● عهدنامهي ارزروم ميان دولت ايران و امپراتوري عثماني در چنين روزي از سال 1226 هجري شمسي منعقد شد.
در زمان سلطنت محمدشاه قاجار، والي بغداد به تحريك بازرگانان بصره كه از رونق گرفتن بندر خرمشهر زيان ديده بودند، اين بندر را مورد تجاوز قرار داد و پس از كشته و زخمي كردن عدهاي، اموال بازرگانان را به غارت برد. در پي آن، دولت ايران نمايندهاي به عثماني فرستاد تا با آنان به مذاكره پرداخته، جبران خسارات وارده را خواستار شود.
در اين اثنا، دولت عثماني مدعي شد كه بندر خرمشهر جزء خاك عثماني است و اين حادثه را مسألهاي داخلي ميداند. در پي اين ادعا، دولت ايران نيز تهديد كرد كه به تلافي حمله به خرمشهر، شهر بغداد را هدف حملات خود قرار خواهد داد. اما دولت عثماني كه پس از جنگهاي خود با روسيه، تمايلي به جنگ با ايران نداشت، نمايندهاش را به ايران فرستاد و بندر خرمشهر را تخليه كرد.
پس از آن، مذاكرات دو طرف آغاز شد در اين اثنا بار ديگر كشتاري در كربلا روي داد و در آن ايرانيان مقيم كربلا قتلعام شدند. اين حادثه، دولت ايران را بهشدت عصباني كرد اما با تلاشهاي سياسي، مذاكرات صلح آغاز شد و پس از گذشت دو سال، قرارداد ارزروم در دهم خرداد 1226ش برابر با 16 جماديالثاني 1262ق بين ايران و عثماني امضا گرديد.
نمايندهي ايران در اين كنفرانس، ميرزاتقيخان فراهاني معروف به اميركبير بود كه تلاش و تدبير او، شگفتي و تحسين نمايندگان روس و انگليس را برانگيخت. بهموجب اين پيمان، دولت ايران از ادعاي خود نسبت به سليمانيه چشم پوشيد و در عوض دولت عثماني مالكيت ايران بر بندر خرمشهر و حق كشتيراني در رودخانهي شطالعرب را به رسميت شناخت و مقرر شد كه دولت عثماني از بدرفتاري با زائران و بازرگانان ايراني پرهيز كند.
● دهم خردادماه (31 می 714):
اعراب (عمال حکومت اموي) در چنين روزي (31 مي 714 میلادي) از مازندرانيها شكست خوردند.
چند ماه پس از مرگ حجاج حاكم اموي كرمان و فارس كه مأموريت پشتيباني از حملهي نظامي به مازندران و تصرف اين منطقه از ايران را داشت - كه هنوز به تسخير اعراب در نيامده بود - يزيد ابن مهلب كه از سوي دمشق مأمور اين كار شده بود، 31 ماه مي سال 714 ميلادي بهتنهايي دست به حمله زد كه از مازندرانيها شكست خورد و عقبنشيني كرد.
ابن مهلب دو سال بعد، دو واحد كوهستاني بر نيروي خود اضافه كرد و از سه نطقه به مازندران حمله برد كه باز هم شكست خورد و با دادن تلفات سنگين عقبنشيني كرد و با اين دو تجربه درصدد جمعآوري نيرو براي حملهي نظامي ديگري بود كه در جريان يك توطئهي داخلي به قتل رسيد. مازندرانيها و گيلانيها بعداً خود داوطلبانه مسلمان شيعهمذهب شدند و فشار نظامي اعراب اموي در كار نبود.
قبلاً گروهي از مازندرانيهاي نگران سلطهي اعراب که - در دوران ساسانيان افسران ارتش ايران را تأمين ميكردند و - به اسپهبدان شهرت داشتند، دست به مهاجرت از ايران زده بودند. خاندان اسپهبدان و گروهي ديگر از ايرانيان پس از انقراض ساسانيان - براي اينكه به دست اعراب نيافتند - عزم مهاجرت به هند كرده بودند.
اين ايرانيان در سال 716 ميلادي به گجرات هند رسيدند و شهر سنجان (سنگان) را در اين منطقه تأسيس كردند. اين ايرانيان مهاجر، در هند به پارسيان معروف شدهاند كه پس از گذشت 13 قرن همچنان به ايران و فرهنگ ايراني وفادار ماندهاند. اين مهاجران در قرن گذشته به صنعتي شدن و کسب استقلال هند كمك مؤثر كردند بهطوريکه شوهر بانو اينديرا يك پارسي به نام پيروز گاندي بود كه پسرش راجيو نخستوزير هند شد. همزمان دستهي ديگري از ايرانيان به چين مهاجرت کردند که اين گروه در جامعهي چين ذوب شدهاند.
● دهم خردادماه 1332:
از دهم خردادماه سال 1332 هجري شمسي سندي به شمارهي 240021328 در دست است که حاوي ارسال رونوشت لايحهي قانوني اساسنامهي بانك كشاورزي ايران است. اين اساسنامه مشتمل بر 39 ماده و دو تبصره و حاوي مواردي چون هدف از تأسيس بانك، سرمايه و سهام، اركان بانك، مجمع عمومي، شوراي عالي بانك، هيئت مديره، مدير، معاونان و اعضاي آن، بازرسان، نحوهي انتخاب و وظايف آنها و مباحث مربوط به حسابداري و سود و زيان است.
• پس از گسترش فعاليت بانكهاي خارجي در ايران، بهتدريج مؤسسات مالي و تجارتخانههاي قديمي از صحنهي رقابت با آنها خارج گرديدند و در مقابل بانكهايي بهمنظور رفع نيازمنديهاي پولي و مالي جامعه در بخشهاي مختلف اقتصادي، بازرگاني، صنعتي و كشاورزي از محل سرمايههاي ملي تشكيل گرديد.
يكي از اين بانكها كه براي انجام اهداف خاص و مشخصي تأسيس شد، بانك فلاحتي و صنعتي ايران بود كه بهموجب قانون مصوب بيست و يكم خرداد 1312 تأسيس گرديد و با تغييرات مكرر بهترتيب به: بانك كشاورزي و پيشه و هنر ايران، بانك كشاورزي ايران، بانك اعتبارات كشاورزي و عمران روستائي ايران و درنهايت پس از انقلاب به بانك كشاورزي تغيير نام داد.
در اوايل دههي سي، در قوانين مصوب قبلي در ارتباط با تأسيس بانك كشاورزي تجديد نظر شد و همچنين سرمايه و امكانات مالي و مقررات مربوط به پرداخت انواع وامها، اعتبارات و احداث ساختمان اختصاصي افزايش يافت. بالاخص مقرر شد اجراي انواع فعاليتهاي اصلي و فرعي پيشرفتي قابل توجه كند.
بههمين منظور در تاريخ هفتم خرداد 1332 لايحهي قانوني اساسنامهي بانك طي 39 ماده و 2 تبصره تدوين و به تصويب نخستوزير وقت رسيد و تا تاريخ 17-4- 1344 كه اين لايحهي قانوني مورد تصويب كميسيونهاي مشترك مجلس سنا و شوراي ملي قرار گرفت، قابل اجرا بود.
در لايحهي فوق مقرر گرديد: كلمات «پيشه و هنر» از عنوان رسمي بانك حذف و فقط به عبارت «بانك كشاورزي ايران» اكتفا شود و دليل آن هم محول كردن امر توزيع اعتبارات صنعتي به بانك برنامه و بانك ملي ايران بود. در فصل سوم لايحهي قانوني فوقالذكر ضمن تعريف اركان بانك، به تشكيل شوراي عالي، وظايف آن و اشخاصي كه از طرف مراجع ذيصلاح انتخاب ميشوند نيز، اشاره شده است درصورتيكه بانك در اساسنامههاي مصوب قبلي، داراي هيئت نظار به تبعيت از مقررات قانون تجارت در فصل مربوط به شركتهاي سهامي بوده است.
● دهم خردادماه 1354:
برج شيشه و عمارت ارگ قديم اراك در چنين روزي از سال 1354 هجري شمسي در فهرست آثار ملي ثبت شد.
برج شيشه و عمارت ارگ قديم مربوط به دورهي قاجاريه و در زمان سردار اعظم حکمران اراک ساخته شد. فضاها و تقسيمات بنا مشخصکنندهي جهت نگاهباني است و چون داراي کاشيهاي شفاف ميباشد بهنام برج شيشه معروف شده است.
خانهي سپهدار نيز همزمان با برج در نزديکي آن احداث شده که باغ و فضاي بسيار بزرگ و مصفا داشته و داراي سرداب زيبايي است که سقف آن با کاشي هاي گل و بوته بصورت شمسه تزيين شده و داراي سرداب زيبايي است که سقف آن با کاشي هاي گل و بوته بهصورت شمسه تزئين شده و داراي طاق دوپوسته است.
ارگ يا مقر حکومتي در بافت قديمي اراک در خارج از فضاي اصلي شهر و در قسمت شمالي آن قرار داشته است. اين فضاي اداري - حکومتي يا مساحت گستردهي خود داراي فضاهاي مختلفي بوده است. بناي ارگ حکومتي متشکل از قسمت اداري و خانهي سپهدار که امروزه از عمدهي بناي آن اثري باقي نيست به سال 1231 هجري نسبت داده ميشود.
مساحت اين ارگ بنا به نوشتهي سالنامهي معارف عراق برابر 1،5 بقعه (قطعه زمين) يا 1،5 برابر يکي از قطعات واقع در بافت قديمي بوده است. ارگ حکومتي متشکل از فضاهاي اداري، نظامي و پذيرايي بود. مجموعهي ارگ حکومتي داراي تالار آيينهخانه، برج قلعه فرنگي، اندرون امير، حوضخانه، ديوانخانه، تالار کرناخانه، وزيرخانه، مسجد ارگ، سرطويله، دروازهي ارگ بالا، ميدان دروازه ارگ بالا و حمام بوده است.
برج شيشه و عمارت ارگ قديم در اراک، خيابان ادبجو، کوچهي شهيد رنجبر واقع شده که اين اثر در تاريخ 10-03-1354 با شمارهي ثبت 1076 بهعنوان يکي از آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
● دهم خردادماه 1374:
فقيه جليل، آيتالله حاج شيخ عزيزالله خسروي زنجاني در چنين روزي از سال 1374 هجري شمسي رحلت نمود.
آيتالله حاج شيخ عزيزالله خسروي زنجاني در سال 1287ش (1326ق) در يكي از روستاي توابع زنجان بهدنيا آمد و پس از فراگيري علوم مقدماتي، وارد حوزهي علميهي زنجان شد. وي پس از ده سال، راهي قم گرديد و در مدت دوازده سال در دروس خارج فقه و اصول و فلسفه و حكمت متعاليهي استادان نامداري همچون حضرات آيات: سيدصدرالدين صدر، محمد فيض قمي، سيدمحمدحجت كوهكمرهاي، سيدحسين بروجردي و حضرت امام خميني (ره) شركت جست.
اين عالم وارسته در سال 1334ش، به امر آيتالله بروجردي بهمنظور ترويج احكام قرآن و معارف اهل بيت (ع) به منطقهاي دورافتاده و محروم بهنام تكاب در آذربايجان غربي عزيمت نمود و تا پايان عمر خود به مدت چهل سال تمام به تدريس، وعظ، خطابه، ارشاد مردم و ايجاد وحدت پرداخت. حضور وي بهرغم شرايط دشوار منطقه، نقش بسيار مؤثري در گسترش مكتب اهل بيت (ع) و تعميق ريشههاي اعتقادات شيعي داشت.
آيتالله زنجاني در جريان نهضت اسلامي مردم به رهبري حضرت امام (ره) بهعنوان روحاني مخالف دستگاه حاكم، در منطقه شناخته ميشد و در هيچ دورهاي، كوچكترين تمايل به سازش با رژيم پهلوي از خود بروز نداد. وي پس از قيام پانزده خرداد 42، بهدليل گام برداشتن در جهت اهداف استاد و رهبر خود، حضرت امام خميني (ره)، در مجالس عمومي، بارها مورد تهديد و تطميع واقع گرديد ولي تا پايان، با اعتماد و اتكاء به خدا، ثابت و استوار ايستاد.
سرانجام اين عالم مجاهد و پرهيزگار در دهم خرداد 1374ش برابر با اول محرم 1416ق در سن 87 سالگي دعوت حق را اجابت كرد و در گلزار شهداي تكاب به خاك سپرده شد.
خبرگزاری ايمنا: در چنین روزی از سال 1226 هجری شمسی؛ عهدنامهی ارزروم ميان دولت ايران و امپراتوری عثمانی منعقد گردید. نمايندهی ايران در اين كنفرانس، ميرزاتقیخان فراهانی معروف به اميركبير بود كه تلاش و تدبير او، شگفتی و تحسين نمايندگان روس و انگليس را برانگيخت.
کد خبر 41148
نظر شما