21 فروردین 1358؛ سالروز تأسیس بنياد مسکن به فرمان امام (ره)

خبرگزاری ايمنا: در چنین روزی از سال 1358 هجری شمسی؛ بنياد مسکن انقلاب اسلامی به فرمان رهبر کبير انقلاب اسلامی حضرت امام خمينی (ره) به‌منظور تأمين مسکن محرومان به‌ويژه روستائيان در چهارچوب سياست‌ها و برنامه‌های دولت تشکيل گرديد.

● در چنين روزي از سال 1358 هجري شمسي بنياد مسکن انقلاب اسلامي تأسیس و همچنين حساب يک‌صد امام خميني (ره) افتتاح شد.
بنياد مسکن انقلاب اسلامي نهادي انقلابي است که براساس فرمان 21 فروردين 1358 رهبر کبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) به‌منظور تأمين مسکن محرومان به‌ويژه روستائيان در چهارچوب سياست‌ها و برنامه‌هاي دولت تشکيل گرديده است.
متن پيام حضرت امام خميني (ره) براي تشکيل بنياد مسکن انقلاب اسلامي به اين شرح است:
«ملت عزيز، برادران و خواهران دلير و مبارز ايديهم الله تعالي ـ اينک به مرحله‌ي حساسي از دوران اتقلاب اسلامي خود رسيده‌ايم. دوران سازندگي، دوراني که بايد از ثمرات انقلابمان مردم محروم و ستم‌ديده‌ي ايران بهره‌مند شوند، دوراني که بايد شکوه نظام عدل اساسي را لمس کنيد، دوراني که همه بايد دست به دست هم بدهيم تا ريشه‌ي فقر و استضعاف را برکنيد. شما مردم شريف ايران در جريان مبارزه با استعمار و استثمار، پيروزي بزرگي به دست آوريد و توانستيد با اتکا به خداي متعال و وحدت کلمه و مشارکت قشرها بر طاغوت زمان غلبه کنيد و پشت ابرقدرت‌ها را بلرزانيد، اکنون نيز بايد با خودياري و همکاري براي مبارزه عليه فقر و محروميت بسيج شويد و با تأييد الهي به نجات مردم مستضعف کمر همت ببنديد. در رژيم منفور پهلوي مسئله‌ي مسکن يکي از مصيبت‌بارترين مشکلات اجتماعي مردم ما بود. بسياري از مردم در اسارت تهيه‌ي يک قطعه زمين و داشتن يک لانه بودند و چه بسا تمام عمرشان را زير بار بانک‌ها و سودجويان و غارتگران به‌سر مي‌بردند تا بتوانند پناهگاهي را براي خود و فرزندانشان دست و پا کنند. قشر عظيمي از مستضعفان جامعه هم به‌کلي از داشتن خانه محروم بودند و در زواياي بيغوله‌ها و اتاقک‌هاي تنگ و تاريک و خرابه‌ها به‌سر مي‌برند و چه بسا قسمت مهمي از درآمد ناچيزشان را بايستي براي اجاره‌ي آن بپردازند و اين ميراث شوم براي ملت ما باقي مانده و اکنون جامعه با چنين مصيبتي دست به گريبان است. نظام اسلامي چنين ظلم و تبعيضي را تحمل نخواهد کرد و اين از حداقل حقوق هر فرد است که بايد مسکن داشته باشد، مشکل زمين بايد حل شود و همه‌ي بندگان خدا بايد از اين موهبت الهي استفاده کنند. همه‌ي محرومان بايد خانه داشته باشند، هيچ‌کس در هيچ گوشه‌ي مملکت نبايد از داشتن خانه محروم باشد. بر دولت اسلامي است که براي اين مسئله‌ي مهم چاره‌اي بينديشد و بر همه‌ي مردم است که در اين مورد همکاري کنند.
اينجانب حسابي به شماره‌ي يک‌صد (100) در تمام شعب بانک ملي افتتاح کرده و از همه‌ي کساني که توانايي دارند دعوت مي‌کنم که براي کمک به خانه‌سازي براي محرومان به اين حساب پول واريز کنند و در هر محل از بين افراد صالح و مورد اعتماد گروهي حداقل مرکب از سه نفر از مهندسان و کارشناسان شهرسازي و خانه‌سازي و يک نفر روحاني و يک نماينده‌ي دولت انتخاب شوند تا با صرفه‌جويي و دقت کامل خانه‌هاي ارزان‌قيمتي بسازند و در اختيار محرومان قرار دهند و در اين طرح به هيچ پولي در برابر خريد زمين پرداخت نشود. من اميدوارم همه‌ي کساني که زمين‌هاي وسيعي در اختيار دارند به اين امر مهم اسلامي و انساني کمک کنند و زمين در مناطق مرغوب و قابل سکونت در اختيار اين طرح بگذارند و نيز هرکس که توانايي دارد در تأمين انواع مصالح ساختماني به اين خدمت اسلامي کمک کند و نيروي کار و کارگري به‌طور وسيع به کار افتد و دولت نيز تصميمات لازم را در تأمين آب و برق و آسفالت و وسايل اياب و ذهاب و مدرسه و درمانگاه و ديگر نيازمندي‌هاي عمومي فراهم سازد.
بنياد مستضعفين نيز بايد به کمک اين طرح بشتابد و از اموال مصادره‌شده‌ي خاندان پهلوي و اطرافيانش در اين طرح استفاده شود و نيز دولت بايد در طرح‌هاي اساسي و درازمدت خود براي حل اين مشکل در سطح عموم طرح‌هايي تهيه کند و اکنون اين يک تجربه‌ي تازه از بسيج نيروي ايمان جامعه در راه تعاون اسلامي و مبارزه با محروميت است که ملت با توفيق الهي بايد از آن نيز سرافراز درآيد. من با کمال تواضع از ملت عزيز در اين امر حياتي استمداد مي‌کنم و سلامت و سعادت همگان را خواستارم.»

● بیست و یکم فروردین‌ماه (دهم آوریل 336 ميلادی):
كنستانتين امپراتور روم دهم آوريل سال 336 ميلادي به بهانه‌ي شركت در مراسم سي‌امين سال حكومت خود، آتش‌بس دو هفته‌اي با ارتش ايران را كه 22 روز طول كشيده بود به‌صورت نامحدود تمديد كرد و بعداً از ادامه‌ي جنگ چشم پوشيد. جنگ دو امپراتوري سال بعد از سر گرفته شد، 26 سال متناوباً طول كشيد و بدون اخذ نتيجه پايان يافت.
آتش‌بس 19 مارس به‌مناسبت فرارسيدن نوروز ايرانيان آغاز شده بود. فرماندهي ارتش ايران يك روز مانده به نوروز به احترام ايام عيد ملي، دو هفته آتش‌بس داده بود و كنستانتين كه واحدهايش به‌دليل تلفات سنگين نياز به تجديد سازمان داشتند با اين آتش‌بس موافقت كرده بود كه پس از آن، تا كنستانتين زنده بود محاربه تجديد نشد. كنستانتين 22 ماه مه 337 در قسطنطنيه درگذشت و جنگ‌هاي شاپور دوم (ذوالاكتاف) با كنستانتين دوم جانشين او از همين سال آغاز شد.
دو ابرقدرت وقت تا سال 336 كوشش داشتند كه پيمان صلح منعقده در سال 297 ـ ميان نرسي شاه ايران و ديوكلسين (ديوكلتيان) امپراتور روم ـ رعايت شود و در آن مدت جز دو سه برخورد محدود از جمله زد و خوردهاي سال 326 جنگ چشم‌گيري صورت نگرفته بود.

● بیست و یکم فروردین‌ماه 1276:
در چنين روزي در سال 1276 هجري شمسي؛ «سيدابوالحسن طباطبايي‌اصفهاني» مشهور به ميرزاابوالحسن جلوه ديده از جهان فروبست.
سيدابوالحسن طباطبايي‌اصفهاني از فيلسوفان و دانشمندان بزرگ شيعه در احمدآباد هند به‌دنيا آمد و تحصيل علوم مقدماتي را در اصفهان آغاز کرد. او پس از تحصيل مراتب عالي‌تر علوم به‌ويژه فلسفه در مدرسه‌ي دارالشفاي تهران به تدريس فلسفه، رياضيات و عرفان مشغول شد.
حاشيه بر شفاء، حواشي بر کتاب اسفار ملاصدرا، اثبات الحرکةالجوهريه، حواشي بر مشاعر ملاصدرا، حواشي بر مبدأ و معاد ملاصدرا، حاشيه بر شرح هدايةالاثيريه ابهري، تعليقه بر رساله‌ي درةالفاخر، حاشيه بر شرح ملخص چغميني، تعليقات بر مقدمه‌ي شرح فصوص قيصري، حاشيه بر شرح منظومه‌ي حاج‌ملاهادي سبزواري، جسم تعليمي، وجود الصور النوعيه و ديوان جلوه از مهم‌ترين آثار آن فقيه فرزانه‌اند.

● بیست و یکم فروردین‌ماه 1295:
21 فروردين 1295 (10 آوريل 1916) دو افسر ژاندارم ــ يك سرگرد و يك ستوان ــ در شيراز به‌طرز مرموزي كشته شدند. چون ژاندارمري تنها نيروي مسلح ايران در برابر «اس.پي.آر.» انگلستان بود؛ در قتل اين دو افسر، انگليسي‌ها مورد سوءظن قرار گرفتند و شيرازي‌ها تا زمان لغو موافقت‌نامه‌ي اوت 1907 سن‌پترزبورگ مبني بر تقسيم ايران، كينه‌ي انگليسي‌ها را از دل بيرون نكردند و بارها با آنان مسلحانه برخورد داشتند و تلفات وارد ساختند. انگليسي‌ها هيچ‌گاه در فارس آرامش نداشتند. لنين بود كه موافقت‌نامه‌ي سن‌پترزبورگ را لغو كرد.

● بیست و یکم فروردین‌ماه 1310:
از بيست و يکم فروردين‌ماه 1310 هجري شمسي سندي در دست است که حاوي مكاتباتي درباره‌ي تأسيس مدرسه‌ي ‌هواپيمايي يونكرس مي‌باشد.
در اين مكاتبات اشاره شده كه در قراردادهاي سابق دولت با كمپاني يونكرس به‌اندازه‌ي كافي به تأسيس مدرسه‌ي هواپيمايي تصريح نشده است، لذا هيئت وزراء مقرر داشته كه براي تجديد كنترات، به اعزام چند محصل به آلمان براي آموزش با خرج كمپاني و تأسيس مدرسه‌ي هواپيمايي با نظارت دولت ايران اشاره و تأكيد شود.
سال‌ها پس از نخستين پرواز با هواپيماي گلايدر در آمريكا توسط برادران رايت و بعد از اولين نمايشگاهي كه در پايتخت فرانسه برگزار شد، جهان هر سال شاهد شگفتي‌هاي سريع در صنعت هوانوردي بود و ايران نيز در سال 1303 ضمن عقد قراردادي با كمپاني آلماني يونكرس در سال 1303 نخستين شعبه‌ي فعاليت هواپيمايي خود را در تهران افتتاح كرد و با وارد كردن چند هواپيماي يونكرس موفق شد خطوط هوايي تهران، مشهد، شيراز، بندرانزلي و بوشهر را برقراركند و به حمل مسافر و محموله‌هاي پستي بپردازد.

● بیست و یکم فروردین‌ماه 1344:
روز 21 فروردين‌ماه سال 1344 هجري شمسي؛ سرباز وظيفه رضا شمس‌آبادي، يكي از افراد گارد سلطنتي كه در كاخ مرمر مأمور نگهباني بود، محمدرضاشاه را هنگامي كه از اتومبيل در مقابل سرسراي كاخ پياده شد، به رگبار مسلسل بست.
شاه با شتاب خود را به داخل ساختمان رسانيد، ولي دو تن از درجه‌داران اسكورت او مورد اصابت گلوله‌ي شمس‌آبادي قرار گرفته و كشته شدند. شمس‌آبادي نيز با گلوله‌ي درجه‌داران اسكورت به قتل رسيد. نخست سعي شد از علني شدن حادثه جلوگيري به‌عمل آيد، خبر روزنامه‌هاي عصر روز 21 فروردين؛ «نزاع چند سرباز در كاخ مرمر بود كه منجر به تيراندازي و قتل دو سه نفر شده بود.»
دولت در حادثه‌ي كاخ مرمر، چهارده تن را به اتهام كوشش در انجام سوءقصد به جان شاه بازداشت و محاكمه كرد. اين در حالي بود كه دادستاني ارتش نتوانست ادعاي خود را درمورد رابطه بين دستگيرشدگان و رضا شمس‌آبادي به اثبات برساند. پيكر رضا شمس‌آبادي در مكاني نامعلوم به خاك سپرده شد تا نشاني از او باقي نماند. سنگ يادبود اين شهيد بزرگوار در كنار ديگر شهداي شهر نوش‌آباد در جوار امام‌زاده محمد بن زيد بن حسن مجتبي (ع ) مورد علاقه و احترام مردم قرار دارد.

● بیست و یکم فروردین‌ماه 1351:
بامداد 21 فروردين 1351 (دهم آوريل 1972) زمين‌لرزه‌اي به شدت 7 و يك دهم در مقياس ريشتر در استان فارس روي داد كه ضمن آن بيش از پنج هزار و 300 تن از هم‌وطنان كشته شدند.
كانون زلزله منطقه‌ي «قير» و «کازرين» بود كه تا شيراز همه‌جا را تكان داده بود. منوچهر پيروز استاندار وقت، تلفات منطقه‌ي جهرم را بيش از نقاط ديگر گزارش کرده بود. اين زلزله سه شهر و بيش از 70 روستا را ويران ساخته بود. بيشتر مقتولان اين رويداد، زنان و كودكان بودند زيرا مردها در ساعت وقوع زلزله براي كار از خانه خارج شده بودند.
اين زمين‌لرزه چهار سال پس از زلزله‌ي خراسان روي داده بود كه در زلزله‌ي خراسان بيش از 20 هزار تن جان خود را از دست داده بودند. اسناد مركز جهاني جمع‌آوري تلفات و زيان‌هاي زمين‌لرزه‌ها نشان مي‌دهد كه در طول 30 سال منتهي به 1992، در ايران 13 زمين‌لرزه‌ي بسيار شديد روي داده كه جمع تلفات آن‌ها 90 هزار كشته بوده است.
چند روز پس از زلزله‌ي دهم آوريل 1972 فارس، يک زلزله‌ي هفت ريشتري در ايتاليا روي داد که ضمن آن بيش از ششصد تن جان سپردند. ششم آوريل 2009 نيز يک زمين‌لرزه بيش از 270 تن را در ايتاليا بي‌جان ساخت. در نخستين هفته‌ي آوريل 2010 هم چند زلزله در گوشه و کنار جهان روي داد که زمين‌لرزه‌هاي شمال غربي مکزيک (مرز مکزيک و ايالات متحده) و سوماتراي اندونزي شديدتر بودند.

● بیست و یکم فروردین‌ماه 1353:
از بيست و يکم فروردين‌ماه 1353 هجري شمسي سندي در دست است که حاوي اعلام تصويب قانون موافقت‌نامه‌ي همكاري اقتصادي بين دولت ايران و دولت لهستان و ارسال موافقت‌نامه مي‌باشد.
در اين سند، ضمن اعلام تصويب قانون موافقت‌نامه‌ي همكاري اقتصادي بين دولت ايران و دولت لهستان، نسخه‌اي از آن ضميمه شده است كه در آن، به مسائلي چون واگذار كردن هفت بيليون ريال از دولت لهستان به دولت ايران، تعيين موارد خرج اين اعتبار، تعيين موارد شمول موافقت‌نامه، صدور اجازه‌ي صدور و ورود كالاها به دست دولت‌هاي نامبرده، تعيين ريال به‌عنوان ارز شناخته شده براي قراردادهاي تحويل كالا، شرايط پرداخت، تعيين بانك‌هاي عامل قرارداد، تعيين بهره‌ي اعتبار مورد استفاده، نحوه‌ي حل اختلافات، به رسميت شناخته شدن نسخه‌ي فارسي‌زبان و نسخه‌ي انگليسي و زمان اعتبار موافقت‌نامه، اشاره شده است.
پيشينه‌ي روابط سياسي ميان ايران و لهستان، به عصر آق‌قويونلوها مي‌رسد؛ عصري كه هنوز نمي‌توان از ايران به مفهوم سياسي سخن گفت. اين روابط، در زمان دولت صفوي گسترش يافت و پيمان وحدت ميان دو دولت عليه عثمانيان بسته شد.
در دوره‌ي پهلوي و در سال 1305ش.،1927م. معاهده‌ي مودت بين دولت‌هاي ايران و لهستان به دست علي نقي‌خان انصاري وزير امور خارجه و کاردار سفارت لهستان در تهران منعقد گرديد و به دنبال آن، نمايندگي ايران در ورشو و نمايندگي لهستان در تهران تأسيس شد.
دوره‌ي جنگ جهاني اول و جنگ جهاني دوم، دوره‌ي احياي روابط دوجانبه بود. تاجران و شرکت‌هاي لهستاني، تمايل عميق خود را به همکاري با طرف‌هاي ايراني به‌خصوص در زمينه‌ي صنايع نفت، شيشه، چرم، پردازش غذا و مبلمان، اعلام كردند.
در سال 1943م. اين روند طبيعي تعاملات دوجانبه، با ورود پناهندگان لهستاني از سيبري و آسياي مرکزي به ايران تقويت شد. اين پناهندگان، در دوران جنگ جهاني دوم، بهشت امني در ايران يافته بودند و بسياري از آنان سال‌هاي طولاني در ايران ماندند. لهستاني‌ها در پنج اردوگاه در ايران زندگي مي‌کردند: سه تا در تهران، يکي در مشهد و يکي هم براي بچه‌ها در جلفاي اصفهان.
محل استقرار لهستاني‌ها در تهران، در خيابان لاله‌زار بود، با مغازه‌ها و رستوران‌هاي لهستاني. انجمن ايراني و لهستاني را نيز پرفسور «فرانچيک ماچالسکي» بنا نهاد. از اين رو بعد از جنگ جهاني دوم نيز، همکاري‌هاي ايران و لهستان در عرصه‌هاي فرهنگي و اقتصادي ادامه يافت. در همين راستا، در سال 1347 طي سفر رئيس‌جمهور وقت لهستان به ايران، اولين سندي را ـ که به‌طور رسمي حاکم بر روابط فرهنگي دو کشور بود ـ وزيران امور خارجه‌ي دو کشور امضا كردند.

● بیست و یکم فروردین‌ماه 1358:
روزنامه‌ي اطلاعات در صفحه‌ي اول شماره‌ي مورخ دهم آوريل 1979 خود (21 فروردين 1358) اطلاعيه‌ي دولت موقت انقلاب را مبني بر دستگيري چند عامل بيگانه در بلوچستان چاپ كرده بود.
اين اطلاعيه حكايت داشت كه برخي عوامل بيگانه در بلوچستان تحريك به تجزيه‌طلبي مي‌كنند. در پاسخ به اين اطلاعيه، مخالفان دولت در بلوچستان مدعي شده بودند كه تجزيه‌طلب نيستند بلكه با تغيير نظام حكومتي (ازسلطنتي به جمهوري اسلامي) مخالفند(!)

● بیست و یکم فروردین‌ماه 1371:
در چنين روزي در سال 1371 هجري شمسي؛ چهارمين دوره‌ي انتخابات مجلس شوراي اسلامي برگزار شد.
بنا بر اطلاعات ارائه‌شده‌ي وزارت کشور در اين دوره از انتخابات مجلس شوراي اسلامي، جمعيت واجد شرايط رأي دادن 32465558 نفر اعلام شده است. همچنين کل آراء ماخوذه در اين دوره 18767042 رأي اعلام شد. بنا بر اين گزارش در اين دوره 57،81 درصد از مردم در انتخابات شرکت کردند.

● بیست و یکم فروردین‌ماه 1378:
21 فروردين‌ماه سال 1378 هجري شمسي مصادف با سالروز شهادت سپهبد صياد شيرازي است.
امير سپهبد علي صياد شيرازي در سال 1323 در کبود گنبد مشهد به دنيا آمد. مادرش شهربانو و پدرش زياد نام داشت. پدرش که از عشاير فارس بود، به استخدام ژاندارمري درآمد و سپس به ارتش منتقل شد. او از جاذبه‌اي خاص برخودار بود، از اين‌رو علي تحت تأثير پدر از کودکي به ارتش علاقه‌مند شد.
او به همراه پدر و خانواده، مانند ديگر خانواده‌هاي نظاميان، از شهري به شهري مهاجرت مي‌کرد. شهرهاي مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محل پرورش وي شدند. او سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال 1342 موفق به اخذ ديپلم گرديد. او در سال 1343 در کنکور دانشکده‌ي افسري شرکت کرد و پذيرفته شد و سرانجام در مهرماه 1346 در رسته‌ي توپخانه دانش‌آموخته شد و با درجه‌ي ستوان دومي وارد ارتش گرديد و پس از طي دوره‌ي آموزشي در شيراز و اصفهان به لشگر تبريز و سپس لشگر زرهي کرمانشاه منتقل شد.
علي صياد شيرازي در سال 1352 به‌دليل لياقت‌ها و دقت هايش در کار، براي تکميل تخصص‌هاي توپخانه از طرف ارتش به آمريکا اعزام شد تا دوره‌ي هواسنجي بالستيک را بگذراند. او اين دوره‌ي آموزشي را در شهر فورت‌سيل از ايالت اوکلاهاما در منطقه‌اي نظامي، با موفقيت طي کرد. او پس از گذراندن اين دوره، با تخصصي جديد و روحيه‌اي بانشاط به ايران مراجعت کرد. ارتش براي استفاده از دانش نظامي ستوان، او را در سال 1353 به اصفهان ـ مرکز توپخانه منتقل کرد.
در اواخر حکومت پهلوي به‌دليل اين‌که در بين افسران، تبليغات ضدرژيم مي‌کرد، ضداطلاعات از قرار دادن جنگ‌افزار در اختيار وي ممانعت کرد و اعلام نمود که از واگذاري مشاغل حساس به او خودداري شود. سرانجام سروان در 19 بهمن دستگير و زنداني شد.
دوره‌ي دوم زندگي سرگرد صياد بعد از پيروزي انقلاب آغاز مي‌شود: او پس از پيروزي انقلاب با رحيم صفوي و حجت‌الاسلام سالک آشنا مي‌شود و با يکديگر پيمان مي‌بندند که از پادگان‌هاي اصفهان حفاطت نمايند. پس از حوادث کردستان، صياد با درجه‌ي سرگردي به غرب اعزام مي‌گردد و با هماهنگي ارتش و سپاه سنندج را آزاد مي‌کنند. لياقت‌هاي سرگرد در کردستان موجب مي‌گردد تا با درجه‌ي سرهنگي به فرماندهي عمليات غرب منصوب گردد.
اختلافات سرهنگ علي صياد شيرازي با بني‌صدر اولين رئيس‌جمهوري اسلامي موجب برکناري وي و خلع دو درجه مي‌گردد. اما ديري نپاييد که بني‌صدر سقوط کرد و محمدعلي رجايي به رياست‌جمهوري رسيد و سروان مجدداً با دو درجه به غرب کشور اعزام مي‌شود.
سرهنگ با تأسيس قرارگاه حمزه سيدالشهداء لشگرهاي 64 اروميه و 28 کردستان و تيپ‌هاي 23 نيروي ويژه‌ي هوابرد و تيپ 30 گرگان شهرهاي بوکان و اشنويه را آزاد کرد. در هفتم مهرماه 1360 به‌خاطر رشادت‌ها و لياقت‌هايش توسط امام خميني (ره) به فرماندهي نيروي زميني منصوب شد.
او در عمليات طريق‌القدس، فتح‌المبين، بيت‌المقدس، رمضان، مسلم بن عقيل، مطلع‌الفجر، محرم، والفجر 1، 2، 3، 4، 8، 9، عمليات خيبر و بدر و قادر شرکت نمود و پيروزي‌هاي بزرگي را براي ايران به ارمغان آورد. سرهنگ علي صياد شيرازي در مرداد سال 1365 از فرماندهي نيروي زميني استعفا داد و با پيشنهاد آيت‌الله خامنه‌اي و تصويب رهبر کبير انقلاب به سمت نمايندگي امام (ره) در شوراي عالي دفاع منصوب شد و در سال 66 به درجه‌ي سرتيپي نائل آمد.
سرتيپ صياد شيرازي در سال 67 طي عمليات مرصاد که مرزهاي غرب ايران مورد هجوم منافقين قرار گرفته بود، منافقين را شکست داد. سرانجام صياد شيرازي در مقام جانشيني رياست ستاد کل به خدمت مشغول شد. تيمسار سرتيپ صياد شيرازي در 16 فروردين 1378 با حکم فرماندهي کل قوا به درجه‌ي سرلشگري نائل آمد. اما در صبح روز 21 فروردين 78 توسط منافقين ترور شد و به آرزوي ديرين خود يعني شهادت در راه حق دست يافت.

کد خبر 27463

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.