به گزارش خبرگزاری ایمنا، هنوز صحنههای جنگ دوازدهروزه پیش چشممان است. انگار همین دیروز بود که با اخبار تلخ و صحنههای ویرانی صبح بیستوسوم خرداد بیدار شدیم، در بهت و حیرت و نگرانی. دشمن همینجا بود. پشت در خانههایمان، با چنگال آلوده به خون زنان و مردان و کودکان و دانشمندان و مدافعان امنیت. آنجا با گوشت و خون و جانمان چشیدیم «امنیت که نباشد، همه چیز در خطر است» یعنی چه. خانهها سوخته بودند، یک مجتمع کامل به جرم حضور یک دانشمند که برای قدرت کشورش تلاش میکرد ویران شده بود، آوارها گواه بود. یادمان نرفته خبرنگار صداوسیما یکی یکی لاشه عروسکهای کودکان را از زیر آوار بیرون میکشید و میگفت به مهدکودک هم رحم نکردند.
هنوز فراموش نکردهایم خون پاک بیش از ۱۰۰۰ ایرانی بیگناهی که بر زمین ریخت. هنوز یادمان نرفته انفجار میدان تجریش را در روز روشن. برای صهیونیستها مردم عادی و نظامی فرقی نداشتند، بیحجاب و باحجاب، انقلابی و غیرانقلابی، او آمده بود به قصد «ایران». همین بود که همه دعاگوی جوانان پشت پدافند شده بودیم. همین بود که نذر برداشته بودیم برای سلامت نیروهای نظامی. همین بود که رد هر موشک بالستیک امید میپاشید به قلبمان.
برای اسرائیل بیمارستان و آمبولانس و مدرسه با پایگاه نظامی تفاوتی نداشت، درست همچون امروز که مدعیان دروغین آزادی بیمارستان و خودروی آتشنشانی به آتش میکشند.

اسرائیل به زن و مرد و کودکمان رحم نکرد، درست همچون دیکتاتورهای تروریست کف خیابان که موتور آن پیک رهگذر بیگناه را که با هزار زحمت خریده بود تا خرجش را درآورد با توحش آتش زدند.
اسرائیل هم تا قبل از آن دوازدهروز شعارهای قشنگ میداد، نقابهای جعلی زیاد داشت. همچون همین نقابها که امروز دوباره به چهره زده است، همین پیامهای مضحک حمایت از آزادی ایرانیان که برای تروریستهای کف خیابان میفرستد.
ما با جنگ بیگانه نبوده و نیستیم، با ترور و توحش هم. تروریستها اما دوباره به خط شدهاند، تمام کفتارهای عالم چشم طمع دوختهاند به سنگر ایران. سگ زرد آمریکایی پیام میفرستد حامی «معترضان» هستیم، شغال صهیونیست میگوید «چیزی تا آزادی نمانده!». سناریوی این فیلم را ما خوب بلدیم. این جنگهای مسلحانه کف خیابان ادامه همان دوازدهروز است و هدف همان که بود: «نابودی ایران و ایرانی».
ما هنوز شبهای حمله را مرور میکنیم. بد نیست این گرگهای وحشی هم مرور کنند. همانها که خیال کرده بودند ترور فرماندهان رده اول مملکت «ایران» را فلج میکند، اما روز دوازدهم مستاصل دستها را برای آتشبس بالا بردند. همین شد که کینه بالستیکهای ایرانی به یاوهگویی رساندشان. این اما گوشهای از قدرت ایران و ایرانی بود.
بالستیکهای مدافع ایران را در پایگاههای موشکی جستوجو میکنند، غافل از اینکه هر ایرانی عاشق وطن امروز یک پدافند است. درست مثل همان روزها که همه شده بودند عضو خودجوش بسیج و سر خیابانها نگهبانی میدادند که مبادا خائنانی از داخل به دشمن کمک برسانند، همه شده بودند یک پا مأمور اطلاعاتی و گوشها حساس شده بود به هر صدای مشکوک به ریزپرنده. ۸۰ میلیون ایرانی شده بودند مدافع امنیت این خاک! ایران امروز هم همان است. مردم حتی اگر اعتراضی هم داشته باشند همان مردمند. این مردم شریف رخت چرکشان را در تشت بیگانه نمیشویند. همین شد که زن و مرد و پیر و جوان وقتی توحش تروریستی آتش زدند خانههای خدا را دیدند شب گذشته دست بچهها را گرفتند و راهی مساجد شدند. آری ایرانی واقعی همیشه مدافع وطن است. مزدور خائن هم در هر سرزمینی هست، اما باید بداند مردم این خاک غیوتر از آنند که اجازه جولانشان بدهند.




نظر شما