۵۰ سال پیش مدرسه رفتن در اصفهان چه شکلی بود

خبرگزاری ایمنا: در رجب سال ۱۲۹۸ قمرى زمانی که اولین مدرسه دولتى اصفهان به دستور ظل السلطان و به مدیریت و سرپرستى مرحوم میرزا علیخان ناظم ‏العلوم در عمارت هشت ‏بهشت افتتاح شد هیچ کس فکرش را هم نمی کرد که به زودی مدرسه های زیادی تمام شهر را پر بکند و درس خواندن بشود یکی از وظایف اصلی بچه ها.بعد از آن باز هم کسی فکرش را نمی کرد که روزی مدرسه های بدون کیف و غیرانتفاعی و یا چندزبانه در شهر باز بشوند و درس خواندن این همه آداب پیدا بکند.یکی از این آداب ها هم که هرسال تغییر می کند روز اول مدرسه رفتن است.روز اول مدرسه در هر زمانی رسم ورسوم خودش را داشته است.مثلا بچه های دهه ۲۰ و یا ۳۰ خودشان تنها یا با برادر و خواهر بزرگترشان به مدرسه می رفتند.

به گزارش ایمنا، از مدرسه های آنروز شاید چیزی جز یک ساختمان بلندمرتبه و یک خیابان دراز برجا نمانده باشد اما خاطرات آن دوران هنوز در ذهن بچه مدرسه ای هایش که امروز هرکدامشان پدربزرگ ومادربزرگ شده و بازنشسته هستند باقی مانده است.در این گزارش با مرور قسمتی از خاطرات آنروزها می توانیم مدرسه رفتن در طی ۵۰ سال پیش در اصفهان را با مدرسه رفتن بچه های امروز مقایسه کنیم.
گلبهار،قدیمی ترین مدرسه با سبک جدید در اصفهان
پس از افتتاح مدرسه در عمارت هشت بهشت، نخستین مدرسه جدید اصفهان تحت عنوان گلبهار افتتاح شد.اگر بخواهیم از شیوه مدرسه رفتن در 50 سال اخیر بگوییم باید در ابتدا از آغاز کار  مدرسه گلبهار با شیوه جدید در اصفهان بگوییم.این مدرسه در سال ۱۳۳۱ هجری قمری توسط سعید طباطبائی‌ نائینی و با مدیریت ضیاء الدین جناب تأسیس شد.با افتتاح این مدرسه درواقع انقلابی در کمیت و کیفیت مدارس اصفهان آغاز شد و از این تاریخ بود که مدرسه رفتن سروشکلی جدید به خود گرفت.در مدرسه گلبهار که طبق برنامه جدید آن زمان وزارت معارف کار می کرد علوم جدید مانند فیزیک و شیمی‌ را تدریس می کردند.وسایل ورزش سوئدی و بهداری و کتابخانه نیز در این مدرسه بود و حتی یک چاپخانه(چاپ سنگی)نیز در مدرسه دائر بوده که کتابهای تحصیلی و مورد استفاده را چاپ می کردند. پس از افتتاح مدرسه گلبهار شعبه های دیگری نیز از این مدرسه در نقاط مختلف شهر آغاز به کار کرد.مدرسه هایی مانند مدرسه اناث گلبهار،مدرسه احمدیه،مدرسه بلدیه،مدرسه ترقی،شهشهانی و مدرسه نوریه که دانش آموزان زیادی در اصفهان در این مدارس درس خواندند.

بچه های دهه بیست از معلم ها می ترسیدند
علی منتظر متولد سال ۱۳۲۱ و معلم بازنشسته هنرستان هنرهای زیبا و یکی از دانش آموختگان مدرسه گلبهار است.او درباره مدرسه رفتن در دهه بیست می گوید:در دهه بیست رسم بود که پیش از کلاس اول مانند مهدکودک فعلی کودکان را در کلاسی به نام "تهیه" تعلیم می دادند و پس از کلاس تهیه بچه ها به کلاس اول می رفتند.آن زمان دو نوع مدرسه در اصفهان بود یکی مدرسه دولتی و دیگری مدرسه ملی که مانند مدارس غیرانتفاعی امروز باید شهریه پرداخت می کردیم. باید ماهی دو تومان پرداخت می کردیم اما با وجودی که شهریه پرداخت می کردیم مدرسه ما فرقی با مدارس دولتی نداشت. من به مدرسه گلبهار روبروی بیمارستان رحیم زاده در خیابان احمدآباد می رفتم.آن زمان مثل امروز نبود که کلی روش به کار ببرند که بچه ها از مدرسه نترسند. در مدرسه ما هر روز تعداد زیادی چوب را که سر آن توپ های کوچکی بسته شده بود در حوض مدرسه می انداختند که خیس بخورد و آماده کتک زدن بچه ها باشد.نکته دیگر این بود که هیچ نظارتی بر روی انتخاب معلمان بخصوص در مدارس ملی نبود.معلم کلاس اول ما یک فرد دوبین و به شدت بداخلاق بود که همه بچه های کلاس از او می ترسیدند. یکی از همکلاسی هایم به خاطر ترس از این آقا معلم تا پایان سال ساعت های مدرسه را در خیابان می ماند تا پدر ومادرش نفهمند که مدرسه نمی رود.حتی یادم هست یک معلم زبان هم داشتیم که به اصطلاح گنده لات بود و فقط به صرف اینکه اندکی زبان می دانست به عنوان معلم انتخاب شده بود.
کتابهای آن زمان ریاضی و ادبیات و عربی بود.درسی هم به اسم "علم الاشیاء" داشتیم که درواقع اشیای مختلف را به ما می آموخت.ادبیات ما بیشتر ادبیات کلاسیک برای نمونه قصه های جذاب کلیله و دمنه بود.چند داستان دیگر هم که در خاطرم مانده "پترس"، "دوبلدرچین در کشتزاری آشیان داشتند" و داستان کشتی ای بود که در دریای عمان غرق می شد.
روز اول مدرسه پدرم مرا به مدرسه رساند اما بعد از آن بیشتر پدرومادرها دیگر کاری به بچه هایشان نداشتند و حتی نمی دانستند که کلاس چندم هستی.
در زمان ما تغذیه نمی دادند اما از دوره مصدق فرم یکسانی که کت و شلوار توسی یکدست بود به ما دادند که تا مدتی این فرم رسمی اجباری بود.مدرسه ها سرویس نداشتند و ما باید پیاده می رفتیم.حتی بعداز ظهر هم به مدرسه می رفتیم و تنها عصر پنج شنبه تعطیل بودیم.تکالیف خانه هم باید قرآن را می نوشتیم که حفظ بشویم.سرمشق درشت و خط ریز ودرشت هم داشتیم.دفتر رسم ونقاشی ما نیز از هم جدا بود.

دهه ۳۰ لباس فرم یکسان در مدرسه ها معمول شد
محمد صادقی متولد سال ۱۳۳۲ و مهندس ساختمان است.او درباره اولین روز مدرسه اش می گوید:من به مدرسه فردوسی در محله بسطاقیه پشت مقبره علامه مجلسی می رفتم.نمی دانم که این مدرسه هنوز پابرجاست یانه.معلم ما آقای مهربان بود. درآن زمان دبستان تا کلاس ششم بود.از هر مقطعی دوتا کلاس داشتیم مثلا دو کلاس اول دو کلاس دوم.اما کلاس ششم فقط یک کلاس بود چون بیشتر بچه ها تا کلاس ششم ترک تحصیل می کردند.کسی روزاول مدرسه با پدر ومادرش نمی آمد و من هم با پسر عمویم رفتم.روز اول کلاس ها را تقسیم بندی کردند.لباس مدرسه هم کت وشلوار فرم و یکسانی بود.یقه کت سفید بود.در زمان ما به بهداشت خیلی اهمیت می دادند و مرتب مو وناخن بچه ها را می دیدند.
شهین شهبازی پور متولد سال ۱۳۳۵ یکی دیگر از دبستانی های دهه ۳۰ است.شهبازی پور که به مدرسه شهناز در خیابان طوقچی می رفته می گوید روز اول را با خواهرم که چند کلاس از من بالاتر بود به مدرسه رفتم.لباس ما یک سارافان توسی با کمر چین دار و سرآستین سفید بود.آن موقع بعضی ها با چادر به دبستان می آمدند وبعضی ها بدون روسری و چادر.روز اول اصلا جشنی در کار نبود.ما را تقسیم کردند و سرکلاس رفتیم.سال اول با اتوبوس به مدرسه می رفتم اما سال های بعد مدرسه سرویس داشت که مخصوص دخترها بود.آن زمان ما باید کتاب درسی را کتابت می کردیم.یعنی باید کاملا از روی کتاب هر چیزی را حتی شماره صفحه و کاما را می نوشتیم.آن زمان در مدرسه ما پدرمدرسه تغذیه می فروخت.چیزهای جالبی مانند قرص نعنای خارجی یا نخودچی و کشمش می فروخت.ماهی بکبار هم مدرسه به ما برنج و روغن می داد.
کتاب های دهه ۴۰  ساده و به یادماندنی بودند
مژگان خانی مشاور و متولد سال ۱۳۴۲ است. او درباره دوره دبستانش می گوید: من به مدرسه جمال در خیابان طالقانی می رفتم.روز اول با مادرم به مدرسه رفتم و بیشتر بچه ها هم با مادرهایشان آمده بودند.به خاطر اینکه معلم های خوبی داشتیم همیشه عاشق مدرسه بودم.لباس ما یک سارافن توسی بود. درمورد حجاب هم هرکس خانواده مذهبی داشت با چادر به مدرسه می آمد و بقیه یا با روسری و یا بی حجاب بودند.کتاب های ما خیلی ساده و قشنگ بود و اصلا قابل مقایسه با کتاب های امروزی نبود.یادم هست که مشق زیادی هم برای نوشتن نداشتیم.برای نمونه باید یک صفحه می نوشتیم بابا و یک صفحه آب.در مدرسه همیشه به ما تغذیه می داند که آرم یونیسف روی آن حک شده بود.این تغذیه ها شامل نان پنیر و خرما و شیر می شد.
دهه ۵۰، مدرسه ها صاحب پناهگاه شدند
عزت حسینی متولد سال ۱۳۵۲ و کارمند یکی از سازمان های دولتی است.او درباره روز اول مدرسه اش در دبستان مودت می گوید: زمان ما تازه انقلاب شده بود و چند روز اول ما با هر لباسی می خواستیم به مدرسه می رفتیم و من از این موضوع خیلی خوشحال بودم. اما بعد از چند روز الگوی فرم توسی گشادی را دادند که مادرها بدوزند.یادم هست که مقنعه هایمان را هم پشت سرمان می بستیم. زمانی که جنگ شروع شد کف حیات مدرسه را هم خراب کردند و پناهگاه و سنگر درست کردند.حتی در طی کندن یکی از همین پناهگاه ها به آب هم رسیدند.آن زمان به ما تغذیه نمی داند و از خانه می بردیم.چیزی که خیلی در خاطرم مانده شیوه تنبیه آن زمان است.یا با خط کش روی دستمان می زدند و یا پشت مقنعه هایمان یک برگه منگنه می کردند و رویش می نوشتند: تنبل! که تا مدت ها این برگه باید باقی می ماند تا دانش آموز تنبل تنبیه بشود!

دهه ۶۰، سادگی در لباس و وسایل مدرسه اجباری شد
من به عنوان نگارنده این متن متولد سال ۱۳۶۳ هستم.کلاس اول را در دبستان معصومه خیابان شمس آبادی گذراندم.در روز اول ما با مادرهایمان به مدرسه رفتیم و جشن کوچکی همراه با خواندن سرود برگزار شد و بعد ما را کلاس بندی کردند.یادم هست که آن زمان فرم خاصی به عنوان لباس مدرسه نداشتیم اما حتما باید لباس ساده یعنی مقنعه سفید و مانتو و شلوار توسی بلند را از هرجایی دوست داشتیم می خریدیم و می پوشیدیم. به ما تغذیه نمی دادند و باید از خانه می بردیم. به خاطر اینکه وضعیت اقتصادی خیلی ها آن زمان خوب نبود بردن موز و خوراکی های گران هم به مدرسه ممنوع بود.لوازم التحریر ما هم باید خیلی ساده می بود.دفترها جلد خیلی ساده ای داشتند و همه یک شکل بودند.در زمان ما مشق خیلی زیاد می دادند به طوریکه همیشه قسمتی از انگشتم که مداد را با آن می گرفتم ورم داشت. جنگ تازه تمام شده بود و مدرسه ما یک پناهگاه بزرگ یادگاری از زمان بمباران داشت که پس از پایان جنگ محل بازی و شیطنت ما شده بود.حیف که آن مدرسه پر از خاطره را خراب کردند و یک مدرسه دیگر ساختند.

دهه ۷۰،آغاز تحول در مدارس

از دهه هفتاد تا امروز مدرسه رفتن بچه ها خیلی تغییر کرده است.کتاب ها عوض شده و مدرسه های غیرانتفاعی هم مثل قارچ رشد کرده اند.لباس های مدارس در دهه ۸۰ و ۹۰ رنگی شده و خبری از آن لباس های توسی نیست.بچه های امروز با کیف هایی با تصاویر بن تن و باربی به مدرسه می روند ودیگر وسایل و لوازم التحریر پر از نقش و نگار و دارای امکانات هستند.دیگر کسی به خاطر تراش فانتزی و یا مدادهای چند سر توبیخ نمی شود.دیگر کسی را با چوب فلک نمی کنند.تغذیه هم از رانی تا شکلات های خارجی آزاد است.در بوفه مدارس هم هرچیزی از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد پیدا می شودو مشق هم زیاد نیست. در بعضی مدرسه ها هم حتی بچه ها بدون کیف به خانه بر می گردند.باید منتظر ماند و دید که بچه های نظام آموزشی امروز با این همه وسواس در انتخاب معلم و مدرسه چه طور آینده سازانی می شوند.

الهام شهیدان
کد خبر 74603

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 16
  • نظرات در صف انتشار: 1
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • نسیم ۱۹:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
    12
    خیلی جالب بود ممنون

    پاسخ سایت: 0

  • ali IR ۰۹:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۹
    7
    یاد اصفهان قدیم به خیر.حالا که دیگه متاسفانه از هر پنج نفر سه نفر غیراصفهانی هستند. دیگه مثل سابق نه خبری از صدای لهجه اصفهانی هست نه خروش آب زاینده رود

    پاسخ سایت: 0

  • IR ۱۲:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۲۹
    12
    پس زمان مكتب ومكتب خانه هاراهم مي نوشتيد

    پاسخ سایت: 0

  • 999 IR ۱۲:۲۳ - ۱۳۹۱/۰۶/۳۰
    15
    مدرسه ديگر قشنگ نيست چون معناي علم و معلم را از دست داده است والدين بيشتر معلم خصوصي ميگيرند تا فرزندشان در طي سال تحصيلي نيفتد و يا خود والدين مثله يك معلم خصوصي در خانه به بچه رسيدگي ميكنند و يا در تابستان كلاس ميفرستند تا آمادگي سال بعد را داشته باشند بچه ها هم غرق ظاهر يكديگر شده اند چي ميخورند ؟چي ميپوشند ؟با چه نوع وسيله مدرسه ميايند؟ ابزار نوشتاريشان چه نوع مارك و از كجا آمده است؟ معلمها هم كه فقط سال را سپري ميكنند و گويي فقط ساعتي را نگهبان بچه ها هستند و اين دانش آموز است كه در دنياي رنگارنگ با توقع هاي رنگارنگ و بي توجهي ديگران به ظررفيت و توانايي او، سر درگم و گاه در آخر بدون هدف جا ميماند

    پاسخ سایت: 0

  • IR ۰۷:۵۴ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۲
    5
    ali جان كاملا درست مي گي ديگه كو اصفهاني و لهجه ي اصفهاني شهرمون خراب شده ديگه

    پاسخ سایت: 0

  • مجید IR ۰۹:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۳
    6
    یاد ایام قدیم بخیر چقدر کتک خوردیم از معلمامون خیلی زیبا بود خانم شهیدان.ممنون

    پاسخ سایت: 0

    • IR ۰۵:۵۹ - ۱۴۰۲/۰۶/۱۴
      4 0
      شماهمون«آقامجیدوصبح روزبعد»نیستی؟که توسط ناظم مدرسه شهید حلبیان،آقای «جهانبخش سلطانی»سرصف،توحیاط مدرسه تنبیه شدی؟
    • ناشناس IR ۰۷:۱۴ - ۱۴۰۴/۰۱/۰۷
      6 0
      به نظرم همون فلک و تنبیه بدنی اما بدون تحقیروتوهین کلامی و یا زبانی لازمه! چرا؟ مقایسه کنید با نسلZ که به خاطر تنبلی و نازپروردگی تا لنگ ظهر خوابند سر اینها فقط توی اینستاگرام هست تا نصف شب و چشمشون به جیب پدر و مادر!
  • بهزاد IR ۰۹:۴۱ - ۱۳۹۱/۰۷/۰۹
    5
    ماجنگ زده بوديم وكلاس اول رافقط يكماه دراصفهان درس خواندم -همين يكماه هم خيلي اصفهان باحال بود -سرچاه مكينه اب ميخورديم -كتابها رابجاي كيف باكش ميبستيم-يادش بخير -------استقلال اهواز

    پاسخ سایت: 0

  • ۲۰:۳۲ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۳
    5
    متن افتضاح ۱۳۳۱ قمری یعنی حدود صد سال پیش نه پنجاه سال پیش پدربنده سال۱۳۰۸ ازدبستان کمال الدین دستگردخیار ازنظام آموزش وپرورش مدرک دارد

    پاسخ سایت: 0

  • محسن NL ۰۵:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۸
    2 0
    من دانشاموز سال 1339 دبستان گلبهار اصفهان که روبروی بیمارستان رحیم زاده بود بودم . مرحوم آقای میرشفیعی رییس و مرحوم دولت آبادی و ملک احمدی و عشاقی و اکبر السادات و علوی و اخوت و ... معلمینمان بودند . همه آنها افرادی متقی . دلسوز و با شخصیت بودند که دانشاموز را همچون فرزندان خود و امانتی الهی میدانستند . خداند تمامی آنها را غریق رحمت فرماید و ما را قدردان زحمات آنها
  • IR ۰۵:۵۳ - ۱۴۰۲/۰۶/۱۴
    5 0
    لطفاپیام هاونظرکاربرانی که درقسمت«نظرات درصف انتشار»معطل نگه داشته شده رامنتشرکنید،باتشکر
    • IR ۰۶:۳۵ - ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
      6 0
      باتشکر ازخبرگزاری ایمنابابت انتشارپیام هاونظرات درصف انتشارکاربران وارسال شده برای مطالب وعنوان های مطرح شده درسال های قبل
  • IR ۰۶:۲۵ - ۱۴۰۲/۰۶/۱۷
    5 0
    یه مقایسه کنیم بین مدارس قدیم ومدارس جدیدکاملامعلوم ومشخصه که همان روش های تعلیم وتربیت مدارس قدیم خیلی بهترازحالابودهم ازلحاظ تربیت اخلاقی وبارسواددانش آموزان مدارس سابق بامدارس الان
  • کنجکاو IR ۰۷:۰۴ - ۱۴۰۴/۰۱/۰۷
    26 0
    کاملا معلومه که نگارنده و نویسنده محترم مطلب بالا درباره خاطرات درس دوران مدرسه، دل پری ازتنبیه بدنی مدارس دهه هفتادوفلک شدن دارد!
    • IR ۰۹:۵۵ - ۱۴۰۴/۰۱/۰۷
      4 0
      دقیقا!خبرنگارمحترم سایت ایمنا،خانم الهام شهیدان میگه که در مدارس دهه هفتادبامانتوهای توسی رنگ به مدرسه میرفتم الان باکیف کوله پشتی هوایی بانقش باربی وبن تن!لوازم التحریر،پراز نقش نگاروامکانات هستنددفترهای مشق کاهی دردهه۷۰نیست!دیگرکسی به خاطرآوردن تراش فانتزی که شاید خانواده ای امکان خریدمدادهای چندسرآنهم بخاطرفقرنداشته باشدتوبیخ نمی شود دیگرکسی رادرمدرسه باخطکش چوبی،فلک نمی کنند!