جهانگیر شهدادی در این برنامه به تولد خود در نائین اشاره کرد و اظهار داشت: شکل گیری ذهنیت من در دوران جوانی باعث شده بود که در ابتدا تمام نقاشی های من با یک خط افقی تعریف شود. زمانی که همه از مناظر و کوچه ها و درختهای اصفهان نقاشی می کشیدند من به کشیدن کویر می پرداختم. تا آنکه روزی دوستی به من گفت وقتی ذهنت از این تصور خالی شود می شود کارهای تو را دید.
وی ادامه داد: من شانس این را داشتم که برای تحصیل به اصفهان آمدم و با عتیقه شناسی آشنا شدم. تاریخ هنر ایران مقطعی و برش دار است، اما عتیقه شناسی باعث می شود تا ما با تاریخ کامل ایران آشنا شویم. هنر در بازار بسیار اصیل بود. در بازار، هنر تجسمی بسیار قدیمی تا آنچه امروز پشت ویترین مغازه ها می فروشند قابل بررسی است.
مجموعه دار تاریخ ایران در مورد آشنایی با بازار گفت: در ابتدا من را نمی شناختند و برایم سخت بود تا با دیگران ارتباط برقرار کنم، ولی علاقه من به داستان هایی که پشت هر قطعه تاریخی بود مرا با استادکاران بازار آشنا کرد. می شود ساعت ها جلوی یک قطعه تاریخی ایستاد و از آن درس گرفت.
وی که تحصیلات خود را در رشته های نقاشی و معماری ادامه داده است در این مورد بیان داشت: برای تحصیل در رشته معماری به تهران رفتم اما در این رشته قبول نشدم و نقاشی خواندم. در آن دوران اساتیدی که در غرب تحصیل کرده بودند به ما درس می دادند و آنها سعی بر این داشتند که هنر غرب را مهم تر جلوه دهند.
وی افزود: بعد از نقاشی، معماری را تا کارشناسی ارشد ادامه دادم و 10 سال به معماری پرداختم و در سن 40 سالگی تصمیم گرفتم که تکلیفم را با خودم روشن کنم و به نقاشی پرداختم تا ببینم من واقعا نقاش هستم یا نه. در تصویرسازی به ارتباط ادبیات و نقاشی پی بردم و جزئیات نقاشی ها را با تاریخ هنر غرب مقایسه کردم.
وی ادامه داد: به این نتیجه رسیدم با اختلاف 50 سال از آنچه در غرب آن را رنسانس می خوانند در نقاشی ایران نیز تحولاتی مهم به وجود آمده است. این رنسانس در اصفهان مشخص است. در بررسی تاریخ تصویری ایران نمی توان اصفهان را کنار گذاشت.
شهدادی در مورد بررسی و نقد هنر مدرن در ایران گفت: منتقدین مدرن ایرانی اگر نتوانند اثری را در غالب های غربی جای دهند آن را مدرن نمی دانند. هنر ما ادامه روی هنر غرب نیست بلکه راه خود را می رود و شاید به جای دیگری برسد. هنر ما ریشه دارد نباید ساختار هنری را بر هم بزنیم.
وی اذعان داشت: مشهورترین فرشهای ایرانی در موزه های غربی به سفارش غربی ها در تاریخی نه چندان دور بافته شده اند. با بررسی آنها می بینیم با وجود اینکه به سفارش خارجی ها بافته شده اند کرسی فرش ایرانی بر هم نخورده است که اگر این اتفاق بیافتد دیگر فرش ایرانی نیست.
استاد معماری و نگارگری، سنت را مولفه ای هویت بخش دانست و گفت: در آلمان در دوره ای به این نتیجه رسیدند که اگر صنایع دستی قابل استفاده و کاربردی نباشند از بین خواهند رفت. دانشگاه هایی درست شد و به این امر پرداختند. این به این معنی نبود که هنر سنتی را منکر شوند.
وی خاطرنشان کرد: ارزش گذاری بر روی هنر مشکل ساز است. نباید هنر سنتی و مدرن را با هم مقایسه کرد. باید هر یک را روی یک سکو دید. من به مهارت فنی با مفهوم سنتی اعتقاد دارم و کارهای من مانند آزمایشگاهی است که در آن تجربه می کنم.
12106/135/10
کانال اطلاع رسانی: https://telegram.me/imnanews
نظر شما