به گزارش ایمنا، نیکول فریدنی ٢٨ دی ماه ١٣١٤ در شیراز متولد شد و از ١٤سالگی دوربین به دست گرفت و دست روزگار او را در سن 14 سالگی به کرمان کشاند؛ جایی که قرار بود استعداد عکاسی او آنجا شکوفا شود.
خودش ماجرای زندگی اش را این گونه تعریف می کند؛ «پدر من در تشکیلات اصل چهار؛ یعنی در طرح معروف ترومن شاغل بود و شخصی به نام حسین شریفی هم متصدی عکاسی اصل چهار بود. او گاهی از من می خواست در خشک کردن عکس ها کمکش کنم. در آن چهار دیواری تاریک، تمام عشق و علاقه من به این کار آرام آرام شکل می گرفت».
نیکول فریدنی ۵۰ سال از عمر گرانبار خویش را به عکاسی پرداخت و سپس در ۱۷ بهمن ۱۳۸۶ در حالی دیده از جهان فرو بست که آرشیو عکسهایش گرانبهاترین میراثی است که برای آیندگانی به جا مانده است که از دیدن طبیعت بکر ایران محروم خواهند بود. نیکول فریدنی مسحور طبیعت و بوی خاک ایران است. او از چهارده سالگی دوربین به دست گرفته و به جای جای این خاک سفر کرده است. او مسحور آسمان آبی و ابرهای پراکنده گشته و از دیدن وزش باد در ماسههای کویر لذت برده است و این لذت را برای ما به میراث گذاشته است. او ما را به شنیدن موسیقی باشکوه طبیعت فرا میخواند. نیکول عکاسی است، که عکاسی را با عشق توامان کرده است. او که بیش از هر چیزی عاشق خود طبیعت است، طی ۵۰ سال عمر عکاسانه خود سراسر ایران را زیر پا گذاشته و مجموعه کاملی را از طبیعت ایران گرد آورده است.
او عکاسی صاحب سبک میباشد، عکاسی که روایت شخصی خود را در عکاسی از طبیعت به دست آورده و بسط داده است. در مورد این سبک شخصی میتوان گفت، بکر بودن یکی از ویژگیهای اصلی آثار اوست، زیرا نیکول با سفر به مکانهایی که کمتر دیده شدهاند یا کمتر در کانون توجه قرار گرفتهاند توانست مجموعه تصاویری را از این مکانها به ثبت برساند، که شاید فاقد نظیر دیگری باشند. نکته دیگر علاقه وافر و تسلط زیاد او در عکاسی سیاه و سفید است او با درجات مختلف خاکستری یک بازی ماهرانه انجام میدهد، که نتیجه آن به خلوص رسیدن جوهر منظره است. در حالیکه رنگ به مثابه عنصری خیره کننده و جذب کننده، به کناری گذاشته میشود، این تنالیتههای خاکستری هستند که به منظره، کیفیتی فوق بشری میدهند.

اما عکسهای رنگی او نیز حکایت مفصلی دارند. استفاده از قطع متوسط و اسلاید، و شناخت دقیق از موضوع رنگ و کنترل آن، مناظر رنگی اش را نیز به درجه بالایی از قدرت بصری ارتقاء دادهاند، نیکول در آثار چشمنواز رنگیاش، با برجسته کردن عنصری خاص و ابهت بخشیدن به آن، اثر را از صرف یک منظره زیبا به یک موسیقی دلپذیر و با دقت نواخته شده بدل میکند. او به راحتی، عناصر موجود در کادر را در آرایشی میچیند که همچون یک سمفونی، دارای ملودی، ریتم و مجموعه هماهنگی از نورها، رنگها و فرمها هستند، که ماحصل آن القای حس عمیق و با ابهتی است که طبیعت به انسان میدهد.
نیکول در سال های پایانی دچار بیماری پارکینسون، سرطان پروستات و عفونت ریوی شد، تا اینکه ١٧ بهمن در خواب صبحگاهی از دنیا رفت. در مراسم تشییع پیکر او نه تنها از سامان دادن عکس هایش بلکه از تأسیس مدرسه عکاسی نیکول فریدنی گفته شد؛ وعده هایی که تا امروز همچنان باقی مانده اند، حتی گالری ای که در بخشی از خانه اش راه اندازی شده بود و همسر دوم او سعی داشت آن را سرپا نگه دارد، به دلیل مسائل حقوقی مسکوت مانده است. در میان اینها اما هنوز آرشیو عکس های او باقی مانده اند؛ آرشیوی که به گفته سیمون آیوازیان، استاد دانشگاه، نوازنده گیتار، عکاس و از دوستان نزدیک فریدنی، هنوز کشف نشده است.
12168/135/10
کانال اطلاع رسانی: https://telegram.me/imnanews
خودش ماجرای زندگی اش را این گونه تعریف می کند؛ «پدر من در تشکیلات اصل چهار؛ یعنی در طرح معروف ترومن شاغل بود و شخصی به نام حسین شریفی هم متصدی عکاسی اصل چهار بود. او گاهی از من می خواست در خشک کردن عکس ها کمکش کنم. در آن چهار دیواری تاریک، تمام عشق و علاقه من به این کار آرام آرام شکل می گرفت».
نیکول فریدنی ۵۰ سال از عمر گرانبار خویش را به عکاسی پرداخت و سپس در ۱۷ بهمن ۱۳۸۶ در حالی دیده از جهان فرو بست که آرشیو عکسهایش گرانبهاترین میراثی است که برای آیندگانی به جا مانده است که از دیدن طبیعت بکر ایران محروم خواهند بود. نیکول فریدنی مسحور طبیعت و بوی خاک ایران است. او از چهارده سالگی دوربین به دست گرفته و به جای جای این خاک سفر کرده است. او مسحور آسمان آبی و ابرهای پراکنده گشته و از دیدن وزش باد در ماسههای کویر لذت برده است و این لذت را برای ما به میراث گذاشته است. او ما را به شنیدن موسیقی باشکوه طبیعت فرا میخواند. نیکول عکاسی است، که عکاسی را با عشق توامان کرده است. او که بیش از هر چیزی عاشق خود طبیعت است، طی ۵۰ سال عمر عکاسانه خود سراسر ایران را زیر پا گذاشته و مجموعه کاملی را از طبیعت ایران گرد آورده است.
او عکاسی صاحب سبک میباشد، عکاسی که روایت شخصی خود را در عکاسی از طبیعت به دست آورده و بسط داده است. در مورد این سبک شخصی میتوان گفت، بکر بودن یکی از ویژگیهای اصلی آثار اوست، زیرا نیکول با سفر به مکانهایی که کمتر دیده شدهاند یا کمتر در کانون توجه قرار گرفتهاند توانست مجموعه تصاویری را از این مکانها به ثبت برساند، که شاید فاقد نظیر دیگری باشند. نکته دیگر علاقه وافر و تسلط زیاد او در عکاسی سیاه و سفید است او با درجات مختلف خاکستری یک بازی ماهرانه انجام میدهد، که نتیجه آن به خلوص رسیدن جوهر منظره است. در حالیکه رنگ به مثابه عنصری خیره کننده و جذب کننده، به کناری گذاشته میشود، این تنالیتههای خاکستری هستند که به منظره، کیفیتی فوق بشری میدهند.

اما عکسهای رنگی او نیز حکایت مفصلی دارند. استفاده از قطع متوسط و اسلاید، و شناخت دقیق از موضوع رنگ و کنترل آن، مناظر رنگی اش را نیز به درجه بالایی از قدرت بصری ارتقاء دادهاند، نیکول در آثار چشمنواز رنگیاش، با برجسته کردن عنصری خاص و ابهت بخشیدن به آن، اثر را از صرف یک منظره زیبا به یک موسیقی دلپذیر و با دقت نواخته شده بدل میکند. او به راحتی، عناصر موجود در کادر را در آرایشی میچیند که همچون یک سمفونی، دارای ملودی، ریتم و مجموعه هماهنگی از نورها، رنگها و فرمها هستند، که ماحصل آن القای حس عمیق و با ابهتی است که طبیعت به انسان میدهد.
نیکول در سال های پایانی دچار بیماری پارکینسون، سرطان پروستات و عفونت ریوی شد، تا اینکه ١٧ بهمن در خواب صبحگاهی از دنیا رفت. در مراسم تشییع پیکر او نه تنها از سامان دادن عکس هایش بلکه از تأسیس مدرسه عکاسی نیکول فریدنی گفته شد؛ وعده هایی که تا امروز همچنان باقی مانده اند، حتی گالری ای که در بخشی از خانه اش راه اندازی شده بود و همسر دوم او سعی داشت آن را سرپا نگه دارد، به دلیل مسائل حقوقی مسکوت مانده است. در میان اینها اما هنوز آرشیو عکس های او باقی مانده اند؛ آرشیوی که به گفته سیمون آیوازیان، استاد دانشگاه، نوازنده گیتار، عکاس و از دوستان نزدیک فریدنی، هنوز کشف نشده است.
12168/135/10
کانال اطلاع رسانی: https://telegram.me/imnanews
نظر شما