ابن مسکویه بعد از فارابی یا معلم ثانی به معلم ثالث مشهور شده است. واقعا چرا ابن مسکویه را به این عنوان می خوانند؟
بعد از ارسطو اندیشمندان زیادی به شرح اندیشههای او پرداختند از جمله فارابی که در مقام بعد از ارسطو قرار دارد و به معلم ثانی مشهور شده است. همچنین ابن مسکویه نیز در بازسازی شاخه فلسفه یونان یا فلسفه اخلاق نقش موثری داشته است.ابن مسکویه این کار را با نگارش شرح هایی بر آثار ارسطو انجام داده است. در حقیقت ابن مسکویه با نگارش کتابی به نام "تهذیب الاخلاق" این قدم را برداشته است.
ما بزرگانی از قبیل فارابی هم داشته ایم که در فلسفه اسلامی نقش مهمی داشته اند چه تفاوتی میان ابن مسکویه با امثال فارابی وجود دارد؟
تفاوت ابن مسکویه با فارابی که معلم دوم نام دارد؛ در این است که فارابی صرفاً به مباحث نظری توجه داشته، در صورتی که ابن مسکویه در مباحث نظری که در تهذیب الاخلاق آورده، به راهکارهای عملی هم اشاره کرده است.
از طرف دیگر ابن مسکویه در کتاب"تجارب الامم" و "جاویدان خرد" این راهکارهای عملی را مورد توجه قرار داده است؛ یعنی عملاً نگرش سیاسی ابن مسکویه را از دو جهت می توان توام دانست: نظر و عمل.
ابن مسکویه در جریان این تحول چه نسبتی با فلسفه یونان برقرار کرده است؟
نکته مهمی که در آثار ابن مسکویه وجود دارد این است که ابن مسکویه مسائل خاص تفکر یونانی را در چارچوب و اسلوب تفکر اسلامی مطرح می کند؛ نه در چارچوب دولت شهر آتن و نه در چارچوب حکومت و اشرافیتی که در آنجا دیده می شود.
یعنی نوعی دخل و تصرف در فلسفه یونان و گزینش این فلسفه از دریچه ایدئولوژی؟
ابن مسکویه با توجه به شرایط موجود از تفکرات ارسطو و افلاطون بهره می گیرد. چرا که وقتی به آثار ابن مسکویه نگاه می کنیم؛ ابن مسکویه یک روایت کننده ساده نیست؛ یک منتقل کننده دیدگاه های محض ارسطو نیست؛ بلکه خودش را درگیر مسائل تاریخی می کند و بر اساس دید تاریخی و فلسفی و سیاسی نسبت به حوادث تاریخی و حتی گزینش آنچه که به زعم او دارای اهمیت هست؛ عمل می کند.
با این توصیف ابن مسکویه به انتقاد هم می پردازد؟
ابن مسکویه حتی مسائل را به بوته نقد می گیرد. نگاه وی به شاهان و وزرا نگاه انتقادی هست. یعنی سنجیدگی و سو مدیریت معز الدوله را بیان می کند. گستاخی و جوانی و ناپختگی ابوالفتح بن عمید را سرزنش می کند. به همین خاطر نگاهش منتقد و جستجوگرایانه است و تبعیت محض نیست.
لازمه چنین نگاهی قطعاً وارد میدان عمل شدن است؟
با توجه به این شرایط، ابن مسکویه مبتکر پیوند ظریف و دقیقی بین واقعیت و آرمان است. در تفکر ابن مسکویه بر خلاف مدینه فاضله افلاطون که دست نیافتنی است، یک اتوپیا است، یک بخش آرمان گرایی است؛ مدینه فاضله ابن مسکویه دست یافتنی است. یعنی با محبت با دوستی با رعایت قوانین شرع می شود به این مدینه فاضله ابن مسکویه دست پیدا کرد.
این نظریه پردازی و آرمان گرایی بیش تر در کدام آثار ابن مسکویه دیده می شود؟
ابن مسکویه هم نظریه پردازی می کند؛ هم آرمان گرایی می کند و هم نصیحت دارد و هم پند و اندرز. با این فضای فکری که دارد در "تهذیب الاخلاق" و "جاویدان خرد" یک نظریه پردازی می کند؛ یک آرمان گرایی دارد؛ اما از طرفی هم در "تجارب الامم" واقعیت ها را مطرح می کند و به این وسیله آن خیال پردازی را تعدیل می کند. این یک تعادل منطقی بین عمل و نظر است. بین عمل و نظری که ابن مسکویه، در کتاب "جاویدان خرد" می گوید: علم و عمل قرینان یکدیگر هستند مثل مقارنت روح با جسم مثل قرین بودن جان با تن.
گفت و گو از محمد فاتحی
خبرگزاری ایمنا: ابن مسکویه در قرن چهارم هجری در اصفهان زندگی میکرده است. وی شخصیتی است که بیش از شصت عنوان کتاب نوشته است و به خاطر شرح هایی که بر آثار ارسطو نوشته، بعد از فارابی که به معلم ثانی مشهور شده است؛ معلم ثالث خوانده می شود. گفتگوی زیر با دکتر علی اکبر کج باف استادیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان، تلاشی است برای شناخت بیشتر این فیلسوف بزرگ اصفهانی و از نامآوران این حوزه پیش از ورود صفویه به اصفهان.
کد خبر 63567
نظر شما