درس های فرار شاه از ایران/ نقش فرح در سرنگونی حکومت پهلوی

شاه با خود دیکتاتوری و ظلم را برد اما درس بزرگی به معتمدان به آمریکا داد. شاه با آن همه پرستیژ خاص و دست بوسی های مکرر آمریکایی ها مجبور می شود کشوری را که ارث پدرش می دانست رها کند و برود.

به گزارش ایمنا، 26 دی ماه سالروز فرار شاه مخلوع ایران است؛ فراری که سقوط رژیم شاه را حتمی کرد و باعث شد کمتر از یک ماه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی برسد.
هنگامی که شاه به ظاهر برای مدتی کوتاه ایران را ترک کرد ولی در عمل فرار را بر قرار ترجیح داد، بسیاری از تحلیلگران گمان نمی کردند که حکومت طاغوتِ آن روزها که از حمایت مسلم آمریکا برخوردار بود و با توجه به بنیه نفتی که در اختیار داشت، به این زودی ها سرنگون نخواهد شد اما تاریخ مسئله دیگری را عنوان می کند.
آغاز سرنگونی قطعی حکومت پهلوی با فرار شاه رقم خورد. فراری که بازهم نتیجه اعتماد به کشوری بود که این روزها نیز خوی بدعهدی هایش را خوبی درک می نماییم. شاه هیچگاه گمان نمی کرد با توجه به حمایت به ظاهر جدی آمریکا از حکومتش، خللی در آینده کشورش بوجود آید.



محمدرضا که با چشمانی اشک بار از ایران گریخت، ابتدا به مصر رفت و مورد استقبال رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. او پس از آن به مراکش رفت با اعمال فشارهای دولت ایران مجبور به ترک این کشور شد و در فروردین سال بعد با ویزای گردشگری به باهاما رفت.
در خردادماه مجبور به ترک باهاما و سفر به مکزیک شد. آمریکا مقصد بعدی شاه بود که برای درمان بیماری خود مدتی را در آنجا سپری کرد اما با شروع بحران گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران او مجبور به ترک این کشور شد. شاه از آمریکا به مصر رفت و در مردادماه در همانجا از دنیا رفت.
در این میان، نقش فرح در سرنگونی حکومت محمدرضا را نباید نادیده گرفت. یک سال قبل از پیروزی انقلاب، اسدالله علم که یکی از مشاوران مهم شاه محسوب می شد فوت کرد. محمدرضا با از مرگ علم روحیه خود را از دست داد و به نوعی کمرش در برهه حساس زمان خود، شکست.



فرح نیز از این موقعیت استفاده کرد و با بکارگیری اطرافیان خود در اعمال نظرات سیاسی خود، عملا محمدرضا را تحت تاثیر قرار داد و نظرات مخالف آنها با شاه، اتخاذ تدابیر مهم در کشور را به فراموشی سپرد.
فرح، شاه ایران شده بود. او تیمسار ایادی را نیز از محمدرضا جدا کرد و دیگر تمام توان شاه از بین رفته بود. با این وجود دیگر دلیلی وجود نداشت که وی در کشور بماند کما اینکه خطرت فروپاشی دولت به گوش می رسید.
شخصیت محمدرضا پهلوی به گونه ای بود که اگر اوضاع بر وفق مرادش نبود و رو به پیچیدگی می رفت، کار را رها کرده و دست به اقدامات بچگانه می زد. مشکل شاه این بود که جسارت پدرش را به ارث نبرده بود.



احمد‌علی مسعود انصاری پسر خاله فرح پهلوی در این باره می گوید: در قاهره از شاه سوال کردم چرا مملکت را ترک کردید. این بار عصبانی شد و گفت چند بار بگویم اگر من دیکتاتور بودم می‌کشتم و تا آخر عمر خود حکومت می‌کردم ولیکن من پادشاه هستم و سلطنت نمی‌تواند بر روی خون ادامه پیدا کند. در جواب ایشان باید گفت شما نمی‌توانید در زمان آرامی مملکت دیکتاتوری کنید و در زمان نا آرامی دموکرات شوید.
شاه با خود دیکتاتوری و ظلم را برد اما درس بزرگی به معتمدان به آمریکا داد. شاه با آن همه پرستیژ خاص و دست بوسی های مکرر آمریکایی ها مجبور می شود کشوری را که ارث پدرش می دانست رها کند و برود. آمریکایی که بارها حمایت رسانه ای و دولتی خود را از حکومت پهلوی اعلام کرد اما نتیجه اعتماد را با بدعهدی داد.

​کانال اطلاع رسانی: https://telegram.me/imnanews
08166/122/20
کد خبر 264915

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.