9 آوریل 1241 ميلادی؛ تسخیر شهر لاينيتس توسط مغولان در مركز اروپا

خبرگزاری ایمنا: در چنین روزی از سال 1241 ميلادی؛ نیروهای مغول پس از شکست نيروهای مشترك اميران آلمانی و لهستانی، اقدام به تصرف شهر لاينيتس در مركز اروپا كردند. مورخان از تلفات بسیار زیاد اروپائیان در جریان تسخیر لاينيتس توسط مغولان نوشته‌اند.

"تصرف شهر لاينيتس توسط مغولان در مركز اروپا"، "زادروز ژنرال اريك لودن‌دورف سردار معروف آلمان"، "تصويب قرارداد خرید آلاسکا از روسیه توسط سناي آمريكا"، "زادروز لئون بلوم سياست‌مدار فرانسوي"، "سالروز استقلال گرجستان" و... از جمله‌ي مهم‌ترين رخدادهاي امروز (نهم آوريل) در تقویم تاریخ میلادي است.

● نهم آوريل سال 1241 میلادی:
مغولان؛ نهم آوريل 1241 در مركز اروپا نيروهاي مشترك اميران آلماني و لهستاني را شكست دادند و شهر لاينيتس را تصرف كردند. اروپائيان گمان مي‌كردند كه مغول‌ها تا ساحل اقيانوس اطلس پيش خواهند رفت، كه مغول‌ها ناگهان دست به بازگشت زدند و معلوم شد كه ايلخان آنان درگذشته و براي انتخاب ايلخان تازه به شرق بازمي‌گردند.
مغول‌ها پيش از بازگشت، شهرهايي را كه در اروپاي مركزي تصرف كرده بودند به آن دسته از اميران محلي كه با آنان ميانه‌ي خوبي داشتند سپردند. قبلاً مناطقي كه «روسيه» ناميده شده است به تصرف مغولان در آمده بود.
مورخان اروپايي نوشته‌اند: تلفات اروپائيان در جنگ لاينيتس به‌حدي زياد بود كه مغولان گوش هرمقتول را جدا مي‌كردند و در توبره‌ي اسب مي‌انداختند تا سر فرصت از اين طريق (شمردن گوش‌ها) شمار كشته‌شدگان را به دست آورند(!) علت پيروزي مغولان در اين جنگ، تاکتيک ويژه و قدرت مانور آنان به‌دليل سبكي سلاح و نداشتن زره بود.

● نهم آوريل سال 1865 میلادی:
نهم آوريل؛ زادروز ژنرال «اريك لودن‌دورف Erich Ludendorff» سردار معروف آلمان است كه به سال 1865 متولد و در سال 1937 درگذشت. وي بود كه در آغاز جنگ جهاني اول در سال 1914 ارتش روسيه را كه از نظر نفرات دو برابر ارتش هشتم آلمان بود در «تانن‌برگ» شكست داد و اين شكست و شكست سال بعد باعث تضعيف روسيه و پيروزي انقلاب اين كشور شد. لودن‌دورف در«برست ليتوفسك» با روسيه قرارداد صلح امضاء كرد و اين كشور را از صحنه‌ي جنگ خارج ساخت.
وي از آنجا به جبهه‌ي غرب بازگشت و متوجه شد كه آلمان، جنگ جهاني اول را نخواهد برد و به قيصر پيشنهاد كرد كه با دولت‌هاي مخالف آلمان وارد مذاكرات صلح شود كه قيصر نپذيرفت و او را به سمتي غيررزمي گماشت.
در پايان جنگ اول، لودن‌دورف كه فرضيه‌ي «حمله‌ي نامحدود زيردريايي» از اوست به سوئد رفت و در آنجا چند كتاب درباره‌ي جنگ نوشت و سوسياليست‌هاي آلمان را متهم كرد كه در جريان جنگ جهاني اول از پشت به دولت آلمان خنجر زدند و با اظهارات خود روحيه‌ي آلماني‌ها تضعيف كردند.
پس از تأسيس حزب ناسيونال‌سوسياليست آلمان (نازي)، وي نخستين فردي بود كه دفتر عضويت اين حزب را امضاء كرد و هيتلر را بر ضد سوسياليست‌ها برانگيخت. وي عادت داشت كه به‌جاي به‌كار بردن كلمه‌ي سوسياليست واژه‌ي «بي‌وطن» را به‌كار برد.
بسياري از كساني كه بر جنگ جهاني دوم تحليل نوشته‌اند تأكيد كرده‌اند كه اگر لودن‌دورف سه سال ديگر زنده مانده بود، آلمان در جنگ دوم شكست نمي‌خورد زيرا كه او مانع حمله‌ي نظامي هيتلر به روسيه مي‌شد و تا انگلستان از پاي درنمي‌آمد، اجازه‌ي گسترش جبهه را نمي‌داد.


● نهم آوريل سال 1865 میلادی:
ژنرال «رابرت لي» فرمانده‌ي نيروهاي كنفدراسيون آمريكا 9 آوريل 1865 تسليم شد و جنگ پرتلفات داخلي آمريكا يايان يافت.
«لي» پس از سقوط شهر ريچموند پايتخت كنفدراسيون (حاكم‌نشين فعلي ايالت ويرجينيا) و از دست دادن خط دفاعي رودخانه‌ي اپاماتكس Appomattox تصميم گرفت كه با 27 هزار سرباز باقيمانده، خود را به ايستگاه راه‌آهن لينچبرگ برساند و به كاروليناي شمالي برود و با كمك نيروهاي اين ايالت عضو كنفدراسيون به جنگ ادامه دهد كه راه را برخود بسته ديد و لذا تصميم گرفت تسليم شود.
وي پيش از ظهر 9 آوريل طي يادداشتي تصميم خود را به اطلاع ژنرال گرانت فرمانده‌ي نيروهاي فدراسيون (ايالتهاي شمالي) رساند و سه ساعت بعد با آجودان خود در ساختمان دادگاه شهرك اپاماتكس حاضر شد. ژنرال گرانت هم با افسرانش آمدند. لي نامه‌ي تسليم خود را نوشت، امضاء كرد و به گرانت داد و جنگ داخلي 4 ساله‌ي آمريكا كه ضمن آن 618 هزار نظامي (258 هزار جنوبي و 360 هزار شمالي) كشته شدند و ويراني وسيع و تلفات غيرنظامي بي‌شمار به بار آورد، پايان يافت.
ژنرال گرانت (که بعداً رئيس‌جمهور آمريکا شد) پس از دريافت تسليم‌نامه‌ي «لي» اجازه داد كه او، افسران و سربازانش با اسبان و سلاح‌هاي سبك خود به هرجا كه بخواهد بروند و تأکيد کرد که هيچ‌كدام از آنان به‌خاطر كارهايي كه تا آن روز انجام داده بودند مجازات نخواهد شد، ولي از اين به‌بعد، پس از هرگونه خطا مجازات خواهند داشت؛ دو ژنرال سپس دست يگديكر را فشردند و از هم جدا شدند. همين «گذشت» باعث شد كه خصومت دنباله نداشته باشد. «لي» بعداً رئيس دانشگاه شد و در بسياري از شهرها نام او بر تالارها و خيابان‌ها و نيز يک جاده‌ي سراسري گذارده شده است.
نمونه‌ي اين سياست، 130 سال بعد در آفريقاي جنوبي در پيش گرفته شد و به ابتكار نلسون ماندلا پس از افتادن حكومت به دست اكثريت سياهپوست، هيچ سفيدپوستي به‌خاطر آزار و حق‌كشي سياه‌پوستان در گذشته، مجازات نشد و بنابراين نظامات و اوضاع كشور بر هم نخورد.
با وجود پايدار نماندن کنفدراسيون آمريکا (استقلال هر ايالت به‌صورت يک کشور، طي شرايطي داشتن حق جدا شدن از اتحاديه ـ وجود يک دولت مرکزي با اختيارات محدود و معين)، لنين امپراتوري روسيه را و تيتو کشور واحد يوگوسلاوي را به‌صورت دو کنفدراسيون درآوردند که در آخرين دهه‌ي قرن بيستم دچار فروپاشي شدند.
با اين تجربه، فکر تشکيل کنفدراسيون از ميان رفته است. اتحاديه‌ي اروپا با اين‌که کنفدراسيون نيست مشکلات فراوان دارد به‌گونه‌اي که در صحنه‌ي سياسي جهان به‌صورت يک وزنه به حساب نمي‌آيد و دولت‌هاي ديگر از جمله آمريکا و چين آن را به حساب نمي‌آورند.

● نهم آوريل سال 1867 میلادی:
قرارداد خريد آلاسكا از روسيه نهم آوريل 1867 به تصويب سناي آمريكا رسيد و قطعي شد.
طبق اين قرارداد، آلاسكا مهاجرنشين روسيه در قاره‌ي آمريكا به مبلغ هفت ميليون و دويست هزار دلار خريداري شد؛ هر هكتار 2 پني، 2 سنت يعني تقريباً مفت(!) «ويليام سيوارد» وزير امور خارجه‌ي آمريکا در كابينه‌هاي ابراهام لينكلن و اندرو جانسون براي خريد آلاسكا تلاش فراوان كرده بود.
سيوارد كه عضو حزب جمهوري‌خواه آمريكا بود، به‌طور خصوصي به سناتورهاي متنفذ گفته بود كه با اين معامله، پاي روس‌ها كه در شمال كاليفرنيا مهاجرنشين ايجاد کرده‌اند، از قاره‌ي آمريکا قطع خواهد شد و از آنجا كه بوميان قاره‌ي آمريكا (سرخ‌پوستان) از سيبري مهاجرت كرده‌اند، اگر روس‌ها در اينجا بمانند به سرخپوستان كمك نظامي خواهند رساند و به‌تدريج مدعي همه‌ي قاره خواهند شد و مهاجران اروپاي غربي را متجاوز اعلام خواهند كرد كه دردسر بزرگي خواهد بود.
آلاسكا كه كانادا آن را از خاك اصلي ايالات متحده جدا كرده است اينك يكي از ايالات پنجاه‌گانه‌ي اين كشور است و علاوه بر منابع زيرزميني از جمله نفت و جاذبه‌هاي توريستي و صنعت ماهي‌گيري داراي اهميت استراتژيك ويژه است و كشور ايالات متحده را در هم‌سايگي روسيه و چين و نزديك به ژاپن قرار داده است.
كنستانتين آكساكوف مورخ ايده‌آليست قرن 19 روسيه و از هواداران ادامه‌ي مهاجرت روس‌ها به قاره‌ي آمريكا اگر تا زمان فروش آلاسكا زنده مانده بود با نفوذي كه در الكساندر دوم تزار وقت داشت، مانع اين كار مي‌شد.
آكساكوف كه عشق عجيبي به روسيه و روس‌ها داشت (ملي‌گرا بود) در تأليفات خود روزهاي طلايي روسيه را پيش‌بيني كرده و نوشته است كه شرط رسيدن روسيه به دوران طلايي؛ تحكيم احساس وطن‌دوستي، منع اكيد مصرف الكل و تقويت فكر پيشرفت و ابتكار در روس‌هاست. روس‌هاي ناسيوناليست هنوز از فکر پس گرفتن آلاسکا بيرون نرفته‌اند و عمل تزار را مغاير اختيارات يک رئيس کشور مي‌دانند.

● نهم آوريل سال 1872 میلادی:
نهم آوريل؛ سالروز درگذشت فرانسوا رابله نويسنده‌ي فرانسوي و فرانسيس بيكن دولت‌مرد، نويسنده و فيلسوف انگليسي و زادروز لئون بلوم سياست‌مدار فرانسوي است. رابله در 1553 و بيكن به سال 1626 درگذشتند و بلوم در 1872 به دنيا آمد.
بلوم كه يك وكيل دعاوي سوسياليست بود در جريان محاكمه‌ي دريفوس شهرت كسب كرد. پس از جدا شدن افراطيون سوسياليست از اين حزب در سال 1920 و تشكيل حزب كمونيست، وي حزب سوسياليست را نوسازي كرد و سپس جبهه‌ي خلق را مركب از چپ‌گرايان فرانسه به‌وجود آورد. اين جبهه در انتخابات سال 1936 اكثريت به دست آورد و رابله نخست‌وزير فرانسه شد. وي نخستين نخست‌وزير سوسياليست و تنها نخست‌وزير يهودي فرانسه بوده است. بلوم در سال1950 درگذشت.

● نهم آوريل سال 1942 میلادی:
نيروهاي امپراتوري ژاپن ـ كه بيش از 45 هزار نبودند ـ به فرماندهي ژنرال ناساهارو هوما در جريان حمله به جزاير فيليپين، ششم تا نهم آوريل سال 1942 در منطقه‌ي خليج باتان (بتان) واحدهاي نظامي آمريكا را كه نزديك به دو برابر آنان بودند شكست دادند و 75 هزار نفرشان را به اسارت گرفتند.
ژاپني‌ها اين اسيران و از جمله مجروحان را 150 كيلومتر پياده بردند تا به بازداشتگاه رسانيدند. مجروحان در پتو پيچيده مي‌شدند و هركدام را دو اسير سالم حمل مي‌كردند. درباره‌ي اين انتقال زجرآور چند كتاب انتشار يافته و فيلم سينمايي تهيه شده است. در همين روز نيروي هوايي ژاپن در شرق سريلانكا ناو هواپيمابر انگليسي «هرمس» و ناوشكن «وامپاير» را غرق كرد.
ژنرال ناساهارو هوما که در پايان جنگ جهاني دوم به چنگ آمريکائيان افتاده بود، در آوريل 1946 به جرم اجبار اسيران به پياده رفتن زجرآور ـ که در بالا به آن اشاره رفت ـ اعدام شد.

● نهم آوريل سال 1991 میلادی:
نهم آوريل؛ سالروز استقلال گرجستان است كه در سال 1991 اعلام شد.
اين كشور چهار ميليون و ششصد هزار نفري و 69 هزار كيلومتري واقع در قفقاز جنوبي از عهد باستان تا زمان امضاي قرارداد گلستان در 24 اكتبر 1813 يك منطقه‌ي خودمختار وابسته به ايران بود، گرچه چند بار روميان و مغول‌ها آن را از ايران جدا كرده بودند. حكم‌ران وقت گرجستان در سال 1783 خود را تحت حمايت تزار روسيه قرار داد كه آغامحمدخان قاجار در سال 1795 به تفليس لشكر كشيد و حكمران متمرد و هم‌دستانش را تنبيه كرد.
روس‌ها هفت سال بعد و از سال 1802 دست‌اندازي به گرجستان را آغاز كردند و در چند جنگ و از جمله نبرد رودخانه‌ي عسكراني ايران را (كه ديگر، آغامحمدخان در آن وجود نداشت) شكست نظامي دادند. اين شكست‌ها و نيز اغفال ايران توسط انگلستان (در جريان ميانجي‌گري)، سبب انعقاد قرارداد گلستان شد («گلستان» روستايي است در قره‌باغ) و گرجستان به روسيه تعلق گرفت و سپس وابسته به شوروي شد.
جغراف‌دانان، گرجستان را جزئي از آسيا مي‌دانند ولي گرجي‌ها مايلند كه اروپايي خوانده شوند. به اين ترتيب؛ گرجستان در طول زمان كانون اختلاف قدرت‌هاي وقت بوده است و بر اين وضعيت هنوز نقطه‌ي پايان گذارده نشده است.
دولت گرجستان كه با نقاط ضعفي از جمله مسئله‌ي آبخازيا (که در سال 2008 با حمايت روسيه اعلام استقلال کرد) و اوستياي جنوبي (که در پي جنگ سال 2008 خود را از گرجستان جدا و مستقل اعلام کرد)، وجود بسياري روس و هوادار روسيه و استالينيست در آنجا، يك اقتصاد نه چندان موفق و رشد فساد اداري و مالي قاعدتاً بايد احتياط كند و دست به عصا راه برود. اما، مسير حركت آن در چند سال گذشته و به‌ويژه پس از كنار رفتن شواردنادزه (احتمالاً طبق نقشه!) چيز ديگري را نشان مي‌دهد.
دولت گرجستان و سرمايه‌داران «يك‌شبه»ي اين سرزمين تمايل شديد به غرب و آمريكا نشان مي‌دهند كه همين وضعيت ممكن است ورق را نه تنها در شوروي سابق بلكه همه‌ي اروپا به حالتي مشابه وضعيت قبلي و قبلي‌تر بازگرداند.

● نهم آوريل سال 2003 میلادی:
نهم آوريل 2003 سالروز سقوط حكومت حزب بعث (صدام حسين) بر عراق و اشغال نظامي اين كشور توسط آمريكا (با هم‌دستي انگلستان) است. نظاميان آمريکايي هفتم آوريل 2003 وارد شهر بغداد شده بودند. در آن سال اين نيروها ظرف 31 روز عراق را اشغال كرده بودند. اشغال نظامي عراق، اين كشور را ناآرام و وارد يك جدال داخلي ـ گاهي شديد و زماني خفيف ـ ساخته است.
طبق آمارهاي منتشره، از آغاز حمله‌ي نظامي (19 مارس 2003) تا نهم آوريل 2007 (در طول چهار سال تمام) بيش از ششصد هزار عراقي جان خود را از دست داده بودند. آمريكا نيز تا آوريل 2007 حدود سه هزار و سيصد نظامي كشته داده بود که اين رقم در آوريل 2008 از چهار هزار تن تجاوز کرد و در آوريل 2009 افزون بر چهار هزار و 260 تن بود.
بهانه‌ي تعرض نظامي آمريكا به عراق، وجود اسلحه‌ي كشتار جمعي و نيز همكاري با القاعده اعلام شده بود كه بعداً ثابت شده است هر دو اتهام، ساختگي و نادرست بوده‌اند.

● آوريل سال 2004 میلادی:
بررسي‌هاي حرفه‌اي كه در هفته‌ي اول آوريل 2004 به‌عمل آمده بود، علت كاهش مخاطبان رسانه‌هاي چاپي و نيز برنامه‌هاي اخبار راديو-تلويزيون‌ها را ـ كه از سال 2001 براي اين رسانه‌ها به‌صورت يك مسئله درآمده است ـ به دست داد كه همانا بالا رفتن انتظارات و توقعات انسان قرن 21 از رسانه‌هاي همگاني، افت کيفيت مطالب رسانه‌ها عمدتاً به‌دليل کمبود روزنامه‌نگار خوب و نيز دسترسي عمومي به اينترنت و قرار گرفتن اخبار خبرگزاري‌ها و مطالب وب‌سايت مقامات و مؤسسات در شبکه‌ي شبکه‌هاست.
از 2008 به اين سوي که موتورهاي جستجو در اينترنت مادي‌تر شده و اخبار رسانه‌ها را گزينشي و همراه با مقداري زياد آگهي در اينترنت قرار مي‌دهند، درخواست از سازمان‌هاي غيرانتفاعي و حتي دولت‌ها براي راه‌اندازي موتورهاي جستجوي بي‌طرف و به دور از اعلان و آگهي؛ بيشتر شده و مبادله‌ي خبر از طريق ايميل افزايش يافته است.
اصحاب نظر گفته‌اند که اگر موتورهاي جستجوي موجود به مادي‌گري و کار گزينشي ادامه دهند، ممکن است مخاطبان خود را از دست بدهند و اين مخاطبان راه ديگري براي دست‌يابي به اخبار روز برگزينند و برخي نيز با استفاده از نياز آنان به خبر (بدون انبوه آگهي و گزينش منبع اخبار) ابزارهاي تازه‌اي بيابند و ارائه دهند.

● آوريل سال 2007 میلادی:
در نخستين هفته‌ي آوريل 2007 كمپاني ناشر مجله‌ي پرعكس و معروف «لايف» اعلام كرد كه به‌علت بالارفتن هزينه‌ي چاپ، اين مجله را تا مدتي منحصراً به‌صورت آنلاين (اينترنتي) منتشر خواهد كرد.
اين مجله در 1936 با هدف پرداختن به امور روزمره و انعكاس چنين رويدادهايي مثلاً كمبود پرستار در بيمارستان‌ها و... منتشر شد، آنگاه كه جهان سياسي‌تر و براي جنگ جهاني دوم آماده مي‌شد، به‌صورت كاملاً سياسي درآمد و پس از جنگ كه مردم علاقه‌مند به عكس‌هاي زيبا، سينما و... شدند مجدداً رنگ عوض كرد و هربار دسته‌اي از مخاطبان را از دست داد و دسته‌اي ديگر مخاطب آن شدند. اين تغييرات اساسي از پشت جلدهاي آن استنباط مي‌شود.
با كاهش آگهي‌ها (به‌دليل توجه مخاطبان به تلويزيون‌ها و گسترش تلويزيون رنگي) مدتي هم به‌صورت ماهانه انتشار مي‌يافت. در دو دهه‌ي اخير كه مخاطبان خواهان تحليل و تفسير شده‌اند، ناچار بود كه به اين صورت درآيد، ولي در اين صورت شبيه به «تايم» مي‌شد كه توسط همان كمپاني منتشر مي‌شود و اين كمپاني تصميم گرفت فعلاً آن را به‌صورت آنلاين كه هزينه‌ي كمتر دارد درآورد تا دست‌كم فراموش نشود.
عكس‌هاي جالب مجله‌ي لايف كه اوج هنر فتوژورناليسم خوانده شده‌اند و برخي از آن‌ها اختصاصي و منحصر به فرد هستند هرچند وقت يك‌بار به‌صورت كتاب انتشار يافته‌اند که اين كتاب‌هاي عكس عمدتاً مورد استفاده‌ي رسانه‌ها و مؤلفان كتاب قرار مي‌گيرند.

● آوريل سال 2007 میلادی:
«مارتين سترل Martin strel» شناگر 52 ساله‌ي متولد اسلواني Slovenia با پيمودن سراسر رود آمازون Amazon كه در آمريكاي لاتين جاري است ـ و پس از نيل، دومين رود طويل جهان بشمار مي‌رود ـ با شنا، ركورد تازه‌اي از خود بر جاي نهاد. او قبلاً طول دانوب در اروپا، مي‌سي‌سي‌پي در آمريكاي شمالي و يانگ‌تسه در چين را با شنا طي كرده و ركوردساز شده بود.
مارتين، هفته‌ي اول آوريل 2007 اين شناي ماراتن رودخانه‌اي را در شهر «بلم» برزيل به پايان برد. وي يكم فوريه شناي خود را آغاز كرده و طول دو هزار و 265 كيلومتري آمازون را در 66 روز پيموده است. مارتين در اين مدت به‌طور متوسط هرروز 80 كيلومتر شنا كرده بود.
او ضمن اين شنا كه به مشكلات ماهيچه، گردش خون و جهاز هاضمه دچار شده بود، در عين حال 12 كيلوگرم از وزن خود را هم از دست داد. مارتين شنا در آمازون را در جهت حركت رودخانه انجام داد.
بايد دانست كه آمازون داراي ماهي‌هاي گوشت‌خوار، ماهي‌هاي زالوشكل مكنده‌ي خون و نيز در بعضي نقاط كوسه است كه مارتين سترل بايد خود را از دام آن‌ها هم مي رهانيد. ضمن شنا، يك بار دكتر پس از معاينه‌ي وي، او را از ادامه‌ي كار منع كرد كه سترل توجه نكرد.
مارتين سترل اظهار داشته است كه قسمت دشوار اين شناي طولاني، آخرين روز آن بود كه رودخانه به اقيانوس نزديك مي‌شد و امواج دريا كه تا رودخانه ادامه مي‌يافت، تن خسته‌ي وي را به عقب مي‌زد. پرتغالي‌هاي قرون وسطي اين رودخانه‌ي بسيار طولاني را «آمازون» به‌معناي زنان وحشي نام گذارده‌اند.

● برخی دیگر از مهم‌ترين رخدادهای نهم آوريل در تقویم تاریخ میلادی:
351: آتيلا رهبر هون‌ها شهر «مس» از شهرهاي فرانك‌نشين (در كشور فرانسه امروز) را تصرف و ويران ساخت.
685: بودائيسم آئين رسمي كشور ژاپن شد.
1747: «سايمون فريسر» امير انگليسي به جرم تحريك بر ضد دولت متبوع به حكم مجلس لردان اين كشور، گردن زده شد. وي آخرين مقام انگليسي بود كه به اين صورت اعدام شده است.
1812: ميان روسيه و سوئد قراردادي امضاء شد كه به موجب آن از آن پس فنلاند متعلق به روسيه و نروژ از آن سوئد باشد.

کد خبر 27360

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.