نقد سه شنبه خیس بیژن نجدی در انجمن داستان نویسان

خبرگزاری ایمنا: در ادامه جلسات نقد داستان انجمن داستان نویسان اصفهان امروز داستان "سه شنبه خیس" بیژن نجدی بررسی می شود.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگ وهنر ایمنا،جلسه نقد وبررسی داستان "سه شنبه خیس" بیژن نجدی از ساعت 16:30در انجمن داستان نویسان اصفهان در موسسه رویش برگزار می شود.
در قسمتی از این داستان می خوانیم:"سه ­شنبه خیس بود. ملیحه زیر چتر آبی و در چادری که روی سرتاسر لاغریش ریخته شده بود، از کوچه ­ای می­گذشت که همان پیچ ­وخمِ خواب­ها و کابوس او را داشت. باران با صدای ناودان و چتر و آسفالت، می­بارید. پشت پنجره­ های دو طرفِ کوچه، پرده­ ای از گرمای بخاری­ها آویزان بود و هوا بوی هیزم و نفت سوخته می­داد.
ملیحه سرش را تا چشم­های آرایش نکرده­ اش در چادر فرو برده بود و کنار نفس­ نفس کشیدن و صدای پاشنه­ ی کفش­هایش تقریباً می­دوید. پاییز خودش را به آبیِ چتر می­زد، چادر را از تن ملیحه دور می­کرد و چتر را از دست­های او می­کشید."
نجدي در داستان "سه‌شنبه‌هاي خيس "به وضعيت خانواده‌هاي زندانيان سياسي پيش از پيروزي انقلاب ۵۷ مي‌پردازد و انتظار بازگشت پدر خانواده كه ۷ سال پيش در انبار سيب زميني تيرباران شده، محبوبه شخصيت اين داستان را در يك روز سرد باراني به مقابل زندان اوين مي‌كشاند تا به ديگر خانواده‌ها كه چشم انتظار آمدن اعضاي خانواده‌شانند، بپيوندد.
راوي داستان "سه‌شنبه خيس" يك چتر است . چتر در مسير زندان اوين بر اثر باد تندي كه مي‌وزد، برعكس مي‌شود و باد او را از دستان محبوبه مي كند و با خودش مي‌برد و به تير چراغ برق مي‌كوباند و چتر حتي فرصت نمي كند، صداي قروچ و قروچ فنرهايش را بشنود و همان جا مي‌ميرد.
داستان "روز اسب ريزي" نيز از زبان يك اسب كه به خان لگد زده و بايد به گاري بسته شود، روايت مي شود و اسب در واقع نمادي از انسان‌هاي اطراف ماست كه دچار روزمرگي شده‌اند و هر روز به چيزي دل مي‌بندند و زماني كه دلبندچيزي نباشند، نمي‌دانند چه كنند.
برای شرکت در این جلسه نقد می توانید از ساعت 16:30 به محل موسسه رویش واقع در نظرغربی شماره 135 مراجعه نمایید.
کد خبر 85644

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.