همنگامه صبح بود که تلالو خورشید و زمین خفته شهر حنا تابید، صدای نوحه و مداحی از دل این شهر به گوش می رسید، صدایی که در روز شهدات حضرت فاطمه زهرا با گوشها آشنایی دیرینه ای داشت. اما اینبار تفافت بسیاری وجود دارد.
مردمان از هر کوچه و هر خانه به یک سو حرکت می کردند، مسجد حضرت ابوالفضل(ع)، آسمان عجیب بی قراری میکرد، دل آسمان هم گرفته بود برای شهیدی که 33 سال قبل برای دفاع از حق در برابر باطل راهی مبدان شده بود.
شعار «شهیدان زنده اند الله و اکبر» از کوچه های این شهر به گوش میرسید، تابوتی پیچیده در پرچم ایران بر دوش مردان با عزت و افتخار به سمت گلزار شهدای این شهر در حرکت بود.
آسمان و زمین در فراق این لیلای برگشته از مجنون می بارید
تو را می ستایم ای لیلای مجنون...
برای آنکه بر سر آرمانت ایستادی و لحظه ای راه راسط را گم نکردی، تو را می ستایم که به هل من ناصر پیر جماران لبیک گفتی و لحظه ای در برابر ظلم سر فرود نیاوردی و سرمشق شدی برای کوفیان و همه کوفی صفتان از حال تا همیشه تا یاد بگیرند که چگونه باید مشق عشق کرد در دفتر ولایت
سخت است گفتن از آنان که تاکنون ندیدمشان، از آنان که افتخاری در دل تاریخ این سرزمین اند و قطعا حرف های من تازگی نخواهد داشت ولی روح می گیرد از پر و بال این شهیدان .
آن روزها که صدای الله اکبر با عمق احساسی وصف ناپذیر از سینه مردمانی ستم دیده پایه های ظلم را می لرزاند ، شهرمان از شجاعت آلاله ها دلگرم بود.
ترس دیگر دست و پای این فرشته های زمینی را نمی بست حق را دلیرانه فریاد می زنند . آن روزها که نبودم امّا حس غریبی مرا به آنها پیوند می دهد .
اگر سرتاپای وجودم بلرزد باز هم این کبوتران بال بگشاده مظهر واقعی اخلاص در زندگی من اند.
پس به شکرانه این رشادت ها و برای احترام به ساحت مطهرشان در طول خیابان های شهر حنا گام برداشتم و در هر قدم خویش برای روح بلندشان از خداوند آمرزش را برای آنان و خانواده هایشان خواستم...
02125/131/15
کانال اطلاع رسانی: https://telegram.me/imnanews
نظر شما