● مورخان؛ سالروز مرگ ابوبكر بن ابیقحافه؛ خلیفهی اول راشدین (13 هجری قمری) را در تاریخ بیست و دوم جمادیالثانی ذکر نمودهاند. طبق روايت محدثين و مفسرين اهل سنت، ابوبکر حتی تفسير بعضی آيات را نمیدانست و در بعضی آيات ديگر نيز دچار اشتباه میشد. حتی نقل است که او بعد از خلافت خود میگفت: «استعفای مرا بپذيريد که من بهترين شما نيستم تا وقتی علی (ع) در بين شماست.»
● 22 جمادیالثانی سال سيزدهم هجری قمری:
چنين روزي از سال سيزدهم هجري، مصادف با مرگ ابوبكر ابيقحافه از خلفاي راشدين است.
هنوز پيکر مطهر پيامبر اكرم (ص) رابه خاك نسپرده بودند كه بر سر جانشيني او بين اصحاب اختلاف افتاد. آنها در محلي بهنام سقيفهي بنيساعده گرد آمده و دربارهي جانشيني رسول خدا (ص) به گفتوگو پرداختند. سرانجام آن افراد، عليرغم آنهمه تأكيد و سفارشي كه پيامبر اسلام (ص) دربارهي وصايت و جانشيني امام علي (ع) بيان كرده بود، با ابوبكر بن ابيقحافه كه از ياران قديمي پيامبر (ص) و پدر همسر رسول خدا (ص) بود، بيعت كردند. از آن پس او را به خلافت انتخاب كرده و به وي، لقب خليفهي رسولالله يعني جانشين رسول خدا (ص) دادند. ابوبكر بن ابيقحافه سرانجام پس از حدود 2 سال و 4 ماه خلافت و پس از 15 روز بيماري، در سن 63 سالگي درگذشت و عمر بن الخطاب را به خلافت پس از خود تعيين نمود.
• نام اصلي او عبدالله بن عثمان و کنيه و لقب او عتيق و صديق اکبر بود. بهاعتقاد تسنن، اولين خليفه بعد از پيامبر اکرم (ص) است. نام پدرش عثمان مکني به ابي قحافه و مادرش امالخير سلمي بود. در سال 571 يا 572 ميلادي حدود سه سال بعد از عامالفيل در مکه و در ميان قبيلهي تيم بن مره يکي از طوايف قريش بهدنيا آمد.
در جواني به بازرگاني و تجارت اشتغال داشت و چون پدرش تاجر و ثروتمند بود و يکي از پسرعموهايش هم از سرمايهداران و بازرگانان بزرگ مکه بود، او هم به بازارهاي عربستان رفتوآمد ميکرد و با تجار و رؤساي عشاير آشنايي و معامله داشت. باسواد بود و شايد خواندن و نوشتن را در اين سفرها از راهبان و غلامان مسيحي ياد گرفته بود. او پس از مدتي از بعثت پيامبر اکرم (ص) مسلمان شد. اما پدر و برادرش تا فتح مکه مسلمان نشدند.
از برجستهترين حوادث زندگياش همراهي او با پيغمبر (ص) در هجرت به مدينه و پنهان شدن در غار ثور از دست کفار است که اهل سنت براي اين مسئله اهميت زيادي قائلند ولي مفسران شيعي و حتي برخي از اهل سنت - بهدرستي و - با توجه به عبارت "لاتحزن" که اشاره به آيهي 40 سورهي بقره است - پيغمبر (ص) به او توصيه کردند از چيزي نترس - بر اين باورند که اين همراهي تصادفي بوده و با توجه به ترس و وحشت او، فضيلتي بهشمار نميآيد.
از سابقهي نظامي او اطلاعي در دست نيست. بعضي اوقات، فرمانده و يا عهدهدار مسئوليتي بوده است. دخترش عايشه - که اعمال ننگين وي بعد از رحلت پيامبر (ص) در جنگ جمل و... در دشمني با اميرالمؤمنين (ع) و اهل بيت (ع) بر کسي پوشيده نيست - يکي از همسران پيامبر اسلام (ص) بود. ابوبکر تا زمان حيات رسولالله (ص) مانند يکي از اصحاب، زندگي خود را ميگذراند ولي از روزي که وفات رسول خدا (ص) اتفاق افتاد که آن روز بسيار حساس و خطرناک شد؛ سياستهاي متضاد و تعصبات و حب و بغضهاي کهن و رقابت مهاجرين و انصار که در سايهي شخصيت پيغمبر خدا (ص) پنهان شده بود فرصت پيدا کرد تا خود را نشان دهد. از همان روز، ابوبکر دست به اقداماتي زد که از نظر شيعه مردود و منافي با سنت و سفارش پيغمبر (ص) بود.
1- او با چند نفر ديگر در مکاني بهنام شوراي سقيفهي بنيساعده، مصالح سياسي را بر سفارشها و وصاياي پيامبر (ص) مقدم کرد و بعد از چندين ساعت محاجه و مجادله با يکديگر بالاخره به پيشنهاد عمر ابن خطاب، او زمام خلافت را بهدست گرفت و خود را جانشين رسول خدا (ص) معرفي کرد - و با اينکه به تواتر خلافت و وصايت امام علي (ع) داماد پيغمبر (ص) بعد از رسول خدا (ص) آگاه بود - او پيراهن خلافت را به تن کرد درصورتيکه ميدانست حق علي (ع) است و به اين ترتيب، مقام خلافت را که به عقيدهي شيعه امري است الهي و در امتداد رسالت، بهصورت يک امر عادي و تابع نظر دولتمردان خود و از مقولهي امور دنيوي گرداند.
2- پس از مدت زمان کوتاهي از فوت پيامبر (ص)، ابوبکر عليرغم آيهي تطهير - آيهي 33 سورهي احزاب - که در شأن دختر و داماد و فرزندان پيغمبر (ص) نازل شده بود، به آنها ستم و توهين کرد و حرمت و حقوق اهل بيت پيغمبر (ص) را رعايت نکرد. کارگزارانش به حکم او، علي (ع) را با تهديد به قتل و سوزاندن خانهاش، به مسجد بردند و به بيعت با او وادار کردند و اين عمل موجب خشم شديد حضرت فاطمهي زهرا (س) شد بهطوريکه به مسجد رفت و او را مورد خطاب قرار داد و توبيخ شديد نمود. بعد از اينکه با او بيعت شد، خود را خليفةالله و خليفهي رسولالله خواند و بعدها هم به رأي و ميل خود، براي خودش جانشين معرفي کرد و خلافت را به عمر بن الخطاب واگذار نمود.
3- از ديگر کارهاي ناشايست ابوبکر بعد از رحلت پيغمبر خاتم (ص) يکي اين بود که ملک "فدک" را که هديه و هبهي رسولالله (ص) به دخترشان فاطمهي زهرا (س) بود، به قهر و غلبه از دست دختر پيامبر (ص) بيرون آورد و آن را مصادره کرد. فاطمه (س) براي دفاع از حق خودشان به مسجد رفتند و در جمع مهاجرين و انصار طي خطبهاي مفصل، رفتار ابوبکر را شديداً مورد نکوهش قرار دادند. ايشان اثبات کردند که اين ملک، هديهي پيغمبر (ص) است نه اينکه ارث باشد و براي اين مطلب هم علي (ع) و حسنين (ع) و امايمن را شاهد آوردند. بعد فاطمهي زهرا (س) با خشم و قهر از مسجد بيرون رفتند، ايشان پس از وقايع اينچنيني بعد از رحلت پدر بزرگوارشان آنقدر رنجيده و آزرده شده بودند که اجازه ندادند ابوبکر و عمر به عيادتش بروند و يا بعد از فوت حضرتش در مراسم نماز و تدفين او شرکت کنند و يکي از دلايل خواست حضرت درخصوص شبانه به خاک سپردنشان نيز همين امر بود.
آنچه مسلم ميباشد اين است که طبق روايت محدثين و مفسرين اهل سنت، ابوبکر حتي تفسير بعضي آيات را نميدانست و در بعضي آيات ديگر نيز دچار اشتباه ميشد. حتي نقل است که او بعد از خلافت خود ميگفت: «استعفاي مرا بپذيريد که من بهترين شما نيستم تا وقتي علي (ع) در بين شماست.» آن قبيل اعمال ابوبکر و بسياري اعمال ديگر او، سبب شد که عدهاي از مسلمانان و اهل تشيع، خلافت او را بهحق غيرقانوني بدانند و رفتار و کردار او را بهشدت مورد انتقاد قرار دهند. ابوبکر در حدود سه سال بعد از پيامبر خدا (ص) از دنيا رفت.
خبرگزاری ایمنا: مرگ ابوبكر بن ابیقحافه خلیفهی اول راشدین در چنين روزی از سال سيزدهم هجری قمری صورت گرفت. از کارهاي ناشايست ابوبکر بعد از رحلت پيغمبر خاتم (ص) يکي اين بود که ملک "فدک" را که هديه و هبهی رسولالله (ص) به دخترشان فاطمهی زهرا (س) بود، به قهر و غلبه از دست دختر پيامبر (ص) بيرون آورد و آن را مصادره کرد.
کد خبر 40905
نظر شما