به گزارش خبرگزاری ایمنا از قم، سیزدهم رجب تاریخ تولد یک انسان نیست؛ تولد یک معیار است، روزی که دیوار کعبه شکافته شد تا کودکی به دنیا بیاید که بعدها نامش مترادف ایمان، شجاعت و عدالت شد.
قرنها از آن لحظه بی تکرار میگذرد، از دقایقی که دیوار کعبه شکافته شد تا فاطمه بنت اسد با نوزادی در دست به میان مردم بیاید.
سیزدهم رجب روزی متفاوت در تاریخ اسلام است، تاریخ روایت میکند که دیوار کعبه شکافته شد، نه دری گشوده شد و نه کسی کلیدی آورد.
علی (ع) در جایی متولد شد که قبله دلهاست، گویا سرنوشتش از همان لحظه روشن بود: پیوند خوردن با توحید، پیش از آنکه زبان باز کند؛ پیامبر اکرم (ص) بعدها دربارهاش فرمود «علیٌّ مع الحق و الحق مع علی» علی با حق است و حق با علی.
کودکی علی (ع) در خانه پیامبر گذشت، در فضایی که اولین آیات وحی نازل میشد و توحید نفس میکشید، ایمان او نه حاصل عادت و نه نتیجه ترس بلکه انتخاب بود.
هنوز بسیاری در تردید بودند که علی (ع) بیهیچ تأملی ایمان آورد، خودش بعدها گفت «من خدا را پرستیدم، پیش از آنکه کسی از این امت خدا را پرستش کند» و همین پیشقدم بودن، نشانهای شد از مسیری که تا پایان عمر ادامه یافت.

در سالهای دشوار بعثت، علی (ع) تنها یار پیامبر نبود؛ پناه او نیز بود؛ هرکجا خطری بود، علی پیش از همه میایستاد.
لیلةالمبیت، شب جانفشانی محض است، شبی که علی (ع) آگاهانه در بستری خوابید که شمشیرها آن را نشانه گرفته بودند. پیامبر (ص) در وصف این فداکاری فرمود «کسی که جان خود را فدای من کرد، علی بن ابیطالب بود.»
سالها بعد، وقتی بار سنگین خلافت بر دوش علی (ع) قرار گرفت، او حکمرانی را نه امتیاز که امانت دانست. عدالت علوی آسانگیر نبود؛ سختگیر بود، حتی برای خودش.
علی (ع) در نامهای به مالک اشتر نوشت «مردم یا در دین با تو برادرند یا در آفرینش همانند تو» این نگاه انسانی، فراتر از زمان خود بود؛ نگاهی که هنوز هم میتواند معیار حکومتداری باشد.
اما همین عدالت، مظلومانهترین فصل تاریخ را برای علی (ع) رقم زد. او عدالت را قربانی مصلحت نکرد و همین او را تنها کرد؛ جرج جرداق، اندیشمند مسیحی لبنانی، دربارهاش نوشت «علی، شهید عظمت خویش شد»
شهادتش نیز آرام و بیهیاهو بود، در محراب و هنگام نماز. گویا زندگیاش میان ایمان آغاز شد و با عبادت به پایان رسید.
امروز، قرنها پس از آن محراب خونین، نام علی (ع) در متن زندگی مردم زنده است، این حقیقت را میتوان در خیابانهای قم در روز سیزدهم رجب دید.
شهری که رنگ عید گرفته و خیابانها چراغانی، پرچمها برافراشته و سردر خانهها آذینبسته است.
قم امروز، حالوهوای یک جشن قدیمی و اصیل را دارد؛ جشنی که از دل باور مردم میجوشد، امروز و قرنها پس از آن لحظه بی تکرار، قم در سالروز میلاد حضرت علی (ع) غرق نور و سرور است.

در اطراف حرم حضرت فاطمه معصومه (س)، جمعیت آرام و شاد در رفتوآمدند. صدای مولودیخوانی از مساجد و تکایا میآید و بوی شربت و نذری در کوچهها پیچیده است.
خانوادهها با کودکانشان آمدهاند؛ کودکانی که شاید هنوز معنای عدالت علوی را ندانند، اما نام علی (ع) را با شیرینی، نور و شادی به خاطر میسپارند.
مراسم ویژهای برای خادمان پدر حرم بانوی کرامت در صحن امام رضا برگزار شد، مراسمی مملو از نور و رنگ و سرور؛ خادمان با لبی خندان از شیرینی پدر بودن و از الگوی خود که مولای متقیان است، میگویند.
مدیحهسرایی و مراسم شادی در سالروز میلاد پربرکت مولای متقیان، روزها و شبهای حرم بانوی کرامت را جلوه و نوری زیباتر از همیشه داده است.
هیئتهای بزرگ و کوچک شهر قم در کوچه پس کوچههای شهر سفره شادی انداختهاند؛ شادی در میلاد با سعادت مردی که بزرگ مرد تاریخ ایران و شیعه شد.
قم در ۱۳ رجب، شهری است که خودش را در آئینه علی (ع) میبیند. خانهها میزبان هستند و کوچهها پر از گفتوگو؛ این جشن تنها یادآور یک تولد تاریخی نیست؛ یادآور یک راه است، راهی که از کعبه آغاز شد، از محراب گذشت و هنوز به ایستگاه عدالت نهایی نرسیده است.
شاید به همین دلیل است که هر سال، با آمدن سیزدهم رجب دلها روشنتر میشوند؛ قم در این شب و روز غرق نور و سرور است و در پس این شادی، یک آرزو هنوز زنده است: عدالت علوی، روزی از روایت تاریخ به واقعیت زندگی بازگردد.




نظر شما