● محاصرهي اقتصادي جمهوري اسلامي ايران در چنين روزي از سال 1359 هجري شمسي آغاز شد.
«من اعتقادم اين است که اگر ما در محاصرهي اقتصادي ده سال، پانزده سال واقع بشويم، شخصيت خودمان را پيدا ميکنيم. وقتي اين احساس پيدا شد در يک ملتي که من خودم بايد هرچيز ميخواهم تهيه کنم، مغزها به راه ميافتد. اين محاصرهي اقتصادي را که خيلي از آن ميترسند، من يک هديهاي ميدانم براي کشور خودمان... مهم اين است که ما بفهميم ديگران به ما چيزي نميدهند.» امام خميني (ره)
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، دولت آمريکا دست از دخالتهاي خود در ايران اسلامي برنداشت. در آبان 1358 شاه وارد آمريکا شد، ملت ايران خواستار استرداد وي بودند تا به جرم جناياتي که در حق ملت ايران شده بود محاکمه شود، اما آمريکا اين درخواست را رد کرد و به دنبال آن در 13 آبان همان سال سفارت آمريکا به تصرف دانشجويان پيرو خط امام (ره) درآمد و جاسوسان آمريکا به گروگان گرفته شدند.
خواستهي دانشجويان و همهي ملت ايران، استرداد شاه جهت محاکمه و دست برداشتن آمريکا در امور داخلي ايران بود، اما آمريکا که لطمهي بزرگي به حيثيت استکبارياش وارد آمده بود دست به يکسري اقدامات عليه ايران زد از جمله بلوکه کردن داراييهاي ايران، قطع روابط سياسي و نظامي و تبليغاتي آمريکا؛ اين کشور همچنين به حربهي تحريم اقتصادي توسل جست و در اول خرداد 1359 محاصرهي اقتصادي ايران توسط آمريکا و کشورهاي همپيمان آن از جمله بازار مشترک اروپا آغاز شد.
● اول خردادماه 1314:
اساسنامهي فرهنگستان ايران در چنين روزي از سال 1314 هجري شمسي ارائه شد.
اين اساسنامه مشتمل بر 9 ماده است كه در آن به مسائلي چون هدف از تأسيس، وظايف، تعريف اعضاي پيوسته و وابسته، تعداد اعضاء، نحوهي انتخاب اعضاي پيوسته، نحوهي انتخاب رئيس، دو نايب رئيس و منشيان، نحوهي انتصاب دبير و اعضاي دبيرخانه و نمايندگي رئيس فرهنگستان از سوي اين شخصيت حقوقي اشاره شده است.
همچنين اساسنامهي انجمن روابط فرهنگي بينالمللي - كه هيئتي مركب از اعضاي پيوستهي فرهنگستان براي ايجاد روابط بين فرهنگستان ايران و فرهنگستانهاي كشورهاي خارجي است - مشتمل بر 16 ماده به اين اساسنامه الصاق شده است كه حاوي مسائلي چون هدف و وظايف اين انجمن، تركيب اعضاء، نحوهي رسميت يافتن جلسات، بودجه و نحوهي تدوين مقررات و نظامنامههاي آن ميباشد.
نخستين فرهنگستان ايران، از جمله مؤسساتي بود كه با پيشزمينههاي تاريخي- فرهنگي كه از عصر قاجار پيريزي شده بود، به پيروي از فرهنگستان فرانسه، در خردادماه 1314 بهطور رسمي جنب كتابخانهي مسجد سپهسالار افتتاح شد و تشكيل جلسه داد. هنوز در تاريخ ايران مشخص نيست كه واژهي فرهنگستان از كجا آمد و چه كسي آن را برابر معادل فرانسوي آكادمي برگزيد. حتي بنيانگذاران فرهنگستان نيز، درخاطرات خود به اين نكته اشاره نكردهاند.
پايهگذاران اوليه و اصلي فرهنگستان، ذكاءالملك فروغي (رئيسالوزرا)، عيسي صديق (صديق اعلم) و ميرزا علياصغر حكمت (وزير معارف) بودند. به پيشنهاد وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه، اساسنامهي تشكيل انجمني بهنام فرهنگستان ايران در 16 ماده تنظيم شد و با اصلاحات لازم به تصويب رسيد.
شايان ذكر است كه طرح اوليهي اساسنامه توسط عيسي صديق تهيه و تنظيم شد. مادهي اول اساسنامه، وظايف اصلي اين انجمن را حفظ، توسعه و ترقي زبان فارسي تعيين كرد. در مادهي دوم اين اساسنامه، وظايف دوازدهگانهي فرهنگستان ذكر شده است كه برخي از آنها عبات است از:
- پيراستن زبان فارسي از الفاظ نامتناسب خارجي؛
- تهيهي دستور زبان و استخراج و تعيين قواعد براي وضع لغات فارسي و اخذ يا رد لغات بيگانه؛
- جستجو و شناساندن كتب قديم و تشويق به طبع و نشر آنها.
پس از تصويب اساسنامه، نخستين جلسهي رسمي فرهنگستان در روز دوازدهم خرداد 1314 با حضور 24 تن عضو پيوسته در مدرسهي عالي حقوق تشكيل شد. رياست فرهنگستان ابتدا با محمدعلي فروغي و سپس با حسن وثوق (وثوقالدوله) بود. البته بعدها مقر فرهنگستان، به مدرسهي عالي سپهسالار انتقال يافت. قابل ذكر است كه فعاليت واژهگزيني اين انجمن علمي - فرهنگي تا پايان شهريور 1320ش ادامه داشت.
● اول خردادماه 1342:
کار هيئتهاي مؤتلفهي اسلامي با نظارت امام (ره) در چنين روزي از سال 1342 هجري شمسي آغاز شد.
پس از ماجراي تصويبنامهي لايحهي انجمنهاي ايالتي و ولايتي در سال 1341، دو هيئت مذهبي از کسبه و تجار بازار تهران که از آغاز نهضت نوپاي اسلامي به رهبري امام خميني (ره) در حوادث و وقايع آن حضور و فعاليت داشتند و ضرر جدايي را احساس کرده بودند، تصميم گرفتند با يکديگر ائتلاف کنند. سپس يکي ديگر از هيئتهاي فعال بازار را نيز مطلع و در ائتلاف خود سهيم کردند.
آنها پس از ائتلاف، در يکي از ملاقاتهاي مردمي با امام (ره)، ماجراي ائتلاف خود را به اطلاع وي رساندند و ايشان نيز ائتلافشان را تأييد کردند. ائتلافکنندگان که بعدها به "هيئتهاي مؤتلفهي اسلامي" معروف شدند، هيئت مسجد امينالدوله، مسجد شيخ علي و اصفهانيها در بازار تهران بودند.
اين گروهها طي جلساتي با هم آشنا شده و با نظر و تصويب حضرت امام خميني (ره)، استاد شهيد مرتضي مطهري و چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني، متکفل هدايت و تغذيهي معنوي آنان که از آن پس، هيئتهاي مؤتلفهي اسلامي خوانده ميشدند، گرديدند.
اساسنامهي اين گروه در مقطعي توسط شهيد بهشتي تنظيم شد. همگامي مؤتلفه با حوزهي علميهي قم و مبلّغان و ائمهي جماعات، نيروي عظيم مردم مسلمان ايران را، پشت سر امام (ره) و مراجعِ ديگر، وارد ميادين مبارزه کرد.
مهمترين اقدام اين هيئتها، ترور و اعدام انقلابي حسنعلي منصور، نخستوزير سرسپردهي رژيم پهلوي و عامل تصويب قانون ننگين کاپيتولاسيون و تبعيد حضرت امام (ره) به ترکيه بود. اغلب اعضاي جمعيت مؤتلفه، پس از پيروزي انقلاب، جذب حزب جمهوري اسلامي شدند. در ساليان بعد، جمعيت مؤتلفهي اسلامي موجوديت خود را حفظ کرده است.
● اول خردادماه:
همهساله چنين روزي بهعنوان روز بزرگداشت ملاصدرا گرامي داشته ميشود.
محمد بن ابراهيم قوامي شيرازي ملقب به صدرالمتالهين - ملاصدرا - در سال 979 قمري بهدنيا آمد. پدر ملاصدرا ـ خواجه ابراهيم قوامي ـ سياستمداري دانشمند و بسيار مؤمن بود و با وجود داشتن ثروت و عزت و مقام هيچ فرزندي نداشت، ولي سرانجام بر اثر دعا و تضرع بسيار به درگاه الهي، خداوند پسري به او داد که بعدها به نام ملاصدرا معروف گرديد.
صدرالدين محمد، تنها فرزند وزير حاکم منطقهي وسيع فارس، در بهترين شرايط زندگي ميکرد. صدرا پسري بسيار باهوش، جدي، باانرژي، درسخوان و کنجکاو بود. در مدت کوتاهي تمام دروس مربوط به ادبيات زبان فارسي و عربي و هنر خطنويسي را فراگرفت. درسهاي ديگر او علم فقه و حقوق اسلامي و منطق و فلسفه بود که در اين ميان صدراي جوان ـ که هنوز به سن بلوغ نرسيده بود ـ از همهي آن دانشها مقداري آموخت ولي طبع او بيشتر به فلسفه و بخصوص عرفان گرايش داشت.
ملاصدرا بخشي از اين آموزشها را در شيراز ديد، ولي بخش عمدهي آن را در پايتخت آن زمان (قزوين) گذراند. وي در قزوين با دو دانشمند و نابغهي بزرگ - شيخ بهاءالدين عاملي و ميرداماد ـ آشنا شد و به دروس آنان رفت.
با انتقال پايتخت صفويه از قزوين به اصفهان، شيخ بهاءالدين و ميرداماد بههمراه شاگردان خود به اين شهر آمدند و بساط تدريس خود را در آنجا گستراندند. ملاصدرا که در آن زمان 26 يا 27 سال داشت، از تحصيل بينياز شده بود و خود در فکر يافتن مباني جديدي در فلسفه بود و مکتب معروف خود را پايهگذاري ميکرد.
وي که سرمايهاي بسيار و منبعي سرشار از دانش و بهويژه فلسفه داشت و خود او با نوآوريهايش آراء جديدي را ابراز کرده بود، در شيراز بساط تدريس را گستراند و از اطراف شاگردان بسياري گرد او جمع شدند. اما رقباي او که مانند بسياري از فيلسوفان و متکلمان، از فلاسفهي پيش از خود تقليد ميکردند، و از طرفي موقعيت اجتماعي خود را نزد ديگران در خطر ميديدند، يا به انگيزهي دفاع از عقايد خود و يا از روي حسادت بناي بدرفتاري را با وي گذاشتند و آراء نو او را به مسخره گرفتند و به او توهين ميکردند.
اين رفتارها و فشارها با روح لطيف ملاصدرا نميساخت، از اينرو از شيراز بهصورت قهر بيرون آمد و به شهر قم که در آن هنگام هنوز مرکز مهم علمي و فلسفي نشده بود، رفت. ملاصدرا در شهر قم هم نماند و به روستايي به نام کهک در نزديکي شهر قم منزل گزيد.
شکست روحي ملاصدرا سبب گرديد تا مدتي درس و بحث را رها کند و همانگونه که وي در مقدمهي کتاب بزرگ خود ـ اسفار ـ گفته است، عمر خود را به عبادت و روزه و رياضت گذراند. وي در اين دوران ـ که از نظر معنوي دوران طلائي زندگاني اوست ـ توانست به مرحلهي کشف و شهود غيب برسد و حقايق فلسفي را نه در ذهن که با ديده دل ببيند و همين سبب شد که مکتب فلسفي خود را کامل سازد. وي حدود سال 1015ق سکوت را شکست و قلم بدست گرفت و به تأليف چند کتاب از جمله کتاب بزرگ و دائرةالمعارف فلسفي خود بهنام "اسفار" پرداخت.
وي تا حدود سال1040ق به شيراز بازنگشت و در شهر قم ماند و در آن شهر حوزهاي فلسفي بهوجود آورد و شاگردان بسياري پرورش داد. دو تن از شاگردان معروف او فياض لاهيجي و فيض کاشاني هستند که هر دو داماد ملاصدرا شدند و مکتب او را ترويج کردند.
وي در شيراز نيز به تدريس فلسفه و تفسير و حديث اشتغال يافت. از کتاب "سه اصل" چنين برميآيد که در آن دوره نيز مانند دورهي اول اقامت در شيراز زير فشار بدگوئيها و بدخوئيهاي دانشمندان همشهري خود بوده است، ولي اينبار مقاوم بود و تصميم گرفت در برابر فشار آنها پايداري و مکتب خود را معرفي کند.
يکي از ابعاد زندگي پرماجراي ملاصدرا، سفرهاي او به زيارت خانهي خداست. در اين سفرها که بهصورت کاروانهاي بزرگ حاجيان انجام ميشد، عدهاي از گرما و تشنگي و خستگي در راه ميمردند. ملاصدرا براي آنکه اينگونه رياضتها را در کنار ديگر رياضتهايش انجام داده باشد 7 بار قدم در اين راه گذاشت و سرانجام در سفر هفتم بر سر راه خود به مکه و زيارت کعبه در شهر بصره (در خاک عراق) بيمار شد و چشم از جهان فروبست.
فوت ملاصدرا در بصره واقع شد، ولي بنا بر سنت شيعيان، او را به شهر نجف ـ که آرامگاه امام علي (ع) در آنجاست ـ بردند و بنا بر گفتهي نوهي او ـ علامه علمالهدي ـ در طرف چپ صحن حرم امام علي (ع) دفن کردند.
خبرگزاری ايمنا: در چنین روزی از سال 1359 هجری شمسی؛ محاصرهی اقتصادی جمهوری اسلامی ايران بهوسیلهی آمریکا آغاز گردید. پیروزی انقلاب اسلامی ایران، لطمهی بزرگی به حيثيت استکباری آمریکا وارد آورد که بهدنبال آن دست به يکسری اقدامات عليه ايران زد از جمله بلوکه کردن دارايیهای ايران، قطع روابط سياسی و نظامی و تبليغاتی و همچنین حربهی تحريم اقتصادی.
کد خبر 40597
نظر شما