به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر خبرگزاری ایمنا، رضا فیاض که در قالب سومین جلسه از سلسله جلسات "پاتوق شیشهای" که به همت فرهنگسرای رسانه سازمان فرهنگی، تفریحی شهرداری اصفهان برگزار میشود در کتابخانه مرکزی اصفهان سخن میگفت با بیان این مطلب اظهارداشت: تا تهران آباد است استعمار در کشور هست و روز به روز نیز دارد آبادتر میشود و این روزها دیگر در حال تبدیل شدن به یک متروپلیس است. یک شهر بی هویت که فقط ایستگاههای مترو میتواند بگوید هویتش چگونه است و هر کاری میخواهند بکنند که سبکش کنند نمیشود.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: هفته پیش که برای کلاسی در اصفهان بودم؛ بعد از کلاس به خیابان آمادگاه آمدم تا سری به کتابفروشیها بزنم و ببینم اصفهانیها چه دارند که هیچ ندیدم. همه چیز چاپ شده تهران بود و آن هم کتابهای مبتذل آن و کتابفروشیها هم چه قدیم و چه جدید آداب کتابفروشی نداشتند و این یعنی همان انحطاط کشور ما.
وی در ادامه افزود: روزی که اصفهان پایتخت ایران شد با رنسانس در اروپا همزمان بود اما آنها از ما جلو افتادند و متاسفانه ما مطالعه تطبیقی نکردیم که چه شد تمدن این شهر به انحطاط کشیده شد و آن وقت یک جوان لات ۱۹ ساله از افغانستان بلند میشود میآید و یک امپراطوری به این بزرگی را نابود میکند؟ اگر در این زمینه کتابی دیدید به من بگویید.
فیاض خاطرنشان کرد:ای کاش در این ۴۰۰ سال ما در این زمینه تحقیق میکردیم تا ببینیم چرا این گونه شد و سبک زندگی ایرانی به این جا رسید؟ و چرا اصفهان امروز تا این حد رکود دارد و تهران روز به روز پیشرفت میکند و سبک زندگی غربی را برای ما به ارمغان میآورد؟
فکر ایرانی با خیال شیرازی پیوند میخورد
این استاد عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بیان داشت: ریشه فکر ایرانی غالبا با خیال شیرازی ممزوج میشود و شرق در شیراز بازتولید میشود. هند مرکز شرق است. کرمان و به خصوص شهر جیرفت دروازه هند است که کاملا ما وارد فضای هندی میشویم و سیستان و بلوچستان کاملا شرقی است.
وی ادامه داد: بزرگترین مرکز بازتولید هند اسلامی حافظ است. حافظ کاملا نماد بارز یک آدم هندی، اسلامی است و نمیتوانیم بدون هند در این مسئله فکر کنیم. بعد از حافظ هیچ شاعری نداریم که از تفکر حافظ استفاده نکند و در شیراز هند و ایران و در اصفهان شرق و غرب تکمیل میشوند چرا که اصفهان سر مرز شرق و غرب است و ارومیه دروازه غرب است و شما تمام عناصر فرهنگ غربی را در ارومیه میبینید بنابراین اصفهان قلب ایران است و بزرگترین شهر جهان اسلام است.
فیاض اظهارداشت: کاش تاریخ اصفهان این گونه نوشته میشد مثل تاریخ دمشق، اگر امروز میبینید در دمشق جنگ است چون جنگ شرق و غرب در دمشق است. عرفان اسلامی و غربی آن جا قاطی میشود. جنگ صلیبی هم آن جا بود. اگر دمشق شکست بخورد بعدش نوبت ایران است. اگر ما دمشق را داشته باشیم غرب را داریم و معادل دمشق از نظر معرفتی اصفهان است.
اصفهان میتوان مرکز فرهنگی جهان اسلام باشد
وی تاکید کرد:اصفهان میتواند مرکز فرهنگی جهان اسلام باشد و اگر نخبگان اسلامی را این جا جمع کنیم یعنی بدنه جهان اسلام را از نظر تئوری عقلی درست کردهایم و اصفهان هنوز قدر خودش را نمیداند. اگر این کار را انجام ندهیم شهر استعماری تهران به حیات خودش ادامه میدهد و ما را پوک و منهدم میکند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: در ایران ۳ حوزه فرهنگی داریم: زاگرس، البرز و کویر، حوزه البرز محورش تهران است. حوزه زاگرس محورش شیراز است و حوزه کویر به محوریت اصفهان در حال گذران زندگی است پس در نتیجه باید این ۳ حوزه فرهنگی را در این شهرها احیا کنیم تا بومیگرایی رواج پیدا کند.
مرگ بر پیشرفت، درود بر زندگی
فیاض با اشاره به اینکه سبک زندگی مبحثی انگلیسی اقتباس شده از آلمانیهاست اذعان کرد: کشورهایی مثل آلمان و فرانسه دو قسمت جنوب و شمال دارند. جنوب مذهبی و کاتولیک است و شمال مادیگراست و این بحث باعث شد که پیشرفتگرایی شمالی را جنوبیها در مقابلش بایستند چرا که پیشرفتگرایی یعنی مادهگرایی و مادهگرایی یعنی دور شدن از معنویت و این جنگ هنوز بین کاتولیکها و پروتستانها ادامه دارد همین شد که کاتولیکها شعار دادند "شعار دادند مرگ بر پیشرفت درود بر زندگی" چرا که هر چه بیشتر پیشرفت میکنیم زندگی عقب مینشیند مثلا همین اصفهان وقتی پیشرفت زیاد میشود پرندهها کمتر میشوند فضای طبیعی جامعه از بین میرود جایش برج به وجود میآید و مزه زندگی از بین میرود.
وی اضافه کرد: جنوبیها گفتند زندگی اصل است اگر ما پیشرفت میخواهیم در خدمت زندگی و نه علیه زندگی است و این جا مبحثی به عنوان هنر زندگی ایجاد شد یعنی اگر ما با تمام امکاناتی که داریم نتوانیم زندگیمان را غنیتر کنیم این بی خود است.
شاخصهای زندگی در جهانپدیداری است
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به این که جنگ شمال و جنوب وقتی به انگلیس رسید مکتب بیرمنگهام را بنیان نهاد اظهارداشت: پیشرفت شاخصی کمی است در صورتی که شاخصهای زندگی در جهانپدیداری است که به اشتباه در ایران به جهانبینی ترجمه شده است و اگر میخواهی در زندگی احساس خوشبختی کنی باید جهانپدیداریات رشد کند اما پیشرفت جهان بینی را محدود میکند؛ مدام ناراضی هستی و بهتر میخواهی و این همان خودبیگانگی است و آدم از خودش بی خود میشود و به چیز دیگر میچسبد.
وی خاطرنشان کرد: جهانبینی میگوید ببین خودت کجایی؟ پس اگر میخواهی ببینی سبک زندگی افراد چه تحولاتی پیدا کرده ببین جهانبینیشان چگونه شده است.
فیاض ادامه داد: اگر غربیگرا شدیم جهانبینیمان غربگرا شده است. اگر اصفهان الآن کور است و آن همه فلسفه و هنر در آن نیست جهان پدیداری اصفهانی نابود یا خدشه دار یا عقیم شده است.
اخباریگری غربگرایی ما را در پی داشت
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: مهمترین عاملی که موجب غربگرایی ما شد مکتب اخباریگری بود که در همین اصفهان رخ داد و به قول آیت الله بروجردی یک مکتب حسگرای غربگرا بود. کار به جایی رسید که سلطان حسین صفوی را انتخاب کردند و حسگرایی و ناتورالیسم رواج کرد و بعد وارد دین شد.
وی ادامه داد: با اخباریگری مردم عاطفی شدند و محمود خان که حمله کرد درها را بستند و مدام آش نذری میپختند که از دست محمود خان نجات پیدا کنند چرا که کسی حال جنگ نداشت. اخباریگری مذهبی، دین حسی و احساسی، دین مداحی دین تخیل و خواب بود وقتی که دین احساسی میآید دین عقلی میرود و هر قدر دین احساسی میآید مردم بیشتر بی دین میشوند چون اقناعی وجود ندارد.
نظر شما