خبرگزاري ايمنا: شيوه‌ي خاص رضا عباسي، سعي وافر در گسترش و ترويج عرفان شرقي به خصوص ايراني بود.

درباره‌ي ويژگي هاي نقاشي دوره‌ي صفوي گفته شده است:
آسمان طلايي براي نشان دادن روز و افق آن قراردادي و داراي فضايي محسوس است.
براي نشان دادن شب معمولا از آبي لاجوردي استفاده مي شود.
حيوانات مثل اسب، فيل، شتر و اشخاص به صورت دسته جمعي به چشم مي خورد.
عمامه دور کلاه به چشم مي خورد و نوک آن بيرون مي آيد.
نوک کلاه ها قرمز و بعد الوان مي شود.
شاهزادگان در کارها جدا از افراد ديگر نقاشي مي شده‌اند.
جوانان خوش اندام با لباس هاي زيبا و با تصاوير خودشان نقاشي شده‌اند.
درختان و حيوانات با رنگ هاي طلايي و نقره‌اي از خصوصيات نقاشي رضا عباسي است.
گاهي حمايل بر روي لباس، شنل هاي دراويش، شال به دور گردن و گاهي روسري به سر ديده مي شود.
براي پرکردن جاهاي خالي، نقاش از افکار خود الهام گرفته است.
جاهاي خالي پر از نقش شده و رنگ هاي ملايم به کار رفته است.
عقب صحنه چند دورنما از ساختمان هاي عظيم با قطعي کوچک تر ديده مي شود.
رنگ هاي زرين و سيمين و ساير الوان زنده، در واقع ظرافت نقاشي شده است.
تصوير فردي که به حالت تفکر دست به زير چانه دارد در نقاشي هاي اين دوره ديده مي شود.
در نقاشي هاي اين دوره از ريزه کاري ها کاسته و فقط بر روي تزئينات لباس و نقوش پارچه کار شده است.
ويژگي ديگر، نوع رنگ آميزي هاست، چنان که رنگ لباس ها معمولاً سبز روشن، آبي روشن، آبي سير، قهوه‌اي و سرمه‌اي مي باشد و از رنگ اکليل طلايي کم تر استفاده مي کردند و بيشتر از اين رنگ براي نماياندن زيور آلات و ظروفي که جنبه‌ي شاهانه و اشرافي داشت، استفاده مي کردند.
در تمامي چهره ها، وجه اشتراک در فرم صورت مدور و بيضي شکل است با چشم هاي بادامي شکل و ابروان کشيده، لب هاي کوچک غنچه‌اي بيني هاي تيز و گونه هاي پر که لطمه‌اي به زيبايي صورت نمي زند. تمامي چهره ها به جز چند کار از رضا عباسي، محمد يوسف و محمد قاسم شاگردان او، از شاهزادگان يا منتسب به شاهزادگان است.
معمولاً در فضاسازي هايي که از دوره‌ي صفويه در تصاوير به جا مانده محيط هاي باز، پاي چشمه و رودخانه و درخت (به جز چندين کار از رضا عباسي) نمايان است.
از ديگر ويژگي هاي نقاشي دوره‌ي صفوي، نمايش چهره ها به صورت سه رخ است.
نوع قلم گيري که به خصوص زيباترين شکل آن در کارهاي رضا عباسي مشهود است؛ عبارت است از يک دست بودن قلم گيري، وحدت و يگانگي در قلم گيري و استفاده کردن از کوچک ترين صحنه ها در پريسپکتيو يا بعد سازي.
شيوه‌ي خاص و اساسي رضا عباسي در نقاشي هايش، سعي وافر در گسترش و ترويج عرفان شرقي به خصوص ايراني در محيط هاي عرفاني بود تا پرداختن به مجالس عيش و بزم و سرور.
بايد توجه داشت بدعتي که نقاشان دوره‌ي قاجار به خصوص با ادعاي ترقي هنر ايراني در نقاشي اصيل ايراني گذاشتند، همان تقليد صرف از شيوه‌ي غربي بود که در حقيقت دست بردن در نقاشي هاي دوره‌ي صفوي (به ويژه در کاخ هاي عالي قاپو و چهلستون) براي نابودي اين سبک بود و بنابراين نقاشي اين دوره، سخن چندان و حرف تازه‌اي براي گفتن نداشت.
کد خبر 7759

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.