به گزارش گروه جامعه خبرگزاری ایمنا، دختر جوانی که برای طرح مشکل خود به مرکز مشاوره آمده بود گفت: از دست رفتارهای برادرم خسته شدهام، او با غیرتی شدنهای بیجایش زندگی را برایم تنگ کرده است، نمیتوانم بدون اجازه او کار کنم، جایی بروم و یا با کسی صحبت کنم، پدر و مادرم هم در برابرش ضعف نشان میدهند و نمیتوانند کاری بکنند.
دختر جوان اینطور ادامه داد: چند سالی است که دیپلم گرفتهام و هنوز ازدواج نکردهام، برادر کوچکترم همیشه برایم بزرگتری کرده و با وجود اینکه پدر بالای سرم است او مدام مرا کنترل میکند و هرجا بخواهم بروم باید از او اجازه بگیرم و مدام برایم شاخ و شونه میکشد و دستور میدهد.
بعد از گرفتن دیپلم از بیکاری و در خانه ماندن خسته شده بودم تا اینکه چهارماه پیش از پدرم خواهش کردم که اجازه دهد برای خودم کاری پیدا کنم، اول با مخالفت شدید او مواجه شدم اما با اصرار و سماجت زیاد موافقت کرد اما به شرطی که برادرم نفهمد. میدانید چرا!؟ چون پدرم هم از برادر کوچکترم حساب میبرد و برای نظر و رفتارش احترام قائل است البته شاید همین کارهای پدرم باعث شده که او هر روز پرروتر شده و به راحتی به من که خواهر بزرگترش هستم زور بگوید.
بالاخره توانستم با تلاش فراوان در یک شرکت به عنوان بازاریاب استخدام شوم، با خوشحالی کارم را شروع کردم، از صبح تا 5 بعدازظهر سرکار میرفتم، کار پردردسری بود و درآمد پایینی داشت اما از خانه ماندن و سر و کله زدن با ساسان خیلی بهتر بود.
روزها گذشت تا اینکه چند وقت پیش در حین کار با پسر جوانی به نام فرزاد آشنا شدم. او دانشجو و یکسال هم از من بزرگتر بود کمکم رابطه من با فرزاد صمیمی شد. اما یک روز که با فرزاد داشتم در خیابان قدم میزدم، ناگهان ساسان مرا همراه او دید و همه چیز خراب شد.
ساسان با کلی آبروریزی مرا کشانکشان به خانه برد و کتککاری و دعوای مفصلی به راه انداخت و مرا در خانه زندانی کرد. امروز هم از خانه فرار کردم و با معرفی دوستم به اینجا آمدم تا شما به من کمک کنید چون دیگر حاضر نیستم به آن خانه برگردم.
تبعیض بین فرزندان عامل فروپاشی خانواده
کارشناس ارشد مرکز مشاوره ناجا با بیان اینکه تبعیض قائل شدن بین فرزندان باعث از هم پاشیدگی خانواده و دور شدن هر کدام از یکدیگر میشود اظهار داشت: توجه و محبت افراطی به پسر خانواده از سوی والدین و پاسخ دادن به تمامی نیازهای وی، او را فردی غیر منطقی، پرخاشگر و خودخواه بار آورده است. بطوری که به راحتی به خود اجازه میدهد تا به خواهر بزرگترش زور بگوید و خواستههای غیرمنطقی داشته باشد.
این خانواده درمانگر در ادامه افزود: کمبود و نارسایی در محبت، تبعیض در خانواده، کثرت فرزندان میتوانند فرزندان را در گرایش به بزه و بزهکاری هدایت نمایند.
بیمحبتی و محبت افراطی هر دو زیانبارند
این کارشناس مرکز مشاوره آرامش تاکید کرد: خانوادهای که محبت کافی به کودکان نکند، خانوادهای نابسامان است و موجبات نارسایی در زمینههای رشد جسمانی، روانی، عاطفی و بخصوص اجتماعی آنان را فراهم میآورد.
این مشاور با اشاره به اینکه برخی از تحقیقات نشان داده افرادی که در کودکی از محبت محروم بودهاند بعدها کارشان به واکنشهای ضداجتماعی کشیده شده است.
این روانشناس در موضوع محبت افراطی هم میگوید: افراط در محبت ممکن است زمینههای پرتوقعی، عصیان علیه خانواده و عدم سازگاری با سایر افراد جامعه را برای فرزندان درپی داشته باشد.
وی همچنین تصریح کرد: شکی نیست که برخی الگوهای تعامل در خانواده ممکن است به رشد شخصیت جامعهستیز کمک کند. مثلا در والدینی که در مهر ورزیدن، پاداش دادن و تنبیه کردن شیوه همسانی عمل نمیکنند، در نتیجه نه رهنمودهای مشخصی برای رفتار در اختیار کودک قرار میدهند و نه الگوی قابل اعتمادی که کودک بتواند آن را مبنای هویت خویش قرار دهد.
وی با بیان اینکه فضای منفی حاکم بر خانواده آرامش محیطی از حیث روانی را برای فرزندان از بین میبرد و آنان را در مراحل رشدی دچار تشویش، بیقراری و افسردگی قرار میدهد گفت: هنگامی که فرزند دچار مسالهای میشود از مشکلات ویژهای رنج میبرد، اگر مورد حمایت و پشتیبانی پدر و مادرش قرار نگیرد، خودش را تنها و بیکس احساس میکند و در اثر همین تنهائی به افراد غریبه و ارتباطات غیرمتعارف با آنان روی میآورد که چه بسا عواقب بدی نیز در انتظارشان باشد.
نظر شما