به گزارش خبرنگار ایمنا، اریک آرتور بلر، یا همانطور که او را در تمام دنیا میشناسند، جورج اورول، از مهمترین نویسندگان قرن بیستم میلادی بود، که امروزه او را بیشتر برای نوشتن رمانهایی با مضمون سیاسی و اجتماعی میشناسند. او همچنین نقدهای متعددی بر آثار ادبی نوشته و به همین سبب، بهترین وقایعنگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن بیستم نامیده میشود. اورول همچنین به روزنامهنگاری اشتغال داشت و با نثری روشن، برای آگاهی از بی عدالتی اجتماعی، مخالفت با تمامیت خواهی حکومتها و حمایت از سوسیال دموکراسی مینوشت.
او در سال ۱۹۰۳ در شهر موتیهاری کشور هند زمانی که تحت سلطه بریتانیا بود به دنیا آمد. آغاز حکومت بریتانیا و ملکه ویکتوریا بر هند کمتر از ۵۰ سال پیش از تولد اورول آغاز شده بود و تا چندی پیش از مرگ او نیز ادامه یافت. جورج اورول به مدت هفت سال در سالهای میانی عمر خود در پلیس سلطنتی هند خدمت کرد و در همین سالها بود که دیدگاه ویژهای نسبت به فقر پیدا کرد و سه کتاب "آس و پاسها در پاریس و لندن"، "روزهای برمه" و "دختر کشیش" را نوشت.
در سالهای واپسین جنگ جهانی دوم، "قلعه حیوانات" را نوشت و کمی پیش از اینکه به دلیل بیماری ریه ناشی از سیگار درگذرد، مشغول نوشتن مهمترین اثر خود، "۱۹۸۴" شد.
جورج اورول، نهایتا کمتر از دو سال بعد از اتمام نوشتن آخرین کتابش، در سال ۱۹۵۰ و در لندن چشم بر جهان فروبست و همانطور که خودش خواسته بود، جسدش سوزانده شد. امروز بر سنگ قبر او در آکسفوردشر، نام اریک آرتور بلر، بی هیچ اشارهای به شهرت جهانی او نقش بسته است.
بهترین کتاب برای شناختن دنیا
در نظرسنجی نشریه گاردین، ۱۹۸۴ به سبب دیدگاه دیستوپیایی جورج اورول درباره آینده حکومتهای توتالیتر، به گونهای که جمعیت به صورت مداوم، مورد نظارت و دستکاری قرار میگیرد، به عنوان بهترین کتاب برای شناختن دنیا در قرن بیستم انتخاب شد.
آثار اورول همچنان به تاثیرگذاری بر فرهنگ عامه و فرهنگ سیاسی دنیا ادامه میدهند و واژه "اورولی" به همراه بسیاری نوواژههای دیگر به زبانها و فرهنگها وارد شدهاند. اورولی، به آن دسته از رفتارها و سیاستهایی اطلاق میشود که در فعالیتهای اجتماعی حکومتهای تمامیتخواه و اقتدارگرا نمود میکنند.
همچنین به سبب نوشتههای اثرگذار و عمیق جورج اورول، برخی نوواژههای کتابهای او وارد زبان شدهاند، که اکثر آنها به کتاب ۱۹۸۴ بازمیگردند. از این دست واژهها میتوان به "برادر بزرگ"، "پلیس اندیشه"، "اتاق ۱۰۱"، "گفتارنو" و "دوگانهباوری" اشاره کرد.
عبارت دوگانهباوری اشاره به پذیرش دو مفهوم متضاد در یک زمان دارد و از اصول اولیهای است که حزب حاکم در دنیای ۱۹۸۴، درصدد ترویج آن در جامعه برآمده؛ "وزارت حقیقت" به جعل حقیقت میپردازد، "وزارت عشق" شهروندان را شکنجه میکند و شعارهای اصلی حزب، "جنگ صلح است. آزادی بردگی است. نادانی توانایی است." بر تمامی ساختمانهای دولت نقش بستهاند، دوگانهباوری چنین شکلی دارد.
"برادر بزرگ" (یا در ترجمهای دیگر، "ناظر کبیر") هویت و نماد رهبری در اقیانوسیه (یکی از سه ابرکشور دنیای ۱۹۸۴) است، که تصویرش در همه جای کشور همراه با عبارت "ناظر کبیر تو را مینگرد" به چشم میخورد و اگر کسی چنین چیزی را فراموش کند و یا به هر دلیل دیگری مرتکب خطایی شود که در تضاد سیاسی با حزب حاکم به نظر برسد، سر و کار او با "پلیس اندیشه" و "وزارت عشق" خواهد بود.
تنها زمانی که با تمام وجود به همه چیز اعتراف کند، او را از شکنجه میرهانند و به گونهای از میان میبرند که گویی هیچوقت چنین شخصی وجود نداشته است. وظیفه به سرانجام رساندن مسئولیت دوم را، "وزارت حقیقت" برعهده دارد، وزارتخانهای که مطبوعات و کتابها را هر طور که بخواهد سانسور و منتشر میکند.
جایی در اوج داستان، اوبراین، ضدقهرمان اصلی داستان، درباره "اتاق ۱۰۱" که در زیرزمین اتاق شکنجه قرار دارد، میگوید: "یک بار از من پرسیدی که اتاق ۱۰۱ چیست؟ من به تو گفتم که جواب را از قبل میدانی. در واقع همه میدانند. چیزی که در اتاق ۱۰۱ قرار دارد، بدترین چیز در کل دنیاست."
داستانی تخیلی اما گره خورده با واقعیت
نثر کتاب ساده، روان و دلپذیر و بنمایه آن، سرشار از حیرت و وحشت است. به لطف قلم زیبای اورول، خیلی زود خود را غرق در دنیای داستان پیدا میکنید و به سادگی با جملاتی نظیر "هیچچیز، جز چند سانتیمتر مکعبی که درون جمجمه بود، به شما تعلق نداشت"، دقیقا به اندازه وینستون اسمیت، شخصیت اصلی داستان، دچار ترس و یاس میشوید.
درست است که کتاب یک داستان در ژانر تخیلی است، اما پس از خواندنش، آن را آنقدرها هم دور از واقعیت نخواهید دید. اورول درباره خطر کمونیسم و حکومتهای توتالیتر به بهترین شکل هشدار میدهد و آینده نقض حریم شخصی را نیز، به زیبایی به تصویر میکشد، تا جایی که با هر بار خواندن واژه تلهاسکرین، نگرانیتان از بابت دنیایی که در آن زندگی میکنید، دوچندان میشود.
۱۹۸۴ یکی از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان است که تا کنون به ۶۵ زبان دنیا ترجمه و منتشر شده و میلیونها نفر آن را خریدهاند. این کتاب در کنار "قلعه حیوانات"، دو اثری هستند که اورول را در دنیای ادبیات بیش از هر چیز دیگری به شهرت رساندند، تا جایی که میتوان گفت، امروز کمتر کسی پیدا میشود که بیش از ۱۰ جلد کتاب خوب خوانده باشد و نام ۱۹۸۴ و جورج اورول را نشنیده باشد.
به گزارش ایمنا، در ایران چند ترجمه از کتاب ۱۹۸۴، اثر جورج اورول، وجود دارد که از میان آنها میتوان به برگردان صالح حسینی (نشر نیلوفر)، کاوه میرعباسی (نشر چشمه) و حمیدرضا بلوچ (نشر مجید) اشاره کرد.
نظر شما