تواند جایگزین دوستی‌های واقعی و ورزش شود که این امر سلامت جسمی و روحی نوجوانان را به خطر می‌اندازد و انزوای اجتماعی ناشی از تعامل بیش از حد با ماشین‌ها، می‌تواند منجر به افسردگی، اضطراب و کاهش مهارت‌های ارتباطی چهره‌به‌چهره در این قشر شود.

وی با اشاره به اینکه از منظر تربیتی، استفاده بی‌رویه از هوش مصنوعی می‌تواند ارزش‌های اخلاقی و هویت فرهنگی دانش‌آموزان را تهدید کند، می‌گوید: مدل‌های هوش مصنوعی ممکن است در پاسخ‌های خود، ارزش‌هایی را ترویج کنند که با فرهنگ یک جامعه در تضاد باشد و نوجوانان در سن تشکیل هویت که به شدت تحت تأثیر محیط هستند، ممکن است بدون تفکر انتقادی، این دیدگاه‌ها را بپذیرند.

روانشناس بالینی کودک و نوجوان با بیان اینکه اگرچه هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند برای پیشرفت است، اما استفاده ناآگاهانه و زیاد از آن می‌تواند آینده شغلی دانش‌آموزان را نیز به خطر بیندازد، اضافه می‌کند: بازار کار آینده به دنبال افرادی است که مهارت‌های انسانی مانند همدلی، خلاقیت نوآورانه و تفکر استراتژیک را دارند، نه افرادی که فقط می‌توانند از ابزارها استفاده کنند. اگر دانش‌آموزان امروز یاد نگیرند که ذهن خود را تمرین دهند و فقط اپراتور هوش مصنوعی باشند، در آینده جایگاه خود را به ماشین‌هایی می‌دهند که هوشمندتر و سریع‌تر از آن‌ها عمل می‌کنند.

فراموشی هنر اندیشیدن در سایه هوش مصنوعی؛ قربانیان بی‌صدای عصر تکنولوژی

چرا هوش مصنوعی تهدیدی برای ذهن محسوب می‌شود؟

فاطمه رضازاده، روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه یکی از پیامدهای پنهان و خطرناک استفاده افراطی از هوش مصنوعی، از بین رفتن فرایند تلاش و خطا در یادگیری است، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: یادگیری واقعی زمانی رخ می‌دهد که دانش‌آموز با چالش روبه‌رو می‌شود، اشتباه می‌کند و برای رفع آن اشتباه تلاش می‌کند و این فرایندی که باعث تثبیت دانش در مغز می‌شود. هوش مصنوعی با ارائه پاسخ‌های فوری و بدون خطا، این مسیر دشوار، اما ضروری را حذف می‌کند و در نتیجه، دانش‌آموزان اطلاعاتی را دریافت می‌کنند که آنها درک نکرده‌اند و به سرعت فراموش می‌کنند، زیرا پایه‌های شناختی آن‌ها در فرایند مبارزه ذهنی برای رسیدن به جواب شرکت نکرده است.

وی با بیان اینکه تأثیر منفی بر مهارت‌های تحقیق و پژوهش مستقل، یکی دیگر از آسیب‌های جدی این فناوری است، می‌افزاید: در گذشته، دانش‌آموزان برای یافتن پاسخ، مجبور بودند کتابخانه‌ها را بگردند، منابع مختلف را مقایسه کنند و اطلاعات را غربالگری کنند و این فرایند، مهارت‌های استدلال و تحلیل را تقویت می‌کرد، اما با در دسترس بودن چت‌بات‌های هوش مصنوعی که پاسخ نهایی را در چند ثانیه ارائه می‌دهند، میل به جست‌وجو و کنکاش در دانش بشری کاهش می‌یابد و نسل جدید ممکن است به مصرف‌کنندگان منفعل اطلاعات تبدیل شوند که توانایی تحلیل عمیق منابع و تشخیص شواهد معتبر از نامعتبر را ندارند.

روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با اشاره به اینکه مسئله مهم دیگر، کاهش توانایی تمرکز و توجه مداوم در نوجوانان است که به دلیل استفاده مداوم از ابزارهای هوش مصنوعی و اینترنت رخ می‌دهد، تصریح می‌کند: این ابزارها با ارائه پاسخ‌های سریع و محتوای کوتاه، عادت می‌دهند که مغز همیشه در انتظار رضایت فوری باشد. این وضعیت باعث می‌شود که دانش‌آموزان برای مطالعه متون طولانی، حل مسائل پیچیده یا گوش دادن به درس‌های طولانی صبر و حوصله کافی نداشته باشند و کوتاه شدن زمان تمرکز، تأثیر مستقیمی بر افت تحصیلی دارد و مانع از ورود دانش‌آموز به عمق مفاهیم علمی می‌شود.

مرگ خلاقیت و نوآوری نسل جدید / اثرانگشت‌های شخصی حذف می‌شود

رضازاده با بیان اینکه هوش مصنوعی همچنین می‌تواند به ایجاد حس کاذب کفایت و تسلط در دانش‌آموزان منجر شود، ادامه می‌دهد: وقتی یک نوجوان می‌تواند با کمک هوش مصنوعی، مقاله‌ای سطح بالا بنویسد یا کدی پیچیده تولید کند، ممکن است تصور کند که مهارت کسب کرده است، در حالی که در واقعیت فقط مهارت کار با ابزار را یاد گرفته است. این توهم مهارت باعث می‌شود که دانش‌آموزان برای یادگیری مهارت‌های پایه و بنیادین تلاش نکنند و در موقعیت‌های واقعی که دسترسی به هوش مصنوعی وجود ندارد یا استفاده از آن مجاز نیست، دچار شکست شدید می‌شوند.

وی می‌گوید: از منظر روانشناختی، تعامل زیاد با هوش مصنوعی می‌تواند جایگزین ارتباطات انسانی معنادار در محیط آموزشی شود. بحث و گفت‌وگو با معلم و همکلاسی‌ها، تبادل نظر و چالش‌های فکری، بخش مهمی از رشد اجتماعی و عاطفی دانش‌آموزان است و وقتی دانش‌آموز به جای پرسیدن سوال از معلم یا بحث با دوستان، سوالات خود را از یک ربات می‌پرسد، از فرصت‌های ارزشمند یادگیری اجتماعی محروم می‌شود و این انزوای تحصیلی می‌تواند باعث کاهش همدلی و درک متقابل در نوجوانان شود و آن‌ها را به افرادی منفرد و جدا از جمع تبدیل کند.

روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه استفاده زیاد از هوش مصنوعی می‌تواند خلاقیت و نوآوری را در نسل آینده خفه کند، اضافه می‌کند: هوش مصنوعی بر اساس الگوها و داده‌های موجود کار می‌کند و پاسخ‌های آن بر اساس رایج‌ترین و پیش‌پاافتاده‌ترین احتمالات است و اگر دانش‌آموزان برای ایده‌پردازی و خلق آثار هنری یا علمی به جای مغز خود از هوش مصنوعی استفاده کنند، آثار تولید شده فاقد نوآوری و اثر انگشت شخصی خواهد بود. تکرار الگوهای تکراری و کلیشه‌ای، مانع از رشد نوابغ و مخترعانی می‌شود که می‌توانند با شکستن قواعد، مسیرهای جدیدی برای بشریت باز کنند.

فراموشی هنر اندیشیدن در سایه هوش مصنوعی؛ قربانیان بی‌صدای عصر تکنولوژی

از منظر روان‌شناختی، استفاده مداوم از هوش مصنوعی می‌تواند به تنبلی ذهنی مزمن منجر شود؛ مغز انسان شبیه یک عضله است که با فعالیت و ورزش قوی می‌شود، اما وقتی ابزارهای هوشمند تمام کارهای فکری را انجام می‌دهند، مغز فرصت ورزش کردن پیدا نمی‌کند. این تنبلی باعث می‌شود که دانش‌آموزان در انجام حتی ساده‌ترین محاسبات یا به خاطر سپردن اطلاعات اولیه دچار مشکل شوند و همیشه برای انجام کوچکترین امور به ابزارهای دیجیتال وابسته باشند.

هوش مصنوعی همچنین می‌تواند فرایند ارزش‌گذاری و اخلاق در آموزش را تحت‌الشعاع قرار دهد، وقتی دانش‌آموزی می‌تواند با چند کلیک یک تکلیف سنگین را انجام دهد، وسوسه تقلب و نداشتن صداقت تحصیلی افزایش می‌یابد و این رفتار باعث می‌شود که تلاش، پشتکار و صداقت که از ارکان اصلی موفقیت هستند، جای خود را به فریبکاری و استفاده از راه‌های میانبر بدهند. در بلندمدت، این رویکرد باعث می‌شود که نسل آینده مسئولیت‌پذیری و تعهد کاری لازم برای پیشرفت جامعه را نداشته باشند.

تأثیرات اجتماعی این فناوری نیز بر نوجوانان قابل‌توجه است و تعامل بیش از حد با ماشین‌های هوشمند می‌تواند جایگزین ارتباطات چهره‌به‌چهره با معلمان و همکلاسی‌ها شود. مهارت‌های اجتماعی مانند همدلی، مذاکره، بیان احساسات و کار گروهی، تنها در بستر تعاملات انسانی رشد می‌کنند و هوش مصنوعی با ایجاد یک حباب دیجیتال، دانش‌آموزان را از جامعه واقعی جدا و آن‌ها را به موجوداتی منفرد و کم‌حرف تبدیل می‌کند که در محیط‌های واقعی دچار اضطراب و ناتوانی ارتباطی می‌شوند.

باید توجه داشت که آینده شغلی جهان به سمت مهارت‌هایی می‌رود که ماشین‌ها قادر به انجام آن‌ها نیستند و اگر دانش‌آموزان امروز فقط یاد بگیرند که چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنند، اما مهارت‌های انسانی خود را توسعه ندهند، در بازار کار آینده شکست می‌خورند. کارفرمایان آینده به دنبال افرادی هستند که دارای خلاقیت، هوش هیجانی، قضاوت اخلاقی و قدرت حل مسئله پیچیده هستند و این ویژگی‌هایی است که هیچ هوش مصنوعی نمی‌تواند جایگزین آن‌ها شود، بنابراین استفاده محدود و آگاهانه از این فناوری، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای حفظ جایگاه انسان در آینده است.

کد خبر 941348

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.