به گزارش ایمنا، به موازات بیان نام تعزیه، ترکیب شبیه خوانی نیز حتما به گوش شما خورده است، عده ای این دو را متفاوت و عده ای مترداف می دانند. ادیبان در ترجیح ترکیب شبیه خوانی به جای تعزیه دلایلی آورده اند که دو مورد از آن به این شرح است: تعزیه به مفهوم عام عزاداری گفته مي شود، چنان که هنوز در برخی از مناطق کشور مان از جمله آذربایجان برای هر گونه مراسم عزا مثلاً عزاداری فرد تازه درگذشته نیز از این واژه استفاه می شود و اختصاصی به مراسم خاص برای امام حسین (ع) ندارد و دیگر این که، اصطلاح شبیه از قدیم هم برای نمایش واقعه ای که به اجرا در می آمده گفته می شده و بنا به این دلایل کاربرد لفظ شبیه خوانی برای این مراسم درست تر است اما استعمال فراوان واژه ي تعزیه در متون و در گفتار محاوره غلبه یافته و جایگزین کردن نام شبیه خوانی به جای تعزیه تلاش بیهوده است چرا که در طول زمان این دو واژه به نوعی مترادف هم شده اند.
ریشۀ آیین تعزیه و سیر تکامل آن در ایران
برخی پژوهشگران پیشینۀ تعزیه را به آیینهایی چون مصائب میترا و یادگار زریران بازمیگردانند و برخی پیدایش آن را متأثر از عناصر اساطیری میان رودان، آناتولی و مصر و کسانی نیز مصائب مسیح و دیگر افسانههای تاریخی در فرهنگهای هند و اروپایی و سامی را در پیدایش آن کارساز دانستهاند و حتی برخی یزید را عامل پیدایی آن می دانند آن جا که از عاملین واقعۀ کربلا خواسته تا اعمالی را که مرتکب شدهاند نمایش دهند.
اما تعزیه را از آنجا که نه اهل تسنن چنین آئینی دارند و نه جای دیگری جز ایران و شهرهای شیعه نشین عراق (که جزئی از ایران قدیم بوده) رسم عزاداری پیشوایان مذهبی به این شکل گرفته میشود، دارای رنگ اصیل ایرانی می دانند و ریشه آن را در آئین ایرانی جست و جو می کنند و نخستین مطلب قابل توجه دربارۀ ریشۀ این آیین، جامه نیلی کردن و سیاه پوشیدن است که در سوگهای ایرانیان از آئین سوگ سیاوش به جا مانده است. چرا که سیاه پوشیدن نه در بین اعراب وجود داشته و نه در بین ایرانیانی که همسایۀ ما بوده اند و دلایل دیگری که ریشۀ تعزیه را به سوگ سیاوش مرتبط می سازد از این قرار است: همانطور که در سیاوشان آرزوی همراهی با سیاوش وجود دارد در مراسم تعزیه نیز عزاداران آرزو می کنند که کاش همراه او بودند و به آن فیض عظیم می رسیدند و به طور کلی این وحدت با قهرمان، آرزوی دیرینه بشر است.
آمدن اسب و شیون و مویۀ زنان در تصویرهائی که از مراسم سوگ سیاوش، به ویژه در آسیای مرکزی داریم، این است که اسب سیاوش را رو به چادر یا نماد چادری می آورد که پیکر سیاوش در آن آرمیده است.در همین حال زنان در حال مویه اند و موهای خود را پریشان می کنند و شبیه این تصویر در واقعۀ کربلا و نمایش تعزیه قابل مشاهده است.
مطلب دیگر سرودهای سوگ است که در سیاوشان خوانده می شده و شباهت با اشعاری دارد که برای امام سوم شیعیان خوانده می شود. در سوگ سیاوش عزادار به توصیف قامت، زیبائی، دلیری، اسب و دیگر امتیازات سیاوش می پردازد و در تعزیه نیز به همین منوال رجز خوان ها در مورد امام حسین (ع) و همراهانشان صحبت می کنند. پیوند این دو قهرمان و این دو آیین بعد از ماجرای سوگواری واقعۀ عاشورا و سفارش به بیان پی در پی مصائب رخ داده در آن روز از جمله حرکت بزرگ حضرت زینب (س) برای افشای ظلم آن واقعه، صورت گرفته است.
شکل رسمی سوگواری و تعزیه، به روایت ابنکثیر، برای نخستین بار در زمان حکمرانی دودمان ایرانی شیعهمذهب آل بویه صورت گرفت. این سوگواری به گونهای بود که معزالدوله احمد بن بویه در دهم محرم سال ۳۵۲ هجری قمری در بغداد به مردم دستور داد که برای سوگواری، دکانهایشان را بسته و بازارها را تعطیل کرده، نوحه بخوانند و جامههای خشن و سیاه بپوشند که بی شک پس زمینۀ سوگ سیاوش در ذهن و فرهنگ این ایرانی سبب ساز این دستور بوده است.
در دوران حکومت سلطان محمد خدابنده نیز شیعیان حداکثر استفاده را در انجام مراسم سوگواری و بزرگداشت خاندان محمد میکردند اما سوگواریها در این فاصلۀ تاریخی سبک مشخصی نداشت. بهتدریج و به مرور زمان، عزاداریها برای امام حسین (ع)، شکل و شیوۀ مشخصی پیدا کرد تا به دوران صفویه رسید و حمایت دستگاه دولتی از این آیین موجب شکوفایی بیشتر آن شد.
به علت رواج تشیع و بوجود آمدن آیین هایی مانند روضهخوانی و حملهخوانی، تعزیه شکل منسجم تری به خود گرفت و دورۀ قاجاریه را با تابلوی تعزیه اثر کمالالملک در زمان ناصرالدین شاه، می توان عصر طلایی تعزیه نامید.
تعزیه که پیش از آن در حیاط کاروانسراها، بازارها و گاهی منازل شخصی اجرا میشد، اینک در اماکن باز یا سربستهٔ تکایا و حسینیهها به اجرا درمیآمد. معروفترین و مجللترین این تکایا، تکیهٔ دولت بود که در همین دوره به دستور ناصرالدین شاه و به تقلید از تماشاخانه اپراهال انگلستان در سال ۱۳۰۴ هجری قمری ساخته شد. در دوران قاجار، دایرۀ موضوعات اشعار تعزیه گستردهتر شد و مجالس و گوشههای فرعی و تزئینی بسیاری به آن اضافه شد. مجالسی همچون خروج مختار، سلیمان و بلقیس، یوسف و زلیخا، عروسی دختر قریش، شست بستن دیو و گوشهها و فقرههای بسیار دیگر که قرار گرفتن آنها در کنار مجالس اصلی، بنا به انتخاب تعزیه گردان (معین البکا) و با توجه به میزان حوصلۀ مخاطب صورت میگرفت. در این دوره تعزیه در ۳۰۰ مکان مشخص برپا میشد و تا زمان مشروطیت در اوج ماند.
در سالهای آغاز دیکتاتوری رضاخان، یعنی پس از ۱۳۰۴ هجری شمسی، اجرای تعزیه و روضهخوانی رفتهرفته ممنوع اعلام شد و با تخریب تکیهٔ دولت به دستور رضاخان، تعزیه پا به دوران افول خود گذاشت و هر چند پس از شهریور ۱۳۲۰ دیگر بار سر برآورد، اما در برابر سرگرمیهایی همچون سینما و تئاتر، نتوانست موقعیت و عظمت پیشین خود را بازیابد اما امروز به درجه ای از اهمیت رسیده است که امرالله احمد جو کارگردان شهیر اصفهانی و خالق آثاری چون «روزی روزگاری» و «تفنگ سر پر» تعزیه را بسیار موفق تر از تولیدات تاریخی مذهبی سینمایی و تلویزیونی می داند:« ما باید از خودمان سوأل کنیم چرا تا به امروز تعزیه ها از استقبال خوب مردم برخوردار هستند؟ این به دلیل آن است که کلیت تعزیه هیچگاه تغییر نمی کند و تعزیه ها در چارچوب فرهنگ دینی و مذهبی مردم هستند و آگاهانه در این مسیر گام بر می دارند و به همین علت است که بعد از گذشت سال ها تعزیه همچنان در دل مردم جای دارد.»
امروزه هنر تعزیه در استانهای مختلف ایران از شمالیترین شهرهای خراسان و آذربایجان تا جنوبیترین شهرهای سیستان و اهواز از پهنهٔ کویر تا حاشیههای زاگرس و البرز و از دریای خزر تا خلیج فارس، در ایام ماه محرم، برگزار میشود.
اصطلاحات تعزیه
از اصطلاحات و واژههای رایج در تعزیه شبیهگردانی می توان به این موارد اشاره کرد:
تعزیه خوان و شبیه خوان: بازیگر تعزیه، مقتلنویس: نویسنده نسخه و متن نمایش تعزیه، معین البکا: کارگردان تعزیه، ناظم البکا: دستیار کارگردان، تعزیه بانی: سرمایهگذار و تهیهکنندهٔ تعزیه، فرد: نسخه و متن نمایشنامهٔ تعزیه، بچهخوان: کسی که به جای دو طفلان مسلم میخواند، زینبخوان: بازیگری که در نقش زینب بازی میکند، رجزخوانی: هنگامی که اولیا (خاندان پیامبر) از افتخارات و اصل و نسب خود حرف میزنند، اشتلمخوانی یا پهلوانخوانی: هنگامی که اشقیا با بیانی غلو شده گفتوگوهایشان را بیان میکنند (هنگام رجز خوانی اولیا، گفتگو در در یک دستگاه موسیقی به آواز بیان می شود که به آن تحریرکردن میگویند و اشقیاخوانها سخنان خود را ناموزون و معمولی و در پارهای از موارد، تمسخرآمیز بیان میکنند)، موالفخوان: شخصی که در نقش اولیا بازی میکند، دستگاه: هر تعزیهٔ کامل را یک دستگاه یا مجلس گویند.
انواع تعزیه و تعریف آن
امروزه تعزیه با پیمودن مسیر تکاملی به انواع مختلفی چون تعزیهٔ دوره، تعزیهٔ زنانه و تعزیهٔ مضحک تقسیم شده است. تعزیهٔ دوره عبارت است از نمایش چندین دستگاه تعزیه به گونهای همزمان به طوری که چندین گروه تعزیهخوان در یک محل یا محلهای مختلف، آن را میخوانند. تعزیهٔ زنانه نمایش تعزیهای است که روزگاری به وسیلهٔ زنان و برای تماشاگران زن، معمولاً در دنبالهٔ مجالس روضهخوانی اجرا میشد و تنها به صورت کاری تفننی بر جا ماند و عمومیت و توسعهای نیافت. داستان این تعزیهها مثل مضامین تعزیهٔ معمولی بود، با این تفاوت که قهرمانهای اصلیش را بیشتر زنان تشکیل میدادند. تعزیهٔ مضحک نیز تعزیهای است با مایههایی سرشار از طنز، کنایه، لعن و نفرین. افراد در این تعزیه به تمسخر دینستیزان و کسانی میپردازند که به محمد و امامان شیعه و خاندان آنها ستم یا بیادبی کردهاند. اگر اولیاخوانی در این تعزیهها نقش داشته باشد، حضورش چه در گفتار و چه در رفتار توأم با وقار و متانت است، در حالی که دیگران هر یک به جای خود با بازیها و حرکتهایی مضحک و خندهآور ظاهر میشوند و شادی میآفرینند. گاهی هم برای نشان دادن مجلس کفار از مطربان و تقلیدگران و مسخرگان استفاده میکردند که چون مراد از این استفاده تمسخر و توهین به آنها بود، طبعاً منعی نیز نمیتوانست داشته باشد! این نوع تعزیهها معمولاً روزهای جمعه و عیدهای مذهبی و برای شاد کردن مردم اجرا میشد. دکتر محجوب در کتاب نمایش کهن ایرانی و نقالی به این نوع تعزیه اشاره دارد: «تعزیه بر خلاف معنی لغوی آن غم انگیز بودن شرط حتمی و لازم آن نیست، گاهی خنده آور و شادی بخش است. گویی این که، این نوع نمایش ها در ابتدای امر و پیدایش به منظور یادآوری مظلومیت شهدای دین و مذهب و ذکر مصایب آن ها بر پا شده است و بعدها در طی زمان و در نتیجه ي تکامل این هنر آییني نوع فرح زا و شادی آور آن، به آن اضافه شده است .»
برپایی تعزیه در اندونزی و کارائیب
یکی از اصلیترین مراسم سنتی مربوط به ماه محرم در اندونزی مراسم تابوت است به این شکل که در یکی از نواحی اندونزی مردم تابوتی چوبی را که با کاغذهای رنگارنگ تزئین شده و بر روی آن قبر حسین بن علی تصویر شدهاست بر دوش میکشند و این تابوت را تمام روز به حرکت درآورده و در شهر میگردانند و در عصر عاشورا آن را به دریا می اندازند. در ناحیهٔ کارائیب، در جزیرهٔ ترینیداد نیز تعزیه به مراسمی نمادین مربوط میشود که به آن «تَجَه» یا «هوسَی» (حسین) میگویند و عمده ترین بخش آن آداب همانند اندونزی مربوط به مراسم تابوت است که آن را در روزهای محرم ساخته و پس از نمایش، آن را در آب غرق میکنند.
بازتاب تعزیه در کتب تاریخ نویسان
تاورنیه (سیاح اروپایی) در سفرنامه خود با ترجمه ابوتراب نوری، یکی از مراحل تحول تعزیه را در یادداشت هایش نشان داده است. او در محرم 1046 خورشیدی در حضور شاه صفی دوم در اصفهان شاهد مراسمی بوده که پنج ساعت پیش از ظهر شروع و تا ظهر طول کشیده است و شرح این مراسم را بدین گونه بیان می کند:«در بعضی از عماری ها طفل هایی شبیه نعش خوابیده بودند و آنهایی که دور عماری را احاطه کرده بودند گریه و نوحه و زاری می کردند. این اطفال شبیه دو طفل امام حسین هستند که بعد از شهادت امام، خلیفه بغداد، یزید آنها را گرفت و به شهادت رسانید.به دلیل حرمت ها این دسته ها را فقط مردان می گردانیدند و زنان به هیچ روی در آنها جایی نداشتند، نقش های زنان را جوانان تازه سال و نازک صدا بازی می کردند.»
ویلیام فرانکلین نیز در کتاب مشاهدات سفر از بنگال به ایران در فصل« از بنگال به شیراز »که در محرم 1166 یعنی در عهد زندیه دیده است می آورد:
«یکی از جالب ترین نمایش های این سوگواری عروسی قاسم جوان پسر امام حسن است با دختر عمویش که دختر امام حسین باشد. این عروسی هیچ گاه تحقق نیافت چون قاسم در یکی از نبردهای کنار فرات در هفتم محرم شهید شد. پسر جوانی نقش عروس را با همه تزئینات یک عروس بازی می کند. این عروس همراه زن های خانواده اش است و با لحنی اندوهبار شعری راجع به پایان غم انگیز شوهرش که توسط کفار نابود شده می خواند. نمی توان دقایق جداشدن آنها را فراموش کرد، وقتی که شوهر نامزد جوانش را ترک می کند تا به جنگ برود با او لطیف ترین وداع ها را می کند و جامه سوگواری به او می دهد و دختر هم جامه را به روی شانه های خود می اندازد.»
و در سفرنامه دروویل ترجمه جواد محبی در 1200 شمسی آمده است: «در تهران شاهد تعزیه ای بودم که مهمترین مرحله نمایش آن روز دهم محرم بر صحنه می آید. در این روز یکی از درباریان که ایفای نقش حسین بن علی به وی محول شده است. با سوارانی به تعداد همراهان حسین به هنگام عزیمت به کوفه، به میدان می آید. ناگهان عبید زیاد در راس چندین سرباز سر می رسد، اما امام حسین از تسلیم و بیعت سر باز می زند و با وجود همراهان معدود خویش با شجاعت و شهامت به جنگ ادامه می دهد. من از دیدن این صحنه جاندار که چیزی از واقعیت کم نداشت به حیرت افتادم. حیرتم وقتی بیشتر شد که دیدم پس از پایان نمایش از آن 4 هزار تن که بدون رعایت نظم و احتیاط به جان هم افتاده بودند حتی یک تن نیز زخمی نشده است.»
12177/135
واژۀ تعزیه، از ریشۀ واژۀ عربی عزا و به معنی سوگواری کردن و به سوگواری واداشتن است.
کد خبر 250598
نظر شما