خبرگزاری ايمنا: بنياد شهيد در 22 اسفند 1358،‌ به فرمان امام خمینی (ره) تأسيس شد که دارای شخصيت حقوقی و استقلال مالی و اداری است و امور آن طبق مقررات و قوانين مربوط به نهادهای عمومی و غيردولتی و در چهارچوب اساسنامه‏ی مصوب و آئين‏نامه‌های مربوط، زير نظر رئيس‏جمهوری و تحت نظارت عاليه‏ی رهبری اداره می‌شود.

● در چنين روزي در سال 1358 هجري شمسي؛ بنياد شهيد انقلاب اسلامي به فرمان امام خميني (ره) تشکيل شد.
حضرت امام خميني (ره) رهبر فقيد انقلاب اسلامي در نامه‎اي اظهار داشتند: «... ملت شريف ايران مي‎داند که نهضت اسلامي و پيروزي انقلاب اسلامي مرهون فداکاري قشرهاي مختلف ملت است که در صف اول بايد از شهداي انقلاب رحمةالله عليهم و کساني را که در اين راه معلول و آسيب ديده‎اند، محسوب داشت. لهذا بايد رسيدگي کامل به خاندان شهدا و آسيب‌ديدگان و معلولين در اين راه چه در حال انقلاب و چه قبل و بعد از آن به نحو احسن و با مراعات احترام آنان شود...».
اين نهاد مقدس با اهدافي نظير احياء، حفظ و ترويج فرهنگ شهادت و شهادت‌طلبى، زنده نگه داشتن ياد شهيدان و حفظ آثار آنان، تجليل و تکريم از خانواده‏هاى معظم شهدا و رسيدگي به امور مختلف خانواده‌هاي شاهد تأسيس شد.
سابقه‌ي اوليه‌ي اين نهاد به دوران آغاز قيام امام (ره) در سال 1342 بازمي‌گردد. بعد از قيام پانزده خرداد 42،‌ گروهي از روحانيون انقلابي و مبارز و افراد نيکوکار به دستور امام (ره) مأموريت يافتند تا به خانواده‌هاي شهدا رسيدگي کنند، ‌که اين کار در طول سال‌هاي مقاومت و مبارزه ادامه يافت و در سال‌هاي 57-56 دامنه‌ي وسيع‌تري پيدا کرد. بعد از پيروزي انقلاب،‌ براي سامان دادن بيشتر به امور شهدا و خانواده‌هاي آنان،‌ با فرمان امام (ره) بنياد شهيد آغاز به‌کار کرد که با شروع جنگ تحميلي و بيشتر شدن تعداد شهيدان،‌ وظيفه‌ي اين بنياد سنگين‌تر شد.
بنياد مزبور تاکنون در حوزه‌هاي مختلف مربوط به خود از جمله برنامه‌ريزى و تلاش در جهت احياء و ترويج فرهنگ شهادت با کمک ساير نهادهاي کشوري، معرفى آثار فرهنگى، ادبى، هنرى، وصايا و سيره‌ي معنوى شهيدان، ايجاد موزه‏هاى شهدا، آراستن فضاي کشور به نام و چهره و آثار شهدا، پيگيرى امور فرهنگى تربيتى و آموزشى فرزندان شهدا و زمينه‏سازى براي رشد و تعالى روحى و اخلاقى و تخصصى آن‌ها، جمع‌آورى، تنظيم و تدوين وصايا، زندگينامه و آثار بيش از يک‌صد هزار تن از شهداى گرانقدر و طراحى و پياده نمودن رايانه‏اى ممکن اين وصايا و آثار ارزشمند، برگزارى کنگره‏ها، يادواره‏ها، يادبودها و مراسم مربوط به بزرگداشت ‏شهدا، تأسيس دانشگاه شاهد در سال 1368، تأسيس گروه سيماى شاهد در سال 1365، تشکيل کانون‌هاي فرهنگى هنري، تشکيل کلاس‏هاى آموزش قرآن، حفظ قرائت و مفاهيم و برگزاري جشنواره‏ها و مسابقات قرآنى ادبى ‏هنرى ورزشى و... تلاش‌هاي شايان توجهي به انجام رسانده است.

● بیست و دوم اسفندماه 1340:
در چنين روزي در سال 1340 هجري شمسي؛ آيت‌الله کاشاني درگذشت.
وي در چنين روزي در سال 1340 هجري شمسي در حالي درگذشت که از مال دنيا جز منزلي که آن هم در رهن بود چيزي ديگر نداشت. آيت‌الله حاج سيدابوالقاسم مصطفي کاشاني عالم روحاني و سياسي شيعه در سال 1300 هجري قمري در تهران به‌دنيا آمد. وي در شانزده سالگي به‌همراه پدر خويش عازم زيارت کعبه شد و در نجف اقامت گزيد.
کاشاني به‌همراه پدر خويش و ساير مجتهدين شيعه در آن کشور اسلحه به دست گرفت و عليه استعمار انگلستان وارد جنگ شد. او علاوه بر اين‌که عضو هيأت عالي ديني انقلابيون بود يکي از چهار عضو کميته‌ي عالي جنگ حکومت انقلاب نيز به‌شمار مي‌رفت. پس از جنگ که به پيروزي و استقلال عراق انجاميد چون انگليسي‌ها در تعقيب آيت‌الله کاشاني بودند و مقدمات دستگيري او را فراهم مي‌کردند، وي از راه پشتکوه و لرستان به ايران آمد.
پس از جنگ جهاني دوم، نيروهاي استعماري آيت‌الله کاشاني را به بهانه‌ي همکاري با آلمان‌ها دستگير کردند و 28 ماه ايشان را در اراک، کرمانشاه و رشت زنداني کردند. علت اصلي اين توقيف و تبعيد آن بود که آيت‌الله کاشاني مبارزه‌ي شديدي را عليه نيروهاي متجاوز آغاز کرده بود.
او در انتخابات دوره‌ي پانزدهم مجلس، براي افشا کردن ماهيت قوام بپاخاست و پس از سخنراني در تهران، عازم مشهد شد. قوام از اين اقدام به وحشت افتاد و او را در تيرماه 1325 در بين راه شاهرود ـ مشهد دستگير کرده و به بهجت‌آباد قزوين تبعيد نمود. آيت‌الله کاشاني يک سال در تبعيد به‌سر مي‎برد تا اين‌که بر اثر فشارهاي سياسي از سوي علما و مردم، در 21 خرداد 1326 آزاد شد و دوباره به تهران برگشت. آيت‌الله کاشاني پس از آزادي، در فعاليت‌هاي اجتماعي و مبارزات سياسي شرکت نموده و در مبارزات نفت به رهبري امت مسلمان پرداخت.
آيت‌الله کاشاني در جريان ملي شدن نفت به طرق مختلف به تقويت دولت مشغول بود و با نفوذ و محبوبيتي که در کشورهاي اسلامي داشت، ملل مسلمان جهان را به پشتيباني از مبارزات ملي شدن نفت ايران فراخواند. در ماجراي فروش اوراق قرضه‌ي ملي فتواهاي آيت‌الله کاشاني نقش بسياري در جهت حمايت از نهضت ايفا کرد.
وي روز سي‌ام تير طي اعلاميه‌اي مردم را به تظاهرات و مقاومت دعوت کرد و اعلام داشت که اگر پاي يک انگليسي به ايران برسد کليه‌ي تأسيسات نفتي کشور را نابود خواهيم کرد. او علاوه بر نمايندگي مجلس شوراي ملي در دوره‌ي هفدهم به رياست مجلس نيز انتخاب شد. در ماجراي خلع يد از شرکت سابق نفت انگلستان مکرراً با اعلاميه‌ي وي تمام کشور تعطيل شد.

● بیست و دوم اسفندماه 1357:
در چنين روزي در سال 1357 هجري شمسي؛ معاون نخست‌وزير و سخنگوي دولت موقت اعلام کرد قرارداد سنتو لغو شده است.
قرارداد يادشده يا پيمان مرکزي سنتو، اتحاديه‌اي دفاعي بود که تا اوت 1959 ميلادي به پيمان بغداد مشهور بود. اين پيمان در بغداد و ميان کشورهاي ترکيه و عراق در سال 1955 ميلادي به امضا رسيد و در همان سال نيز کشورهاي انگلستان، پاکستان و ايران نيز به آن ملحق شدند. آمريکا عضو اين پيمان نبود ولي نمايندگاني در آن داشت. اين پيمان نظامي و اقتصادي درواقع به‌منظور مبارزه و جلوگيري از نفوذ شوروي در کشورهاي مذکور منعقد گرديده بود.

● بیست و دوم اسفندماه 1357:
در چنين روزي در سال 1357 هجري شمسي؛ دوازده تن ديگر از سرسپردگان رژيم پهلوي به حکم دادگاه انقلاب اسلامي تهران به اعدام محکوم شدند.
در ميان اين افراد نام‌هايي چون سپهبد نادر جهانباني (معاون نيروي زميني ارتش)، غلامحسين دانشي (نماينده‌ي سابق مجلس شوراي ملي)، محمد نويد (شکنجه‌گر ساواک)، ميراحمد وچصفهاني (شکنجه‌گر ساواک)، سرلشگر ولي‌الله زندکريمي (رييس اداره‌ي زندان‌ها)، محمود جعفريان (معاون سابق سازمان راديو و تلويزيون)، پرويز نيک‌خواه (مدير سابق مرکز خبر راديو و تلويزيون) و... به چشم مي‌خورد.

● بیست و دوم اسفندماه 1357:
در چنين روزي در سال 1357 هجري شمسي؛ وزير امور خارجه‌ي دولت موقت طي در گفتگوهايي با سفير مصر بر مبارزات برحق فلسطينيان در برابر نظاميان رژيم صهيونيستي تأکيد کرد.
وي در عين حال با انتقاد از اظهارات انور سادات رييس‌جمهور مصر مبني بر اين‌که وي از شاه ايران به‌عنوان مهماني شخصي پذيرايي خواهد کرد و به او پناه خواهد داد، مصر را از پناه دادن به شاه مخلوع ايران برحذر داشت و تأکيد کرد که پناه دادن به شاه ايران از طرف هر دولت و تحت هر عنوان، از نظر دولت ايران محکوم است و در روابط آينده‌ي ايران با آن کشورها تأثير منفي خواهد داشت.

● بیست و دوم اسفندماه 1357:
در چنين روزي در سال 1357 هجري شمسي؛ جمهوري اسلامي ايران روابط خود را با رژيم نژادپرست و طرفدار آپارتايد آفريقاي جنوبي قطع کرد. البته گفتني است جمهوري اسلامي ايران ابتدا فروش نفت خود را به اين کشور ملغي اعلام نموده بود.

کد خبر 26020

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.