به گزارش خبرگزاری ایمنا، «پس از واقعه کربلا برای ما قتلگاهی بزرگتر از حادثه فخ نبود» این حادثهای در منطقه فخ بود که امام جواد (ع) در وصفش چنین فرمودند. باوجود چنین روایتی از امام معصوم، شاید کمتر کسی در جریان این حادثه بزرگ باشد. این نبرد که در نزدیکی مکه انجام شده است منجر به شهادت مسلمانان بسیاری شده؛ اما با این وجود روایت و داستان دقیقی از این حادثه نمیدانیم. شاید بتوان این نقص در روایت را قطع شدن صدای راویان آن حادثه دانست. در کربلا حضرت زینب (س) راوی ماجرای عاشورا بود که منجر شد، عاشورا در دهم محرم نماند و کربلا در نینوا خاموش نشود؛ چون زینب در کل واقعه عاشورا حضور داشت و پس از آن صدای کربلا را به گوش جهان رساند؛ این روایت زینب بود که عاشورا را کل یوم عاشورا کرد و کربلا را کل عرض کربلا.
چه میشود که امام جواد (ع) نبرد فخ را پس از واقعه کربلا بزرگترین قتلگاه میدانند، اما از این واقعه چیزی به گوش ما نرسیده است؟ مگر در این نبرد چه رخ داده است که صدایی از خونهای ریخته شده در فخ به گوش کسی نرسیده است؟ بر اساس اسناد تاریخی فخ را عباسیان در زمان امام موسی کاظم (ع) به بار میآورند. این جنگ که شباهت بسیاری با واقعه کربلا داشته است درهشتم ذیالحجه سال ۱۶۹ هجری قمری انجام شده که در آن حسینبنعلی معروف به شهید فخ به همراه بسیاری از یارانش شهید شدند؛ در پی این جنگ، والی مدینه خانه و اموال جمعی از قیامکنندگان را به آتش کشید و بعضی دیگر را مصادره کرد، همچنین سرهای شهدا، همراه اسیران، نزد خلیفه فرستاده شد.
پس از جنگ، هادی عباسی، حاکم ظالم عباسیان در آن زمان دستور میدهد، خواهر حسین فخی، فرمانده مسلمانان در نبرد فخ را نیز به قتل برسانند. دلیل این اقدام ترس عباسی از انتشار روایت این حادثه بوده است. هادی عباسی پس از این واقعه بهدلیل نگرانی از روایت واقعه و تجربه واقعه کربلا چنین دستوری میدهد تا صدای روایت این جنایت در نطفه خفه شود.
ماجرای گریه پیامبر برای شهدای فخ
حجتالاسلام جواد شفیعیان، راوی اردوی حج عمره دانشجویی بعثه مقام معظم رهبری در منطقه فخ در روایت این واقعه اظهار کرد: سال هفتم هجری پیغمبر و یارانشان بر اساس صلح حدیبیه برای حج از مدینه به سمت مکه حرکت میکنند و در مسیر به منطقه فخ واقع در وادی طوی میرسند.
وی افزود: اینجا رسول خدا از مرکب پیاده میشوند و دو رکعت نماز میخوانند؛ اما نمازشان در این مکان یک نماز عادی نبود؛ رسول الله در این نماز آنقدر گریه میکنند که یارانشان از میزان اشک ریختن ایشان متأثر میشوند. وقتی نماز پیامبر تمام میشود یاران ایشان دلیل گریههای حضرت را میپرسند.
این راوی در ادامه روایت میگوید: پیامبر در پاسخ اصحابشان میفرمایند که در همین جایی که من نماز خواندم، روزی یکی از فرزندانم که خیلی برای ما عزیز است به شهادت میرسد. اصحاب پیامبر پس از این گفته ایشان منتظر واقعهای در این مکان بودند؛ بهویژه در زمان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) اما تا دوران امام موسی کاظم (ع) اتفاقی نمیافتد.
شفیعیان در ادامه از رخداد این واقعه در زمان امام موسی کاظم (ع) تشریح کرد: زمان امام موسی کاظم (ع) سختترین شرایط برای شیعیان بود. در این دوران شخصی به نام هادی عباسی زمام امور را در دست میگیرد؛ کسی که نسبت به شیعیان بسیار سختگیر بود با شیعیان به مانند تبعیدیها رفتار میکرد و در این دوران شیعیان به شدت تحت و فشار و آزار و اذیت عباسیان بودند، البته دوران حکومت هادی عباسی به یک سال نرسید و این حاکم ظالم به نفرین امام موسی کاظم از بین میرود.
وی در ادامه جنایات این حاکم عباسی روایت کرد: اما این حاکم در همین یک سال جنایات بزرگی مرتکب میشود و بزرگترین جنایت او به شهادت رساندن حسینبنعلی از نوادگان امام حسن مجتبی و از نسل حسن مثنی بود.
شفیعیان ادامه داد: حسینبنعلی از شدت فشاری که هادی عباسی بر جامعه شیعیان میآورد تصمیم به قیام میگیرد؛ برای این قیام طوری برنامهریزی میکند که در ایام حج تمتع در خانه خدا، مؤمنان را به قیام دعوت کند؛ اما به دلایلی ناگزیر میشود که یک ماه زودتر در مدینه قیامش را عملیاتی کند.
وی گفت: او مسجد مدینه را فتح و در آن مسجد اذان شیعی پخش میکند؛ وقتی اشهد ان علی ولی الله از مسجد مدینه پخش میشود، حاکم وقت مدینه متوجه میشود که مدینه سقوط کرده است و سریع از مدینه فرار میکند و به حاکم مکه گزارش میدهد.
این روحانی افزود: حسینبنعلی یا همان شهید فخ، مردم مدینه را جمع میکند و آنها را به قیام دعوت میکند؛ اما مردم مدینه با او همراهی نمیکنند؛ با این حال حرکت میکند و با یارانش برای محرم شدن به مسجد شجره میروند. پس از آن به سمت مکه حرکت میکنند که در مسیرشان در منطقه فخ با سپاه ۴۰۰۰ نفری هادی عباسی برمیخورند.
شفیعیان ادامه داد: سپاهیان حسینبنعلی و هادی عباسی در منطقه فخ با یکدیگر درگیر میشوند و در این درگیری حسینبنعلی به همراه ۸۰ نفر از یارانش به شهادت رسیدند. این واقعه شباهتهایی به ماجرای کربلا داشت؛ شهید این حادثه اسمش همچون شهید کربلا است، این شهدا نیز سر از تنشان جدا شد و پیکرشان چند روز روی خاک زیر آفتاب ماند.
وی گفت: پیکر این شهدا چندین روز روی زمین میماند، تا زمانی که حاجیها از حج برمیگردند و بوی خوشی در این مکان استشمام میکنند و متوجه میشوند که عطر پیکرهای این شهداست و این حاجیها اقدام به خاکسپاری پیکر شهدای فخ میکنند.
راوی اردوی دانشجویی افزود: هادی عباسی سرهای این شهدا را نزد امام موسی کاظم (ع) میبرد؛ ایشان به شدت متأثر میشوند و به یارانشان دستور میدهند خانوادههای این شهدا را تحت پوشش قرار دهند و از آنها مراقبت کنند، چراکه عباسی پس از شهدا، قصد جسارت به خانواده آنها را داشته است.
شفیعیان در پاسخ به این پرسش که چرا روایت این واقعه و شهدای آن معرفی نشده است؟ گفت: همه ما شعر «کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود» را شنیدهایم؛ هادی عباسی پس از به شهادت رساندن حسینبنعلی دستور داد خواهر او را نیز به شهادت برسانند و سر از تنش جدا کنند تا آنچه از جانب حضرت زینب (س) در کربلا رخ داد در این واقعه رخ ندهد و جالب است که عربستان مزار این شهیدان را بهطور کامل مسطح کرده و از بین برده است.
به گزارش ایمنا، این حادثه نشان میدهد در زمان امام موسی کاظم (ع) تعداد یاران ایشان کم نبوده و ایشان یارانی داشتهاند که با ایمان و اخلاص اقدام به قیام علیه ظلم کردند و مظلومانه شهید شدند، همچنین این روایت نشاندهنده نقش حضرت زینب در واقعه کربلاست که اگر ایشان نبودند، کربلا در کربلا و عاشورا در عاشورا میماند.



نظر شما