25 جمادی‌الثانی 1309؛ اعلام لغو حکم تحريم تنباكو از جانب ميرزای شيرازی

خبرگزاری ایمنا: لغو حکم تحريم تنباكو در چنین روزی از سال 1309 هجری قمری از سوی ميرزای شيرازی اعلام گردید. میرزای شیرازی در نفوس همگان حتی فرزندان خود حشمتی عظميم داشت و اين همان شکوه ربانی بود که اجرای فتوای تاريخی وی را چنان مؤثر و از دل و جان بر همگان الزام‏آور ساخت.

● مورخان؛ سالروز رحلت محمد بن حسن بن يوسف معروف به فخرالمحققين فرزند علامه‏ی حلی و ملقب به فخرالاسلام و فخرالدين و رأس‏المدققين؛ از اعاظم و بزرگان شيعه و دارای جلالت علمی بسيار (771 هجری قمری) و اعلام لغو حکم تحريم تنباكو از جانب آيت‏الله حاج‏ميرزا محمدحسن بن ميرزا محمود بن اسماعيل حسينی شيرازی؛ از علمای عالی‏قدر شيعه (1309 هجری قمری) را در تاریخ بیست و پنجم جمادی‌الثانی ذکر نموده‌اند.

● 25 جمادی‌الثانی سال 771 هجری:
فخرالمحققين محمد بن حسن حلي در چنين روزي از سال 771 هجري قمري درگذشت.
محمد بن حسن بن يوسف معروف به فخرالمحققين فرزند علامه‏ي حلي، ملقب به فخرالاسلام، فخرالدين و رأس‏المدققين از اعاظم و بزرگان شيعه و داراي جلالت علمي بسياري بود. وي در نوجواني به اجتهاد دست يافت. فخرالمحققين مورد تأييد و توجه خاص پدر بزرگوار خود علامه‏ي حلي بود تا آن‏جا كه علامه، اتمام مصنفات خود را پس از مرگ به فخر سپرد. ايضاح‏الفوائد، تحصيل‏النجاة و منبع‏الاسرار از جمله‏ي آثار اوست.
• حله، سرزمين فقيهان پارسايي است كه خدمات ارزنده‌شان به جهان تشيع، فراموش نمي‌شود. اميرمؤمنان علي (ع) درباره‌ي شهر حله فرمودند: "يظهر بها قوم اخيار" از آنجا، نيك‌مرداني ظهور خواهند كرد.
خاندان حلي، از جمله‌ي آن نيك‌مرداني هستند كه همچون مهتابي در شب ظلماني مي‌درخشند. در ميان آنان، فرزانگان بسياري پا به عرصه‌ي وجود گذاشته‌اند كه علامه فخرالمحققين، يكي از آنان مي‌باشد. محمد بن شيخ جمال‌الدين بن مطهر حلي، معروف به فخرالمحققين، در نيمه‌شب بيستم جمادي‌الاولي، سال 682 ه‍.ق در شهر حله، در خانه‌ي يكي از بزرگ‌ترين دانشمندان شيعه، علامه‌ي حلي متولد شد، نام او را «محمد» گذاشتند.
همت عالي و تلاش‌هاي دلسوزانه‌ي پدر دانشمند از يك سو و استعداد و ذوق و هوش خدادادي فرزند از سوي ديگر، سبب شد كه محمد در ده سالگي به درجه‌ي اجتهاد نائل آيد. او همانند پدر بزرگوارش، پيش از اين‌كه به حد بلوغ برسد، از تحصيل نزد استاد بي‌نياز شد و به مرتبه‌اي از كمالات رسيد كه در ميان دانشمندان عصر خويش و در محافل علمي به «فخرالمحققين» لقب يافت. گاهي هم از او به نام‌هاي فخرالدين و فخرالاسلام ياد مي‌شود.
اساتيد علامه‌ي بزرگوار عبارتند از: علامه حلي پدر علامه ـ که فخرالمحققين، بيشتر دروس و فنون را نزد پدرش فرا گرفت ـ و رضي‌الدين علي بن يوسف مطهر حلي که عموي وي و صاحب كتاب «العددالقويه» است؛ فخر‌المحققين، تعدادي از دروس را نيز در محضر عمويش فرا گرفت.
علامه فخرالمحققين، تأليفات فراواني دارد كه از جمله مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:
1- ايضاح‌الفوائد؛ (اين كتاب، شرح «قواعد» است كه اين شخصيت بزرگوار، آن را به دستور پدرش تصنيف كرد. بنا به گفته‌ي شيخ بهايي، نظير آن در فقه استدلالي، تأليف نشده است. آراي فخرالمحققين در كتاب «ايضاح‌الفوائد» مورد توجه فقهاست).
2- تحصيل‌النجاة (درباره‌ي اصول دين).
3- شرح كتاب نهج‌المسترشدين علامه حلي (در موضوع علم كلام).
و کتاب‌هاي غايةالسئول، رساله‏ي پرسش و پاسخ، رساله‏ي فخريد، جامع‌الفوائد، الكافية‏الوافية، ثبات الفوائد في شرح اشكالات القواعد، حاشيه بر ارشادالاذهان علامه، واجبات الصلوة الثمانيه، شرح مبادي الاصول، المسائل‏المظاهريه، منبع‏الاسرار و مناسك حج.
يكي از كارهاي مهم فخرالمحققين در عرصه‏ي فرهنگي، صدور اجازات متعدد به بزرگان علم و دانش بود. در ايام گذشته و در ميان علما، رسم بر اين بود كه دانش‏وران و پژوهش‏گران، هنگامي كه خود را داراي رتبه‌اي در علم و دانش مي‌ديدند، به يكي از اساتيد و بزرگان عصر خويش رجوع و دانش خود را عرضه مي‌كردند. سپس آن استاد، هنگامي كه از معلومات و استعداد و تقواي او مطمئن مي‌شد، براي وي اجازه‌اي صادر مي‌كرد كه در بخشي از آن‏ها، علاوه بر اين‏كه به سطح معلومات و مراتب تقواي اجازه‏گيرنده، اشاره مي‌شد، به او اجازه مي‌دادند كتاب‌هاي استاد اجازه‏دهنده و كتاب‌ها و روايات سلسله‏ي اساتيد او را نيز نقل كند.
اين اجازات، علاوه بر اين‏كه نوعي مدرك علمي و ارزيابي معلومات وي محسوب مي‌شد، به عظمت شخصيت اجازه‏دهنده هم دلالت مي‌كرد. گاهي مي‌شد كه آنان براي همديگر، اجازات متقابل صادر مي‌كردند؛ چنان‌كه شيخ حر عاملي و علامه مجلسي از همديگر اجازه‌نامه دريافت كردند.
بر اين اساس، فخرالمحققين، يكي از اساتيد و شيخ اجازه محسوب مي‌شد كه دانشمندان برجسته به او رجوع كرده و اجازه‏ي نقل روايت و كتاب، دريافت كرده‌اند. از اجازه‌اي كه ايشان به شمس‌الدين بن محمد وابوالفتوح احمد آوي در سال 705 داده است معلوم مي‌شود، فخرالمحققين در سال 23 سالگي شايستگي مقام صدور اجازه دريافت كرده است.
فخرالمحققين، علامه بر تأليف كتاب و تكميل تأليفات پدر بزرگوارش در پرورش شاگردان نيز موفق بود برخي از آنان عبارتند از:
1. محمدبن مكي عاملي جزيني (معروف به شهيد اول).
2. شيخ جمال‏الدين احمد بن متوج بحراني (نويسنده‏ي آيات‏الاحكام موسوم به منهاج‏الهداية).
3. سيدحيدر آملي (نويسنده‏ي كتاب‌هاي كشكول و منبع‏الاسرار).
4. سيد تاج‏الدين ابن معيد حسيني (كه شهيد اول از او به‏عنوان اعجوبه‏ي زمان ياد كرده است).
5. فاضل مقداد بن عبدالله سيوري (نويسنده‏ي كتاب‌هاي كنزالعرفان، شرح باب حادي‌ عشر، اللوامع‏الالهيه).
شهيد اول كه سرآمد شاگردان فخرالمحققين است، از فخرالمحققين چنين ياد مي‌كند: «بزرگ‌مرد و پيشواي اماميه، طلايه‌دار دانشمندان شيعه، برگزيده‏ي انسان‌هاي كامل و هوشمند، خاتم مجتهدين و افتخار ملت و دين، ابوطالب محمد فرزند شيخ جمال‏الدين بن مطهر حلي كه خداوند، عمر گران‏بهاي او را دراز گرداند و از پيشامدهاي سوء زمانه نگه دارد».
شيخ حر عاملي نويسنده‏ي وسائل‏الشيعه درباره‏ي فخرالمحققين مي‌نويسد: «او عالمي برجسته، فقيهي محقق و بزرگ‏مردي مورد اطمينان بود». وي در ادامه، از قول يكي از دانشمندان آورده است: «فخرالمحققين از چهره‌هاي درخشان و مورد اطمينان طايفه‏ي اماميه است. او مجتهدي جليل‌القدر، والامقام و بزرگ‏مرتبه مي‌باشد».
متفكر شهيد قاضي نورالله شوشتري نويسنده‏ي كتاب احقاق الحق مي‌گويد: «شيخ فخرالدين محمدبن شيخ جمال‏الدين بن مطهر حلي، افتخار آل مطهر و خال جمال پدر دانشور بود. در علوم عقلي و نقلي محققي زبردست و در علو فهم و فطرت، مرققي بي‌نظير بود».
حافظ ابرو دانشمند شافعي‏مذهب و نويسنده‏ي كتاب مجمع‏التواريخ مي‌گويد: «او هنگامي كه با پدر خود، خدمت سلطان محمد خدابنده به مركز حكومت وي در سلطانيه‏ي قزوين آمد، دانشمندي جوان، عالي‌مقام، بااستعداد، نيكواخلاق و پسنديده‏خصال بود».
علامه حلي در هر فرصتي از پسرش تجليل مي‌كرد؛ زيرا وي از نظر ادب و اخلاق نيز شخصيتي ممتاز و سرآمد جوانان روزگار به‏شمار مي‌رفت. علامه در كتاب قواعد در ستايش فخرالمحققين مي‌گويد: «اين كتاب را به خواهش محبوب‌ترين خلق در پيش من و عزيزترين آنان، يعني پسر عزيزم محمد مي‌نويسم. من، خالص‌ترين دعاي خود را براي خوشبختي و سعادت او اختصاص خواهم داد. او هميشه، يار و ياور و مطيع من بوده است».
در جاي ديگر مي‌گويد: «خداوند به او عمر طولاني همراه با سعادت و خوشبختي عنايت كند و از حوادث تلخ، او را نگه داشته و مرا فداي او گرداند». بر اثر دعاي پدر، فخرالمحققين حدود 89 سال عمر موفق و بابركت، همراه با خدمات مهم علمي و فرهنگي در طول تاريخ داشت.
سرانجام فخرالمحققين بعد از سال‌ها زندگي بابركت و تلاش و كوشش در راه ترويج معارف اهل بيت (ع) شب جمعه پانزدهم يا بيست و پنجم جمادى‏الثانى سال 771 هجري قمري نداي حق را لبيك گفت و به سراي باقي شتافت.
پيكر پاك آن عالم فرزانه و دانشمند گران‏مايه از شهر حله به نجف، منتقل شد و در كنار قبر علامه‏ حلي به خاك سپرده شد. قبر مطهر او در كنار بارگاه امير مؤمنان (ع) سال‌هاي متمادي، محل تجمع عاشقان علم و معرفت و محل رفت و آمد دانشمندان و فقيهان بوده است.

● 25 جمادی‌الثانی سال 1309 هجری:
لغو حکم تحريم تنباكو از جانب ميرزاي شيرازي در چنين روزي از سال 1309 هجري قمري اعلام شد.
در تاريخ 12 شعبان 1306ق مطابق با 1889م ناصرالدين‏شاه چهارمين پادشاه سلسله‏ي قاجاريه در پي سفر سوم خود به انگلستان به‏علت کسري بودجه‏ي سفر (به‏خاطر ولخرجي‏هاي فراوان) تصميم مي‏گيرد امتيازي در زمينه‏ي کشت، توزيع و فروش توتون و تنباکو به يک نفر انگليسي به‏نام ماژور تالبوت واگذار نمايد. شخص امتيازگيرنده از مشاوران و نزديکان نخست‏وزير انگلستان بود. او با دادن رشوه‏هايي به درباريان از جمله امين سلطان، نظر موافق شاه را به دادن انحصار دخانيات، در مقابل 25 هزار ليره جلب مي‏کند.
طبق قراداد يادشده، شرکت طرف قرارداد (کمپاني رژي) بايد سالانه 15 هزار ليره به صندوق دولت ايران واريز مي‏کرد و در عوض، کشت و فروش توتون و تنباکو را در انحصار خود مي‏گرفت... بعد از انعقاد قرارداد کارکنان شرکت انگليسي وارد ايران شدند و در شهرها پراکنده گرديدند که با مخالفت شديد مردم شهرهاي شيراز، تبريز، اصفهان و تهران مواجه شدند.
سيدجمال‏الدين اسدآبادي را عمدتاً اولين مصلح و احياگر ديني در سال اخير مي‏دادند. وي با درک عميق وضيعت آن دوران با ارسال نامه‏اي به مرحوم ميرزاي شيرازي فقيه نامور دوران، از او براي ريشه‏کن کردن اين واقعه‏ي ننگين ياري مي‏طلبد، او پس از بيان مقداري از مشکلات و وضعيت مردم و نيز بي‏کفايتي حاکمان ايران مي‏نويسد: «پادشاه ايران سست‏عنصر گشته... در مجمع عمومي به پيامبران بد مي‏گويد... آنچه به زيان مسلمانان انجام داده اين است که قسمت عمده‏ي کشور و درآمد آن را به دشمنان دين فروخته. پيشواي دين! پرتو درخشان انوار ائمه، پايه‏ي تخت ديانت و زبان گوياي شريعت است، تو وارث پيامبراني...» در اينجا مي‏بينيم که سيدجمال‏الدين اسدآبادي چگونه نقش ميرزاي شيرازي را به‏عنوان ادامه‏دهنده‏ي راه انبيا مشخص مي‏کند که همان ولايت فقيه عالم فقيه بر جامعه است.
آيت‏الله حاج‏ميرزا محمدحسن بن ميرزا محمود بن اسماعيل حسيني شيرازي از علماي عالي‏قدر شيعه مي‏باشد. در شرح احوال اين عالم رباني، مرجع شجاع، آگاه، درهم‏کوبنده‏ي دستگاه بيگانگان و خردکننده‏ي ايادي آنان و نجات‏دهنده‏ي ملت ايران و بازگرداننده‏ي شخصيت و سربلندي به ايرانيان يعني صاحب فتواي تحريم تنباکو آورده‏اند که وي در نفوس همگان حتي فرزندان خود حشمتي عظميم داشت و اين همان شکوه رباني بود که اجراي فتواي تاريخي وي را چنان مؤثر و از دل و جان بر همگان الزام‏آور ساخت. سيدجمال‏الدين اسد آبادي سپس درباره‏ي اميتاز تنباکو، تبعيدشدگان و مسائل ديگري براي ميرزاي شيرازي توضيح مي‏دهد. سيد به اين نامه اکتفا نکرده و نامه‏هايي نيز به علماي داخل کشور مي‏نويسد.
ميرزاي شيرازي در تاريخ 19 ذي‏الحجه‏ي 1308، 17 ماه پس از امضاي قرارداد تلگرافي را به نزد شاه مي‏فرستد و مخالفت خود را با قرارداد ابزار مي‏نمايد اما با بي‏اعتنايي شاه مواجه مي‏شود از سوي ديگر عده‏اي ديگر در شمال کشور دست به شورش مردمي مي‏زنند که شاه با سرکوب و کشتن آنان زمينه را براي تحريم و فتواي ميرزاي شيرازي فراهم مي‏کند.
هم‏زمان با جريان فوق حکم تحريم به شرح زير در تهران صادر مي‏شود:
«اليوم استعمال توتون و تنباکو باي نحو کان در حکم محاربه با امام زمان عجل‏الله فرجه است.»
در شهر ولوله‏اي مي‏افتد و هرکس که سواد دارد، از روي آن نسخه‏اي برمي‏دارد. اين نشانگر آغاز يک مبارزه‏ي مکتبي عليه استعمار بود. در اين موقع ناصرالدين‏شاه با استفاده از معممين درباري اين حکم ميرزا را جعلي قلمداد مي‏کنند اما مردم گول نخورده و به مبارزه‏ي خود ادامه مي‏دهند تا اين‏که امتياز داخلي دخانيات از طرف ناصرالدين‏شاه لغو مي‏شود. علما و مردم به اين اکتفا نکرده و خواستار لغو امتياز خارجي نيز مي‏شوند. پس از حکم ميرزاي شيرازي قليان‏ها شکسته مي‏شود و مردم از کشيدن توتون و تنباکو دست مي‏کشند و تمام مغازه‏هاي فروش توتون و تنباکو را مي‏بندند و با شرکت رژي نيز معامله نمي‏کنند.
اين جريان ادامه مي‏يابد تا اين‏که در تاريخ 23 جمادي‏الاولي 1309 اعلاني در کوچه و بازار زده مي‏شود: «برحسب حکم جناب حجت‏الاسلام والمسلمين آقاي ميرزاي شيرازي، اگر تا 48 ساعت ديگر امتياز دخانيات لغو نشود يوم دوشنبه آتيه جهاد است، مردم مهيا شويد.»
ناصرالدين‏شاه از اين عمل بسيار ناراحت مي‏شود و خارجيان نيز کم‏کم از ترس جان، از تهران و ديگر شهرها فرار اختيار مي‏کنند. شاه روش خشونت‏آميزي پيش مي‏گيرد تا بتواند علما را از راه تهديد به حبس و تبعيد ساکت کند اما نتيجه‏اي نمي‏گيرد و اعلام مي‏کند که: «امتياز داخله را که برداشته بوديم حال امتياز از خارجه را هم برداشتيم و مردم مجبور به کشيدن قليان نيستند تا حکم از جانب ميرزاي شيرازي برسد.» علما براي اين‏که بفهمند حکم تحريم هنوز سر جايش هست يا نه، به ميرزاي شيرازي در سامرا تلگراف مي‏زنند. ميرزا در جواب مي‏گويد: «حکم باقي است تا موقعي که دست‏خطي مبني بر حقيقت داشتن لغو اميتاز بيايد.» در همين زمان اعلاميه‏اي دائر بر لغو امتياز تنباکو منتشر مي‏شود.
سرانجام در روز سه‏شنبه 25 جمادي‏الثاني، اعلاميه‏اي از سوي ميرزاي شيرازي منتشر شد که: «حکم تحريم تنباکو لغو شد.» و بدين‏گونه در اثر نهضت و مقاومت مردم و وحدت روشن‏فکران ديني و فقيهان شجاع رباني، اين واقعه با پيروزي ملت ايران خاتمه يافت.

کد خبر 41037

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.