یه حبه قند،فیلمی که در پستوی خانه نهان باید کرد

خبرگزاری ایمنا: چارلی چاپلین می گوید: تماشاگر هرگز اشتباه نمی‌کند. یک تماشاگر منفرد ممکن است خرف باشد، امّا هزار خرف با هم در تاریکی، یعنی منتقدی نابغه." همین منتقدهای نابغه پس از نقش بستن پایان بندی "یه حبه قند" بر روی پرده سینما از خود پرسیدند که خوب بعدش چی؟؟


پوسترش را عباس کیارستمی طراحی کرده و آنونسش را رخشان بنی اعتماد، منشی صحنه فیلم باران کوثری و کارگردان هم رضا میرکریمی است و انبوهی ستاره نیز در پس و پشت فیلم ردیف شده اند.اما این فیلم آن چیزی نیست که بعد از تماشایش بگویی:  عجب شاهکاری....
"یه حبه قند" را حتی قرار بود به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار معرفی کنند.فیلمی که تنها نام بازیگرانش و چهره های متفاوتشان می تواند شما را به تماشا ترغیبت کند.اما همانطور که ژان-لوک گدار می گوید:تا آنجا که به فرایند فیلمسازی مربوط می‌شود، ستاره‌ها ماهیتاً بی‌ارزش ــ و مطلقاً ضروری ــ هستند.بگذارید با خودمان روراست باشیم: صرف حضور کیانیان،هدایت هاشمی،نگارجواهریان،ریما رامین فر،سعید پورصمیمی،فرهاد اصلانی برای تماشای این فیلم کافی نیست.
  "یه حبه قند" را فیلمی ایرانی معرفی می کنند و به عنوان اعجاز سینمای ایران از آن نام می برند.اما باید اعتراف کرد که این فیلم چیزی در حد تقلیدی ناموفق از داستان کوتاه "درخت گلابی" گلی ترقی و تلفیقی از مهمان مامان و درخت گلابی مهرجویی اما این بار با لهجه یزدی باقی می ماند.درواقع فیلم پراست از شخصیت های پاساژی با لهجه ناشیانه یزدی که انگار قرار است تنها شکاف های داستان را بپوشانند.
قطعا به عنوان مخاطب وقتی به سینما می روی دنبال تماشای عکس های یادگاری خانوادگی نیستی.دنبال یک اتفاقی که تو را با خود ببرد به دوردست ها.میرکریمی که در فیلم "به همین سادگی" با داستانی ساده و یک خطی توانسته بود نظر مثبت منتقدان را به خود جلب کند این بار نیز در "یه حبه قند" با همان روش ساده سعی در جلب مخاطب داشت که موفق عمل نکرد. البته منظور از نفی سادگی این فیلم، ستایش سینمای قیصر و کیمیایی نیست.به دنبال هفت تیر و عشق و خیانت نیز نیستیم.اما یه حبه قند نیز با آن شکوه خانوادگی اصیلش مخاطب را راضی نگه نمی دارد.کل لوکیشن این فیلم یک خانه است که داخلی و خارجی اش لابد فضای آشپزخانه و اندونی و بیرونی و انباری است.لوکیشنی که مخاطب هوشمند امروز را قانع نمی کند.مقایسه کنید یه حبه قند را با فیلم نوادگان با بازی جورج کلونی.آنجا نیز داستان یک خانواده روایت می شود در کنار حجم بزرگی از اندوه مرگ مادر خانواده و در آخر فیلم نیز این خانواده سه نفره به تماشای تلویزیون نشسته اند.دوربین اما در خانه باقی نمی ماند و با شخصیت هایش به همه جای زندگی این خانواده سرک می کشد.آنچه از زندگی امروز در "یه حبه قند" می بینیم یک موبایل است و اس ام اس بازی گاه و بیگاه شخصیت های داستان. حتی گریم شخصیت اصلی یعنی پسند آنقدر عجیب و غریب است که فکر نمی کنم در هیچ خانه ای در یزد بتوان چنین دختری پیدا کرد!درواقع این فیلم انگار دچار یک عقب ماندگی اجتماعی شده و کارگردان مانند مادری رفتار کرده که برای مصون ماندن کودکش از فضای بیرون او را درون خانه محبوس کرده است.درواقع باید گفت: آقای کارگردان!تو محکومی به عقیم نگه داشتن کودکت و بهتر بگویم فیلمت از جهانی که پر است از رنگ و بو و عشق و زیستن خالی مانده است.
صرف بودن این همه رنگ و غذا و جشن و زیبایی نیز نتوانسته جای خالی چیزهای دیگر را در این فیلم پر بکند.
پس از تجربه "جدایی نادر از سیمین" و موفقیت این فیلم متفاوت در اسکار باید از تحریم اسکار امسال خوشحال باشیم.چون فیلمی که قرار بود به عنوان نماینده ایران معرفی بشود در حد یک داستان کوتاه خوشخوان در پستوی خانه ای در یزد باقی مانده بود.

نازنین صادقی
کد خبر 82215

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.