"درگذشت ژان دولابرويِر عالم علم اخلاق و نويسندهي فرانسوي"، "زادروز اتل ليليان وينيچ نويسندهي معروف انگليسي"، "زادروز سالوادور دالي نقاش معروف و معاصر اسپانيايي"، "افتتاح اولين فرستندهي تلويزيوني جهان در برلين"، "نبرد نيروهاي فرانسه و انگلستان با آلمان در جريان جنگ جهاني دوم" و... از جملهي مهمترين رخدادهاي امروز (یازدهم مي) در تقویم تاریخ میلادي است.
● یازدهم می سال 1696 میلادی:
ژان دولابرويِر عالم علم اخلاق و نويسندهي فرانسوي در چنين روزي از سال 1696 ميلادي درگذشت.
ژان دولابرويِر نويسندهي فرانسوي در 15 اوت 1645م در يكي از خانوادههاي متوسط پاريس بهدنيا آمد. وي پس از پايان تحصيلات خود در رشتهي حقوق، به وكالت دعاوي پرداخت اما پس از چندي اين كار را رها كرد و پس از به دست گرفتن يك شغل دولتي، به تدريس خصوصي به فرزند يك اشرافزاده مشغول شد.
لابروير از آن پس به تفكر و تعمق پرداخت و با مطالعه بر روي روحيات مردم، از مشاهدات خود دربارهي خصوصيتهاي اخلاقي و عادات افراد براي نوشتن الهام گرفت.
لابروير در سال 1688م پس از ترجمهي كتابي از يونان باستان، خود نيز دربارهي آداب و رسوم و اخلاق مردم قرن خود چيزهايى بر آن افزود و دستنوشتههاي كتاب را با عنوان "سجاياي بشري" به ناشر سپرد. ناشر در كمال نااميدي، كتاب را منتشر كرد، اما بهمحض آنكه در معرض فروش گذارد، چنان مورد استقبال قرار گرفت كه در همان سال به چاپ دوم و سوم انجاميد.
كتاب "سجاياي بشري" در طي هشت سال بعد، هشت بار به چاپ رسيد و لابروير در هر تجديد چاپ، مطالب تازهاي بر آن افزود چنانكه در اين مدت، حجم كتاب سه برابر شد. كتاب "سجاياي بشري" بهظاهر ترجمهاي بود از نويسندهاي يوناني در عهد باستان كه گروههاي مختلف بشري را تصوير كرده بود، اما قسمتهايى كه لابروير از آداب و رسوم عصر خويش بر آن افزود، دوستداران بيشتري يافت.
لابروير كه طرفدار نويسندگان قديم و مخالف نويسندگان عصر جديد بود، در آغاز گمان ميبرد كه همهچيز بهوسيلهي قدما گفته شده و در بشر، چيز تازهاي به وجود نيامده است، اما از مطالعهي آثار نويسندگان معاصر خود در ساختن امثال و حكم كتاب خويش مايه گرفت. بهويژه آنكه كتاب را از نظر تصوير چهرههاي تازه و عجيب، غناي بسيار بخشيد، چنانكه خوانندگان ميتوانستند در وراي اين چهرهها، بعضي از شخصيتهاي معاصر را بشناسند.
كتاب "سجاياي بشري" از جنبهي انتقادي و هجو نيز قابل توجه است و لابروير نه تنها معايب خود را مورد توجه قرار ميدهد، بلكه نقايص جامعهي فساديافته را نيز پيش چشم ميگذارد و به شيوهاي تند و گاه بيرحمانه، از آداب و رسوم جامعه انتقاد ميكند. اين فساد، از نظر لابروير از تباهي قرون پديد نيامده، بلكه ريشهاي اساسي دارد كه داروي آن را تنها در مذهب ميتوان جست. بدين طريق، انتقاد لابروير بيشتر از روحي عصيانگر سرچشمه ميگيرد. عنصر اصلي كتاب را دو چيز تشكيل ميدهد: ترسيم خصائص گروههايى از افراد بشر و تصوير جامعه با تعصبها، حماقتها، بيدادگريها و حتي انتقاد از دربار و بزرگان در كنار وفاداري به شاه و مقامات روحاني دين.
لابروير در اواخر زندگي، كتاب "بحثهايى دربارهي اصول تسليم و ترك نفس" را نگاشت و در سال 1693م به عضويت آكادمي فرانسه درآمد. آثار لابروير شاهكاري است از نثر فرانسه. جملههاي موجز، كلام فشرده كه با ظرافت و استادي ستايشانگيز در عبارتها جاي داده شده، زباني كه با لطافتي كمنظير، مفاهيم را بيان كرده، همه سبب شده است كه نثر لابروير از كهنگي در امان ماند و او خود از استادان مسلم ادبيات فرانسه بهشمار آيد. ژان دولابروير سرانجام در يازدهم مه 1696م در سن 51 سالگي درگذشت.
● یازدهم می سال 1864 میلادی:
اتل ليليان وينيچ نويسندهي معروف انگليسي در چنين روزي از سال 1864 ميلادي زاده شد.
اتل ليليان وينيچ نويسنده و موسيقيدان انگليسي بود و در خانوادهي جرج بول يکي از دانشمندان برجستهي انگليسي در 11 مه 1864 ديده به جهان گشود. پدر وي پروفسور رياضيات بود، مادرش دربارهي مسائل اجتماعي مقالاتي مينوشت. "جرجي اورست" عموي مادر او، جغرافيدان مشهوري بود و مرتفعترين قلهي جهان نيز به پاس تحقيقات وي، در سلسله جبال هيماليا، اورست نام گرفته است.
اتل از کودکي با احتياج آشنا شد. هنوز يک سال و نيم از عمرش نگذشته بود که پدرش جهان را وداع گفت. پس از پدر، پرورش او و چهار خواهر ديگرش به دوش مادر افتاد. مادر نيز با تدريس رياضيات، به زحمت اين خانوادهي بزرگ را اداره ميکرد. استعدادهاي درخشان نويسندهي آينده، زودرس بود.
او به تحصيل فلسفه، ادبيات، زبانشناسي و موسيقي پرداخت. در اين ميان، موسيقي بيش از همه نظر او را جلب ميکرد. ابتدا به آثار ويليام بليک شاعر انگليسي علاقهمند شد، سپس آثار "شکسپير" و "ديکنز" به زندگياش راه يافتند. در سال 1882، ارثيهي مختصري به او رسيد و بيدرنگ عازم برلين شد و پس از سه سال تحصيل در آنجا، فارغالتحصيل رشتهي پيانو گرديد.
در همين سالها بود که توجهش به مسائل اجتماعي جلب شد و مبارزهي انسانها بهخاطر آزادي، شوري عظيم در وي برانگيخت. از اين پس، اشعار "والت ويتمن" شاعر آمريکايي ورد زبانش بود: «اي آزادي! بگذار ديگران به تو ايمان نداشته باشند اما من تا واپسين دم به تو مؤمن خواهم ماند!»
اتل در بهار 1887 به روسيه سفر کرد و در مراجعت به وطن، با ميخائيل وينيچ، يک انقلابي لهستاني که به انگلستان گريخته بود، ازدواج کرد. در سال 1893، ترجمهي آثار کاشين، گوگول، داستايفسکي، شچدرين، اوسپنسکي و گروهي ديگر از نويسندگان روس را آغاز کرد. پس از آن، نخستين رمان خود، "خرمگس" را به چاپ رساند.
سه سال پس از انتشار "خرمگس"، رمان ديگر وي بهنام "جک ديموند" چاپ شد. اتل در کتاب اخير خود نيز رياکاري و قساوت خادمان کليسا را برملا و رسوا ميسازد. در سال 1904، سومين اثر او بهنام "اليويالتام" انتشار يافت. در سال 1910، رمان ديگري بهنام "دوستي گسيختهشده" نوشت. اين رمان دربارهي زندگي "خرمگس" در آمريکاي جنوبي است.
در 1911 و چند سال بعد از آن، چند اثر معروف از لرمانتوف، شاعر اوکرايني، را به زبان انگليسي ترجمه و منتشر کرد. وينيچ از موسيقي نيز غافل نبود. چند سمفوني تصنيف کرد؛ اوراتوريوي او بهنام "بابيلون" بهخصوص جالب است. از کارهاي ديگر او ترجمهي نامههاي شوپن، موسيقيدان معروف لهستاني است.
نويسندهي 80 ساله در 1944 رمان جديد خود را بهنام "کفشت را بکن" به پايان برد. وي در اين اثر نيز بار ديگر به چهرهي خرمگس متوسل ميشود. اين رمان دربارهي اجداد مادري خرمگس نوشته شده است. آثار مهم وي عبارتند از "خرمگس"، "جک ديموند"، "اليويالتام"، "دوستي گسيختهشده" و کفشت را بکن". در غروب 27 ژوئيهي 1960، اتل ليليان وينيچ در سن 96 سالگي چشم از جهان فرو بست.
● یازدهم می سال 1867 میلادی:
كشور لوكزامبورگ در اروپاي غربي در چنين روزي از سال 1867 ميلادي تشکيل گرديد.
كشور لوكزامبورگ كه نام اصلي آن، "لوتسلبورگ" ميباشد در قرن دهم ميلادي پديد آمد و بهعنوان يكي از توابع امپراتوري عظيم روم شكل گرفت و تا قرن پانزدهم ادامه يافت. اين دوكنشين در اواخر اين قرن جزئي از هلند گرديد و براساس مصوبهي كنگرهي ويِن به اتحاديهي آلمان ملحق گرديد و تا اواسط قرن نوزدهم بين دولتهاي قدرتمند اروپا رد و بدل ميگرديد.
درنهايت، در جريان كنفرانس لندن در 11 ماه مه 1867م نمايندگان فرانسه، انگلستان و پروس مقرر داشتند كه لوكزامبورگ بهعنوان يك كشور مستقل در عرصهي بينالملل مطرح گردد. اين كشور در جريان جنگهاي جهاني اول و دوم بيطرف بود اما در هر دو جنگ توسط آلمانها اشغال شد. كشور لوكزامبورگ با بيش از 2500 كيلومتر مربع مساحت در همسايگي آلمان، فرانسه و بلژيك قرار دارد و در اكثر سازمانها و اتحاديههاي بينالمللي و اروپايي عضويت دارد.
● یازدهم می سال 1904 میلادی:
سالوادور دالي نقاش معروف و معاصر اسپانيايي در چنين روزي از سال 1904 ميلادي زاده شد.
سالوادور دالي، نقاش و هنرمند اسپانيايى در يازدهم مه 1904م در بارسلون اسپانيا بهدنيا آمد. وي از دوران نوجواني به دنياي نقاشي وارد شد و آموزشهاي اوليه را در مدرسهي هنرهاي زيباي مادريد پشت سر گذاشت. وي در آغاز به شيوهي كوبيسم نقاشي ميكرد ولي در سال 1929م به مكتب سورآليسم پيوست كه براساس آن، تخيلات نقاش، آزاد و بيقيد و بدون دخالت عقل ارائه ميشوند.
در مكتب سورآليسم كه بهمعني سبك نگارش و نقاشي فوق واقعيت يا تخيلي است، مرز واقعيتهاي عيني شكسته ميشود. تفاوت سبك نقاشي سورآليستي با كوبيسم اين است كه در مكتب كوبيسم، تخيلات نقاش بهصورت اشكال هندسي يا مكعبي به روي تابلو ميآيد درحاليكه در مكتب سورآليسم، تخيلات نقاش در قالبي كه به واقعيت نزديكتر است به تصوير كشيده ميشود. در اين حال بود كه نقاشيهاي وي مورد توجه و استقبال مردم قرار گرفت و موفقيت زيادي كسب كرد.
دالي در اين سالها، زيباترين و برجستهترين كارهاي خود را به مدد همسرش انجام داد. نقاشيهاي او، از كمال فني برخوردار است و نمودار انديشههاي رؤيامانند و نامعقول اوست. در كارهاي دالي، نقشهايى كه بيشتر به عكاسي شبيه است، فراوان ديده ميشود. به اين معني كه دست به تركيب تكتك اشياء نميزند اما آنها را طوري در كنار هم ميگذارد و يا زمينههاي عجيب تركيب ميكند كه مجموعهاي غريب و غيرواقعي و ذهني از آنها پديد ميآيد.
سالوادور دالي كه علاوه بر نقاشي، آثار متعددي هم دربارهي مكاتب نقاشي دارد، براي تشريح مكتب سورآليسم در نقاشي، از اصطلاحات روانشناسي و روانكاوي استفاده ميكرد و بر اين اعتقاد بود كه نقاش سورآليست آنچه را كه در ضمير ناخودآگاه انسان وجود دارد به تصوير ميكشد. به بيان ديگر، تابلوهاي سورآليستي كم و بيش شبيه اشكال و تصاوير غيرعقلاني و نامنظمي است كه انسان در خواب ميبيند.
از دالي آثار فراواني بهجاي مانده كه در آن ميان، "ثبات حافظه"، "دالي و گالا" و "مرد نامرئي" شهرتي بهسزا دارند. سالوادور دالي سرانجام در ژانويهي سال 1989 ميلادي در نهايت شهرت در سن 85 سالگي درگذشت.
● یازدهم می سال 1935 میلادی:
اولين فرستندهي تلويزيوني جهان در برلين در چنين روزي از سال 1935 ميلادي افتتاح گرديد.
تلويزيون سامانهاي ارتباطي براي پخش و دريافت تصاوير متحرک و صداها از مسافتي دور است. همچنين دستگاه گيرنده در اين سامانه، دستگاه تلويزيون نام دارد. امروزه در ايران، به مجموعهي فراهمکننده و پخشکنندهي برنامههاي تلويزيوني، سيما گفته ميشود. واژهي تلويزيون که از زبان فرانسوي به فارسي راه يافته خود واژهاي دورگه است که بخش نخست آن از واژهي يوناني تله (دور) و بخش دوم آن از واژهي لاتين ويزيو (ديد) گرفته شده است.
با اينکه در بيشتر زبانها همين واژهي تلويزيون (البته با تلفظهاي بسيار گوناگون) بهکار ميرود، برخي زبانها واژههاي خود را براي اين مفهوم دارند. براي نمونه در زبان آلماني براي تلويزيون هميشه واژهي Fernsehen بهکار برده ميشود که معني واژگاني آن "دورديد" است. يا در زبان ژرمني نيدرساکسني به تلويزيون Kiekschapp ميگويند که معني لغوي آن "نگرش" است.
● یازدهم می سال 1940 میلادی:
نبرد نيروهاي فرانسه و انگلستان با آلمان در جريان جنگ جهاني دوم در چنين روزي از سال 1940 ميلادي رخ داد.
با آغاز جنگ جهاني دوم و حملهي نيروهاي آلمان به كشورهاي مجاور، هيتلر تصميم گرفت تا با حمله به منطقهي غرب، كشورهاي بلژيك، هلند و لوكزامبورگ را به تصرف خود درآورد. با حملهي آلمان به اين سه كشور در دهم مه 1940م، نيروهاي متحد فرانسه و انگليس براي حمايت از كشور بلژيك وارد اين كشور شدند.
دفاع از اين كشور بهموجب قراردادي صورت گرفت كه ميان انگليس و فرانسه تصريح شده بود. اما با وجود اتحاد فرانسه و انگليس، قواي آلمان نازي نه تنها ارتش بلژيك، بلكه نيروهاي انگليس و فرانسه را نيز شكست دادند و سرانجام بلژيك را اشغال كردند.
● برخی دیگر از مهمترين رخدادهای یازدهم می در تقویم تاریخ میلادی:
330: پايتخت امپراتوري روم شرقي توسط کنستانتين يکم، به بيزانتيوم (قسطنطنيه، استانبول کنوني)، منتقل شد.
912: لئوي ششم، امپراتور بيزانس درگذشت.
1304: غازان پسر ارغون، ايلخان مغول درگذشت.
1906: ژاکلين کاکرن از نخستين زنان خلبان نيروي هوايي آمريکا متولد شد.
1924: آنتوني هويش، ستارهشناس راديويي بريتانيايي متولد شد.
1949: کشور سيام در جنوب شرق آسيا به تايلند تغيير نام داد.
1966: پرتاب ماهوارهي بدون سرنشين "كاسموس 118" به فضا توسط شوروي انجام شد.
1967: دادگاهي در استکهلم سوئد چند تن از مقامات دولت وقت آمريکا را که بدون ضرورت منطقي به جنگ ويتنام ادامه ميدادند، مجرم جنگي شناخت.
1981: باب مارلي، خوانندهي صاحبسبک رگي، آهنگساز، نوازندهي گيتار و فعال اجتماعي جامائيکايي درگذشت.
1997: ابررايانهي ديپبلو ساخت شرکت آيبيام براي نخستيببار قهرمان شطرنج جهان گري کاسپارف را شکست داد.
خبرگزاری ایمنا: در چنین روزی از سال 1904 ميلادی؛ سالوادور دالی نقاش معروف اسپانيايی سبک سوررئالیسم زاده شد. وی كه علاوه بر نقاشی، آثار متعددی هم دربارهی مكاتب نقاشی دارد، برای تشريح مكتب سورآليسم، از اصطلاحات روانشناسی و روانكاوی استفاده میكرد و بر اين اعتقاد بود كه نقاش سورآليست آنچه را كه در ضمير ناخودآگاه انسان وجود دارد به تصوير میكشد.
کد خبر 40070
نظر شما