● مورخان؛ سالروز رحلت محمد بن حسن بن يوسف معروف به فخرالمحققين فرزند علامهی حلی و ملقب به فخرالاسلام و فخرالدين و رأسالمدققين؛ از اعاظم و بزرگان شيعه و دارای جلالت علمی بسيار (771 هجری قمری) و اعلام لغو حکم تحريم تنباكو از جانب آيتالله حاجميرزا محمدحسن بن ميرزا محمود بن اسماعيل حسينی شيرازی؛ از علمای عالیقدر شيعه (1309 هجری قمری) را در تاریخ بیست و پنجم جمادیالثانی ذکر نمودهاند.
● 25 جمادیالثانی سال 771 هجری:
فخرالمحققين محمد بن حسن حلي در چنين روزي از سال 771 هجري قمري درگذشت.
محمد بن حسن بن يوسف معروف به فخرالمحققين فرزند علامهي حلي، ملقب به فخرالاسلام، فخرالدين و رأسالمدققين از اعاظم و بزرگان شيعه و داراي جلالت علمي بسياري بود. وي در نوجواني به اجتهاد دست يافت. فخرالمحققين مورد تأييد و توجه خاص پدر بزرگوار خود علامهي حلي بود تا آنجا كه علامه، اتمام مصنفات خود را پس از مرگ به فخر سپرد. ايضاحالفوائد، تحصيلالنجاة و منبعالاسرار از جملهي آثار اوست.
• حله، سرزمين فقيهان پارسايي است كه خدمات ارزندهشان به جهان تشيع، فراموش نميشود. اميرمؤمنان علي (ع) دربارهي شهر حله فرمودند: "يظهر بها قوم اخيار" از آنجا، نيكمرداني ظهور خواهند كرد.
خاندان حلي، از جملهي آن نيكمرداني هستند كه همچون مهتابي در شب ظلماني ميدرخشند. در ميان آنان، فرزانگان بسياري پا به عرصهي وجود گذاشتهاند كه علامه فخرالمحققين، يكي از آنان ميباشد. محمد بن شيخ جمالالدين بن مطهر حلي، معروف به فخرالمحققين، در نيمهشب بيستم جماديالاولي، سال 682 ه.ق در شهر حله، در خانهي يكي از بزرگترين دانشمندان شيعه، علامهي حلي متولد شد، نام او را «محمد» گذاشتند.
همت عالي و تلاشهاي دلسوزانهي پدر دانشمند از يك سو و استعداد و ذوق و هوش خدادادي فرزند از سوي ديگر، سبب شد كه محمد در ده سالگي به درجهي اجتهاد نائل آيد. او همانند پدر بزرگوارش، پيش از اينكه به حد بلوغ برسد، از تحصيل نزد استاد بينياز شد و به مرتبهاي از كمالات رسيد كه در ميان دانشمندان عصر خويش و در محافل علمي به «فخرالمحققين» لقب يافت. گاهي هم از او به نامهاي فخرالدين و فخرالاسلام ياد ميشود.
اساتيد علامهي بزرگوار عبارتند از: علامه حلي پدر علامه ـ که فخرالمحققين، بيشتر دروس و فنون را نزد پدرش فرا گرفت ـ و رضيالدين علي بن يوسف مطهر حلي که عموي وي و صاحب كتاب «العددالقويه» است؛ فخرالمحققين، تعدادي از دروس را نيز در محضر عمويش فرا گرفت.
علامه فخرالمحققين، تأليفات فراواني دارد كه از جمله ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
1- ايضاحالفوائد؛ (اين كتاب، شرح «قواعد» است كه اين شخصيت بزرگوار، آن را به دستور پدرش تصنيف كرد. بنا به گفتهي شيخ بهايي، نظير آن در فقه استدلالي، تأليف نشده است. آراي فخرالمحققين در كتاب «ايضاحالفوائد» مورد توجه فقهاست).
2- تحصيلالنجاة (دربارهي اصول دين).
3- شرح كتاب نهجالمسترشدين علامه حلي (در موضوع علم كلام).
و کتابهاي غايةالسئول، رسالهي پرسش و پاسخ، رسالهي فخريد، جامعالفوائد، الكافيةالوافية، ثبات الفوائد في شرح اشكالات القواعد، حاشيه بر ارشادالاذهان علامه، واجبات الصلوة الثمانيه، شرح مبادي الاصول، المسائلالمظاهريه، منبعالاسرار و مناسك حج.
يكي از كارهاي مهم فخرالمحققين در عرصهي فرهنگي، صدور اجازات متعدد به بزرگان علم و دانش بود. در ايام گذشته و در ميان علما، رسم بر اين بود كه دانشوران و پژوهشگران، هنگامي كه خود را داراي رتبهاي در علم و دانش ميديدند، به يكي از اساتيد و بزرگان عصر خويش رجوع و دانش خود را عرضه ميكردند. سپس آن استاد، هنگامي كه از معلومات و استعداد و تقواي او مطمئن ميشد، براي وي اجازهاي صادر ميكرد كه در بخشي از آنها، علاوه بر اينكه به سطح معلومات و مراتب تقواي اجازهگيرنده، اشاره ميشد، به او اجازه ميدادند كتابهاي استاد اجازهدهنده و كتابها و روايات سلسلهي اساتيد او را نيز نقل كند.
اين اجازات، علاوه بر اينكه نوعي مدرك علمي و ارزيابي معلومات وي محسوب ميشد، به عظمت شخصيت اجازهدهنده هم دلالت ميكرد. گاهي ميشد كه آنان براي همديگر، اجازات متقابل صادر ميكردند؛ چنانكه شيخ حر عاملي و علامه مجلسي از همديگر اجازهنامه دريافت كردند.
بر اين اساس، فخرالمحققين، يكي از اساتيد و شيخ اجازه محسوب ميشد كه دانشمندان برجسته به او رجوع كرده و اجازهي نقل روايت و كتاب، دريافت كردهاند. از اجازهاي كه ايشان به شمسالدين بن محمد وابوالفتوح احمد آوي در سال 705 داده است معلوم ميشود، فخرالمحققين در سال 23 سالگي شايستگي مقام صدور اجازه دريافت كرده است.
فخرالمحققين، علامه بر تأليف كتاب و تكميل تأليفات پدر بزرگوارش در پرورش شاگردان نيز موفق بود برخي از آنان عبارتند از:
1. محمدبن مكي عاملي جزيني (معروف به شهيد اول).
2. شيخ جمالالدين احمد بن متوج بحراني (نويسندهي آياتالاحكام موسوم به منهاجالهداية).
3. سيدحيدر آملي (نويسندهي كتابهاي كشكول و منبعالاسرار).
4. سيد تاجالدين ابن معيد حسيني (كه شهيد اول از او بهعنوان اعجوبهي زمان ياد كرده است).
5. فاضل مقداد بن عبدالله سيوري (نويسندهي كتابهاي كنزالعرفان، شرح باب حادي عشر، اللوامعالالهيه).
شهيد اول كه سرآمد شاگردان فخرالمحققين است، از فخرالمحققين چنين ياد ميكند: «بزرگمرد و پيشواي اماميه، طلايهدار دانشمندان شيعه، برگزيدهي انسانهاي كامل و هوشمند، خاتم مجتهدين و افتخار ملت و دين، ابوطالب محمد فرزند شيخ جمالالدين بن مطهر حلي كه خداوند، عمر گرانبهاي او را دراز گرداند و از پيشامدهاي سوء زمانه نگه دارد».
شيخ حر عاملي نويسندهي وسائلالشيعه دربارهي فخرالمحققين مينويسد: «او عالمي برجسته، فقيهي محقق و بزرگمردي مورد اطمينان بود». وي در ادامه، از قول يكي از دانشمندان آورده است: «فخرالمحققين از چهرههاي درخشان و مورد اطمينان طايفهي اماميه است. او مجتهدي جليلالقدر، والامقام و بزرگمرتبه ميباشد».
متفكر شهيد قاضي نورالله شوشتري نويسندهي كتاب احقاق الحق ميگويد: «شيخ فخرالدين محمدبن شيخ جمالالدين بن مطهر حلي، افتخار آل مطهر و خال جمال پدر دانشور بود. در علوم عقلي و نقلي محققي زبردست و در علو فهم و فطرت، مرققي بينظير بود».
حافظ ابرو دانشمند شافعيمذهب و نويسندهي كتاب مجمعالتواريخ ميگويد: «او هنگامي كه با پدر خود، خدمت سلطان محمد خدابنده به مركز حكومت وي در سلطانيهي قزوين آمد، دانشمندي جوان، عاليمقام، بااستعداد، نيكواخلاق و پسنديدهخصال بود».
علامه حلي در هر فرصتي از پسرش تجليل ميكرد؛ زيرا وي از نظر ادب و اخلاق نيز شخصيتي ممتاز و سرآمد جوانان روزگار بهشمار ميرفت. علامه در كتاب قواعد در ستايش فخرالمحققين ميگويد: «اين كتاب را به خواهش محبوبترين خلق در پيش من و عزيزترين آنان، يعني پسر عزيزم محمد مينويسم. من، خالصترين دعاي خود را براي خوشبختي و سعادت او اختصاص خواهم داد. او هميشه، يار و ياور و مطيع من بوده است».
در جاي ديگر ميگويد: «خداوند به او عمر طولاني همراه با سعادت و خوشبختي عنايت كند و از حوادث تلخ، او را نگه داشته و مرا فداي او گرداند». بر اثر دعاي پدر، فخرالمحققين حدود 89 سال عمر موفق و بابركت، همراه با خدمات مهم علمي و فرهنگي در طول تاريخ داشت.
سرانجام فخرالمحققين بعد از سالها زندگي بابركت و تلاش و كوشش در راه ترويج معارف اهل بيت (ع) شب جمعه پانزدهم يا بيست و پنجم جمادىالثانى سال 771 هجري قمري نداي حق را لبيك گفت و به سراي باقي شتافت.
پيكر پاك آن عالم فرزانه و دانشمند گرانمايه از شهر حله به نجف، منتقل شد و در كنار قبر علامه حلي به خاك سپرده شد. قبر مطهر او در كنار بارگاه امير مؤمنان (ع) سالهاي متمادي، محل تجمع عاشقان علم و معرفت و محل رفت و آمد دانشمندان و فقيهان بوده است.
● 25 جمادیالثانی سال 1309 هجری:
لغو حکم تحريم تنباكو از جانب ميرزاي شيرازي در چنين روزي از سال 1309 هجري قمري اعلام شد.
در تاريخ 12 شعبان 1306ق مطابق با 1889م ناصرالدينشاه چهارمين پادشاه سلسلهي قاجاريه در پي سفر سوم خود به انگلستان بهعلت کسري بودجهي سفر (بهخاطر ولخرجيهاي فراوان) تصميم ميگيرد امتيازي در زمينهي کشت، توزيع و فروش توتون و تنباکو به يک نفر انگليسي بهنام ماژور تالبوت واگذار نمايد. شخص امتيازگيرنده از مشاوران و نزديکان نخستوزير انگلستان بود. او با دادن رشوههايي به درباريان از جمله امين سلطان، نظر موافق شاه را به دادن انحصار دخانيات، در مقابل 25 هزار ليره جلب ميکند.
طبق قراداد يادشده، شرکت طرف قرارداد (کمپاني رژي) بايد سالانه 15 هزار ليره به صندوق دولت ايران واريز ميکرد و در عوض، کشت و فروش توتون و تنباکو را در انحصار خود ميگرفت... بعد از انعقاد قرارداد کارکنان شرکت انگليسي وارد ايران شدند و در شهرها پراکنده گرديدند که با مخالفت شديد مردم شهرهاي شيراز، تبريز، اصفهان و تهران مواجه شدند.
سيدجمالالدين اسدآبادي را عمدتاً اولين مصلح و احياگر ديني در سال اخير ميدادند. وي با درک عميق وضيعت آن دوران با ارسال نامهاي به مرحوم ميرزاي شيرازي فقيه نامور دوران، از او براي ريشهکن کردن اين واقعهي ننگين ياري ميطلبد، او پس از بيان مقداري از مشکلات و وضعيت مردم و نيز بيکفايتي حاکمان ايران مينويسد: «پادشاه ايران سستعنصر گشته... در مجمع عمومي به پيامبران بد ميگويد... آنچه به زيان مسلمانان انجام داده اين است که قسمت عمدهي کشور و درآمد آن را به دشمنان دين فروخته. پيشواي دين! پرتو درخشان انوار ائمه، پايهي تخت ديانت و زبان گوياي شريعت است، تو وارث پيامبراني...» در اينجا ميبينيم که سيدجمالالدين اسدآبادي چگونه نقش ميرزاي شيرازي را بهعنوان ادامهدهندهي راه انبيا مشخص ميکند که همان ولايت فقيه عالم فقيه بر جامعه است.
آيتالله حاجميرزا محمدحسن بن ميرزا محمود بن اسماعيل حسيني شيرازي از علماي عاليقدر شيعه ميباشد. در شرح احوال اين عالم رباني، مرجع شجاع، آگاه، درهمکوبندهي دستگاه بيگانگان و خردکنندهي ايادي آنان و نجاتدهندهي ملت ايران و بازگردانندهي شخصيت و سربلندي به ايرانيان يعني صاحب فتواي تحريم تنباکو آوردهاند که وي در نفوس همگان حتي فرزندان خود حشمتي عظميم داشت و اين همان شکوه رباني بود که اجراي فتواي تاريخي وي را چنان مؤثر و از دل و جان بر همگان الزامآور ساخت. سيدجمالالدين اسد آبادي سپس دربارهي اميتاز تنباکو، تبعيدشدگان و مسائل ديگري براي ميرزاي شيرازي توضيح ميدهد. سيد به اين نامه اکتفا نکرده و نامههايي نيز به علماي داخل کشور مينويسد.
ميرزاي شيرازي در تاريخ 19 ذيالحجهي 1308، 17 ماه پس از امضاي قرارداد تلگرافي را به نزد شاه ميفرستد و مخالفت خود را با قرارداد ابزار مينمايد اما با بياعتنايي شاه مواجه ميشود از سوي ديگر عدهاي ديگر در شمال کشور دست به شورش مردمي ميزنند که شاه با سرکوب و کشتن آنان زمينه را براي تحريم و فتواي ميرزاي شيرازي فراهم ميکند.
همزمان با جريان فوق حکم تحريم به شرح زير در تهران صادر ميشود:
«اليوم استعمال توتون و تنباکو باي نحو کان در حکم محاربه با امام زمان عجلالله فرجه است.»
در شهر ولولهاي ميافتد و هرکس که سواد دارد، از روي آن نسخهاي برميدارد. اين نشانگر آغاز يک مبارزهي مکتبي عليه استعمار بود. در اين موقع ناصرالدينشاه با استفاده از معممين درباري اين حکم ميرزا را جعلي قلمداد ميکنند اما مردم گول نخورده و به مبارزهي خود ادامه ميدهند تا اينکه امتياز داخلي دخانيات از طرف ناصرالدينشاه لغو ميشود. علما و مردم به اين اکتفا نکرده و خواستار لغو امتياز خارجي نيز ميشوند. پس از حکم ميرزاي شيرازي قليانها شکسته ميشود و مردم از کشيدن توتون و تنباکو دست ميکشند و تمام مغازههاي فروش توتون و تنباکو را ميبندند و با شرکت رژي نيز معامله نميکنند.
اين جريان ادامه مييابد تا اينکه در تاريخ 23 جماديالاولي 1309 اعلاني در کوچه و بازار زده ميشود: «برحسب حکم جناب حجتالاسلام والمسلمين آقاي ميرزاي شيرازي، اگر تا 48 ساعت ديگر امتياز دخانيات لغو نشود يوم دوشنبه آتيه جهاد است، مردم مهيا شويد.»
ناصرالدينشاه از اين عمل بسيار ناراحت ميشود و خارجيان نيز کمکم از ترس جان، از تهران و ديگر شهرها فرار اختيار ميکنند. شاه روش خشونتآميزي پيش ميگيرد تا بتواند علما را از راه تهديد به حبس و تبعيد ساکت کند اما نتيجهاي نميگيرد و اعلام ميکند که: «امتياز داخله را که برداشته بوديم حال امتياز از خارجه را هم برداشتيم و مردم مجبور به کشيدن قليان نيستند تا حکم از جانب ميرزاي شيرازي برسد.» علما براي اينکه بفهمند حکم تحريم هنوز سر جايش هست يا نه، به ميرزاي شيرازي در سامرا تلگراف ميزنند. ميرزا در جواب ميگويد: «حکم باقي است تا موقعي که دستخطي مبني بر حقيقت داشتن لغو اميتاز بيايد.» در همين زمان اعلاميهاي دائر بر لغو امتياز تنباکو منتشر ميشود.
سرانجام در روز سهشنبه 25 جماديالثاني، اعلاميهاي از سوي ميرزاي شيرازي منتشر شد که: «حکم تحريم تنباکو لغو شد.» و بدينگونه در اثر نهضت و مقاومت مردم و وحدت روشنفکران ديني و فقيهان شجاع رباني، اين واقعه با پيروزي ملت ايران خاتمه يافت.
خبرگزاری ایمنا: لغو حکم تحريم تنباكو در چنین روزی از سال 1309 هجری قمری از سوی ميرزای شيرازی اعلام گردید. میرزای شیرازی در نفوس همگان حتی فرزندان خود حشمتی عظميم داشت و اين همان شکوه ربانی بود که اجرای فتوای تاريخی وی را چنان مؤثر و از دل و جان بر همگان الزامآور ساخت.
کد خبر 41037
نظر شما