11 می 1904؛ زادروز سالوادور دالی نقاش مشهور اسپانيايی

خبرگزاری ایمنا: در چنین روزی از سال 1904 ميلادی؛ سالوادور دالی نقاش معروف اسپانيايی سبک سوررئالیسم زاده شد. وی كه علاوه بر نقاشی، آثار متعددی هم درباره‏ی مكاتب نقاشی دارد، برای تشريح مكتب سورآليسم، از اصطلاحات روان‏شناسی و روان‏كاوی استفاده می‏كرد و بر اين اعتقاد بود كه نقاش سورآليست آن‏چه را كه در ضمير ناخودآگاه انسان وجود دارد به تصوير می‏كشد.

"درگذشت ژان دولابرويِر عالم علم اخلاق و نويسنده‏ي فرانسوي"، "زادروز اتل ليليان وينيچ نويسنده‌ي معروف انگليسي"، "زادروز سالوادور دالي نقاش معروف و معاصر اسپانيايي"، "افتتاح اولين فرستنده‏ي تلويزيوني جهان در برلين"، "نبرد نيروهاي فرانسه و انگلستان با آلمان در جريان جنگ جهاني دوم" و... از جمله‌ي مهم‌ترين رخدادهاي امروز (یازدهم مي) در تقویم تاریخ میلادي است.

● یازدهم می سال 1696 میلادی:
ژان دولابرويِر عالم علم اخلاق و نويسنده‏ي فرانسوي در چنين روزي از سال 1696 ميلادي درگذشت.
ژان دولابرويِر نويسنده‏ي فرانسوي در 15 اوت 1645م در يكي از خانواده‏هاي متوسط پاريس به‏دنيا آمد. وي پس از پايان تحصيلات خود در رشته‏ي حقوق، به وكالت دعاوي پرداخت اما پس از چندي اين كار را رها كرد و پس از به دست گرفتن يك شغل دولتي، به تدريس خصوصي به فرزند يك اشراف‏زاده مشغول شد.
لابروير از آن پس به تفكر و تعمق پرداخت و با مطالعه بر روي روحيات مردم، از مشاهدات خود درباره‏ي خصوصيت‏هاي اخلاقي و عادات افراد براي نوشتن الهام گرفت.
لابروير در سال 1688م پس از ترجمه‏ي كتابي از يونان باستان، خود نيز درباره‏ي آداب و رسوم و اخلاق مردم قرن خود چيزهايى بر آن افزود و دست‏نوشته‏هاي كتاب را با عنوان "سجاياي بشري" به ناشر سپرد. ناشر در كمال نااميدي، كتاب را منتشر كرد، اما به‏محض آن‏كه در معرض فروش گذارد، چنان مورد استقبال قرار گرفت كه در همان سال به چاپ دوم و سوم انجاميد.
كتاب "سجاياي بشري" در طي هشت سال بعد، هشت بار به چاپ رسيد و لابروير در هر تجديد چاپ، مطالب تازه‏اي بر آن افزود چنان‏كه در اين مدت، حجم كتاب سه برابر شد. كتاب "سجاياي بشري" به‏ظاهر ترجمه‏اي بود از نويسنده‏اي يوناني در عهد باستان كه گروه‏هاي مختلف بشري را تصوير كرده بود، اما قسمت‏هايى كه لابروير از آداب و رسوم عصر خويش بر آن افزود، دوست‏داران بيشتري يافت.
لابروير كه طرفدار نويسندگان قديم و مخالف نويسندگان عصر جديد بود، در آغاز گمان مي‏برد كه همه‏چيز به‏وسيله‏ي قدما گفته شده و در بشر، چيز تازه‏اي به وجود نيامده است، اما از مطالعه‏ي آثار نويسندگان معاصر خود در ساختن امثال و حكم كتاب خويش مايه گرفت. به‏ويژه آن‏كه كتاب را از نظر تصوير چهره‏هاي تازه و عجيب، غناي بسيار بخشيد، چنان‏كه خوانندگان مي‏توانستند در وراي اين چهره‏ها، بعضي از شخصيت‏هاي معاصر را بشناسند.
كتاب "سجاياي بشري" از جنبه‏ي انتقادي و هجو نيز قابل توجه است و لابروير نه تنها معايب خود را مورد توجه قرار مي‏دهد، بلكه نقايص جامعه‏ي فساديافته را نيز پيش چشم مي‏گذارد و به شيوه‏اي تند و گاه بي‏رحمانه، از آداب و رسوم جامعه انتقاد مي‏كند. اين فساد، از نظر لابروير از تباهي قرون پديد نيامده، بلكه ريشه‏اي اساسي دارد كه داروي آن را تنها در مذهب مي‏توان جست. بدين طريق، انتقاد لابروير بيشتر از روحي عصيانگر سرچشمه مي‏گيرد. عنصر اصلي كتاب را دو چيز تشكيل مي‏دهد: ترسيم خصائص گروه‏هايى از افراد بشر و تصوير جامعه با تعصب‏ها، حماقت‏ها، بيدادگري‏ها و حتي انتقاد از دربار و بزرگان در كنار وفاداري به شاه و مقامات روحاني دين.
لابروير در اواخر زندگي، كتاب "بحث‏هايى درباره‏ي اصول تسليم و ترك نفس" را نگاشت و در سال 1693م به عضويت آكادمي فرانسه درآمد. آثار لابروير شاه‏كاري است از نثر فرانسه. جمله‏هاي موجز، كلام فشرده كه با ظرافت و استادي ستايش‏انگيز در عبارت‏ها جاي داده شده، زباني كه با لطافتي كم‏نظير، مفاهيم را بيان كرده، همه سبب شده است كه نثر لابروير از كهنگي در امان ماند و او خود از استادان مسلم ادبيات فرانسه به‏شمار آيد. ژان دولابروير سرانجام در يازدهم مه 1696م در سن 51 سالگي درگذشت.

● یازدهم می سال 1864 میلادی:
اتل ليليان وينيچ نويسنده‌ي معروف انگليسي در چنين روزي از سال 1864 ميلادي زاده شد.
اتل ليليان وينيچ نويسنده و موسيقي‌دان انگليسي بود و در خانواده‏ي جرج بول يکي از دانشمندان برجسته‏ي انگليسي در 11 مه 1864 ديده به جهان گشود. پدر وي پروفسور رياضيات بود، مادرش درباره‏ي مسائل اجتماعي مقالاتي مي‌نوشت. "جرجي اورست" عموي مادر او، جغرافي‏دان مشهوري بود و مرتفع‌ترين قله‏ي جهان نيز به پاس تحقيقات وي، در سلسله جبال هيماليا، اورست نام گرفته است.
اتل از کودکي با احتياج آشنا شد. هنوز يک سال و نيم از عمرش نگذشته بود که پدرش جهان را وداع گفت. پس از پدر، پرورش او و چهار خواهر ديگرش به دوش مادر افتاد. مادر نيز با تدريس رياضيات، به زحمت اين خانواده‏ي بزرگ را اداره مي‌کرد. استعدادهاي درخشان نويسنده‏ي آينده، زودرس بود.
او به تحصيل فلسفه، ادبيات، زبان‏شناسي و موسيقي پرداخت. در اين ميان، موسيقي بيش از همه نظر او را جلب مي‌کرد. ابتدا به آثار ويليام بليک شاعر انگليسي علاقه‏مند شد، سپس آثار "شکسپير" و "ديکنز" به زندگي‌اش راه يافتند. در سال 1882، ارثيه‏ي مختصري به او رسيد و بي‏درنگ عازم برلين شد و پس از سه سال تحصيل در آنجا، فارغ‌التحصيل رشته‏ي پيانو گرديد.
در همين سال‌ها بود که توجهش به مسائل اجتماعي جلب شد و مبارزه‏ي انسان‌ها به‏خاطر آزادي، شوري عظيم در وي برانگيخت. از اين پس، اشعار "والت ويتمن" شاعر آمريکايي ورد زبانش بود: «اي آزادي! بگذار ديگران به تو ايمان نداشته باشند اما من تا واپسين دم به تو مؤمن خواهم ماند!»
اتل در بهار 1887 به روسيه سفر کرد و در مراجعت به وطن، با ميخائيل وينيچ، يک انقلابي لهستاني که به انگلستان گريخته بود، ازدواج کرد. در سال 1893، ترجمه‏ي آثار کاشين، گوگول، داستايفسکي، شچدرين، اوسپنسکي و گروهي ديگر از نويسندگان روس را آغاز کرد. پس از آن، نخستين رمان خود، "خرمگس" را به چاپ رساند.
سه سال پس از انتشار "خرمگس"، رمان ديگر وي به‏نام "جک ديموند" چاپ شد. اتل در کتاب اخير خود نيز رياکاري و قساوت خادمان کليسا را برملا و رسوا مي‌سازد. در سال 1904، سومين اثر او به‏نام "اليويالتام" انتشار يافت. در سال 1910، رمان ديگري به‏نام "دوستي گسيخته‏شده" نوشت. اين رمان درباره‏ي زندگي "خرمگس" در آمريکاي جنوبي است.
در 1911 و چند سال بعد از آن، چند اثر معروف از لرمانتوف، شاعر اوکرايني، را به زبان انگليسي ترجمه و منتشر کرد. وينيچ از موسيقي نيز غافل نبود. چند سمفوني تصنيف کرد؛ اوراتوريوي او به‏نام "بابيلون" به‏خصوص جالب است. از کارهاي ديگر او ترجمه‏ي نامه‌هاي شوپن، موسيقي‏دان معروف لهستاني است.
نويسنده‏ي 80 ساله در 1944 رمان جديد خود را به‏نام "کفشت را بکن" به پايان برد. وي در اين اثر نيز بار ديگر به چهره‏ي خرمگس متوسل مي‌شود. اين رمان درباره‏ي اجداد مادري خرمگس نوشته شده است. آثار مهم وي عبارتند از "خرمگس"، "جک ديموند"، "اليويالتام"، "دوستي گسيخته‏شده" و کفشت را بکن". در غروب 27 ژوئيه‏ي 1960، اتل ليليان وينيچ در سن 96 سالگي چشم از جهان فرو بست.

● یازدهم می سال 1867 میلادی:
كشور لوكزامبورگ در اروپاي غربي در چنين روزي از سال 1867 ميلادي تشکيل گرديد.
كشور لوكزامبورگ كه نام اصلي آن، "لوتسلبورگ" مي‏باشد در قرن دهم ميلادي پديد آمد و به‏عنوان يكي از توابع امپراتوري عظيم روم شكل گرفت و تا قرن پانزدهم ادامه يافت. اين دوك‏نشين در اواخر اين قرن جزئي از هلند گرديد و براساس مصوبه‏ي كنگره‏ي ويِن به اتحاديه‏ي آلمان ملحق گرديد و تا اواسط قرن نوزدهم بين دولت‏هاي قدرت‏مند اروپا رد و بدل مي‏گرديد.
درنهايت، در جريان كنفرانس لندن در 11 ماه مه 1867م نمايندگان فرانسه، انگلستان و پروس مقرر داشتند كه لوكزامبورگ به‏عنوان يك كشور مستقل در عرصه‏ي بين‏الملل مطرح گردد. اين كشور در جريان جنگ‏هاي جهاني اول و دوم بي‏طرف بود اما در هر دو جنگ توسط آلمان‏ها اشغال شد. كشور لوكزامبورگ با بيش از 2500 كيلومتر مربع مساحت در همسايگي آلمان، فرانسه و بلژيك قرار دارد و در اكثر سازمان‏ها و اتحاديه‏هاي بين‏المللي و اروپايي عضويت دارد.

● یازدهم می سال 1904 میلادی:
سالوادور دالي نقاش معروف و معاصر اسپانيايي در چنين روزي از سال 1904 ميلادي زاده شد.
سالوادور دالي، نقاش و هنرمند اسپانيايى در يازدهم مه 1904م در بارسلون اسپانيا به‏دنيا آمد. وي از دوران نوجواني به دنياي نقاشي وارد شد و آموزش‏هاي اوليه را در مدرسه‏ي هنرهاي زيباي مادريد پشت سر گذاشت. وي در آغاز به شيوه‏ي كوبيسم نقاشي مي‏كرد ولي در سال 1929م به مكتب سورآليسم پيوست كه براساس آن، تخيلات نقاش، آزاد و بي‏قيد و بدون دخالت عقل ارائه مي‏شوند.
در مكتب سورآليسم كه به‏معني سبك نگارش و نقاشي فوق واقعيت يا تخيلي است، مرز واقعيت‏هاي عيني شكسته مي‏شود. تفاوت سبك نقاشي سورآليستي با كوبيسم اين است كه در مكتب كوبيسم، تخيلات نقاش به‏صورت اشكال هندسي يا مكعبي به روي تابلو مي‏آيد درحالي‏كه در مكتب سورآليسم، تخيلات نقاش در قالبي كه به واقعيت نزديك‏تر است به تصوير كشيده مي‏شود. در اين حال بود كه نقاشي‏هاي وي مورد توجه و استقبال مردم قرار گرفت و موفقيت زيادي كسب كرد.
دالي در اين سال‏ها، زيباترين و برجسته‏ترين كارهاي خود را به مدد همسرش انجام داد. نقاشي‏هاي او، از كمال فني برخوردار است و نمودار انديشه‏هاي رؤيامانند و نامعقول اوست. در كارهاي دالي، نقش‏هايى كه بيشتر به عكاسي شبيه است، فراوان ديده مي‏شود. به اين معني كه دست به تركيب تك‏تك اشياء نمي‏زند اما آن‏ها را طوري در كنار هم مي‏گذارد و يا زمينه‏هاي عجيب تركيب مي‏كند كه مجموعه‏اي غريب و غيرواقعي و ذهني از آن‏ها پديد مي‏آيد.
سالوادور دالي كه علاوه بر نقاشي، آثار متعددي هم درباره‏ي مكاتب نقاشي دارد، براي تشريح مكتب سورآليسم در نقاشي، از اصطلاحات روان‏شناسي و روان‏كاوي استفاده مي‏كرد و بر اين اعتقاد بود كه نقاش سورآليست آن‏چه را كه در ضمير ناخودآگاه انسان وجود دارد به تصوير مي‏كشد. به بيان ديگر، تابلوهاي سورآليستي كم و بيش شبيه اشكال و تصاوير غيرعقلاني و نامنظمي است كه انسان در خواب مي‏بيند.
از دالي آثار فراواني به‏جاي مانده كه در آن ميان، "ثبات حافظه"، "دالي و گالا" و "مرد نامرئي" شهرتي به‏سزا دارند. سالوادور دالي سرانجام در ژانويه‏ي سال 1989 ميلادي در نهايت شهرت در سن 85 سالگي درگذشت.

● یازدهم می سال 1935 میلادی:
اولين فرستنده‏ي تلويزيوني جهان در برلين در چنين روزي از سال 1935 ميلادي افتتاح گرديد.
تلويزيون سامانه‌اي ارتباطي براي پخش و دريافت تصاوير متحرک و صداها از مسافتي دور است. همچنين دستگاه گيرنده در اين سامانه، دستگاه تلويزيون نام دارد. امروزه در ايران، به مجموعه‏ي فراهم‏کننده و پخش‏کننده‏ي برنامه‌هاي تلويزيوني، سيما گفته مي‌شود. واژه‏ي تلويزيون که از زبان فرانسوي به فارسي راه يافته خود واژه‏اي دورگه ‌است که بخش نخست آن از واژه‏ي يوناني تله (دور) و بخش دوم آن از واژه‏ي لاتين ويزيو (ديد) گرفته شده ‌است.
با اين‏که در بيشتر زبان‌ها همين واژه‏ي تلويزيون (البته با تلفظ‌هاي بسيار گوناگون) به‏کار مي‌رود، برخي زبان‌ها واژه‌هاي خود را براي اين مفهوم دارند. براي نمونه در زبان آلماني براي تلويزيون هميشه واژه‏ي Fernsehen به‏کار برده مي‌شود که معني واژگاني آن "دورديد" است. يا در زبان ژرمني نيدرساکسني به تلويزيون Kiekschapp مي‌گويند که معني لغوي آن "نگرش" است.

● یازدهم می سال 1940 میلادی:
نبرد نيروهاي فرانسه و انگلستان با آلمان در جريان جنگ جهاني دوم در چنين روزي از سال 1940 ميلادي رخ داد.
با آغاز جنگ جهاني دوم و حمله‏ي نيروهاي آلمان به كشورهاي مجاور، هيتلر تصميم گرفت تا با حمله به منطقه‏ي غرب، كشورهاي بلژيك، هلند و لوكزامبورگ را به تصرف خود درآورد. با حمله‏ي آلمان به اين سه كشور در دهم مه 1940م، نيروهاي متحد فرانسه و انگليس براي حمايت از كشور بلژيك وارد اين كشور شدند.
دفاع از اين كشور به‏موجب قراردادي صورت گرفت كه ميان انگليس و فرانسه تصريح شده بود. اما با وجود اتحاد فرانسه و انگليس، قواي آلمان نازي نه تنها ارتش بلژيك، بلكه نيروهاي انگليس و فرانسه را نيز شكست دادند و سرانجام بلژيك را اشغال كردند.

● برخی دیگر از مهم‌ترين رخدادهای یازدهم می در تقویم تاریخ میلادی:
330: پايتخت امپراتوري روم شرقي توسط کنستانتين يکم، به بيزانتيوم (قسطنطنيه، استانبول کنوني)، منتقل شد.
912: لئوي ششم، امپراتور بيزانس درگذشت.
1304: غازان پسر ارغون، ايلخان مغول درگذشت.
1906: ژاکلين کاکرن از نخستين زنان خلبان نيروي هوايي آمريکا متولد شد.
1924: آنتوني هويش، ستاره‌شناس راديويي بريتانيايي متولد شد.
1949: کشور سيام در جنوب ‌شرق آسيا به تايلند تغيير نام داد.
1966: پرتاب ماهواره‏ي بدون سرنشين "كاسموس 118" به فضا توسط شوروي انجام شد.
1967: دادگاهي در استکهلم سوئد چند تن از مقامات دولت وقت آمريکا را که بدون ضرورت منطقي به جنگ ويتنام ادامه مي‌دادند، مجرم جنگي شناخت.
1981: باب مارلي، خواننده‌ي صاحب‌سبک رگي، آهنگساز، نوازنده‌ي گيتار و فعال اجتماعي جامائيکايي درگذشت.
1997: ابررايانه‏ي ديپ‏بلو ساخت شرکت آي‏بي‏ام براي نخستيب‏بار قهرمان شطرنج جهان گري کاسپارف را شکست داد.

کد خبر 40070

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.