"زادروز کنستانتين یکم امپراطور مقتدر روم"، "زادروز ناشر مجلهي جنتلمن در سال 1731"، "فرار شاه انتخابي فرانسه به انگلستان"، "كشف تمدن 5500 سالهي سرخپوستان قارهي آمریکا" و... از جملهي مهمترين رخدادهای امروز (بيست و هفتم فوريه) در تقویم تاریخ میلادي است.
● بيست و هفتم فوريهی سال 272 ميلادی:
در چنين روزي در سال 272 ميلادي؛ کنستانتين امپراطور مقتدر روم بهدنيا آمد.
کنستانتين يکم يا کنستانتين بزرگ با اقتدار تمام از 306 تا 337 ميلادي بر امپراتوري روم حكومت و شهر قسطنطنيه (استانبول) را بنا كرد. وي در 26 ژوئن 337 ميلادي چشم از جهان فروبست.
کنستانتين توانست ژرمنهاي ويزيگوتها را شکست بدهد. همچنين طي فرمان ميلان در سال 313 ميلادي، مسيحيت را مذهب رسمي روم کرد و در کنار آن به مذاهب ديگر آزادي داد. او مجامع مذهبي کنگرهي آرل و کنگرهي نيقيه را بهمنظور حفظ وحدت در مسيحيت تشکيل داد. کنستانتين در اواخر عمر بهدست يک اسقف آريوسي غسل تعميد داده شد. کليساي مرقد مقدس، به دستور کنستانتين يکم در شهر اورشليم بنا شد.
● بيست و هفتم فوريهی سال 1731 ميلادی:
ادوارد كيو Edward Cave ناشر مجله «The Gentleman’s Magazine» بيست و هفتم فوريهي 1691 در انگلستان بهدنيا آمد و 53 سال عمر كرد.
وي مجلهي خود را كه يك نشريهي عمومي تمامعيار بود در چهل سالگي و در سال 1731 منتشر ساخت. كيو قبلاً براي جلب شريك و جمعآوري پول تلاش بسيار بهعمل آورده بود ولي موفق نشده بود زيرا كه در آن روزگار، افراد باور نميكردند نشر مجله سودآور باشد و بيم از آن داشتند كه پولشان از دست برود.
مجلهي «ادوارد كيو» يك نشريهي اصطلاحاً «جنرال اينترست (داراي همهگونه مطلب و باب سليقهي همگان)» بود و قبل از انتشار در اعلانهاي چاپي كه بر در و ديوار چسبانيده بود وعده داده بود كه هر مطلبي را كه براي عامه مفيد باشد و آموزش عمومي دهد و سطح معلومات مخاطبان را بالا ببرد، منتشر خواهد كرد و به هركس كه برايش مطلب بنويسد و بفرستد «حقالتحرير» خواهد داد.
● بيست و هفتم فوريهی سال 1848 ميلادی:
27 فوريهي 1848 لوئي فيليپ پادشاه فرانسه سه روز پس از كنارهگيري به لندن گريخت.
وي پس از دو سال زندگي در انزوا در انگلستان در اين كشور درگذشت . فرانسويان در جريان انقلابات سال 1848 اروپا از 23 فوريه شعار تظاهرات خود را بركناري لويي فيليپ قرار داده بودند و او عصر روز بعد (24 فوريه) كنارهگيري كرد.
در پي كنارهگيري لويي ناپلئون، در اين كشور جمهوري دوم برقرار شد. نظام جمهوري فرانسه پس از انقلاب اواخر قرن 18 اين كشور، دوباره سلطنتي شده بود.
لويي فيليپ از جمله شاهزادگاني بود كه در 1789 از انقلاب فرانسه حمايت كرده بود و يك بار در زير پرچم انقلاب بهنام ژنرال فرانسه با اتريش به جنگ پرداخته بود. انقلاب فرانسه عنوان دوك دو ارلئان را از لويي فيليپ نگرفته بود.
پس از سقوط امپراتوري ناپلئون كه با رأي مستقيم فرانسويان امپراتور آنان شده بود، لويي فيليپ با بازگشت فرانسه به دوران اشراف (داراي لقب، ولي بعضاً بدون ثروت زياد) مخالفت كرد و اين مبارزه، او را عملاً در كنار بورژواها (توانگران بدون لقب) قرار داد كه پس از فرار شارل دهم جانشين لويي 18 از فرانسه با كمك همين بورژواها پادشاه فرانسه شد.
وي براي اينكه به پادشاهي خود مشروعيت بدهد، شرط پادشاه شدن را رأي پارلمان قرار داد و پارلمان كه درصدد رفع بحران ناشي از فرار شارل دهم به انگلستان بود، رأي به پادشاه شدن لويي فيليپ داد.
لويي فيليپ بهدليل حمايت از بورژواها بهتدريج علاقه و حمايت كارگران و روشنفكران را از دست داد و سرانجام بر اثر فشار آنان مجبور به كنارهگيري و فرار شد. وي نزديك به 18 سال پادشاه مشروطهي فرانسه بود.
● بيست و هفتم فوريهی سال 1967 ميلادی:
27 فوريهي سال 1967 ژنرال سوهارتو از مقامات نظامي اندونزي دكتر احمد سوكارنو مؤسس جمهوري اندونزي و نخستين رئيس جمهوري اين كشور را كه قبلاً تحت نام هند هلند مستعمرهي اين كشور بود مجبور كرد كه اختيارات اجرايي خود را به او تفويض كند و از آن پس تنها عنوان پدر اندونزي را داشته باشد و رئيس تشريفاتي (بدون اختيار) كشور باشد. سوکارنو براي کسب استقلال اندونزي تلاش بسيار کرد و مرارت فراوان کشيد.
سوكارنو از بانيان جنبش كشورهاي غيرمتعهد مانع ورود شركتهاي اصطلاحاً چندمليتي به اندونزي و استثمار اين كشور توسط آنها بود و بهعلاوه از حزب كمونيست اندونزي كه از احزاب كمونيست بزرگ جهان بود، حمايت ميكرد و اين عمل او براي غرب قابل تحمل نبود.
يك اقدام حزب كمونيست بر ضد ژنرالهاي هوادار غرب در اندونزي در نيمهي دههي 1960 كه پيروزي بادوام نداشت بهانه را به ژنرالها از جمله سوهارتو داد تا اختيارات سوكارنو را به تدريج از او سلب كنند و... ژنرال سوهارتو که سالها ديکتاتور اندونزي بود، چند سال پيش، از رياست كشور اندونزي معزول شد و به اتهام سوءاستفادههاي متعدد تحت تعقيب قضايي قرار گرفت. وي در سال 2007 درگذشت.
● بيست و هفتم فوريهی سال 2008 ميلادی:
باستانشناسان، ميدان عمومي (پلازا) پنج هزار و پانصد سالهاي را در منطقهي كاسما واقع در 370 كيلومتري شهر ليما پايتخت كشور «پرو» از دل خاك خارج ساختند. آنان و از جمله باستانشناسان آلماني در فوريهي 2008، روزنامهنگاران را براي ديدار از اين آثار دعوت كرده بودند.
اين پلازا و آثار ديگري كه در «پرو» و ساير نقاط قارهي آمريكا و بهويژه در مكزيك به دست آمده حكايت از پيشرفته بودن تمدن بوميان (سرخپوستان) اين قاره ميكند كه اروپائيان پس از ورود به اينجا و مخصوصاً در شمال و منطقهاي كه انگليسيها پاي نهاده بودند، اين بوميان را به بهانهي عدم تمدن و وحشي بودن، نابود كردند و اراضيشان را مالك شدند.
در سالهاي دههي يکم قرن 21 در سه کشور آمريکاي لاتين، سه بومي رياست کشور را به دست گرفتهاند: ونزوئلا، بوليوي و اکوادور. با وجود اين، بوميان آمريکاي شمالي همچنان در رزرويشنهاي سکونت دارند و... اسپانياييها در سال 1492 و انگليسيها در سال 1607 در قارهي آمريكا مستقر شدند و ساير اروپاييان در آن فاصله.
● بيست و هفتم فوريهی سال 2008 ميلادی:
نزاع و مشاجرهي دانشآموزان در اتوبوسهاي مدرسه در آمريكا، در سالهاي اخير خبرساز شده است.
براي كاهش اين مشاجرات و نيز تشويق افراد به راننده اتوبوس مدرسه شدن، در اين اتوبوسها دوربين كار گذاشته شده است. مشاجرهي دانشآموزان در اتوبوسهاي مدرسه با يکديگر، قبلاً باعث كنارهگيري رانندگان و كاهش داوطلبان اين شغل شده بود زيرا كه در موارد بسيار، مشاجرهكنندگان پاي راننده را هم به ميان كشيده و برايش پرونده ساخته بودند.
يکي از اين دست ماجراها، فوريهي 2008 در شهر گيلبرت ايالت آريزونا روي داد و جريان نزاع كه توسط دوربين اتوبوس ضبط شده بود، از شبكههاي تلويزيوني پخش شد تا براي دانشآموزان عبرت آموز باشد.
طبق اين فيلم، يك دختر دبيرستاني پيش از اينكه اتوبوس به ايستگاه برسد از جايش بلند ميشود و ميخواهد كه پياده شود (كه خلاف مقررات ايمني است). دانشآموز ديگر كه او هم يك دختر است مانع اين كار او ميشود و درنتيجه كتككاري آغاز ميگردد. رانندهي اتوبوس كه يك خانم است براي فيصله دادن به قضيه، (با ايجاد ترافيك) اتوبوس را متوقف و اقدام به ميانجيگري ميكند و... در اين ميان پليس سر ميرسد و دختر اول مدعي ميشود كه راننده هم ضمن نزاع، موهايش را كشيده بود و درنتيجه ماجرا جنبهي قضايي مييابد
● برخی دیگر از مهمترين رخدادهای بيست و هفتم فوريه در تقویم تاریخ میلادی:
1797: بانك انگلستان پوند كاغذي (نوت) به جريان گذارد و اين كار را از اسكناس يك پوندي شروع كرد.
1801: كنگرهي آمريكا با وضع يك قانون ادارهي امور شهر واشنگتن كه عنوان ناحيهي كلمبيا (D.C) را دارد و به هيچ ايالتي تعلق ندارد، زير نظر خود قرار داد.
1844: دومينيكن از هائيتي جدا شد. اين دو كشور همسايه در يك جزيره بهنام هيسپانيولا واقع شدهاند.
1900: حزب كارگر (زحمتكشان) انگلستان تأسيس شد.
1909: عثماني بر ضميمه شدن بوسني به قلمرو امپراتوري اتريش صحه گذارد.
1951: با اينكه عملاً رؤساي جمهور آمريكا بهجز روزولت و آن هم بهدليل ادامهي جنگ جهاني دوم، نه بيش از دو دوره در اين مقام بودند، در اين روز اصلاحيهي 22 قانون اساسي آن كشور، دورهي رياست جمهوري آمريكا را محدود به دو دورهي 4 ساله كرد.
1986: سناي آمريكا از اين پس با پخش تلويزيوني جريان بحث و مذاكرات مجلس موافقت كرد.
1991: جورج بوش (پدر) تكميل كار پس گرفتن كويت از تصرف عراق را، رسماً اعلام داشت.
خبرگزاری ایمنا: کنستانتين یکم در چنين روزی متولد شد؛ وی در سال 313 ميلادی، مسيحيت را مذهب رسمی روم کرد و در کنار آن به مذاهب ديگر آزادی داد. کنستانتين همچنین سازندهی شهر قسطنطنيه (استانبول) و کليسای مرقد مقدس در اورشليم بود.
کد خبر 25253
نظر شما