محمد مهدی مظاهری

جمهوری لهستان که در ماه‌های گذشته با موضعگیری‌های ضد و نقیض خود در قبال برجام نشان داده بود حلقه محکمی در جبهه اروپایی حامی این توافق نیست، حال با پذیرش میزبانی یک نشست ضدایرانی با همراهی آمریکا راه خود را به کلی از اتحادیه اروپا جدا کرده است.

به گزارش خبرنگار ایمنا، «روابط ایران و لهستان بیش از ۵۰۰ سال قدمت دارد و همواره دوستانه بوده است. لهستانی ها از ایران به خاطر پناه دادن و پذیرایی از آوارگان آنان در جنگ جهانی دوم، خاطره و تصویر خوبی دارند. برای گسترش همکاری ها و تعاملات همه جانبه با ایران اهمیت زیادی قائل هستیم. برجام که گشایش بزرگی را در جهت از سرگیری و گسترش همکاری ها فراهم کرده است، برای ما اهمیت زیادی دارد. شرکت های لهستانی مشتاق به همکاری با ایران هستند. ما برای تسهیل و پیشبرد بهتر همکاری های اقتصادی و تجاری، اقدام به تاسیس دفتر تجاری در تهران کرده ایم.» اینها بخشی از سخنان خانم «یوآننا ورونتسکا»، معاون وزیر امور خارجه لهستان است که اردیبهشت ۱۳۹۶ در دیدار با «مجید تخت روانچی»، معاون اروپا و آمریکای وزیر امور خارجه اعلام شد و نشان می داد که لهستان یکی از کشورهای مشتاق برای افزایش روابط با جمهوری اسلامی ایران بعد از حل بحران هسته ای است.

البته پیش از این نیز محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران در نخستین سفر دوره‌ای خود به قاره سبز پس از اجرای برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) و در اولین مقصد سفر به چهار کشور اروپایی‌، راهی ورشو، پایتخت لهستان شد تا نشان دهد ایران در عصر پسابرجام نه فقط به فکر توسعه روابط با اروپای غربی، بلکه به دنبال تعامل با کل اروپا است.

با این حال لهستان با موضع‌گیری‌های بعدی خود نشان داد که همراه و شریک تجاری مناسب و قابل اعتمادی برای ایران نیست، شرکت‌های لهستانی جزو نخستین شرکت‌هایی بودند که بعد از خروج غیر قانونی آمریکا از برجام از کشورمان خارج شدند و حال مقامات سیاسی این کشور نیز پذیرفته اند که در روزهای ۲۳ و ۲۴ بهمن ماه امسال میزبان دشمنان ایران باشند و برای محدود کردن کشورمان نقشه بکشند، اما دلیل این تغییر موضع مقامات لهستانی چیست و این نشست چه تأثیراتی بر امنیت جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت؟ اینها سؤالاتی است که محمد مهدی مظاهری، مشاور وزیر امور خارجه و استاد دانشگاه علوم و تحقیقات تهران در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا به آنها پاسخ داده است.

موقعیت لهستان در اتحادیه اروپا را چگونه ارزیابی می کنید؟

لهستان یکی از کشورهای اروپایی شرقی است که تاریخی پرفراز و نشیب از اشغال در دوران جنگ جهانی دوم توسط شوروی و آلمان و تجربه حکومتهای کمونیستی را پشت سر گذاشته است. بعد از فروپاشی شوروی این کشور با عضویت در ناتو در سال ۱۹۹۹ و پیوستن به اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۴، تلاش کرده جهت گیری های سیاسی جدیدی اتخاذ کند و به بازیگری فعال در عرصه سیاسی اروپا تبدیل شود.  

با وجود چنین تلاشهایی، لهستان هرگز به دایره قدرت کشورهای اروپایی متنفذ راه نیافت و همواره بر سر مسائل مختلف از شیوه توسعه اقتصادی اتحادیه گرفته تا بحران مهاجران و البته مسأله پایبندی اروپا به برجام بعد از خروج آمریکا از این توافق با قدرتهای مرکزی اتحادیه  اروپا اختلاف نظر داشته و رابطه ای پر تنش را تجربه کرده است.

اقدام وزیر امور خارجه و برخی دیگر از مقامات کشورمان در انتشار رشته توییتهایی که مقامات لهستانی را به نادیده گرفتن حس انسان دوستی ایرانی ها و خاطرات آوارگان جنگ جهانی، متهم می کرد، یکی از کارآمدترین روشهایی بود که امروزه در عصر جهانی شدن ارتباطات می تواند بر افکار عمومی جهان اثر گذار بوده و اعتبار و وجهه مقامات  لهستانی را خدشه دار کند.این کشور هر چند بعد از پیوستن به اتحادیه اروپا، افزایش شمار گردشگران و در نتیجه رونق و توسعه اقتصادی را تجربه کرد و به ششمین قدرت اقتصادی اتحادیه اروپا تبدیل شد، اما از نظر سیاسی هرگز به آن به عنوان یک عضو مؤثر اتحادیه اروپا نگریسته نشد و در نتیجه همواره دچار نوعی احساس سرخوردگی و خشم از رویکرد کشورهای قدرتمند این اتحادیه نسبت به خود است.

لطفا مختصری در مورد پیشینه تاریخی روابط ایران و لهستان توضیح دهید؟

سابقه روابط ایران و لهستان به قرن پانزدهم میلادی برمی گردد و اسناد تاریخی گواهی می دهند که از زمان حکومت آق قویونلوها در ایران مناسبات تجاری و سیاسی بین دو کشور برقرار بوده است. در قرن هجدهم و به هنگام تجزیه لهستان، ایران یکی از دو کشور جهان بود که اشغال و تجزیه لهستان را هرگز به رسمیت نشناخت.

ایران پس از جنگ جهانی اول و بلافاصله پس از تشکیل دوباره لهستان مستقل، از جمله نخستین کشورهایی بود که آن را به رسمیت شناخت و با تاسیس سفارت در ورشو، اقدام به برقراری روابط دیپلماتیک با آن کرد. در دوران جنگ جهانی دوم و اشغال لهستان، حدود ۱۲۰ هزار نفر از اتباع لهستانی که از اردوگاه‌های سیبری آزاد شده بودند به ایران مهاجرت کردند و پس از پایان جنگ برخی از آنها در ایران باقی ماندند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دولت وقت لهستان از جمله کشورهایی بود که از ابتدا نظام جدید در کشورمان را به رسمیت شناخت و در این دوران همکاری‌ها و رایزنی‌های دو کشور در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ادامه داشته است.

به نظر شما چرا در مقطع کنونی لهستان چنین موضعی را در قبال ایران در پیش گرفته است؟

عوامل مختلفی در این قضیه دخیل هستند، از یکسو حقارتی که لهستان در سالهای اخیر از طرف سه کشور قدرتمند اروپایی یعنی فرانسه، آلمان و انگلیس تحمل کرده سبب شده است تا بخواهد در برخی بزنگاهها از سیاستهای این کشورها فاصله گرفته و استقلال خود را به نمایش بگذارد. اختلافات کشورهای مرکزی اتحادیه اروپا با لهستان به ویژه از زمان به قدرت رسیدن حزب راستگرای "قانون و عدالت" در این کشور از سال ۲۰۱۵ تشدید شده است و در بسیاری مواقع لهستان، سازی مخالف با دیگر کشورهای اروپایی کوک می کند.

از سوی دیگر این کشور تلاش دارد ضمن حفظ همگرایی با اتحادیه اروپا از فرصت پیش آمده در قضیه برجام برای نزدیک‌تر شدن به آمریکا استفاده کند. در واقع لهستان با نزدیک شدن به آمریکا تلاش می‌کند که از روابط با این کشور به عنوان یک تضمین‌ امنیتی در برابر روسیه استفاده کند؛ در لهستان به دلیل پیشینه تاریخی، نوعی احساس ترس و عدم اطمینان نسبت به روسیه وجود دارد و این ترس پس از آنکه روسیه شبه جزیره کریمه را در سال ٢٠١٤ به خاک خود ضمیمه و از جدایی طلب‌ها در شرق این کشور حمایت کرد بیشتر شد.

این در حالی است که توان نظامی لهستان برای مقابله با چنین تهدیدی کافی نیست، تجهیزات نظامی‌ این کشور متعلق به زمان جنگ سرد است و برای به روز کردن توان نظامی‌اش به کمکهای یک قدرت خارجی نیاز دارد. در همین راستا در چند ماه گذشته لهستان بزرگترین قرارداد تسلیحاتی تاریخ خود را با "شرکت ریتیون" یکی از بزرگترین تولیدکنندگان تجهیزات نظامی آمریکا منعقد کرد و همچنین به آمریکا پیشنهاد بیش از دو میلیارد دلار برای ساخت یک پایگاه دائم نظامی در خاک این کشور را داد و اعلام کرد در صورت موافقت آمریکا نام این پایگاه را "دژ ترامپ" خواهد گذاشت.

دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا نیز که خود نوعی تنهایی استراتژیک بی سابقه را در بین متحدان سابق اروپایی تجربه می کند، دنبال چنین فرصتهایی است تا با استفاده از نگرانی برخی کشورها آنها را به سمت خود جذب کرده و جبهه خلوت خود را تقویت کند. بنابراین به نظر می رسد اختلافات درون اتحادیه اروپا و نیازهای متقابل آمریکا و لهستان در مقطع فعلی این دو کشور را به هم نزدیک کرده و متأسفانه جمهوری اسلامی ایران وجه‌المصالحه این اتحاد نامیمون شده است.

واکنش مقامات دیپلماتیک ایران به رویکرد خصمانه لهستان را مناسب می بینید؟

واکنش مقامات دستگاه دیپلماسی ایران به تصمیم لهستان برای میزبانی نشست ضدایرانی در دو سطح صورت گرفته که این مسأله آن را به رویکردی قابل قبول تبدیل می کند. رویکرد نخست احضار کاردار لهستان در ایران و تذکر به وی برای حق ایران نسبت به اقدامات متقابل بود که اقدامی رایج و پذیرفته شده در عرصه مناسبات دیپلماتیک است.

لهستان به دلیل پیشینه تاریخی، نوعی احساس ترس و عدم اطمینان نسبت به روسیه دارد، این در حالی است که توان نظامی لهستان برای مقابله با چنین تهدیدی کافی نیست.اما در سطح دوم اقدام هوشمندانه دستگاه دیپلماسی کشور بهره گیری از دیپلماسی عمومی و تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی جهانی با استفاده از فضای مجازی بوده است. اقدام وزیر امور خارجه و برخی دیگر از مقامات کشورمان در انتشار رشته توییتهایی که مقامات لهستانی را به نادیده گرفتن حس انسان دوستی ایرانی ها و خاطرات آوارگان جنگ جهانی متهم می کرد یکی از کارآمدترین روشهایی بود که امروزه در عصر جهانی شدن ارتباطات می تواند بر افکار عمومی جهان اثر گذاشته و اعتبار و وجهه مقامات  لهستانی را خدشه‌دار کند. بنابراین از این منظر واکنش ایران هوشمندانه و مطابق با تحولات جدید عرصه دیپلماسی بوده است.

به نظر شما برگزاری یک نشست ضد ایرانی در لهستان تا چه اندازه امکان موفقیت دارد و می تواند برای ایران نگران کننده باشد؟

 با توجه به جایگاه سیاسی نسبتا ضعیف لهستان در اتحادیه اروپا و اعتبار ناچیز رییس جمهور کنونی آمریکا برای شکل دادن به یک ائتلاف مهم و فراگیر، به نظر می رسد این نشست برد و تأثیر چندانی نداشته باشد؛ هر چند مشارکت و همنشینی دشمنان قسم خورده ایران شامل آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس فی نفسه یک مسأله تهدیدزا است و می تواند چالشهایی را برای کشورمان به دنبال داشته باشد.

با این وجود باید تا بهمن ماه منتظر ماند و دید از بین هفتاد کشوری که برای حضور در این نشست دعوت شده اند چه تعداد شرکت خواهند کرد و آیا کشورهای شرکت کننده همچون بسیاری نشستهای نمایشی دیگر به صدور یک بیانیه سیاسی غیرالزام آور بسنده می کنند یا به دنبال تصمیمات و اقدامات عملی و جدی‌تری هستند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 7 =