18 فروردین 1366؛ آغاز عمليات‌ كربلای ‌8 با رمز «يا صاحب‌ الزمان (عج)»

خبرگزاری ايمنا: در چنین روزی از سال 1366 هجری شمسی؛ عمليات‌ كربلای 8 با رمز مبارک «يا صاحب‌ الزمان (عجل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه‌ الشريف)» آغاز شد و مدت‌ 5 روز ادامه‌ پيدا كرد. در اين‌ عمليات، ‌60 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر و ده‌ها دستگاه‌ خودرو منهدم‌ گرديد و تعداد 5200 تن‌ از افراد دشمن‌ كشته‌ و زخمی‌ و اسير شدند.

● 18 فروردين‏ماه مصادف با سالروز آغاز عمليات‌ كربلاي ‌8 در سال 1366 هجري شمسي است.
علي‌رغم‌ عمليات‌ كربلاي ‌4 كه‌ به‌ شكست‌ انجاميد، كربلاي ‌5 توانست‌ تا حدودي‌ خواسته‏ي‌ فرماندهان‌ جنگ‌ را تأمين‌ كند. شايد مهم‏ترين‌ دستاورد عمليات‌ بزرگ‌ كربلاي 5 انهدام‌ بخش‌ عظيمي‌ از ماشين‌ جنگي‌ عراق‌ بود. به‏همين‌ دليل‌ انجام‌ عمليات‌ در شرق‌ بصره‌ بار ديگر در دستور كار قرار گرفت. عمليات‌ «كربلاي ‌8» در دو محور با حضور نيروهاي‌ سپاه‌ در همين‌ راستا طراحي‌ شد تا توسط‌ دو قرارگاه‌ اجرا گردد.
محور اول: آب‏گرفتگي‌ شمال‌ بوبيان، با فرماندهي‌ و هدايت‌ قرارگاه‌ قدس؛ و محور دوم: حد فاصل‌ كانال‌ ماهي‌ تا جاده‏ي‌ شلمچه، با فرماندهي‌ و هدايت‌ قرارگاه‌ كربلا.
از آنجا كه‌ موقعيت‌ زمين‌ در محور آب‏گرفتگي‌ «بوبيان» با منطقه‏ي عملياتي‌ قرارگاه‌ كربلا در غرب‌ «كانال‌ ماهي» تفاوت‌ داشت‌ و ميزان‌ فاصله‌ با دشمن‌ نيز متغير بود، براي‌ تعيين‌ زمان‌ آغاز عمليات‌ و محاسبه‏ي‌ مقدار زمان‌ لازم‌ براي‌ رسيدن‌ نيروها به‌ نقطه‏ي‌ درگيري‌ با دشمن، مشكلاتي‌ وجود داشت‌ كه‌ نهايتاً ساعت ‌2 و 15 دقيقه‏ي‌ بامداد روز 18 فروردين ‌1366 به‏عنوان‌ زمان‌ مشترك‌ حمله‌ در هر دو محور انتخاب‌ شد.
عمليات‌ كربلاي 8 با رمز مبارک «يا صاحب‌ الزمان (عجل‌ الله‌ تعالي‌ فرجه‌ الشريف)» آغاز شد و مدت‌ 5 روز ادامه‌ پيدا كرد. در اين‌ عمليات، ‌60 دستگاه‌ تانك‌ و نفربر و ده‌ها دستگاه‌ خودرو منهدم‌ گرديد و تعداد 5200 تن‌ از افراد دشمن‌ كشته‌ و زخمي‌ و اسير شدند.
اين‌ عمليات‌ كه‌ با هدف‌ تأمين‌ «كانال‌ زوجي» در جنوب‌ شلمچه‌ و توسعه‏ي‌ منطقه‏ي‌ تصرف‌ و در غرب‌ كانال «پرورش‌ ماهي» انجام‌ شد، نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را به‌ كسب‌ تجربيات‌ تازه‌اي‌ نائل‌ ساخت. همچنين در اين‌ عمليات؛‌ محمدحسن‌ قاسمي‌ طوسي‌ مسئول‌ اطلاعات‌ و عمليات‌ لشكر 25 كربلا و حبيب‌الله‌ كريمي‌ فرمانده‏ي‌ توپخانه‏ي ‌63 خاتم‌الانبيا (ص) به‌ شهادت‌ رسيدند.

● هجدهم فروردین‌ماه 1290:
از هجدهم فروردين‌ماه 1290 هجري شمسي سندي در دست است که حاوي شرح وظايف اداره‌ي كل اوقاف و دائره‌ي تحقيق كل اوقاف است و در آن، به ماده‌ي ششم قانون اداري وزارت معارف و اوقاف در بيان وظايف اداره‌ي كل اوقاف در 6 بند و وظايف دائره‌ي تحقيق كل اوقاف در 4 بند پرداخته شده است.
وقف با انگيزه‌ي نيكوكارى و ديگرانديشى، سابقه‌ي طولانى در تاريخ بشر داشته و به‌عنوان بارزترين مصداق احسان، تعاون و عمل صالح ماندگار است. اسلام وقف را معنايى روشن‌تر بخشيده، رهنمودهاى قرآن در تشويق انسان‌ها به خيرات و نكوهش مال‌اندوزى و نيز عملكرد پيامبر اسلام (ص) و ائمه‌ي اطهار (ع) در ترويج اين سنت حسنه، نقشى عظيم ايفا نموده است.
رونق اين امر در شكوفايى اوضاع اقتصادى و اجتماعي كشورهاى اسلامى، تأثير چشم‌گيرى داشته است. موقوفات به‌عنوان ثروت‌هاى عمومى و منبع درآمدى براى عموم مردم مورد توجه حكام و دولت‌ها قرارگرفته و به‌صورت نهادين درآمده و منشأ خدمات علمى، فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى در جامعه است.
پس از استقرار حکومت مشروطه در سال 1285 ش. وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه تأسيس شد. با تصويب قانون ايجاد وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه در سال 1289 امور موقوفات زير نظر مسئولان اين وزارتخانه قرار گرفت و مسئولان ادارات معارف در شهرستان‌ها عهده‌دار انجام امور موقوفات محل خدمت خود شدند.
از زمان به قدرت رسيدن رضاخان، جريان اداره‌ي موقوفات وارد مرحله‌ي جديدى شد. املاك و اراضى حاصل‌خيز موقوفى به‌نام وابستگان و درباريان ثبت مي‌گشت و بخشى از موقوفات نيز در قالب اصلاحات ارضى جدا شده و موارد مصرف آن‌ها تغيير يافت. با اين حال در دى‌ماه 1313 قانون جديد اوقاف مشتمل در ده ماده تهيه شد كه آيين‌نامه‌ي آن در سال 1313 به تصويب هيئت دولت رسيد.
تا سال 1328 اداره‌ي اوقاف در تهران از اداره‌ي فرهنگ مستقل بود اما در شهرستان‌ها يك نفر رياست فرهنگ و اداره‌ي اوقاف را بر عهده داشت و از اين پس مسئولين ادارات فرهنگ و اوقاف در شهرستان‌ها نيز به‌صورت مستقل تعيين شده و انجام وظيفه مي‌كردند.
در پانزدهم آذرماه 1343 با تصويب قانون تفكيك وزارت فرهنگ، تشكيلات سازمان اوقاف تحت نظارت دفتر نخست‌وزير قرار گرفت. به‌دنبال تشكيل سازمان اوقاف، اداره‌ي كل اوقاف با بودجه‌ي مصوب و كارمندان آن از وزارت فرهنگ منتزع و به سازمان مذكور ملحق شد. سرپرستى اين سازمان با معاونت نخست‌وزير بود.
با پيروزى انقلاب اسلامى ايران؛ وقف و اوقاف‌، فلسفه‌ي ديگرى يافت و بسيارى از موقوفات احياء گشته و درآمد آن‌ها صرف نيات واقفين گرديد. چنان‌كه امام خمينى (ره) در اين مورد فرمودند: اگر تبليغات دولت رايج شود خواهيد ديد كه از همين نذر و وصيت وقف چه خدمت‌هايى به كشور و توده‌ي مردم مي‌شود و بى‌شك نيمى از اداره‌ي كشور را اين‌گونه چيزها مي‌چرخاند.
پس از انقلاب اسلامى، تحول نظام ادارى اوقاف همچنان مسير خود را ادامه داد چنان‌كه شوراى قبلى تحت عنوان شوراى مركزى اوقاف در تشكيلات سازمان مذكور مورد تجديد نظر و بررسى قرار گرفت و با توجه به ضرورت و نيازهاى آن دوران پرتب و تاب و حجم وظايف و نوع مسئوليت، طرح جديد سازمان مركزى اوقاف تدوين گرديد كه در تاريخ به تأييد سازمان امور ادارى و استخدامي كشور رسيد.
براساس تشكيلات جديد، سرپرست منتخب سازمان از سوى ولي فقيه در تصدي ‌امورى كه متوقف بر اذن ولى فقيه مي‌باشد مجاز است. لازم به ذكر است كه تا سال 1370 اين سازمان به‌نام سازمان حج و اوقاف و امور خيريه بود و از تاريخ مذكور تا به امروز براساس مصوبه‌ي شوراى عالى ادارى، اوقاف و امور خيريه و سازمان حج به‌وجود آمد.

● هجدهم فروردین‌ماه 1303:
از هجدهم فروردين‌ماه 1303 هجري شمسي سندي در دست است که حاوي نظام‌نامه‌ي عتيقات و مشتمل بر 3 فصل و 29 ماده مي‌باشد كه در فصول آن، به عتيقات روي خاكي، عتيقات زيرخاكي و وظايف اداري پرداخته و هركدام از اين فصول داراي ماده‌ نظام‌نامه‌اي شامل ممنوعيت حمل كتب خطي و نقاشي، اشياي تذهيب‌شده، ادوات سفالي و ظروف كاشي و فلز، حمل اين اشياء به دست اشخاص بدون اجازه‌ي وزارت معارف، ضبط موزه‌ي معارف، چگونگي شرايط اخذ ماليات از آثار مهم تاريخي غيردولتي، چگونگي شرايط استخراج عتيقه و حفر اراضي ايران، شرايط انتخاب عمله براي حفاري و... مي‌باشد.

● هجدهم فروردین‌ماه 1320:
وينستون چرچيل نخست‌وزير وقت انگلستان هفتم آوريل 1941 (18 فروردين 1320) دستور انتقال يك لشكر از هندوستان آن کشور (بريتيش اينديا) را به بصره داد. بهانه‌ي اعزام اين لشكر كه عده‌ي نفرات آن به چهار هزار تن هم نمي‌رسيد، محافظت از حوزه‌هاي نفتي بيان شده بود، ولي درواقع مأموريت اين نيرو اشغال نظامي ايران در فرصت مناسب بود؛ زيرا كه دولت تهران عميقاً متمايل به آلمان شده بود و ديكته‌هاي لندن را مانند گذشته نمي‌نوشت.
چرچيل از دو جهت هراس داشت؛ يكي سقوط شمال آفريقا و رخنه‌ي نيروهاي آلمان به شرق سوئز و ديگري عبور نيروهاي آلماني از قفقاز و سرازير شدن به مناطق نفتي خاورميانه و تصرف همه‌ي منطقه با كمك ارتش ايران. چرچيل مي‌دانست كه تصرف خاورميانه توسط آلمان، بدون كمك ايران امكان‌پذير نخواهد بود و به اين دليل، ايران را هدف قرار داده بود.
چرچيل که در شرايط وقت، جنگ تمام عيار با ايران را کاري آسان نمي‌دانست هم‌زمان با اعزام نيرو به بصره به تطميع و خريد برخي مقامات نظامي و سياسي ايران دست زد تا در اقدام نظامي انگلستان، ارتش ايران وارد عمل نشود. وي در همان زمان در پارلمان انگلستان گفته بود كه بدون موافقت و همراهي ايران، هيچ قدرتي نمي‌تواند بر خاورميانه و حتي آسياي جنوبي مسلط باشد.
«تاريخ» نشان داد كه چهار ماه و دو هفته‌ي بعد (شهريور 1320)، لشكر اعزامي چرچيل از هندوستان، پس از مرخص شدن خائنانه‌ي سربازان پادگان‌هاي ايران، بدون برخورد با مانعي چشم‌گير وارد ايران شد و در اشغال «ايران بي‌دفاع!» مشاركت اساسي جست.

● هجدهم فروردین‌ماه 1358:
در چنين ايامي از سال 1358 هجري شمسي؛ اميرعباس هويدا که در دهه‌هاي 1340 و 1350 سيزده سال نخست‌وزير ايران بود در پايان دومين دور محاكمه‌اش در دادگاه انقلاب اسلامي به اعدام محكوم شد و حكم، دقايقي پس از صدور در محوطه‌ي زندان قصر درباره‌ي او به اجرا درآمده و تيرباران شد و جسدش به تالار معاينه جهت صدور پروانه‌ي دفن در پزشكي قانوني انتقال يافت. هويدا 59 ساله بود.
پس از انتقال جسد به پزشکي قانوني، تا چند روز هيچ‌يک از دوستان و بستگان هويدا براي تحويل گرفتن جسد او مراجعه نکرده بود(!) و اين وضعيت سبب شده بود که مسئول پزشکي قانوني تهران به روزنامه‌ها خبر دهد که جسد اميرعباس هويدا روي دست آن سازمان مانده و حتي يک نفر براي انتقال جسد به گورستان مراجعه نکرده است. اين واقعيت عبرت‌آموز در گزارش روزنامه‌هاي آن روزها آمده است.
اميرعباس هويدا از جمله مشهورترين رجال سياسي عصر پهلوي است که نام او با عصر 13 ساله‏ي اقتدار و ثبات سلطنت محمدرضا پهلوي گره خورده و بسياري از تحولاتي که در ادبيات سياسي از آن‏ها با عنوان گرايش به سوي مدرنيسم ياد مي‏شود، در عصر نخست‏وزيري او رخ داده است.
هويدا چه به‏عنوان يک عنصر بوروکرات که با توجهات سرويس‏هاي جاسوسي غربي مراتب ترقي در هرم قدرت را به‏سرعت طي کرد و چه به‏عنوان چهره‏ي شاخصي از فرقه‏ي بهائيت که رشد ناگهاني خود در ساختار قدرت را مديون توجه خاص غربي‏ها به فرقه‏ي بهائيت بوده و چه به‏عنوان درشت‏ترين مهره‏ي سياسي عصر پهلوي که به فرجام پرونده‏ي سياه خود، معدوم شد؛ نقش ويژه‏اي در تحولات 15 ساله‏ي آخر عصر پهلوي ايفا نموده و هم در عصر نخست‏وزيري و هم پس از اعدام به‏وسيله‏ي دادگاه انقلاب اسلامي، از شهرت به‏سزايي در رسانه‏ها و کتب و مقالات تاريخي برخوردار بوده است.
نخستين دور محاكمه‏ي هويدا 24 اسفند 1357 برگزار شده بود. هويدا باور نمي‏كرد كه اعدام شود. چند دولت عضو بلوک غرب، نخست‏وزير وقت را تحت فشار قرار داده بودند كه مانع اعدام هويدا شود و به‏همين سبب شيخ‏صادق خلخالي در طول دومين دور محاكمه‏ي هويدا، تلفن‏هاي زندان قصر را از كار انداخته بود كه به او تلفن و سفارش نشود.

کد خبر 27274

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.