از ونزوئلا تا ایران؛ الگویی از یک دخالت آشنا

به تازگی در ونزوئلا، دخالت مستقیم آمریکا در بازداشت رئیس‌جمهور قانونی کشور، بار دیگر چهره بی‌اخلاق و سلطه‌جوی امپریالیسم را نمایان کرد. این رفتارها، از گذشته تا امروز، پیامدهایی فراتر از مرزها دارند و نظم جهانی و حقوق ملت‌ها را تهدید می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، روزهای گذشته در ونزوئلا شاهد رخدادی بودیم که بار دیگر ذات امپریالیسم و سلطه‌گری آمریکا را به وضوح نشان داد. بدون هیچ پشتوانه قانونی یا اخلاقی، دولت آمریکا رئیس‌جمهور قانونی یک کشور مستقل را بازداشت و او را منتقل کرد؛ عملیاتی که نه تنها استقلال و حاکمیت مردم ونزوئلا را لگدمال کرد، بلکه قواعد ابتدایی روابط بین‌الملل و احترام به حقوق انسانی را نیز زیر پا گذاشت.

این اتفاق تنها نمونه‌ای تازه از شیوه‌های مدرن امپریالیسم است. در گذشته، استعمارگران با خشونت آشکار، برده‌داری، غارت منابع و تقسیم کشورها سلطه می‌کردند. اما در جهان امروز، وقتی افکار عمومی آگاه‌تر شده و اصول مردم‌سالاری مورد توجه قرار گرفته، امپریالیسم شکل نوینی به خود گرفته است: ظریف، غیرمستقیم و به گونه‌ای که جلب توجه نکند، اما همان هدف قدیمی—کنترل منابع، سیاست‌ها و سرنوشت ملت‌ها—را دنبال می‌کند.

تجربه‌های تاریخی به ما یادآوری می‌کنند که این رویه تنها مختص ونزوئلا نیست. در نیمه قرن بیستم، دولت آمریکا با دخالت‌های نظامی و کودتا در کشورهای مختلف آمریکای لاتین، سرنوشت مردمان بسیاری را دگرگون کرد:

گواتمالا (۱۹۵۴): دولت منتخب ژاکوبو آربنز با حمایت CIA سرنگون شد تا منافع شرکت‌های آمریکایی حفظ شود.

از ونزوئلا تا ایران؛ الگویی از یک دخالت آشنا

شیلی (۱۹۷۳): سالوادور آلنده، رئیس‌جمهور قانونی شیلی، با کودتای نظامی و پشتیبانی آشکار آمریکا سرنگون شد.

از ونزوئلا تا ایران؛ الگویی از یک دخالت آشنا

پاناما و کوبا: آمریکا به روش‌های گوناگون—از فشار اقتصادی تا حمایت از گروه‌های شورشی—تلاش کرد حاکمیت مستقل این کشورها را محدود کند.

ایران (۱۹۵۳): نمونه تاریخی دیگر دخالت مستقیم آمریکا، کودتای ۲۸ مرداد و برکناری مصدق بود. پیش‌تر نیز در دوران پهلوی، انگلیس با سلطه و دخالت در روند تصمیم‌گیری سیاسی، شاه ایران را (رضا شاه) به جزیره موریس تبعید کرد و مسیر زندگی او را بدون هیچ حق انتخابی تعیین کرد؛ کاری که نشانگر خشونت بی‌پرده و بی‌اخلاقی امپریالیسم است.

از ونزوئلا تا ایران؛ الگویی از یک دخالت آشنا

این رویه‌ها یک پیام روشن دارند: وقتی کشوری اجازه می‌دهد قوانین و اخلاق بین‌المللی را نادیده بگیرد، نه تنها ملت هدف آسیب می‌بیند، بلکه نظم جهانی و قواعد اساسی حقوق بین‌الملل به خطر می‌افتد. این خطر محدود به یک منطقه یا کشور خاص نیست؛ امپریالیسم نوین، با ابزارهای سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای، می‌تواند به هر کشوری در هر نقطه جهان سرایت کند.

پیامد این اقدامات فراتر از یک کشور یا یک رئیس‌جمهور است. وقتی یک قدرت بزرگ برای خود حق دخالت در حاکمیت دیگران قائل می‌شود، این رفتار الگویی ایجاد می‌کند که ممکن است سایر بازیگران بین‌المللی نیز آن را تکرار کنند. چه تضمینی وجود دارد که امروز ونزوئلا باشد و فردا کشور دیگری؟ چه تضمینی وجود دارد که این روند، به بهانه “امنیت ملی” یا “حقوق بشر”، به یک قلدری عادی تبدیل نشود؟

از منظر حقوق بین‌الملل، اقداماتی که آمریکا در ونزوئلا و دیگر کشورها انجام داده، نه تنها مغایر با منشور سازمان ملل است، بلکه به بی‌اعتمادی عمومی به نهادهای بین‌المللی و بی‌اعتباری حقوق بشر دامن می‌زند. در حالی که برخی در ایران یا سایر کشورها ممکن است از سر خوشحالی یا کنجکاوی نسبت به چنین دخالت‌هایی واکنش نشان دهند، حقیقت این است که عادی‌سازی این اقدامات، خود بزرگ‌ترین تهدید برای ثبات جهانی است.

درس تاریخی و عملی این است: برای مقابله با امپریالیسم نوین، نیازمند اجماع جهانی، آگاهی افکار عمومی و تقویت نهادهای بین‌المللی هستیم. نباید بگذاریم سلطه و قلدری یک کشور، بدون پاسخ و بازخواست، به یک هنجار جهانی تبدیل شود. همان‌طور که تاریخ نشان داده، بی‌تفاوتی یا پذیرش سکوت، زمینه را برای تکرار این رفتارها فراهم می‌کند و هیچ ملت یا کشوری از این روند در امان نخواهد بود.

کد خبر 938158

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.