● مورخان؛ سالروز ولادت حضرت فاطمهی زهرا (س) دختر نبی مكرم اسلام (ص) (سال پنجم بعثت)، درگذشت محمد بن عبدالصمد بغدادی؛ محدث معروف مسلمان (319 هجری قمری)، زادروز خواجه عبدالله انصاری معروف به پير هرات و پير انصار؛ دانشمند و عارف (396 هجری قمری)، درگذشت شيخ فريدالدين عطار نيشابوری؛ اديب شهير و عارف بزرگ ايرانی (627 هجری قمری) و زادروز حضرت امام خمینی (ره)؛ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران (1320 هجری قمری) را در تاریخ بیستم جمادیالثانی ذکر نمودهاند.
● 20 جمادیالثانی سال پنجم بعثت:
حضرت فاطمهي زهرا (س) دختر بزرگوار پيامبر (ص) در چنين روزي از سال پنجم بعثت ولادت يافتند.
حضرت فاطمهي زهرا (س) دختر نبي مكرم اسلام (ص) در سال پنجم بعثت - هشت سال قبل از هجرت - در مكه بهدنيا آمدند. امابيها، امالحسنين، امالسبطين و امالائمه از كنيههاي آن بانو و صديقه، كبري، بتول، سيدهي نساءالعالمين، مطهره، راضيه، مرضيه، طاهره و محدثه و... از القاب آن حضرت است.
مادرش، خديجه بنت خويلد ميباشد. فاطمهي زهرا (س)، فرزند رسولالله (ص)، همسر وليالله (ع) و مادر اوصياءالله (ع) است كه خداوند در آيهي تطهير، به پاكي ایشان شهادت ميدهد. ایشان بهترين زنان از گذشتگان و آيندگان تا روز قيامت ميباشد و سيدهي همهي زنان عالم است.
صديقهي طاهره، در مقام تقوا و عصمت و طهارت به جايي رسيد كه رسول خدا (ص) غضب و خشنودي آن بانو را غضب و خشنودي خداوند معرفي ميكند. يكي از يادگارهاي حضرت زهراي مرضيه (س) تسبيح آن بزرگوار در تعقيب نمازها است كه در روايات امامان(ع) بهنام تسبيح حضرت زهرا (س) آمده است.
• مدتها بود كه زنان عرب از خديجه همسر گرامي رسول خدا (ص) بهخاطر ازدواج با آن حضرت، فاصله گرفته بودند. هالهاي از غم و اندوه او را گرفته بود و در خانه هيچ مونسي نداشت تا در نبود پيامبر (ص) با او انس بگيرد كه ناگه سكوت مطلق شكسته شده و جنين با مادر خود سخن گفته و دلدارياش ميدهد.
اين بماند كه در اين مدت با مادر خود چه ميگفت و چه ميشنيد زيرا تاريخ بهدرستي از اين گفتگوهاي اسرارآميز پرده برنداشته چرا كه مادر مؤمنان آن را در هالهاي از ابهام گذارد. راستي اين جنين كيست و حقيقت او چيست كه ماهها با مادر سخن ميگويد و او آنها را از پيامبر (ص) كتمان ميكند؟
نوشتهاند روزي پيامبر (ص) وارد خانه شد و شنيد كه خديجه با كسي سخن ميگويد! از روي تعجب پرسيد: «اي خديجه! با كه سخن ميگويي؟!» گفت: «با اين جنين كه در شكم دارم، اوست كه با من سخن ميگويد و مايهي انس من شده است.» پيامبر (ص) فرمود: «اي خديجه بدان اين جبرئيل است كه به من ميگويد اين جنين دختر است و خداوند نسل مرا از او قرار داده و از نسلش اماماني بهعنوان جانشين من معين خواهد كرد.»
آري؛ جهان در انتظار مقدم عاليترين نمونهي زن بود كه تاكنون به خود نديده بود، كه با ميلادش براي زنان عالم هستي، الگو و اسوه قرار گيرد. و اينك... نزديك زايمان خديجه شده، از زنان عرب درخواست كمك كرد، اما آنها از روي كينه و دشمني كه با وي داشتند پاسخ منفي دادند و از هرگونه كمك امتناع ورزيدند.
او در اين فكر بود كه چه كند و چه كسي در اين مشكل به كمكش ميشتابد... ناگهان حضور چهار زن بلندبالاي سياهچهره را كه گويا از زنان بنيهاشم بوده باشند، در خانهي احساس نمود. خديجه از ديدن آنها لرزه بر اندامش افتاد چرا كه تاكنون آنها را نديده بود...يكي از آنها گفت: «اي خديجه! غم مخور؛ چرا كه ما فرستادگان پروردگار تو ميباشيم ما خواهران تو هستيم. من ساره و اين آسيه و آن مريم و آن يكي كلثم خواهر موسي بن عمران است. خداي ما را فرستاد تا در امر زايمان تو را ياري نماييم.»
اين چهار زن در طرف راست و چپ و پيش رو و پشت سر خديجه قرار گرفتند، لحظاتي چند اين مولود باسعادت قدم به عرصهي گيتي نهاد... آن مولود فاطمه (س) بود... او بهدنيا آمد تا زمين را نوراني كند، پس از آنكه آسمانها را از نور خود منور ساخته بود. از اينروي بههنگام ولادت فاطمه (س) نوري از وجودش پديدار شد كه تمام خانههاي مكه را در هالهاي از نور فرو برد و در شرق و غرب عالم هستي جايي نبود كه نور فاطمه (س) در آن جا نتابيده باشد.
فاطمه عليهاالسلام را با كوثر شستشو داده و در دو پارچهي سفيد پيچيده و از او خواستند تا سخن گويد. فاطمه (س) به ارادهي پروردگار، لب به سخن گشوده و رسالت و پيامبري محمد مصطفي (ص) و ولايت علي (ع) و امامت يازده فرزندش را گواهي داد.
مورخان سالروز ميلاد باسعادت فاطمه (س) را بيستم ماه جماديالثاني سال پنجم بعثت نگاشتهاند. مرحوم مفيد درباره اين روز مبارك مينويسد: «روز بيستم ماه جماديالثاني روزي است كه فاطمهي زهرا (س) دختر رسول خدا (ص) متولد گرديد و آن روزي است كه همهساله شادي و سرور مؤ منين تجديد ميشود، از اينروي مستحب است كه در روز ميلاد فاطمه (س) كارهاي نيك انجام پذيرد و صدقه به فقرأ و مساكين داده شود.»
● 20 جمادیالثانی 319 هجری:
محمد بن عبدالصمد بغدادي محدث معروف مسلمان در چنين روزي از سال 319 هجري قمري درگذشت.
محمد بن عبدالصمد بغدادي در راه فراگيري علوم مختلف بهويژه علم حديث، كوشش بسيار كرد. وي مجموعهاي از احاديث معتبر را كه هريك با چند واسطه از حضرت محمد (ص) و امام علي (ع) نقل شده گردآوري نمود كه از منابع معتبر نزد عالمان حديث بهشمار ميرود.
● 20 جمادیالثانی 396 هجری:
خواجه عبدالله انصاري در چنين روزي از سال 396 هجري قمري در هرات زاده شد.
شيخالاسلام ابواسماعيل عبدالله بن ابيمنصور محمد معروف به "پير هرات" و "پير انصار" و "خواجه عبدالله انصاري" و "انصاري هروي"، دانشمند و عارف بود. وي از اعقاب ابوايوب انصاري است که صحابهي پيغمبر (ص) بود.
مادرش از مردم بلخ بود و عبدالله خود در هرات متولد شد و از کودکي زباني گويا و طبعي توانا داشت چنانکه شعر فارسي و عربي را نيکو ميسرود و در جواني در علوم ادبي و ديني و حفظ اشعار عرب مشهور بود و مخصوصاً در حديث قوي بود و امالي بسيار داشت و در فقه روش امام حنبل را پيروي ميکرد.
وي در تصوف از استادان زيادي تعليم گرفت و دو بار به ديدار شيخابوالحسن خرقاني شتافت و اين ديدارها تأثير زيادي در روحيات و منش وي داشته است. محل اقامتش بيشتر در هرات بود و در آنجا تا پايان زندگاني به تعليم و ارشاد اشتغال داشت.
انصاري شعر ميسرود وليکن بيشتر شهرت وي به جهت رسالات و کتب مشهوري است که تأليف کرده و از آن جمله است ترجمهي املاء طبقاتالصوفيهي سلمي به لهجهي هروي و تفسير قرآن که اساس کار ميبدي در تأليف کشفالاسرار قرار گرفته است.
از رسائل منثور او که به نثر مسجع نوشته مناجاتنامه، نصايح، زادالعارفين، کنزالسالکين، قلندرنامه، محبتنامه، هفتحصار، رسالهي دل و جان، رسالهي واردات و الهينامه را ميتوان نام برد.
● 20 جمادیالثانی 627 هجری:
اديب شهير و عارف بزرگ ايراني شيخ فريدالدين عطار نيشابوري در چنين روزي از سال 627 هجري قمري درگذشت.
شيخ فريدالدين محمد بن ابراهيم عطار نيشابوري از بزرگان عرفا و مشاهير مشايخ صوفيه و شعرا، در سال 513 هجري قمري در نيشابور بهدنيا آمد. وي در ابتدا شغل عطاري داشت و صاحب ثروت شده بود. بعدها بر اثر حادثهاي، قدم به دايرهي سير و سلوك گذاشت و تا آخر عمر در اين وادي پر گشود.
عطار، بهحق، از شاعران بزرگ متصوفه بود كه كلام ساده و گيرندهي او با عشق و شوقي سوزان همراه است. زبان نرم و گفتار دلانگيزش كه از دلي سوخته و عاشق و شيدا برميآيد، حقايق عرفاني را به نحوي خاص در دلها جايگزين ميسازد. عطار از تمثيلات گوناگون و بيان حكايتهاي مختلف در هنگام طرح يك موضوع عرفاني استفاده ميكند تا مقاصد معتكفان خانقاهها و نكات عرفاني را براي مردم عادي، بيشتر و بهتر روشن و آشكار سازد.
عطار به داشتن آثار متعدد در ميان شاعران متصوف ممتاز است. در آثار نظمي و نثري عطار، نكات دقيقي دربارهي توحيد و معارف الهي يافت ميشود. تأليفات او را تا يكصد و چهارده و بيشتر و دهها هزار بيت شعر، گفتهاند. اخوانالصفا، اسرارنامه، الهينامه، بلبلنامه، پندنامه، ديوان اشعار، منطقالطير، تذكرةالاولياء و جواهرنامه از آن جملهاند.
عطار به سال 627 يا 628 هجري قمري در فتنهي مغول در سن 114 سالگي وفات يافت و بعضي او را مقتول ميدانند. آرامگاه عطار نيشابوري در نزديكي شهر نيشابور در استان خراسان واقع است و محفل دوستداران زبان و ادب فارسي ميباشد.
● 20 جمادیالثانی 1320 هجری:
رهبر عظيمالشأن انقلاب اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) در چنين روزي از سال 1320 هجري قمري زاده شدند.
در روز بيستم جماديالثاني 1320 هجري قمري مطابق با 30 شهريور 1281 هجري شمسي (24 سپتامبر 1902 ميلادي) در شهرستان خمين از توابع استان مركزي ايران در خانوادهاي اهل علم و هجرت و جهاد و در خانداني از سلالهي زهراي اطهر (س)، روحالله الموسوي الخميني پاي بر خاكدان طبيعت نهاد.
او وارث سجاياي آبا و اجدادي بود كه نسل در نسل در كار هدايت مردم و كسب معارف الهي كوشيدهاند. پدر بزرگوار امام خميني مرحوم آيةالله سيدمصطفي موسوي از معاصرين مرحوم آيةالله العظمي ميرزاي شيرازي (رض)، پس از آنكه سالياني چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامي را فرا گرفته و به درجهي اجتهاد نائل آمده بود به ايران بازگشت و در خمين ملجأ مردم و هادي آنان در امور ديني بود.
درحاليكه بيش از 5 ماه از ولادت روحالله نميگذشت، طاغوتيان و خوانين تحت حمايت عمال حكومت وقت، نداي حقطلبي پدر را كه در برابر زورگوئيهايشان به مقاومت برخاسته بود، با گلوله پاسخ گفتند و در مسير خمين به اراك وي را به شهادت رساندند. بستگان شهيد براي اجراي حكم الهي قصاص به تهران (دارالحكومهي وقت) رهسپار شدند و بر اجراي عدالت اصرار ورزيدند تا قاتل قصاص گرديد.
بدينترتيب امام خميني از اوان كودكي با رنج يتيمي آشنا و با مفهوم شهادت روبهرو گرديد. وي دوران كودكي و نوجواني را تحت سرپرستي مادر مؤمنهاش (بانو هاجر) كه خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آيةالله خوانساري (صاحب زبدةالتصانيف) بوده است و همچنين نزد عمهي مكرمهاش (صاحبه خانم) كه بانويي شجاع و حقجو بود، سپري كرد اما در سن 15 سالگي از نعمت وجود آن دو عزيز نيز محروم گرديد.
حضرت امام از سنين كودكي و نوجواني با بهرهگيري از هوشي سرشار، قسمتي از معارف متداول روز و علوم مقدماتي و سطح حوزههاي دينيه، از آن جمله ادبيات عرب، منطق و فقه و اصول را نزد معلمين و علماي منطقه (نظير آقا ميرزامحمود افتخارالعلما، مرحوم ميرزارضا نجفي خميني، مرحوم آقا شيخ عليمحمد بروجردي، مرحوم آقا شيخمحمد گلپايگاني و مرحوم آقاعباس اراكي و بيش از همه نزد برادر بزرگش آيةالله سيدمرتضي پسنديده) فرا گرفت و در سال 1298 ه.ش عازم حوزهي علميهي اراك شد.
اندكي پس از هجرت آيةالله العظمي حاج شيخعبدالكريم حايري يزدي رحمةالله عليه (نوروز 1300 هجري شمسي، مطابق با رجبالمرجب 1340 هجري قمري) امام خميني نيز رهسپار حوزهي علميهي قم گرديد و بهسرعت مراحل تحصيلات تكميلي علوم حوزوي را نزد اساتيد حوزهي قم طي كرد.
كه از آن جمله ميتوان از فرا گرفتن تتمهي مباحث كتاب مطول (در علم معاني و بيان) نزد مرحوم آقا ميرزا محمدعلي اديب تهراني و تكميل دروس سطح نزد مرحوم آيةالله سيدمحمدتقي خوانساري، و بيشتر نزد مرحوم آيةالله سيدعلي يثربي كاشاني و دروس خارج فق و اصول نزد زعيم حوزهي قم آيةالله العظمي حاج شيخعبدالكريم حائري يزدي نام برد.
روح حساس و جستجوگر امام خميني باعث ميشد تا ايشان تنها به ادبيات عرب و دروس فقه و اصول بسنده نكند و به ديگر رشتههاي علمي نيز علاقهمندانه روي آورد. از اينرو همزمان با فراگيري فقه و اصول نزد فقها و مجتهدين وقت به فراگيري رياضيات و هئيت و فلسفه نزد مرحوم حاج سيدابوالحسن رفيعي قزويني و ادامهي همين دروس بهاضافهي علوم معنوي و عرفاني نزد مرحوم آقا ميرزا علياكبر حكمي يزدي و عروض و قوافي و فلسفهي اسلامي و فلسفهي غرب را نزد مرحوم آقا شيخ محمدرضا مسجدشاهي اصفهاني و اخلاق و عرفان را نزد مرحوم آيةالله حاج ميرزاجواد ملكي تبريزي و عاليترين سطوح عرفان نظري و عملي را به مدت شش سال نزد مرحوم آيةالله آقا ميرزا محمدعلي شاهآبادي ـ اعليالله مقاماتهم ـ بپردازد.
پس از رحلت آيةالله العظمي حائري يزدي، تلاش امام خميني بههمراه جمعي ديگر از مجتهدين حوزهي علميهي قم به نتيجه رسيد و آيةالله العظمي بروجردي (رض) بهعنوان زعيم حوزهي علميه عازم قم گرديد. در اين زمان. امام خميني بهعنوان يكي از مدرسين و مجتهدين صاحب رأي در فقه و اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق شناخته ميشد و زهد و وارستگي، تعبد و تقواي او زبانزد خاص و عام بود.
همين خصلتهاي متعالي كه از طريق سالها مجاهده با نفس و رياضتهاي شرعي و تجربهي مباني و مفاهيم عرفاني در متن زندگي شخصي و اجتماعي به دست آمده بودند و همچنين مشئ سياسي حضرت امام كه سخت معتقد به حفظ كيان حوزهها و اقتدار روحانيت و زعامت ديني بهعنوان تنها پناهگاه مردم در آن روزهاي خطير و پرآشوب بود؛ موجب ميشدند تا آن حضرت عليرغم شايستگيها و اختلافنظرها، همواره علم و فضل و تلاش خويش را در خدمت به تحكيم حوزهي تازه تأسيس علميهي قم و بهعنوان مدافعي دلسوز در كنار آيةالله العظمي حائري و آيةالله العظمي بروجردي باقي بماند.
پس از رحلت آيةالله بروجردي نيز امام خميني عليرغم رويكرد گستردهي طلاب و فضلا و جامعهي اسلامي به ايشان بهعنوان يكي از مراجع تقليد، از هرگونه اقدامي كه شائبهي موقعيتطلبي و مقامخواهي داشته باشد بهشدت پرهيز داشت و دوستان خويش را همواره به بياعتنايي به اينگونه مسائل فراميخواند.
در زماني كه آگاهان جامعهي اسلامي گرد وجود ايشان را بهعنوان منادي اسلام راستين گرفتند و آرزوهاي خويش را در تقوي و علم و آگاهيهاي وي يافتند، كمترين تغييري در مشئ و منش امام خميني پديد نيامد و اين تكيهكلام هميشگي ايشان بود كه ميفرمود: «من خود را خادم و سرباز اسلام و ملت ميدانم.»
حضرت امام طي سالهاي طولاني در حوزهي علميهي قم به تدريس چندين دوره فقه، اصول، فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامي در مدرسهي فيضيه، مسجد اعظم، مسجد محمديه، مدرسهي حاج ملاصادق، مسجد سلماسي و... همت گماشت و در حوزهي علميهي نجف نيز قريب 14 سال در مسجد شيخ اعظم انصاري (ره) معارف اهل بيت و فقه را در عاليترين سطوح تدريس نمود و در نجف بود كه براي نخستينبار مباني نظري حكومت اسلامي را در سلسله درسهاي ولايت فقيه بازگو نمود.
به گفتهي شاگردان ايشان، درس امام خميني از معتبرترين كانونهاي درسي حوزه محسوب ميشد و در برخي از دورهها ـ سالهاي تدريس در حوزهي علميهي قم ـ شاگردان حاضر در محضر استاد به 1200 نفر هم رسيده بود كه در ميان آنان دهها تن از مجتهدين مسلم و شناختهشده حاضر بودند و از مكتب فقه و اصول امام خميني بهره ميبردند.
از بركات سالها تدريس امام خميني، تربيت صدها و بلكه به اعتبار مدت طولاني تدريس، هزاران عالم و فرزانهاي بوده است كه هريك از آنها اينك روشنيبخش حوزههاي دينياند و مجتهدان و فقيهان و عرفاي برجسته و مطرح امروز در حوزهي علميهي قم و ديگر مراكز ديني در زمزهي شاگردان مكتب آن حضرت ميباشند و متفكراني همچون علامهي شهيد استاد مطهري و شهيد مظلوم دكتر بهشتي افتخارشان اين بود كه سالها از محضر آن عارف كامل فيض بردهاند. و امروزه چهرههاي درخشان روحانيتي كه انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي را در مصادر امور كشور راهبري ميكنند از تربيتيافتگان مكتب فقهي و سياسي امام خميني بهشمار ميروند.
حضرت امام خميني با ارتحال آيتالله العظمي بروجردي، فعاليتهاي سياسي خود را آغاز نمود و پس از چندي بهعنوان دشمن سرسخت رژيم پهلوي در برابر شاه ايستاد. رژيم نيز ايشان را به تركيه تبعيد نموده و سرانجام پس از نزديك 15 سال دوري از وطن درحاليكه كشور مشتاق حضور معظمله بود، وارد تهران گرديده و تا زمان ارتحال در سال 1368 هجري شمسي، رهبري انقلاب و نظام اسلامي ايران را بر عهده داشت.
خبرگزاری ایمنا: حضرت فاطمه (س) دخت گرامی پيغمبر (ص) در چنين روزی از سال پنجم بعثت ولادت يافتند. فاطمهی زهرا (س)، فرزند رسولالله (ص)، همسر ولیالله (ع) و مادر اوصياءالله (ع) است كه خداوند در آيهی تطهير، به پاكی ایشان شهادت میدهد. ایشان بهترين زنان از گذشتگان و آيندگان تا روز قيامت و سيدهی همهی زنان عالم میباشند.
کد خبر 40760
نظر شما