ریشه تنومند صلح در فرهنگ ایران باستان

خبرگزاری ایمنا: دوره اول تاریخ هخامنشی اوج مجد و افتخار ایران است ، این دوران از زمان سلطنت کوروش شروع می شود و دوره ایست که پرده ای بر جزییات وقایع آن افتاده و ما برای درک و تحقیق پیرامون آن با مشکل روبرو ایم .

مورخین عرب ، داستان های ایرانی را ترجمه کرده و به عنوان تاریخ از خود باقی گذارده اند ، فردوسی طوسی نیز آن را به نظم کشیده و جاویدان ساخته است . اما نمی توان شخصیت های شاهنامه حقیقی دانست و نمی دانیم که آیا واقعا ً در تاریخ چنین کسانی بوده اند یا نتیجه خیال و تصورات ما هستند.
این داستان ها و اسامی مدت ها ورد زبان ها بوده و سپس در عصر ساسانی به صورت داستان هایی که حاوی حماسه های ملی است درآمده است . پس از حمله اسکندر که کتاب های تاریخی ایرانی به آتش کشیده شد ، کتابی برای درک وقایع باقی نماند و داستان های فوق جانشین آن تاریخ شد .
منابع ما در احوال کوروش نگاشته هایی است که مورخین یونانی ثبت کرده یا کتیبه هایی به زبان های باستان و سایر آثار باقی مانده باستانی ایران است که مهم ترین آنها کتیبه های داریوش است که به خط میخی به سه زبان فارسی باستان ، بابلی و اکدی نوشته شده و در قرن ۱۹ به خواندن آن موفق شده اند و از همه برجسته تر نقش کوروش کبیر حک شده در پاسارگاد است . 

اولین اتحادایران
استوانه کوروش که در حفریات بابل بدان دست یافته اند بخشی از تاریخ را در مورد کوروش روشن تر می سازد .
این پادشاه دادگر پس از زمان کوتاهی بدون مقاومت زیادی توانست ماد را تصرف نماید و برای اولین بار در تاریخ ، کشور متحدی در ایران تشکیل دهد و در آسیای غربی امپراطوری تازه ای ایجاد کرده و از آن زمان فتوحات پی در پی کوروش شروع می شود ، فتوحاتی که مقصود از آن خونریزی و جمع مال و سلطنت طلبی و سیطره نبود بلکه برای گسترش امنیت و عدالت و دستگیری از مظلومین و مقهورین بود ، بیش از دوازده سال از سلطنت او نگذشته بود که همه کشورهای آسیایی از ساحل دریای سیاه تا صحرای بلخ در برابر او سر تسلیم فرود آوردند . هرودوت و گزنفون داستان کودکی کورش را به تفصیل بیان می کنند و چنین می گویند که جد مادری کورش قصد کشتن کورش را داشت و فرمان کشتن او را نیز صادر کرده بود اما کوروش به طرز عجیبی از چنگال مرگ نجات یافت . بدین طریق تعلیم و تربیت درباری از کورش روی بر بست و در کلاس طبیعت درس خواند و در دامان کوه و بیابان پرورش یافت تا روزی رسید که توانست مواهب خدادادی و فضائل خود را آشکار کند و آوازه شهرت خود را به گوش همگان برساند . 
به رغم این که کوروش می توانست از دشمنان خود که می خواستند او را به کام مرگ بیندازند انتقام بگیرد ، ولی او عفو را بر انتقام برگزید و از همه گذشت و کوچکترین اهانتی به آنها روا نداشت.
آوازه دادگری کورش دنیا را گرفته و زبان ها ، گویای محاسن او بود ، مردم زجرکشیده بابل به دربار کوروش پناه برده و از او دعوت به فتح بابل کردند تا برای نجات آنها گام پیش نهد .
پس از فتح بابل کوروش دستور داد که کلیه اموال و اثاثیه معابد یهودیان مثل ظروف طلا و نقره و غیر آن که توسط بخت النصر هنگام خراب کردن معبد مقدس از اورشلیم به غارت برده شده بود به یهود بازگردد . علاوه بر آن دستور داد که وسیله بازگشت آنها را به فلسطین فراهم نمایند و شهرهای خراب را آباد و معبد مقدس را از نو برپا سازند.
کوروش که تا ۱۴ سالگی یک چوپان بود و در جنگل ها و کوهستان ها می زیست ، توانست همه کشورهایی که تمدن عصر را در بر داشتند ، زیر سلطه خود درآورده و مرجع و پناه همه ملتهای نواحی غرب آسیا تا صحرای بلخ شود. کورش پس از فتح بابل ده سال زنده بود و در سال ۵۲۹ پیش از میلاد از جهان رخت بربست. 

حکومت بزرگترین امپراطوری جهان
در تاریخ می بینیم که عمر فتوحات اسکندر با عمر خود او پایان پذیرفت و به محض مرگ اسکندر کشورش به چند پاره تقسیم شد . اما پایه هایی که فتوحات کوروش در کشورها گذاشت ، دو قرن کامل موجب تداوم و قوام حکومت برای فرزندانش شد و حتی روزی که کورش دنیا بدرود گفت ، هنوز کشور او توانایی توسعه داشت . پس از فتوحات در مصر پسرش دره نیل را نیز گشود و امپراطوری بزرگ جهانی را پدید آمد که دنیای قدیم نظیر آن را نشان نمی دهد . قسمت اعظم قاره آسیا و اروپا و مصر زیر فرمان امپراطوری او بود و پسرش توانست به تنهایی بر اورنگ شاهی تکیه زند ، فتوحات اسکندر همه جنبه مادی داشت ، اما کورش روح کشورها را می گشود ، امپراطوری اسکندر پس ار استقرار پایدار نبود ، در صورتی که امپراطوری بزرگ جهانی کوروش سال ها پابرجا و استوار ماند.
کد خبر 49683

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.