به گزارش خبرگزاری ایمنا، گاهی تاریخ، نامهایی را در خود ثبت میکند که تنها یک فرد نیستند؛ یک «جریان» یا «مکتب» هستند؛ نامهایی که با شنیدنشان، جغرافیا رنگ عوض میکند و مرزها معنای پیشین خود را از دست میدهند. شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی از همین نامهاست؛ مردی که زندگیاش در میدان جنگ و حماسه معنا شد و شهادتش به یک جریان جهانی و نمادی از عدالتخواهی و مبارزه با استکبار جهانی بدل گشت؛ نشانهای برای آنها که هنوز باور دارند میتوان در هیاهوی سیاست و قدرت، با اخلاص زیست. سردار دلها از جنس فرماندهانی بود که در دل میدان حضور یافته و در متن خطر ایستادهاند و شاهد آن، لحظهای است که سردار بر روی خاکریزها قدم میزد و منظره را تماشا میکرد.
شخصیتی که در میدان نبرد، با توکل به خدا و ارتباط قلبی با اهلبیت (ع) حماسهها خلق میکرد؛ فرماندهای که در مقابل ظلم و استکبار سینه سپر میکرد و سر خم نمیآورد، او که امید دلهای بسیاری در جبهه مقاومت بوده است و با شهادت خود، مکتبی جریانساز شکل گرفت که شخصیت و منش او را بیش از پیش به جهانیان معرفی کرد.
حاج قاسم سلیمانی محصول یک مکتب بود؛ مکتبی که ریشه در ایمان داشت و شاخههایش تا دورترین نقاط منطقه گسترده شد. از کوچههای کرمان تا بیابانهای عراق و سوریه، رد پای مردی دیده میشد که امنیت را نه در اتاقهای بسته، بلکه در میدانهای پرخطر جستوجو میکرد. او باور داشت در راه حفاظت و صیانت از حقیقت، گاهی باید کیلومترها دورتر دست به جهاد کرد. همین نگاه، او را از یک فرمانده ملی به چهرهای فراملی تبدیل کرد؛ شخصیتی که برای دوست، تکیهگاه بود و برای دشمن، معادلهای پیچیده و پیشبینیناپذیر.
آنچه شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی را به شخصیتی اثرگذار در معادلات منطقهای تبدیل کرد، ترکیب کمنظیری از تجربه میدانی، شناخت عمیق از بافت اجتماعی منطقه و توانایی ایجاد هماهنگی میان نیروهای مقاومت بود. نقش او در سازماندهی و تقویت جبهه مقابله با تروریسم، بهویژه در مقاطع بحرانی و گسترش داعش، نقشی تعیینکننده و انکارناپذیر است. بسیاری از تحلیلگران نظامی و سیاسی اذعان دارند که مدیریت میدانی او در عراق و سوریه، مانع از فروپاشی ساختارهای امنیتی این کشورها و گسترش ناامنی به سطحی فراتر از منطقه شد. حضور مستمر در خطوط مقدم و ارتباط مستقیم با نیروهای محلی، از ویژگیهایی بود که اعتماد متقابل و کارآمدی عملیاتی را افزایش میداد.
شهید سلیمانی که مشق عشق و جهاد در جبهههای جنگ هشت سالهی حق علیه باطل میکرد، پس از سالها جهاد و حماسهآفرینی در نیروی جان بر کف سپاه به شخصیتی مبدل شده بود که عرصه نبرد را خوب میشناخت و نسبت به وظیفه خود آگاهی داشت و در مسیر انجام وظیفه کوتاهی نکرد و از هیچ تلاشی دریغ نورزید و این روحیه پرامید، متوکل و جهادگر موجب شکلگیری همان «مکتب حاج قاسم» است. سالگرد شهادت شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی فرصتی است برای بازخوانی الگویی از مدیریت میدانی مبتنی بر واقعبینی، مسئولیتپذیری و شناخت دقیق از شرایط منطقهای ضمن توکل به خدا و در نظر داشتن مدد الهی در معادلات نبرد.

شهید سلیمانی، نماد وحدت و هویت ملی / مکتبی برخاسته از یک شخصیت ملیگرا، مؤمن و دغدغهمند
حجتالاسلام سید محمد متین نوربخش، روایتگر شهدا و دفاع مقدس، کارشناس حوزه رسانه و فعال فرهنگی درباره نقش مؤثر حاج قاسم سلیمانی در ایجاد انسجام ملی و فراملی به خبرنگار ایمنا میگوید: شهید سلیمانی، این سردار عزیز و والامقام، فراتر از یک فرمانده نظامی بود؛ ایشان نماد وحدت و نماد هویت ملی بهشمار میرفت و در روزهایی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به همافزایی و همدلی نیاز داشت، با رفتار و منش خود نشان داد میتوان هم مؤمن بود، هم ملیگرا و هم دغدغهمند نسبت به همه انسانها.
وی با تاکید بر اینکه در عرصه بینالملل، حاج قاسم با رویکرد میدانی و انسانی خود، میان ملتهایی که درگیر جنگ و ترور بودند، پیوندی بر پایه کرامت و عزت ایجاد کرد و این پیوند مبتنی بر کرامت و عزت، به ملتها هویت و انسجام بخشید، میافزاید: شخصیت ایشان به نوعی به یک نماد و نشان اجتماعی و فرهنگی تبدیل شد، بهگونهای که نقش حلقه اتصال میان اقوام، مذاهب و جریانهای مختلف در داخل و خارج از کشور را ایفا کردند و نهتنها توانستند دلهای گوناگون را در داخل کشور همسو کنند، بلکه در خارج از کشور نیز همین اثرگذاری را داشتند.
حاج قاسم یک سرمایه اجتماعی زنده برای ملت ایران است
روایتگر شهدا و دفاع مقدس با بیان اینکه حاج قاسم بهمعنای واقعی کلمه، چهرهای جهانی و بینالمللی از مقاومت انسانی در برابر زورگوییها بود و نه تنها یک چهره نظامی یا یک ژنرال قدرتمند و عالیرتبه، ادامه میدهد: حاج قاسم در وجهه اجتماعی خود، انسانی مردمدار بود؛ ایشان هیچگاه خود را از مردم جدا نمیدانستند چه در جبهههای جنگ، چه در دیدار با خانوادههای شهدا و چه در برخوردهای روزمره و همواره فردی متواضع و صمیمی بودند و خود را خادم مردم میدانستند.
حجتالاسلام نوربخش عنوان میکند: همین منش اجتماعی ایشان بود که موجب شکلگیری مکتب حاج قاسم شد؛ جریانی که امروز در محافل مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد و درباره آن سخن به میان میآید. این جریان نه بر قدرت و سیاست، بلکه بر اخلاق، صداقت، خدمت و عشق به مردم استوار بود.
وی اضافه میکند: ویژگیهای شخصیتی و رفتاری شهید سپهبد سلیمانی سبب شد پس از شهادت ایشان، مردم با تمام وجود برای او اشک بریزند؛ اشکهایی برخاسته از دل، گویی پدری مهربان را از دست دادهاند. این اتفاق از آن رو رخ داد که مردم، حاج قاسم را از خود میدانستند و در واقع، حاج قاسم به نوعی به یک سرمایه اجتماعی زنده برای ایران تبدیل شد؛ سرمایهای که جامعه را از درون تقویت و منسجم میکند و این سرمایه همچنان تداوم خواهد داشت و درخشان باقی خواهد ماند.

سردار دلها، الگویی رویایی و دستنیافتنی نیست / ضرورت تولید روایتهای الهامبخش و مردمی از حاج قاسم
کارشناس حوزه رسانه و فعال فرهنگی درباره نقش جوانان و فعالان فرهنگی و رسانهای در زنده نگهداشتن مکتب حاج قاسم خاطرنشان میکند: در روزگار کنونی، میراث حاج قاسم تنها در خاطرهها خلاصه نمیشود و تنها امری یادبود گونه نیست؛ شهید سلیمانی یک سبک زندگی و یک باور در حال شکلگیری در نسل جدید است، به این معنا که باورهای نسل امروز با نوع شخصیت حاج قاسم رشد میکند، با آن مأنوس میشود و تداوم مییابد.
حجتالاسلام نوربخش میافزاید: در این میان، فعالان فرهنگی و رسانهای نقش محوری و تعیینکنندهای دارد و آنها باید روایت درست، انسانی و قابل فهمی از حاج قاسم را به زبان نسل خود ارائه دهند؛ تأکید میکنم که این روایت باید نه دچار بزرگنمایی شود و نه کوچکنمایی؛ نباید از حاج قاسم چهرهای رویایی، دستنیافتنی و تنها آسمانی ساخته شود، بهگونهای که افراد احساس کند هرگز نمیتوان شبیه او شد، مانند او مقاوم ماند یا در مسیر حق استقامت داشت.
وی با اشاره به اینکه رسالت فعالان فرهنگی و رسانهای تنها به ساخت کلیپ یا انتشار پست محدود نمیشود، تاکید میکند: تولیدهای رسانهای و فرهنگی باید با تولید روایتهای الهامبخش از صداقت، شجاعت و مردمباوری حاج قاسم همراه باشد؛ باید حاج قاسم را از قاب صرف نظامی به قاب انسانی منتقل و او را به الگویی برای زندگی روزمره، برای جوانی متعهد و برای خدمت بیادعا تبدیل کنیم.
فعال فرهنگی و تربیتی میگوید: اگر نسل جوان بتواند این روحیه مسئولیتپذیری و عشق به مردم را در رسانه بازآفرینی کند، مکتب حاج قاسم زنده خواهد ماند و همچنان برای ایران و ایرانی اثرگذار خواهد بود. این تأثیرگذاری با روایت درست میتواند سالها ادامه داشته باشد و افراد مختلفی را تحت تأثیر قرار دهد.

«اخلاص حاج قاسم ویژگی برجسته شخصیت او بود» / چهرهای جهانی از مقاومت انسانی و فراتر از مرزهای رایج سیاسی
محمدرضا نصیری، راوی و کارشناس دفاعمقدس و مسئول آموزش مجموعه معلمراوی درباره شخصیت شهید سپهبد سلیمانی با بیان اینکه حاج قاسم مصداق عینی آن ضربالمثل معروف است که میگوید: «آن سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.»، به خبرنگار ایمنا میگوید: شهید حاج قاسم سلیمانی نماد یک شخصیت انقلابی بود که انقلابیگریاش واقعی و خالصانه بود و ذرهای نمایش یا تصنع در آن وجود نداشت؛ همانگونه که رهبر معظم انقلاب بارها به آن اشاره کردهاند، اخلاص حاج قاسم ویژگی برجسته شخصیت او بود. این اخلاص از عمق وجودش نسبت به همه مردم جریان داشت چه در عرصه ملی و چه در سطح فراملی.
وی میافزاید: همه افراد در برخورد و گفتوگو با حاج قاسم بهروشنی احساس میکردند که او به آنچه میگوید به طور عمیق اعتقاد دارد؛ اعتقادی عملی و نه تنها کلامی.
راوی و کارشناس دفاعمقدس ادامه میدهد: هماهنگی شگفتانگیز میان گفتار، رفتار و باور، ویژگی بسیار مهمی بود که موجب جلب اعتماد عمومی میشد؛ وقتی از سادهزیستی سخن میگفت، خودِ حاج قاسم نمونه عینی سادهزیستی بود؛ وقتی از مقاومت حرف میزد، زندگی شخصی و سلوک فردیاش نیز مبتنی بر همین باور بود. او به شعارهایش عمل میکرد.
نصیری عنوان میکند: به تعبیر ساده، مهمترین ویژگی حاج قاسم، یکرنگی و یکدستی شخصیت او بود؛ شخصیتی که هیچگونه دوگانگی در آن دیده نمیشد و همین صداقت و خلوص، عامل اصلی شکلگیری انسجام، همدلی و اعتماد گسترده نسبت به او در داخل کشور و حتی در سطح فراملی بود.
وی اضافه میکند: زمانی که مردم شریف و عزیز کشور ایران میبینند فردی این میزان از اعتقاد عملی را داراست و نسبت به نظام، انقلاب اسلامی، اسلام و مجموعه ارزشها و مسائل مرتبط با آن، هم در کلام و هم در عمل مقید است و باور او محدود در زبان نیست بلکه اعتقادی عملی دارد، این سخن را میپذیرند.
مسئول آموزش مجموعه معلمراوی خاطرنشان میکند: اگر شخصی به طور حقیقی به بیانات خود پایبند باشد، به کلامی که بر زبان میآورد وفادار بماند و بتواند آنچه را که میگوید در عمل نیز پیاده کند، از نقطهای به بعد سخن او برای مردم پذیرفتنی میشود. این ویژگی، یکی از مهمترین مؤلفههای شخصیتی حاج قاسم است که در بُعد اجتماعی منجر به جریانسازی شد.
نصیری میافزاید: وقتی حاج قاسم سلیمانی در موضوع محور مقاومت سخنی را مطرح میکند و سپس خود در عمل به آن پایبند میماند، مخاطب سخن و رفتار او تنها یک قشر یا گروه خاص نیست، بلکه همه مردم و همه شخصیتها را در بر میگیرد؛ به همین دلیل است که شخصیتی همچون ایشان در جامعه اثرگذار میشود و نفوذ اجتماعی پیدا میکند.

شهید سلیمانی بخشی از تاریخ معاصر منطقه است؛ تاریخی که هنوز در حال نوشته شدن است
با مطالعه و بررسی زندگی و نقشآفرینی شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی میتوان دریافت، فراتر از روایت یک فرمانده نظامی، با الگویی از کنش مسئولانه در سطح ملی و فراملی روبهرو هستیم. او در دورهای حساس از تحولات منطقه، توانست میان ضرورتهای امنیتی، ملاحظات اجتماعی و واقعیتهای سیاسی پیوندی عملی برقرار کند؛ پیوندی که ثمره آن، تثبیت امنیت نسبی در گسترهای وسیع و جلوگیری از تعمیق بحرانهای فراگیر بود و این کارنامه، برآمده از سالها تجربه میدانی و شناخت عمیق از پیچیدگیهای منطقهای بود.
حاج قاسم سلیمانی در حافظه تاریخی معاصر، بهعنوان چهرهای ثبت شده است که نقش خود را محدود به مسئولیت اداری یا جایگاه سازمانی نمیدانست. او میدان را عرصه تصمیمسازی میدید و باور داشت فهم واقعیت، بدون حضور در متن آن ممکن نیست و همین رویکرد، موجب شد تا بسیاری از معادلات امنیتی و میدانی بر پایه شناخت عینی از شرایط و بازیگران شکل گیرد که در نتیجه، تأثیرگذاری او را ماندگار و مؤثر در روند تحولات بعدی میکرد.
از منظر اجتماعی و فرهنگی نیز، نام حاج قاسم سلیمانی به نمادی از اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی تبدیل شد. تشییع کمسابقه پیکر او و واکنشهای گسترده مردمی در کشورهای مختلف، نشان داد تصویر او در ذهن افکار عمومی، فراتر از یک مقام نظامی تعریف شده است. این سرمایه اجتماعی، محصول رفتاری بود که در آن، فاصلهای میان گفتار و عمل دیده نمیشد.
امروز، بازخوانی تجربه و کارنامه شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، نه تنها از سر بزرگداشت، بلکه بهعنوان ضرورتی تحلیلی از یک شخصیت تراز انقلاب اسلامی و الگویی برجسته برای آزادیخواهان، دغدغهمندان و جهادگران اهمیت دارد. فهم مسیر طیشده، میتواند در شناخت بهتر چالشهای پیشرو و نحوه مواجهه با آنها راهگشا باشد. این شهید گرانقدر بخشی از تاریخ معاصر منطقه است؛ تاریخی که هنوز در حال نوشته شدن است و رد پای تصمیمها و راهبردهای آن، همچنان در تحولات امروز دیده میشود.
حاج قاسم سلیمانی را میتوان نماد نسلی دانست که امنیت، استقلال و کرامت را هزینهمند میدانست، اما از پرداخت این هزینه نهراسید. شهادت او آغاز فصل تازهای در ادبیات مقاومت و مسئولیتپذیری منطقهای بود، فصلی که همچنان موضوع تحلیل، قضاوت و الهام برای آینده خواهد بود.
گزارش از محمداسماعیل وهابی


