به گزارش خبرگزاری ایمنا، کشور ما ایران از همان زمانی که علَم مبارزه با استکبار را بالا برد، هدف هجمه و ترور قرار گرفت. این ترورها در زمان انقلاب و پس از آن توسط ساواک و گروهکهای مختلف، همچون، منافقین انجام شد و تا اکنون که بیش از چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی و مقاومت ایران اسلامی در برابر طاغوت و استکبار جهانی میگذرد، همچنان ادامه دارد.
ترورهای ابتدای انقلاب را شاید نسل امروز به خاطر نداشته باشد اما میدانیم که سازمان منافقین را چه کسی بنا کرد و جوانان این کشور را به بهانه مبارزه برای خلق، به چه رههایی نکشاند، تا آنجا که کشتن و قتل و بمب گذاری برایشان مثل آب خوردن میشد و تا سالها پس از انقلاب نیز هرجا خرابکاری، ترور یا جاسوسی میشد، ردپای این سازمان پیدا میشد؛ شاید نخ رشته بنای این سازمان جایی خارج از کشور بود و هدایت این گروهک از جای دیگری انجام میشد، اما مهرههای آخر این سازمان و نیروهای اجراییشان، جوانان همین کشور بودند که در نتیجه شست و شوی ذهنی، قربانی اهداف شوم این سازمان میشدند.
پس از آن، در سالهای بعد از انقلاب نیز هربار که فتنهای در کشور قد علم کرده، هرچند خود فتنه از جایی دیگر هدایت شده اما آنکه قربانی میدان شده، اغلب جوانان کشور بودهاند؛ جوانانی که از روی نا آگاهی و از سر هیجانات، ندانسته به این گروهک ها می پیوستند و دست به اقدامات ناشایست می زدند و در نهایت یا جان خود را از دست می دادند یا به دلیل اقداماتشان علیه امنیت ملی پایشان گیر می کرد و به دردسر می افتادند.
در اغتشاشات اخیر کشور نیز، شاهد بودیم که فارغ از افراد آموزش دیده حرفه ای و مزدوران رژیم صهیونیستی، گاه برخی از افراد کف خیابان، جوانانی بودند که دانسته یا ندانسته اقدام به فعالیت هایی داشتند که نشان از جهالت آنها داشت چراکه چنین اقداماتی از یک انسان عاقل در شرایط عادی برنمی آمد.
شاید بتوان یکی از دلایل این چالش ها را خلاء حضور جوانان و افراد جامعه در مساجد، جلسات مذهبی و معنوی دانست؛ جایی که افراد با حضور در کنار یک دیگر، تاریخ را ورق می زنند، با صحبت از مسائل معنوی، مذهبی و فلسفی، آگاهی خود را افزایش می دهند و با حضور در یک جمع سالم، می توانند مهارت های زندگی هم چون کنترل هیجانات، مشورت در شرایط بحرانی و چالش ها و چگونگی اعتماد به افراد را بیاموزند.
البته آنچه در این میان اهمیت دارد و انسان را به سمت گروهک ها و فرقه های گوناگون سوق می دهد، ذات انسان است، انسانی که همواره به دنبال معنویت بوده است، انسانی که همواره به حضور در جمع و گروه علاقه مند بوده است، اگر خوراک مناسبی برای این تمایلاتش پیدا نکند، روبه هر آنچه هست می آورد. مانند فردی که از گرسنگی هر چه دم دستش بیاید می خورد و دیگر برای خوردن غذای اصلی میلی نخواهد داشت.
مرحوم آیت الله حائری شیرازی عضو سابق مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه سابق شیراز در این باره نظر قابل توجهی دارد که باید به آن اندیشید. وی در یکی از سخنرانی های خود اظهار کرده است: ما متأثریم از اینکه جوانان عزیزیمان به دست افراد نادان و بیاطلاع از پا در میآیند. آنها ترور میکنند تا جوان انقلابی، جایش در شهر نباشد. اما اگر این طرحها و این توطئهها کارساز بود، از اول انقلاب تا حالا چقدر اینها ترور کردند؟ به کجا رسیدند؟ این حرکتهای آنها، مُشت به سندان کوفتن است.
وی خطاب به مردم افزوده است: پدران، مادران، فرزندانتان را به اماکن مذهبی بیاورید. سمّ قاتل برای گروهکها، همین اجتماعات مردم در اماکن مذهبی است. برادرها، خواهرها، جوانان، پدر و مادرهایتان را به اماکن مذهبی بیاورید. در اماکن مذهبی، وقتی مسائل گفته بشود، گروهکها دیگر نمیتوانند در پَستو فردی را گیر بیاورند و چهار تا مطلب در مغز او فرو بکنند و بعد یک اسلحه به دست او بدهند و بگویند اینجا را بزن.
این عالم عایقدر در ادامه گفته است: اینها اگر اهل مسجد بودند، اگر اهل جمعه و جماعات بودند، وقتی کسی به آنها میگفت این کار را بکن، با یکی دیگر مشورت میکردند. خانوادههایی که در جماعات مؤمنین حضور ندارند، اینها طعمه ضدانقلاب میشوند.
مرحوم حائری شیرازی با اشاره به حدیثی از امیرالمومنین (ع) ادامه داده است: امام علی (ع) فرموده اند: «الشاذ من الغنم للذئب»: کسی که از جمع جدا شود، نصیب گرگ میشود. گرگ به مجموعه گله نمیزند. گرگ وقتی چوپان در گله باشد، به آن نمیزند. وقتی کسی از گله جدا ماند، به سمت او حمله میکند.



نظر شما