20 فروردین 1359؛ سالروز قطع رابطه‌ی سياسی جمهوری اسلامی ايران و آمريكا

خبرگزاری ايمنا: در چنین روزی از سال 1359 هجری شمسی؛ روابط سیاسی جمهوری اسلامی ايران و آمريكا قطع گردید. حضرت امام خمینی (ره) طی پیامی که به‌مناسبت این روز صادر نمودند، تأکید داشتند؛ «اگر كارتر در عمر خود يك كار كرده باشد كه بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است، همين قطع رابطه است.»

● 20 فروردين‌ماه، سالروز قطع رابطه‌ي سياسي جمهوري اسلامي ايران و آمريكا در سال 1359 هجري شمسي است.
در سال 1856 پيماني ميان ايران و ايالات متحده‌ي آمريكا منعقد شد كه اگرچه "پيمان دوستي و بازرگاني" ناميده مي‌شد اما به‌موجب آن اتباع آمريكا از حقوق برون‌مرزي برخوردار مي‌شدند. اين نخستين پيمان رسمي ميان ايران و آمريكا بود.
پس از آن آمريكائي‌ها با اعزام ميسيونرهاي مذهبي سعي در ايجاد زمينه‌هاي نفوذ خود تحت پوشش فعاليت‌هاي مذهبي و فرهنگي و انسان‌دوستانه داشتند. در سال 1883 نخستين سفير آمريكا با نام ساموئل بنجامين وارد ايران شد و پنج سال بعد حاج حسينقلي‌خان به‌عنوان سفير ايران وارد واشنگتن شد.
پس از آن آمريكا سعي در نفوذ اقتصادي در ايران داشت و در سال 1911 يك هيأت مستشاري مالي آمريكا با رياست مورگان شوستر وارد ايران شد. در سال 1921 نيز يك هيأت مستشاري مالي ديگر براي اداره‌ي امور ماليه‌ي كشور تحت رياست آرتور ميلسپو وارد ايران شد.
در شهريور 1320 آمريكا همراه متفقين خاك ايران را به اشغال درآورد و با اوج‌گيري روزافزون سلطه‌جويي آمريكا پس از جنگ دوم جهاني، آمريكا در ايران نيز نفوذ خود را گسترانيد به‌طوري‌كه با طرح‌ريزي و اجراي كودتاي 28 مرداد سرنوشت سياسي و اقتصادي و... ايران را تا انقلاب اسلامي به دست گرفت.
پهلوي دوم در سال 1335 سازمان مخوف ساواك را تحت نظارت سيا در ايران ايجاد كرد و در دهه‌ي 1340 با اجراي اصلاحات ارضي، زمينه براي ايجاد بازار انبوه مصرفي جهت كالاهاي غربي و خصوصاً آمريكا فراهم شد و با به يغما بردن منابع نفتي كشور و فروش سلاح و كالاهاي مصرفي، ايران را بيش از پيش به سمت وابستگي حركت داد. چنان‌كه در 1343 با تصويب ننگين كاپيتولاسيون وجه سياسي اين وابستگي بيش از پيش نمايان شد.
با وقوع انقلاب اسلامي اگرچه آمريكا در ايران پايگاه خود را از دست داد. اما دخالت‌ها و توطئه‌هاي اين كشور پايان نداشت. با تسخير سفارت آمريكا در تهران در 13 آبان 58 توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام (ره) و افشاي اسناد جاسوسي، آمريكا پايه‌هاي قدرت خويش را بيش از هر زماني متزلزل مي‌ديد و در همين راستا تلاش خود را براي مقابله با انقلاب اسلامي بيشتر كرد و پس از قطع رابطه‌ي سياسي خود را با ايران؛ دست به يك‌سري توطئه‌هاي نافرجام عليه انقلاب اسلامي زد از جمله: حمله‌ي نظامي به طبس، كودتاي نوژه، جنگ تحميلي، تحريم اقتصادي و... اما پس از گذشت سال‌ها هنوز هم اين توطئه‌ها نافرجام باقي مانده‌اند.
پيام امام خميني (ره) رهبر انقلاب اسلامي و بنيان‌گزار جمهوري اسلامي ايران به‌مناسبت قطع رابطه با شيطان بزرگ خطاب به ملت رزمنده‌ي ايران، به شرح زير است:
«ملت شريف ايران خبر قطع رابطه بين آمريكا و ايران را دريافت كردم. اگر كارتر در عمر خود يك كار كرده باشد كه بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است، همين قطع رابطه است. رابطه بين يك ملت بپا‌خاسته براي رهائي خود از چنگال چپاول‌گران بين‌المللي با يك چپاول‌گر عالم‌خوار هميشه به ضرر ملت مظلوم و به‌ نفع چپاول‌گر است. ما اين قطع رابطه را به فال نيك مي‌گيريم چون‌كه اين قطع رابطه دليلي بر قطع اميد دولت آمريكا از ايران است. ملت رزمنده‌ي ايران اين طليعه‌ي پيروزي نهائي را كه قدرت سفاكي را وادار به قطع رابطه يعني خاتمه دادن به چپاول‌گري‌ها كرده اگر جشن بگيرد حق دارد.
ما اميدواريم كه نابودي سرسپردگاني مثل سادات و صدام حسين به‌زودي انجام گيرد و ملت‌هاي شريف اسلامي به اين انگل‌هاي خائن آن كنند كه ملت ما با محمدرضاي خائن كرد و دنبال آن براي آزاد زيستن و به استقلال تمام رسيدن، قطع روابط با ابرقدرت‌ها خصوصاً آمريكا نمايند.
من كراراً گوش‌زد نموده‌ام كه رابطه‌ي ما با امثال آمريكا رابطه‌ي ملت مظلوم با جهان‌خواران است. شما اي ملت عزيز كه براي رضاي خداوند متعال با بانگ الله اكبر بر دشمنان خود چيره شديد و آزادي و استقلال را به دست آورديد، با اتكاء به خداوند تعالي و حفظ وحدت كلمه مهيا باشيد براي رودرروئي دشمنان اسلام و دشمنان مستضعفين. شما به خواست خداي‌تعالي پيروز هستيد و بر مشكلات غلبه خواهيد كرد. صدام حسين كه همچون شاه مخلوع چهره‌ي قبيح غيراسلامي و انساني خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزه‌ي مقدسه‌ي نجف كمر و با علماي اسلام خصوصاً حضرت آيت‌الله‌ آقاي سيدمحمدباقر صدر آن كند كه رضاخان و محمدرضا پهلوي با علما و روحانيون و ساير طبقات كردند بايد بداند كه با اين اعمال ضداسلامي گور خودش و رژيم تحميلي و غيرانساني و غيرقانوني بعث را با دست خود مي‌كند.
ملت شريف عراق شما اخلاف آنان هستيد كه انگليس را از عراق راندند به‌پا خيزيد و قبل از آن كه اين رژيم فاسد همه‌چيز شما را تباه كند دست جنايت‌كار او را از كشور اسلامي خود قطع كنيد. اي عشاير فرات و دجله همه با همه ملت اتحاد كنيد و اين ريشه‌ي فساد را قبل از آن كه فرصت از دست برود قطع و قمع نمائيد و براي خدا دفاع از كشور اسلامي خود و از اسلام مقدس نمائيد كه خدا با شماست. اي ارتش عراق اطاعت از اين مخالف اسلام و قرآن نكنيد و به ملت بگراييد و دست آمريكا را كه از آستين صدام بيرون آمده است قطع كنيد و بدانيد اطاعت از اين سفاك مخالفت با خداي متعال است...»

● بیستم فروردین‌ماه (نهم آوریل 744 ميلادی):
قيام «به‌آفريد» از خراسان در چنين روزي؛ آغاز گرديد.
مؤلفان تواريخ؛ قيام ايرانيان استقلال‌طلب را نهم آوريل سال 744 ميلادي نوشته‌اند؛ روزي كه «به‌آفريد» در «زوزن» خراسان پرچم خود را بلند كرد. وي كه در اجتماع مردم با پيراهن سبز ظاهر مي‌شد و كلامي نافذ داشت، از سوي مخالفانش متهم به جادوگري شده بود.

● بیستم فروردین‌ماه (نهم آوریل 1336 ميلادی):
به نوشته‌ي برخي از مورخين، اميرتيمور گوركاني كه سه بار به ايران حمله‌ي نظامي آورد و سرزمين ما را تصرف كرد، نهم آوريل 1336 ميلادي در شهر سبز (واقع در فرارود) به دنيا آمد. وي در سال 1405 در قزاقستان امروز درگذشت.
مورخان، حملات اميرتيمور به ايران را «يورش» نام گذارده‌اند. او در يكي از اين يورش‌هايش، اصفهان را طوري قتل‌عام كرد که از كله‌ي قربانيانش، مناره‌ها ساخت. تيمور همچنين بغداد را قتل‌عام کرد و دمشق را به باد غارت داد. وي ضمن فتوحات خود دهلي را هم تصرف کرده بود.

● بیستم فروردین‌ماه 1320:
دستگيري پزشك احمدي را كه پس از وقايع شهريور 1320 فرار كرده بود، 20 فروردين 1321 (9 آوريل 1942) ذكر كرده‌اند.
وي در عراق دستگير شده بود كه به تهران مسترد و محاكمه شد. شهرت داشت كه پزشك احمدي تني چند از زندانيان سياسي مخالف رضاشاه را در زندان قصر با تزريق «آمپول هوا» كشته بود. يكي از اين مقتولين، جعفرقلي‌خان سردار اسعد (بختياري) بود كه مدتي هم وزير جنگ كابينه شده بود.

● بیستم فروردین‌ماه 1359:
در اين روز از سال 1359 (14 ماه پس از انقلاب) دولت عراق؛ اخراج ايرانيان، ايراني‌تبارها و گروهي از شيعيان را به‌صورت دسته‌هاي چند هزار نفري از آن كشور آغاز و هم‌زمان، در خطوط مرزي با ايران دست به تمركز نيرو و تحريك زده بود كه روزنامه‌هاي تهران به‌درستي نوشته بودند به اشاره‌ي آمريكا دست به چنين كاري زده است. به گزارش اين روزنامه‌ها، دولت عراق همزمان، آيت‌الله سيدمحمدباقر صدر را نيز بازداشت كرده بود. اين تحريکات و تمرکز نيرو در مرزها، پنج ماه بعد منجر به آغاز جنگ تحميلي شد.
دولت آمريكا ـ که مناسبات سياسي خود را از آوريل 1980 با ايران قطع کرده است ـ نيز هم‌زمان و به موازات دولت عراق، به اخراج ايرانيان از آن كشور دست زده و حتي دستور داده بود که دارندگان کارت سبز آمريکا (مقيمان آن کشور) را که به خارج از آمريکا سفر کرده بودند، اجازه‌ي ورود ندهند و به اين ترتيب هزاران ايراني که بسياري از آنان زن و فرزند در آمريکا داشتند در فرودگاه‌هاي بين راه سرگردان شدند. دولت وقت آمريکا (دولت کارتر از حزب دمکرات) از آغاز آوريل 1980 صدور ويزا به دارندگان گذرنامه‌هاي جمهوري اسلامي ايران را متوقف ساخته بود که اين حالت بيش از يک سال ادامه داشت.

● بیستم فروردین‌ماه 1362:
20 فروردين‌ماه مصادف با سالروز آغاز عمليات‌ والفجر 1 در سال 1362 هجري شمسي است.
سه‌ ماه‌ پس‌ از انجام‌ ناموفق‌ عمليات‌ والفجر مقدماتي، عمليات‌ «والفجر 1» در منطقه‌ي‌ شمال‌ غربي‌ «فكه» تا بلندي‌هاي‌ «حمرين» طرح‌ريزي‌ شد، و در ساعت‌ 22 و 10 دقيقه‌ي‌ 20 فروردين‌ با رمز «ياالله‌ يا الله‌ يا الله» حمله‌ي‌ يگان‌هاي‌ سپاه‌ و ارتش‌ به‌ فرماندهي‌ سرهنگ‌ صيادشيرازي (فرمانده‌ي‌ وقت‌ نيروي‌ زميني‌ ارتش) آغاز شد.
از زمان‌ عمليات‌ «ثامن‌الائمه» (ع) كه‌ به‌ شكست‌ محاصره‌ي‌ آبادان‌ انجاميد، تا آغاز عمليات‌ «والفجر 1» هم‌واره‌ براي‌ درهم‌ كوفتن‌ خط‌ دشمن‌، براي‌ غافل‌گيري‌ و گرفتن‌ فرصت‌ عكس‌العمل‌ آن‌ها از تاريكي‌ شب‌ و ساعات‌ استراحت‌ نيروهاي‌ آنان‌ بهره‌ گرفته‌ مي‌شد، اما در اين‌ عمليات‌ روش‌ «هجوم‌ در پوشش‌ آتش‌ تهيه» براي‌ درهم‌ كوبيدن‌ دشمن‌ برگزيده‌ شد.
بر اين‌ اساس‌ عمليات‌ با اجراي‌ آتش‌ انبوه‌ توپخانه‌ شروع‌ شد. 60 هزار گلوله‌ي‌ توپ‌ بر مواضع‌ عراق‌ فروريخت که اين‌ تا آن‌ زمان،‌ بي‌سابقه‌ بود. البته‌ دشمن‌ نيز با 100 هزار گلوله‌ به‌ استقبال‌ توپ‌هاي‌ ايراني‌ آمد. موقعيت‌ منطقه‌ي‌ عملياتي‌ والفجر بيشتر تپه‌ماهور (تپه‌هاي‌ كوتاه) كه‌ كوهستاني‌ بوده‌ و بلندي‌هاي‌ مهم‌ آن‌ از 180 متر تجاوز نمي‌كند، و در منطقه‌ي‌ جنوب‌ شرقي‌ كوه‌هاي‌ حمرين‌ قرار دارد.
قرارگاه 9‌ «خاتم‌الانبيا» (ص) عمليات‌ را از دو محور شمالي‌ و جنوبي‌ به‌ فرماندهي‌ قرارگاه‌ «كربلا» در جناح‌ راست‌ و قرارگاه‌ «نجف» در جناح‌ چپ‌ پيش‌ مي‌برد. در اين‌ عمليات‌ 8 لشكر از سپاه‌ پاسداران‌ و 2 لشكر، 3 تيپ‌ و يك‌ گردان‌ از نيروي‌ زميني‌ ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ و به‌عبارت‌ ديگر 30 گردان‌ از ارتش‌ و 80 گردان‌ از سپاه‌ مشاركت‌ داشتند. هر دو جناح‌ كار پيش‌روي‌ را تا سحرگاه‌ فردا و تا اعلام‌ دستور توقف‌ به‌خوبي‌ انجام‌ دادند.
از صبح‌ همان‌ روز تا پايان‌ ششمين‌ روز عمليات، عراق‌ بارها دست‌ به‌ پاتك‌ زد و چندين‌ مرتبه‌ بلندي‌هاي‌ منطقه‌ در دست‌ طرفين‌ رد و بدل‌ شد، اما نيروهاي‌ خودي‌ توانستند اهداف‌ به‌ دست‌ آمده‌ را تثبيت‌ كرده‌ و حالت‌ پدافند به‌ خود بگيرند.
در پايان‌ اين‌ عمليات،‌ تعداد 6750 تن‌ از نيروهاي‌ دشمن‌ كشته، زخمي‌ و اسير شدند و 98 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر زرهي‌ منهدم، 5 فروند چرخ‌بال‌ ساقط‌ و سه‌ واحد 550 نفري‌ «جيش‌الشعبي»، سه‌ گردان‌ كماندويي، 13 تيپ‌ پياده‌ي‌ مكانيزه‌ و 4 گردان‌ مكانيزه‌ آسيب‌ ديد. همچنين‌ بخشي‌ از بلندي‌هاي‌ حمرين، چندين‌ روستا در حاشيه‌ي‌ رودخانه‌ي‌ «دويرج» و پاسگاه‌ مرزي‌ «پيچ‌انگيزه» آزاد شد كه‌ در مجموع 150 كيلومتر مربع‌ وسعت‌ را دربرمي‌گرفت.

● بیستم فروردین‌ماه 1366:
بيستم‌ فروردين‌ماه مصادف با‌ سالروز آغاز عمليات‌ کربلاي‌ 9 در قصر شيرين‌‌ در سال 1366 هجري شمسي است.
عمليات‌ كربلاي‌ 9 در تاريخ‌ 20 فروردين 66 با رمز مبارك‌ «يا مهدي‌ (عج) ادركني» و با هدف‌ آزادسازي‌ ارتفاعات‌ منطقه‌، در منطقه‌ي‌ عملياتي قصر شيرين‌ توسط نيروي‌ زميني ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي ايران‌ به‌وقوع‌ پيوست‌ و درنتيجه‌ ارتفاعات‌ 542 و پاسگاه‌ مرزي‌ باباهادي‌ آزاد شدند.
از جمله‌ يگان‌هاي‌ منهدم‌شده‌ي‌ دشمن‌ مي‌توان‌ گردان‌هاي‌ 1، 3 و 4 از تيپ‌ كماندويي سپاه‌ دوم‌ و گردان‌ 4 نيروي‌ مخصوص‌ از تيپ‌ 3 را نام‌ برد. همچنين‌ تعداد زيادي‌ خمپاره‌انداز، تيربار، جنگ‌افزار انفرادي‌ و مقدار زيادي‌ مهمات‌ نيز به‌ غنيمت‌ ‌گرفته‌ شد و 1800 نفر از بعثيان‌ نيز به‌ هلاكت‌ رسيدند و 55 نفر آنان‌ به‌ اسارت‌ نيروهاي‌ اسلام‌ درآمدند.
درحالي‌كه‌ منطقه‌ي‌ شلمچه‌ شاهد درگيري‌ و پيروزي‌ رزمندگان‌ اسلام‌ است‌، جبهه‌ي‌ جديدي‌ در غرب‌ عليه‌ نيروهاي‌ عراق‌ گشوده‌ مي‌شود. رزمندگان‌ نيروي‌ زميني ارتش‌ جمهوري‌ اسلامي ايران‌، دشمن‌ را در تنگه‌ي‌ باباهادي‌ مورد حمله‌ قرار مي‌دهند و با عبور از تله‌هاي‌ انفجاري‌ و ميدان‌هاي‌ مين‌ به‌ دشمن‌ يورش‌ مي‌برند و پس‌ از نبردي‌ جانانه‌ و كم‌نظير در مدت‌ 3 ساعت‌، تنگه‌ي‌ مهم‌ باباهادي ـ واقع‌ در منطقه‌ي‌ پيشگاه ـ را‌ به‌ تصرف‌ خود درمي‌آورند و باقي‌مانده‌ي‌ نيروهاي‌ عراق‌ را وادار به‌ فرار مي‌كنند.
فرماندهان‌ بعثي به‌خاطر حساسيت‌ منطقه‌، نيروهاي‌ پراكنده‌ را به‌سرعت‌ جمع‌‌آوري‌ و اقدام‌ به‌ انجام‌ ده‌ پاتك‌ مي‌كنند كه‌ قواي‌ اسلام‌ با مقاومت‌ جانانه‌‌ همه‌ي‌ پاتك‌ها را سركوب‌ كرده‌ و دشمن‌ بعثي بدون‌ گرفتن‌ كم‌ترين‌ نتيجه‌اي‌ به‌ عقب‌ رانده‌ مي‌شود.
در جريان‌ دفع‌ اين‌ پاتك‌ها 15 دستگاه‌ تانك‌، 35 دستگاه‌ نفربر، 5 دستگاه خودرو، چندين‌ انبار مهمات‌ و دو آتشبار دشمن‌ منهدم‌ شده‌ و مقادير قابل‌ توجهي سلاح‌ و مهمات‌ آن‌ها نيز به‌ غنيمت‌ رزمندگا‌ن‌ درمي‌آيد.

● بیستم فروردین‌ماه 1372:
بيستم فروردين‌ماه مصادف با سالروز شهادت سيدمرتضي آويني در سال 1372 و روز هنر انقلاب اسلامي است.
سيدمرتضي آويني در سال 1326 ش. در شهر ري، واقع در جنوب تهران، به دنيا آمد. پدرش مهندس معدن بود. او تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در شهرهاي زنجان، کرمان و تهران سپري کرد و در سال 1344 ش. ديپلم گرفت. همان سال وارد دانشکده‌ي‌ هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شد. رشته‌ي تحصيلي او معماري بود. هم درس مي‌خواند و هم کار مي‌کرد. در سال 1354 ش. فوق ‌ليسانس معماري گرفت.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، آويني به فيلم‌سازي روي آورد. او به گروه تلويزيوني جهاد سازندگي رفت و شروع به ساخت فيلم‌هاي مستند کرد. نخستين فيلم او درباره‌ي سيلي بود که در سال 1358 ش. در خوزستان آمد. فيلم‌هاي مستند بعدي او يکي «شش روز در ترکمن‌صحرا» بود که درباره‌ي اقدامات ضد انقلاب در منطقه‌ي گنبد تهيه شد و ديگري «خان‌گزيده‌ها» بود که درباره‌ي خان‌هاي منطقه‌ي فيروزآباد فارس ساخته شد.
آويني با شروع جنگ (31 شهريور 1359) و محاصره‌ي بندر خرمشهر به اين شهر رفت و با ياري همکارانش فيلم «فتح خون» را ساخت. سپس مجموعه‌ي «حقيقت» را براي شهر آبادان تهيه کرد. مشهورترين کار آويني ساخت مجموعه‌ي تلويزيوني «روايت فتح» بود که از سال 1364ش. از تلويزيون پخش شد.
روايت فتح، از آنجا که چهره‌ي واقعي جبهه‌هاي جنگ را نشان مي‌داد مورد توجه قرار گرفت. آويني، متن اين فيلم‌ها را خودش مي‌نوشت و گويندگي آن را نيز به عهده داشت. فيلم‌هاي ساخته‌شده‌ي آويني که از تلويزيون پخش شد، 25 مجموعه بود.
او غير از ساخت فيلم‌هاي مستند، فعاليت چشم‌گيري نيز در مطبوعات داشت. مقالات او ابتدا در ماهنامه‌ي اعتصام چاپ شد و بعدها در ماهنامه‌ي جهاد. او از سال 1368 ش. در ماهنامه‌ي سوره مقاله مي‌نوشت. مدتي نيز سردبير آن بود. مجموعه‌ي مطالبي که او در سوره چاپ کرد بيش از 2500 صفحه است. از کارهاي ديگر او راه‌اندازي ماهنامه‌ي «ادبيات داستاني» و تأسيس «دفتر مطالعات ديني هنر» در حوزه‌ي هنري بود.
آويني در سال 1371 ش. بار ديگر ساخت مجموعه‌ي تلويزيوني روايت فتح را آغاز کرد و راهي مناطق مختلف جنگي شد. او شنيده بود، دالان‌هايي در منطقه‌ي فکه پيدا شده که پيکر ده‌ها رزمنده‌ي ايراني در آنجا مدفون است.
در 20 فروردين 1372 او و همکارانش به آن منطقه رفتند. پاي سيدمرتضي آويني روي يک مين خنثي‌نشده رفت. در اثر انفجار، يک پاي او قطع شد و بر اثر شدت خون‌ريزي در راه بيمارستان به شهادت رسيد. مهندس سعيد يزدان‌پرست نيز در اين حادثه شهيد شد.

کد خبر 27364

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.