جانمراد احمدی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، با بیان اینکه دو سالی است فعالیتهای این انتشارات را با تمرکز بر انتشار سیره زندگی شهدای بومی استان در شهرستان سده لنجان دنبال میکنیم، اظهار کرد: پنجشنبه شب، نوزدهم دی ۱۴۰۴ بعد از اقامه نماز مغرب و عشا اغتشاشگران به مسجد امام حسین (ع) شهرستان حملهور شدند.
وی با بیان اینکه این اغتشاشگران با سلاحهای گرم و سرد به تخریب گسترده مسجد پرداختند، ادامه داد: تمام سیستم صوت مسجد، منبر، تمام کتابهای قرآن و ادئیه و دیگر اموال مسجد را تخریب و به آتش کشیدند.
مسئول انتشارات دارخویین با بیان اینکه این انتشارات تاکنون ۱۳۰۰ عنوان کتاب منتشر کرده است، تصریح کرد: مجموع کتابهایی که در انتشارات ما مورد تعرض اغتشاشگران قرار گرفت، حدود ۳۰۰ هزار کتاب از شهدای مدافع حرم بود که تماماً مخدوش شدند. ما در این مجموع علاوه بر این کتابها، دستگاههای چاپی را برای انتشار کتابهای تهیه کرده بودیم که تماماً به آتش کشیده شدند و مخدوش شدند.
احمدی در توضیح این اقدام اغتشاشگران گفت: ساعت حوالی ۸ شب بود. از دو روز قبل ضد انقلاب برای ۱۸ و۱۹ فراخوان داده بود. باچند صدای شبیه سلاحهای ضد شورش فضای محله ملتهب گردید. فکر میکردم که یگان ضد شورش برای متفرق کردن اغتشاشگران آمده است. اما با صدای صوت و شعارهای ساختار شکنانه فهمیدم که اینها صدای ترقههای بود که آنها زده بودند. مونده بودم چه کنم. فاصله منزل ما تا مسجد محل ۱۰۰ متر است.
این فعال فرهنگی خاطرنشان کرد: گوشیام زنگ خورد آنطرف خط بگی از بچههای گروه جهادی بود. گفت حاجی همه چیز سوزاندند. بی محابا خواستم بیرون بزنم دوباره تلفنم زنگ خورد یکی همکارها بود گفت به هیچ وجه بیرون نزنی واحتمالا منزل شما هم جز اهداف باشد. مونده بودم چه کنم. درب حال خونه را که باز کردم دود ناشی از سوختن مغازههای مسجد همه جا را فرا گرفته بود واتش، گر گرفته به آسمان رفاه بود. مسجدی که خشت خشت آن با کمک مردم مستضعف در طی چندین سال ساخته شده بود حالا آتش کینه داعشیهای وطنی میسوخت هنوز در بهت شعلههای آتش مسجد بودم که یادم آمد بخشی از این آتش حاصل سوختن هزاران کتاب انبار انتشارات است که به آسمان دود میشوند.
وی با بیان اینکه این کتابها حاصل و خروجی ۱۵ سال فعالیت انتشارات دارخوین بود، افزود: فکر اینکه این کتابها با چه خونه دلی تولید شده بود، دلم را میلرزاند و هرگاه که به این ماجرا فکر میکنم، دلم به سمت کتابهای «مجید بربری» و «محسن ما»، دو مدافع حرمی که با داعش تا آخرین قطره خون جنگیدند، میرود.
احمدی عنوان کرد: واکنون داعشیهای زمانه حتی تاب دیدن کتابهای آنها را هم ندارد. هنوز نگاهم به سمت مسجد بود و دودهایی که از آنجا بلند میشد و من با سطر سطر سوختن کتابها میسوختم انهم چه سوختی. من خود به چشم خویش دیدم که جانم میرود فیلم آتش زدن دفتر و انبار انتشارات دارخوین.
وی ادامه داد: این دو روز پس از آتش زدن دفتر، انبار و چاپخانه دیجیتال انتشارات دارخوین، هروز چند ساعتی را به محل دفتر رفتم. دفتر که البته نه، بلکه محلی از خاکستر کتاب، مثل انسانهای بهت زده فقط، نگاه میکردم. نگاهی نه از سر حسرت مادی موضوع، بلکه حسرت از افکار انسانهای که کتاب سوزی را بعد از چند دهه دوبار تکرار کردند.
مدیر انتشارات دارخویین گفت: حسرت از آن جهت که تروریست همیشه حدف فیزیکی نیست گاهی تروریست فرهنگی است. حسرت از آن جهت که رنج سنی آتش زدگان فرهنگ مکتوب زیر ۲۰ سال بودند. حسرت از آن جهت که وقتی کتابها در آتش میسوخت خیلیها سوت کف میزدند. سوکت کفهایی که داعش برای شهادت محسن حججی و مجید قربانخانی هم زدند تو گویی داعشیهای وطنی حتی از نشرکتابهای محسن ما و مجید بربری هم هراس دارند. این دو روز مانند پدری میمانم که یکباره همه فرزندانش را از دست داده باشد. فرزندانی که خاطره تولد هر کدام از آنها هرگز فراموشم نخواهد، اصولاً فرزندان پدر از دست داده را یتیم میگویند، اما من یتیمی هستم که فرزندان خود را از دست دادهایم. یتیمی درد بی درمان یتیمی.



نظر شما