
کودکان در مهدکودک با بازی های سنتی ژاپن و نمادها و رسوم کهن کشورشان آشنا می شوند. نه تنها با کشور خودشان، بلکه با شهرهای کشورهای مختلف و پرچم و آیین های مشهور سنتی آنان نیز آشنا می شوند. جالب است بدانید شاخصه هایی که برای معرفی ایران در کتاب کودکان ژاپنی آمده این موارد هستند: میدان نقش جهان، فرش، تخت جمشید، نفت، چای خوردن، پسته و بادام.

نکتۀ حائز اهمیت دیگر این که در مهدها و مکان های آموزشی برای کودکان، همه چیز شیوۀ خشک آموزشی را ندارد و کودکان خودشان بنا بر حس درونی شان انتخاب می کنند که دوست دارند با خمیر، بازی کنند یا با وسایل چوبی شیوۀ اندازه گیری را بیاموزند. کودکان ژاپنی پیش از وارد شدن به دبستان قادرند یکی از سه خط ژاپن به نام «هیراگانا» را بخوانند. پیاده کردن این طرح در اصفهان می تواند به شکل آموزش گویش ها و لهجه های اصفهان و شهرستان هایش به کودکان در مهد کودک ها باشد، در وهلۀ اول تصور این رویداد ممکن است خنده دار باشد اما برای درک اهمیت این مسئله باید بدانید که یکی از علل رد شدن پیشنهاد ثبت زبان فارسی به عنوان هشتمین زبان بین المللی از سوی یونسکو در سال 93 این بود که هر زبانی که به عنوان زبان بینالمللی به ثبت میرسد، باید 500 میلیون گویشور در سراسر جهان داشته باشد و این در حالی است که تعداد گویشوران زبان فارسی در سراسر جهان تنها به 200 میلیون نفر میرسد.
در ژاپن آموزش هایی مثل بافتن کاموا، بافتن نقاشی ها، دوختن لباس و تزیین کیک نیز بدون توجه به جنسیت کودکان به آن ها تعلیم داده می شود که بسیار ستودنی است.
باور نمی کنید اگر بگویم حتی در توالت های مهد کودک های ژاپن نیز نکات آموزشی قرار داده شده! «رایکا»، معلم مهد ایرانی در ژاپن در این باره می گوید که با چشمان خود دیده نقشه ای در مورد ملل، لباس ها و نحوۀ تشکر کردن آن ها در توالت مهد کودک ها نصب شده است. البته باید گوشزد کنم از آن جا که چشم دنیا بیش از حد به ما نگران است بهتر است از مطالب دیگری برای آموزش در توالت مهد کودک ها استفاده کنیم!
در ژاپن «موزۀ اسباب بازی» وجود دارد، نه به این شکل که عروسک ها و تیله ها محصور در شیشه باشند و کودکان با حسرت به آن نگاه کنند، بلکه آن ها می توانند با والدینشان به راحتی آن جا بنشینند و با وسیله ها بازی کنند. در این موزه کودکان با اسباب بازی های دیگر ملت ها نیز آشنا می شوند و نمونه ای از عروسک های مشهور هر کشور نیز در آنجا وجود دارد.

«موزۀ آتش» از دیگر موزه های مخصوص کودکان و نوجوانان است که در توکیو وجود دارد، در این موزه، کودکان و نوجوانان با حرفۀ آتشنشانی و ابزارآلات و ماشین های این شغل از گذشته تا کنون و همچنین با سوانح مختلف و واکنش های لازم هنگام بروز آن ها به طور عملی آشنا می شوند و خود نیز آتشنشان بودن را تجربه می کنند. بازی با ماشین های آتش نشانی و دیدن نمایش های کارتونی در خصوص اتفاق افتادن حوادث غیر مترقبه در یک شهر و واکنش افراد حاضر در محل، از دیگر برنامه های همیشگی موزۀ آتش است و وجود چنین موزه ای در اصفهان، که تجربۀ ناموفق تهران در حادثۀ پلاسکو را پیش چشم دارد ضروری به نظر می رسد.

در ژاپن بازی هایی که برای کودکان طراحی می شود از اهمیت بسیاری برخوردارند برای مثال اگر ما تجربۀ بازی با کارت های بازی دیوید بکهام و راکی را در کودکی داریم در عوض فلش کارت های آنان به موضوعاتی مثل آموزش و معرفی تنوع زیستی و فرهنگی کشور ژاپن می پردازد. چه خوب می شود اگر فلش کارت های صنایع دستی اصفهان، تنوع غذایی اصفهان، جاذبه های گردشگری اصفهان و هزار و یک داشتۀ با ارزش ما در نصف جهان روی این کارت ها طراحی شود و در دسترس همۀ کودکان در مهدها و مدارس قرار بگیرد.
شهر پاکیزه حاصل داشتن شهروندانی پاکیزه است، حتما شنیده اید که دانش آموزان ژاپنی همراه با معلمان، هر روز 15 دقیقه را به نظافت مدرسه می پردازند یا اینکه هر شهروند ژاپنی که سگ داشته باشد، موظف است همیشه کیف و کیسه های خاصی را برای برداشتن فضولات آن به همراه داشته باشد. این قوانین باعث تربیت نسلی متواضع و حریص بر نظافت می شود. «سپور» ها در ژاپن «مهندس بهداشت» نام دارند و برای ورود به این شغل آزمون های کتبی و شفاهی می دهند و تغییر نگرش کودکان ما از «آشغالی» به «مهندس بهداشت»، امر مهمی است که باید در نهادینه کردن آن با راهکارهایی عملی کوشید.
وقتی از آموزش کودکان سخن به میان می آید خواه ناخواه سهم عمده ای از آن بر دوش سیستم آموزشی است، این مسئله که یکی از مواد درسی اول تا ششم ابتدایی کودکان ژاپنی «گامی به سوی اخلاق» است که در آن به طور عملی اخلاق و شیوۀ تعامل اخلاقی با دیگران آموزش داده می شود بسیار جالب توجه است و طبیعتا چنین جامعه ای کمتر شاهد بروز اتفاقاتی چون دعوا و قتل پس از برخورد سادۀ دو ماشین به یکدیگر است.
در یکی از سایت ها می خواندم که ژاپني ها اولین درس کلاس اول دبستان را جغرافی در نظر گرفته اند، معلمان در این کلاس نقشۀ ژاپن را جلوي بچه ها می گذارند و مي گويند: «ببينيد، اين ژاپن کوچولوي ماست. ژاپن ما نفت ندارد، گاز ندارد، معدن ندارد، زمينش محدود است و جمعيتش زياد و...» و این موضوع باعث می شود کودکان بدانند نقش آن ها در ساخت این کشور تا چه اندازه مهم است. ما در اصفهان می توانیم این درس را با خاطراتی از زاینده رود پر آب شروع کنیم و به زبان ساده به کودکانمان نشان بدهیم که چطور ماهی ها و درخت ها با مصرف بی رویۀ آب توسط آن ها و دیگران جان می دهند و می میرند و چطور زنده رود به همین سادگی خشک می شود.
در پایان این گزارش باید به طرح ارائه شده توسط شهر کاوازاکی ژاپن به یونیسف برای کسب عنوان «شهر دوستدار کودک» اشاره کرد. شهر کاوازاکی (کاواساکی) طرح خود را بر اساس این تصور که نه تنها دولت ملی، بلکه دولت های محلی نیز باید مسئولیت تامین امنیت حقوق کودکان در زندگی روزمره را تصویب کنند، به یونیسف ارائه کرده است. این شهر، از تصویب کنوانسیون حقوق کودک در سال 1994، تا کنون اقدامات مترقی ای در زمینۀ روشنگری شهروندان در موضوع حقوق بشر کودک انجام داده است. طرح جدید شهر کاوازاکی با تمرکز و توجه خاص بر توسعۀ اقدامات عمومی به نفع کودکان، ایجاد برنامه هایی در مدارس و فراهم کردن امکانات رفاهی برای کودکان شهر ارائه شده و روابط بین کودکان و بزرگسالان در جامعه خانگی و محلی از دیگر محورهای آن است. طرح کاوازاکی به دو بخش تقسیم می شود که اولین بخش آن مجموعه ای از مقررات حقوق کودک و فلسفۀ احکام را تعریف می کند و در دومین بخش به این مسئله اشاره می شود که حقوق کودک چگونه و از چه طریقی تضمین می شود. طبق این طرح گفته می شود که شهروندان محلی شهر کاوازاکی، دانشگاهیان و مسئولان مردمی در تعداد زیادی از جلسات که مربوط به بحث حقوق کودکان برای نوشتن پیش نویس طرح آن بوده شرکت کرده اند و نیروی کار و کمیتۀ متخصص برای هماهنگی مذاکرات در مورد طرح اجرایی حقوق کودک طی دو سال، بیش از صدها جلسۀ مشاوره در حضور کودکان و ساکنان شهر برگزار کرده است و پس از این اقدامات، پیش نویس طرح کلی را تدوین و به شهردار کاوازاکی ارائه کرده اند. از این طرح به عنوان اولین فرمان محلی جامع حقوق کودک در ژاپن نام برده می شود.
آشنایی والدین با حقوق کودکان، همچنین آشنایی کودکان با حقوقی که در قانون برای آن ها تصویب شده، یکی از مهمترین مواردی است که می تواند باعث افزایش آگاهی عمومی شود و این جامعۀ آگاه، انسانی را می سازد که نه تنها آشنایی با حقوق شهروندی را ضروری می داند بلکه برای احقاق این حقوق برای خود و دیگران نیز به شکلی شایسته تلاش می کند و جملۀ «هر شهروند، یک شهردار» را عینیت می بخشد.
تألیف، ترجمه و تنظیم از سمیرا قاسمی
12177/135/25
کانال اطلاع رسانی: https://telegram.me/imnanew
نظر شما