"سفر تاريخي ماركوپولو جهانگرد معروف ايتاليايي به آسيا"، "روز شهداي ارامنه بهمناسبت قتلعام ارامنهي آسياي صغير توسط امپراتوري عثماني"، "آغاز اعتراض مردم ايرلند عليه انگلستان"، "كشف واكسن ضد سل ب. ث. ژ توسط دانشمندان فرانسوي" و... از جملهي مهمترين رخدادهاي امروز (بیست و چهارم آوريل) در تقویم تاریخ میلادي است.
● بیست و چهارم آوريل سال 1271 میلادی:
سفر تاريخي ماركوپولو جهانگرد معروف ايتاليايي به آسيا در 24 آوريل 1271 ميلادي رخ داد.
در اواسط قرن سيزدهم ميلادي، دو برادر ونيزي كه از خانوادهي ايتاليايى پولو بودند و در اروپا به بازرگاني اشتغال داشتند، در يكي از سفرهاي تجاري خود در جنوب روسيه، بهسبب وقوع جنگي در منطقه، راه بازگشت خود را مسدود يافتند و ناگزير راه سرزمينهاي مجهول آسياي ميانه و شرقي را پيش گرفتند.
در آن زمان؛ چين، مغولستان، تركستان شرقي و ايران در تصرف جانشينان چنگيزخان مغول بود. پس از بازگشت برادران پولو به اروپا، ماركو پولو در 24 آوريل 1271م بهاتفاق پدرش راهي چين شد و مدتي در اين سرزمين و جزاير جنوب شرقي آسيا به سياحت پرداخت.
او پس از سفر بيست و چند ساله و مراجعت به وطن در سال 1295م، سفرنامهاي بهنام عجايب در زمينهي ويژگيهاي جغرافيايى چين، تركستان، مغولستان و بخشي از آسياي جنوب شرقي به رشتهي تحرير درآورد. وي در اين كتاب از رايج بودن پول كاغذي در چين، وجود فاضلاب، پلهاي بلند، آتشنشاني و پست و... سخن گفته است. اين نكات براي اروپائيان نيمهوحشي و نادان قرن سيزدهم ميلادي باوركردني نبود. از اين رو ونيزيان، مردان خانوادهي پولو را مورد تمسخر قرار ميدادند و آنها را دروغگو و گزافهگو ميخواندند.
قبل از مرگ ماركوپولو، يارانش از او خواستند تا مطالب دروغ سفرنامهاش را معلوم كند. ولي او جواب داد كه همهي مطالب درست بوده است و سرزمين چين عجايبي بيش از اين دارد. با اينهمه، سفرنامهي ماركوپولو تا مدتها كتابي پردروغ شمرده ميشد تا اينكه گسترش جهانگردي، صحت گفتههاي وي را ثابت كرد.
توصيفات ماركوپولو از سفرهايش به ساير كاشفان و بازرگانان اروپايي الهام بخشيد تا دانش جغرافيايي خود را گسترش داده و در دنيايي فراتر از گذشته گام نهند. كريستف كلمب با الهام از نوشتههاي ماركو انديشيد كه امكان دارد با سفر دريايي به سوي غرب، به مشرقزمين برسد. هنگاميكه او در سال 1492 به آمريكاي شمالي گام نهاد نامههايي از پادشاه اسپانيا بههمراه داشت كه براي فرمانرواي چين نوشته شده بود. او يك نسخه از كتاب ماركوپولو نيز بههمراه داشت كه حاشيههاي زيادي بر آن نوشته شده بود.
● بیست و چهارم آوريل سال 1915 میلادی:
بهمناسبت قتلعام ارامنهي آسياي صغير توسط امپراتوري عثماني، 24 آوريل 1915 ميلادي بهعنوان روز شهداي ارامنه گرامي داشته ميشود.
مسئلهي ارامنه از ديرباز يكي از موارد اختلاف ميان امپراتوري عثماني و دولتهاي اروپايى بهشمار ميرفت. بعد از پايان جنگ روسيه و عثماني در اواخر قرن نوزدهم، طرفين تعهداتي را امضا نمودند كه براساس آن تأمين امنيت و انجام اصلاحات در ايالات ارمنينشين، توسط عثماني صورت گيرد. اما پس از چندي ارامنه با تشكل انجمن هونچاك، فعاليت فرهنگي و سپس با تأسيس انجمن داشناك، آموزش و مبارزهي نظامي را آغاز كردند. همين زمان بود كه جمع كثيري از ارامنه در سال 1896م به دست دولت عثماني قتلعام شدند. در ميانهي جنگ جهاني اول، بار ديگر اين مسئله تكرار شد. ماجرا اينگونه بود كه در آوريل 1915م ارامنه به حمايت از تجاوزات روسها متهم شدند. از اينرو جنگ داخلي از سر گرفته شد. در 20 آوريل اين سال، ارامنه، شهر وان را به تصرف خود درآوردند و حدود يك ماه آن را در اختيار و كنترل خود داشتند. در جريان اين درگيريها چندين هزار تن از ارامنه كشته شدند. از اينرو، روز 24 آوريل 1915م بهنام روز شهداي ارامنه ناميده شد كه در اين روز ياد کشتهشدگان ارمني را گرامي ميدارند.
• نسلکشي ارامنه که گاهي با عناوين ديگري چون هولوکاست ارامنه، کشتار ارامنه و نيز توسط خود ارمنيها با عنوان جنايت بزرگ شناخته ميشود، به نابودي عمدي و از پيش برنامهريزيشدهي (نسلکشي) جمعيت ارمني ساکن سرزمينهاي تحت کنترل امپراتوري عثماني در خلال و درست پس از جنگ جهاني اول (1915 تا 1917 ميلادي) توسط دولتمردان عثماني و رهبران قيام ترکان جوان اطلاق ميشود. عمليات در قالب کشتارهاي دستهجمعي و نيز تبعيدهاي اجباري در شرايطي که موجبات مرگ تبعيدشدگان را فراهم آورد، انجام ميپذيرفت.
امروزه تعداد کل قربانيان نسلکشي ارامنه بهطور عام بين يک تا يک و نيم ميليون نفر برآورد شده است. در طي اين دوران ديگر گروههاي قومي منطقه، از جمله آشوريان و يونانيان، نيز به طريقي مشابه مورد حملهي ترکان عثماني قرار گرفتند بهگونهايکه برخي از محققان اين رويدادها را نيز بخشي از همان سياست نابودسازي قومي دولتمردان ترک دانستهاند.
امروزه اين رويداد بهطور گسترده بهعنوان يکي از اولين نسلکشيهاي قرن بيستم شناخته ميشود. علاوه بر دستگيري و اعدام ارامنه، جمعيت بسيار زيادي از مردان، زنان و کودکان ارمني از خانه و کاشانهي خود تبعيد، بدون هيچ دسترسي به آب و غذا به قصد مرگ وادار به راهپيمايي در مسيرهاي طولاني و بياباني شدند.
پژوهشهاي بسيار زيادي دربارهي نسلکشي ارامنه انجام شده و ميشود که قريب به اکثريت آنها وقوع چنين نسلکشياي را واقعي و انکارناپذير ميدانند. امروزه کشور ارمنستان خواهان به رسميت شناختن اين نسلکشي است اما ترکيه عليرغم عدم انکار وقوع چنين واقعهاي از پذيرفتن اين واقعه با عنوان «نسلکشي» خود داري کرده و وجود سياست سيستماتيک براي نابودي ارامنه را قبول ندارد. ترکيه معتقد است که در آن سالها علاوه بر ارمنيها، ترکهاي بيدفاع نيز قرباني آشفتگيها شدهاند.
طرفداران وقوع نسلکشي يکجانبهي ارامنه معتقدند که پانترکيسم به دو دليل به قتلعام مبادرت کرد:
نخست؛ دليل جغرافيايي چرا که ارمنيان همچون ديواري آهنين ميان ترکهاي عثماني و ترکزبانان قفقاز که هيچگونه پيوست نژادي با آنان ندارند و ترکان آن سوي درياي خزر بودند، قرار گرفته بودند.
دوم اينکه مسيحي بودند و با وجود فشار و تعقيب و تجاوز حاضر نميشدند که دين خود را عوض کرده به اسلام بگروند، از اينرو از ميان برداشتن اين سد و نابودي ملت ارمني امري ضروري مينمود.
جنگ جهاني اول چنين فرصت مناسبي را به ترکان جوان داد، سرانجام در سال 1915 طي يک برنامهي از پيش ريخته شده، نژادکشي ارمنيان را به مرحلهي اجرا درآوردند. نابودي ملت ارمني توسط دولت وقت ترکيه (ترکان جوان) بهشکلي دقيق و محرمانه طرحريزي و اجرا شد.
در رأس اين طرح محمد طلعت پاشا وزير کشور، اسماعيل انور (انور پاشا) وزير جنگ و احمد جمال پاشا وزير درياداري ترکيه قرار داشتند که از اعضاي حزب اتحاد و ترقي بودند؛ اينان براي پيشبرد هدفهاي خود به دولت آلمان وابسته شده بودند. دولت ترکيه براي اجراي اين طرح کميتهاي سه نفره تشکيل داد که اعضاي آن بهاالدين شاکر، شکري و دکتر ناظم بودند.
اين طرح در سالهاي 1923 - 1915 در ارمنستان غربي که تحت اشغال امپراتوري عثماني بود، به اجرا درآمد و طي آن بيش از يک و نيم ميليون از مردم بيدفاع ارمني از زن و مرد و پير و جوان قرباني شدند و حدود يک ميليون نفر ديگر در سراسر جهان پراکنده شدند.
بنا بر اين طرح نخست کليهي مردان ارمني از 15 سال تا 50 سال را که توان داشتند، به بهانهي بردن به جبهههاي نبرد به ارتش فرا خوانده شدند. در آنجا آنها را خلع سلاح کرده و به گردانهاي بيگاري در پشت جبهه منتقل کردند.
در 24 آوريل 1915 توسط دولت عثماني، حدود 300 نفر از متفکران، نويسندگان، رهبران و سياستمداران ارمني از جمله دانيل واروژان، سيامانتو، روبن سواک و... در استانبول دستگير و پس از انتقال به کشتارگاهها بهطرز فجيعي به قتل رسيدند. همچنين در همان روز حدود 5000 نفر از ارامنهي بيدفاع را در استانبول به کشتارگاه فرستادند که اين سرآغاز قتلعام دستهجمعي مردم بيدفاع ارمني بود بهويژه مرداني که بهعنوان سرباز در پشت جبهه به بيگاري کشيده شده بودند.
در 27 ماه مه 1915 قانون تبعيد ارمنيان به موصل و سوريه منتشر شد. مأموران دولت، ساکنان شهرها و روستاهاي ارمنينشين را مجبور به نقل مکان کرده و به دروغ به آنها گفته ميشد که چون در منطقهي جنگي قرار دارند ميبايست براي حفظ جانشان به اماکن امنتري منتقل شوند.
به آنها حتي فرصت نميدادند که غذا و لوازم ضروري را با خود بردارند. آنان گروههاي ارمني را که بيشترشان زنان، کودکان و سالخوردگان بودند، به طرف صحراي مرکزي سوريه در منطقهي درالزور در نزديکي شهر حلب راندند که تعداد زيادي از کودکان، پيرزنان و پيرمردان در مسير راه در اثر گرما، گرسنگي و تشنگي طاقت نياورده و مردند.
همانطور که پيشتر اشاره شد؛ ترکيه وجود چنين کشتاري را منکر نميشود اما وجود سياست سيستماتيک براي نابودي ارامنه را قبول ندارد. ترکيه معتقد است که در آن سالها علاوه بر ارمنيها ترکهاي بيدفاع نيز قرباني آشفتگيها شدهاند. ترکيه بهجاي نسلکشي از تراژدي بزرگ براي ناميدن آن استفاده ميکند برخي نهادهاي واقع در ترکيه از جمله شاخهي استانبول جمعيت دفاع از حقوق بشر اين واقعه را نسلکشي ميدانند. تاکنون بيست کشور اين واقعه را بهعنوان نسلکشي به رسميت شناختهاند.
● بیست و چهارم آوريل سال 1916 میلادی:
اعتراض مردم ايرلند عليه انگلستان در 24 آوريل 1916 ميلادي آغاز گرديد.
در 24 آوريل 1916م اعتراض گستردهي مردم ايرلند براي كسب آزادي از دولت انگلستان پس از جايگزيني ارتش جمهوريخواه شينفين، بهجاي نهضت خودمختاري آغاز شد كه جنگهاي شديد فرقهاي ميان پروتستانها و كاتوليكها را در پي داشت. شينفين با طرح پيشنهادي دولت انگليس مبني بر تشكيل دو پارلمان در ايرلند جنوبي و شمالي مخالفت ميكرد، اما سرانجام درنتيجهي مذاكرات نخستوزير وقت انگلستان و رهبران اين جنبش، كشور آزاد ايرلند كه امروزه ايرلند جنوبي خوانده ميشود، در ششم دسامبر 1921م اعلام موجوديت كرد و ايرلند شمالي به مبارزهي خود براي استقلال از انگليس ادامه داد.
● بیست و چهارم آوريل سال 1921 میلادی:
كشف واكسن ضد سل ب. ث. ژ توسط دانشمندان فرانسوي در 24 آوريل 1921 ميلادي صورت گرفت.
تاکنون حتماً نام باسيل کالمت – گرن (Bacillus Calmette – Guerin) موسوم به BCG را شنيدهايد و ميدانيد تعداد بسيار زيادي از مردم در نقاط مختلف دنيا به لطف واکسن ب.ث.ژ از بيماري سل درامان ماندهاند. دو مخترع اين واکسن کالمت (پزشک) و گرن (دامپزشک) بودهاند.
گرن، دامپزشک ـ باکتريولوژيست و ايمونولوژيست فرانسوي (متولد 22 دسامبر 1872 و متوفي به تاريخ 9 ژوئن 1961) در خانوادهاي متوسط به دنيا آمد و پدرش را در سال 1882 (يعني در ده سالگي) بر اثر ابتلا به بيماري سل از دست داد. وي در دانشکدهي دامپزشکي آلفورت از 1892 تا 1896 در رشتهي دامپزشکي به تحصيل پرداخت و همزمان با تحصيل، دستيار دامپزشک و پاتولوژيست معروف آن دانشکده (ادموند نوکارد) هم بود.
در سال 1897 به انستيتو پاستور ليل فرانسه پيوست و در آنجا با رئيس انستيتو که پزشک، باکتريولوژيست و ايمونولوژيست فرانسوي بهنام آلبرت کالمت بود همکار شد. گرن در ابتدا فعاليت خود را بر تهيهي پادزهر در برابر گزش مار و واکسن ضد آبله متمرکز نمود و پس از مدتي موفق شد با استفاده از خرگوش، تکنيک توليد و نيز روشسنجش کيفي حدت واکسنها را ارتقا دهد.
وي در سال 1900 رئيس آزمايشگاه شد و سپس از 1905 تا 1915 و نيز از 1918 تا 1928 خود را وقف تحقيق براي ساخت واکسن عليه ميکروب سل کرد و تا فوت کالمت در سال 1933 با او همکار بود.
گرن در سال 1905 باسيل سل گاوي موسوم به Mycobacterium bovis را کشف کرد که ميتوانست حيوانات را بدون ايجاد بيماري مقاوم کند. از اين پس وي با همکاري کالمت، روشهايي را براي تقليل و کاهش حدت مايکوباکتريوم با پاساژهاي متعدد در محيط کشت ابداع کرد. در سال 1908 نتيجهي تحقيقات و فعاليتها به بار نشست و واکسن توليد شد و به افتخار نام اين دو دانشمند BCG نامگذاري شد. پس از 230 پاساژ، سرانجام در سال 1921 آنها به واکسن مؤثري براي استفادهي انسان دست يافتند.
در سال 1928، گرن به پاريس رفت تا رياست بخش سل انستيتو پاستور را به عهده بگيرد. وي در سال 1939 نايب رئيس کميتهي ملي مقابله با سل در فرانسه و سال 1948 نيز رئيس اولين کنگرهي بينالمللي BCG شد. البته گرن مسئوليتهاي متعدد ديگري نظير رياست آکادمي دامپزشکي فرانسه، آکادمي پزشکي و غيره را هم در کارنامهي خود دارد.
گرن ـ که افتخار دامپزشکان جهان است و فعاليتهاي ارزشمند وي منجر به نجات جان بسياري از مردم شده است ـ سرانجام پس از عمري تحقيق و خدمت در سن 89 سالگي در پاريس از دنيا رفت.
● بیست و چهارم آوريل سال 1992 میلادی:
تشكيل دولت موقت افغانستان به رياست صبغتالله مجددي در 24 آوريل 1992 ميلادي انجام شد.
با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، دولت مركزي افغانستان از دريافت كمك محروم شد و ژنرال نجيبالله در 15 آوريل 1992م از حكومت بركنار گرديد و به دفتر سازمان ملل متحد در كابل پناه برد. جانشينان نجيبالله كه چهار تن از معاونانش بودند، آمادگي خود را براي مذاكره و يافتن راه حل معضل افغانستان اعلام داشتند.
در اين زمان درگيريهايى بين گروههاي افغان صورت گرفت و كار به نبرد و بمباران كابل كشيده شد. درنهايت، با ائتلاف گروههاي مسلمان ميانهرو، با رأي شوراي موقت رهبري افغانستان، دولتي به سرپرستي صبغتالله مجددي در كابل تشكيل شد. دولت موقت افغانستان در مه 1992م انحلال حزب كمونيست وطن را اعلام داشت و بهدنبال آن، قوانين و مقررات اسلامي را بهويژه دربارهي ممنوعيت نوشيدن مشروبات الكلي و پوشش زنان به مورد اجرا گذارد.
پس از چندي، گروههاي افغان خواستار برگزاري انتخابات و كنارهگيري نظاميان از قدرت شدند. چند روز پس از اين توافق، صبغتالله مجددي كه بهطور معجزهآسايي از يك سوءقصد جان به در برده بود، از رياستجمهوري استعفا داد و بدينسان، اميد به صلح از ميان رفت و شهر كابل و ديگر نواحي كشور، دستخوش آشوب و صحنهي زد و خورد ميان گروههاي مختلف گرديد. اين آشوبها در ساليان بعد با ظهور طالبان ادامه يافت و خسارات فراواني به كشور و مردم وارد آورد.
خبرگزاری ایمنا: در چنین روزی از سال 1271 ميلادی؛ ماركوپولو جهانگرد معروف ايتاليايی به آسيا سفر کرد. وی پس از سفری بيست و چند ساله و مراجعت به وطن در سال 1295 میلادی، سفرنامهای بهنام عجايب در زمينهی ويژگیهای جغرافيايی چين، تركستان، مغولستان و بخشی از آسيای جنوب شرقی به رشتهی تحرير درآورد.
کد خبر 28183
نظر شما