۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۱
چنگ؛ صدای ایستاده تاریخ

چنگ، سازی نیست که تنها نواخته شود، چنگ شنیده می‌شود، دیده می‌شود و گاه حتی پرستیده می‌شود. صدای آن، بیش از آن‌که موسیقایی باشد، روایی است، روایتی که از دل اسطوره، آیین، نیایش و شکوه دربارها برمی‌خیزد و تا تالارهای مدرن کنسرت امتداد پیدا می‌کند. این ساز از کهن‌ترین سازهای شناخته‌شده بشر است.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، چنگ، از معدود سازهایی است که می‌توان رد پای آن را هم‌زمان در تاریخ، اسطوره و تصویر دید. کهن‌ترین تصاویر به‌جامانده از این ساز، بر نقش‌برجسته‌های میان‌رودان و ایران باستان دیده می‌شود؛ تصاویری که نشان می‌دهد چنگ نه‌تنها ساز موسیقی، بلکه ابزار آئین، نیایش و نمایش قدرت بوده است. در تمدن ایلام، هخامنشی و سپس ساسانی، گونه‌هایی از چنگ به کار گرفته می‌شد که ساختار عمودی یا زاویه‌دار داشتند و صدای آن‌ها برای فضاهای بزرگ طراحی شده بود. در نقش‌برجسته‌های طاق بستان، چنگ‌نوازان بخشی جدایی‌ناپذیر از روایت بصری شکوه ساسانی‌اند؛ جایی که موسیقی، هم‌پای قدرت سیاسی و آئینی معنا پیدا می‌کند.

در فرهنگ ایرانی، چنگ تنها یک ساز نبوده، بلکه نماد هماهنگی کیهانی تلقی می‌شده است. در متون ادبی، از شاهنامه فردوسی گرفته تا اشعار نظامی و منوچهری، چنگ همواره در کنار مفاهیمی چون بزم، فرّه ایزدی، آئین و سرور آمده است. باربد، موسیقی‌دان افسانه‌ای دربار خسرو پرویز، بنا بر روایت‌های تاریخی، چنگ را یکی از سازهای محوری در نظام موسیقایی خود می‌دانسته؛ سازی که توانایی روایت داستان و انتقال احساسات پیچیده را داشته است.

با گذر زمان و تحولات فرهنگی، چنگ در سرزمین‌های اسلامی به تدریج کم‌رنگ شد، اما در اروپا مسیر دیگری را پیمود. در قرون وسطی، چنگ به‌ویژه در ایرلند و اسکاتلند، به نماد هویت ملی بدل شد و گونه‌های خاصی از آن، همچون چنگ سلتیک، در موسیقی مردمی جایگاهی ویژه پیدا کرد. اما نقطه عطف تاریخ این ساز، ورود آن به موسیقی کلاسیک غربی در قرن هجدهم و نوزدهم بود؛ زمانی که چنگ با ساختاری پیشرفته‌تر و سیستم پدال، به سازی ارکسترال بدل شد.

چنگ پدال‌دار مدرن که امروزه در ارکسترهای سمفونیک استفاده می‌شود، نتیجه تحولی فنی است که امکان اجرای همه نیم‌پرده‌ها و تغییرات هارمونیک را فراهم کرد. از این لحظه، چنگ دیگر ساز حاشیه‌ای نبود، بلکه به عنصری مهم در رنگ‌آمیزی صوتی ارکستر تبدیل شد؛ سازی که می‌توانست گذارهای موسیقایی را نرم کند، فضاهای رؤیایی بسازد و لحظات دراماتیک را برجسته کند.

در میان آهنگسازان بزرگ، کمتر کسی است که از ظرفیت‌های چنگ غافل مانده باشد. کلود دبوسی در آثار خود، به‌ویژه در قطعه معروف «مقدمه‌ای بر بعدازظهر یک فون»، از چنگ برای خلق فضایی شناور و رازآلود بهره گرفت. موریس راول در آثاری چون «Daphnis et Chloé» و «Introduction and Allegro for Harp» چنگ را به مرکز توجه آورد و نشان داد این ساز می‌تواند هم نقش تکنیکی و هم نقش شاعرانه داشته باشد. در موسیقی رمانتیک و پسارمانتیک نیز آهنگ‌سازانی چون چایکوفسکی و واگنر، از چنگ برای القای شکوه، جادو و اسطوره استفاده کرده‌اند.

در قرن بیستم، چنگ به لطف نوازندگان بزرگ، از سایه بیرون آمد و به سازِ مستقل کنسرتی بدل شد. کارلوس سالزدو، نوازنده و آهنگساز فرانسوی-آمریکایی، یکی از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ چنگ است. او با ابداع تکنیک‌های نو، گسترش دامنه اجرایی ساز و نگارش قطعات آموزشی و کنسرتی، نقشی اساسی در مدرن‌سازی چنگ ایفا کرد. آثار و روش آموزشی سالزدو، هنوز هم در کنسرواتوارهای معتبر جهان تدریس می‌شود.

پس از او، نام‌هایی چون نیکانور زابالتا، نوازنده اسپانیایی، درخشیدند؛ هنرمندی که چنگ را با روح موسیقی اسپانیایی آمیخت و آن را به سازی پرشور و درخشان بدل کرد. در ادامه، نوازندگانی همچون مارسل گراندژانی و سوزان مک‌دونالد، با اجراهای تکنیکی و ضبط‌های مرجع، جایگاه چنگ را تثبیت کردند. در دوران معاصر، چهره‌هایی چون یولاندا کوندناکسیس، امانوئل سِیسون و زاویر دُ مِستر، نمایندگان نسلی هستند که چنگ را در سطح جهانی معرفی کرده‌اند. دُ مِستر، نوازنده فرانسوی و سولیست بین‌المللی، با اجراهایش در کنار ارکستر فیلارمونیک وین و ضبط آلبوم‌های مستقل، چنگ را به مرکز صحنه موسیقی کلاسیک بازگردانده است.

چنگ در ارکسترهای بزرگ جهان حضوری تثبیت‌شده دارد. ارکستر فیلارمونیک برلین، ارکستر سمفونیک لندن، فیلارمونیک نیویورک و ارکستر فیلارمونیک وین، همگی در رپرتوار کلاسیک و مدرن خود از این ساز استفاده می‌کنند. در بسیاری از آثار قرن بیستم، حتی بیش از یک چنگ در ارکستر به کار گرفته شده تا لایه‌های صوتی گسترده‌تری خلق شود. حضور چنگ در موسیقی فیلم نیز قابل‌توجه است؛ آهنگسازانی چون جان ویلیامز و انیو موریکونه از این ساز برای خلق فضاهای خیال‌انگیز و اسطوره‌ای بهره برده‌اند.

در حوزه آلبوم‌ها، آثار متعددی وجود دارد که چنگ در آن‌ها نقش محوری دارد. آلبوم «Introduction and Allegro» با اجرای کارلوس سالزدو، یکی از نمونه‌های کلاسیک و مرجع است. ضبط‌های نیکانور زابالتا از آثار آهنگسازان اسپانیایی، همچنان از مهم‌ترین منابع شنیداری به شمار می‌روند. در دوران معاصر، آلبوم‌های زاویر دُ مِستر، از جمله اجراهای آثار دبوسی، راول و باخ برای چنگ، جایگاهی ویژه در میان دوست‌داران این ساز دارد. یولاندا کوندناکسیس نیز با اجرای آثار معاصر، نشان داده که چنگ می‌تواند صدایی مدرن و حتی تجربی داشته باشد.

در ایران امروز، چنگ هنوز در مرحله بازشناسی و احیا است. تلاش‌هایی برای بازسازی چنگ ایرانی بر اساس منابع تاریخی و نگاره‌های باستانی صورت گرفته و پژوهشگرانی کوشیده‌اند این ساز را دوباره وارد فضای موسیقی ایرانی کنند. هرچند چنگ هنوز به‌طور گسترده در ارکسترهای ملی ایران حضور ندارد، اما توجه روزافزون به موسیقی باستانی و سازهای فراموش‌شده، نوید آینده‌ای تازه برای آن می‌دهد.

چنگ نماد پیوندی میان صدا و معنا، آئین و هنر و زمین و آسمان است. صدای آن همچون نوری آرام، در فضا پخش می‌شود و شنونده را به سفری درونی می‌برد؛ سفری از اسطوره‌های باستان تا به امروز، از سنگ‌نگاره‌های باستان تا تالارهای درخشان کنسرت شاهد حضور پررنگ این ساز هستیم.

کد خبر 937219

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.